* آیا در مدت باقیمانده از دوران بوش ممکن است در سیاست آمریکا بویژه در دو بحران عراق و افغانستان تغییرى صورت بگیرد ؟
**نباید انتظار تغییرات زیادى داشته باشید. در مجموع ایدئولوگهاى حاکم بر دولت بوش خیلى قدرتمند و قادر به تغییر سیاست ها به نظر نمى رسند و گویا تمایل دارند آشفتگى موجود را که خود به وجود آورده اند به دولت بعد، که احتمالاً تحت کنترل حزب دموکرات اپوزیسیون خواهد بود، منتقل کنند.
* تغییرات گسترده در ترکیب فرماندهان نظامى پنتاگون مانند رفتن فالون یا جابه جایى پترائوس نشانه چیست؟
**تعداد روبه افزایشى از رهبران نظامى ایالات متحده با سیاست هاى این کشور در منطقه، بخصوص در قبال ایران و عراق، مخالفند. در نتیجه بوش حامیان سیاست هایش را ارتقا داده و مخالفانشان را وادار به استعفا کرده است. استعفاى فالون و ترفیع ژنرال پترائوس نیز پیرو همین الگو بود.
* به طور خاص در پروژه عراق آمریکایى ها اکنون دنبال چه هدفى هستند : کسب یک پیروزى نظامى آنى، ایجاد یک آشتى ملى یا بستن قراردادهاى اقتصادى ونظامى که آینده حضورشان را تضمین کند؟
**در این مورد مى توان گفت دولت بوش از برنامه هاى بزرگ پیروزى کامل و ایجاد عراقى باثبات و حامى مقاصد اقتصادى و استراتژیک آمریکا در منطقه دست برداشته است. کاهش نسبى سطح خشونت و ایجاد دست کم چهار پایگاه نظامى اصلى به منظور مداخله آمریکا در نقاط دیگر منطقه، بالاترین امید آنهاست. آنها خواهان حکومت بر نظام متحدى با دولت مرکزى ضعیف هستند، به شکلى که استقلال محلى ایجاد کنند ولى مانع از تفکیک کشور به ۳ منطقه شوند. چرا که این جدایى طلبى مى تواند منجر به افزایش خشونت شود.
* آنچه راجع به اختلاف رایس و گیتس با چنى بویژه در برخورد با ایران و عراق گفته مى شود چه میزان صحت دارد ؟
**گرچه همگى آنها معتقدند ایالات متحده حق حکومت بر منطقه دارد، اما هنگامى که سخن از محدودیت هاى قدرت آمریکا به میان مى آید، موضع رایس و گیتس تا حدى واقع گرایانه تر است. چنى هنوز به قدرت آمریکا براى تحقق خواسته هایش اعتقاد بى اساسى دارد. اما هیچ یک از آنها به خواسته مردم این کشورها در خصوص خودمختارى بدون سلطه بیگانه اهمیتى نمى دهند.
* چرا پروژه خروج از عراق که ماه هاى گذشته با شدت توسط کنگره و افکارعمومى آمریکا پیگیرى مى شد اکنون دوباره متوقف شده است؟
**دولت بوش به پشتوانه رسانه ها توانست بسیارى از آمریکایى ها را متقاعد کند که افزایش نیروها در سال گذشته باعث کاهش خشونت در برخى از نقاط عراق شد. به علاوه حزب دموکرات، که بر کنگره نظارت دارد و احتمال مى رود در انتخابات ریاست جمهورى در ماه نوامبر پیروز شود، همچون گذشته ها در مبارزه با حزب جمهوریخواه در امور نظامى محکم برخورد نمى کند. در این نظام خشک دو حزبى تمایلات ضدجنگ در قانون بازتابى ندارند.
* بر حسب تجربه دولت هاى پیشین آمریکا فکر مى کنید کدام بخش از سیاست ها با جابه جایى سیاسى در کاخ سفید تغییر خواهد کرد و سؤال دیگر اینکه آیا این فرض را قبول دارید که انتخاب مک کین تداوم کامل اندیشه هاى دوران بوش خواهد بود ولى انتخاب هیلارى و اوباما تغییر ساختارى این سیاست ها ؟
**شاید جان مک کین در عمل حتى از بوش هم سلطه جوتر باشد. هیلارى کلینتون احتمالاً اکثر سربازان آمریکایى را از عراق خارج خواهد کرد و به احتمال زیاد حمایت متحدان ایالات متحده را جلب خواهد کرد اما سیاست کلى وى در قبال ایران، افغانستان، اسرائیل و دیگر کشورهاى منطقه شبیه به سیاست بوش خواهد بود.
تنها باراک اوباما تغییرات واقعى ترى را به همراه خواهد آورد. حکومت او مانند حکومت هاى پیشین، خواهان حفظ و افزایش قدرت نظامى و سلطه جویى آمریکا است. اگرچه، بعید به نظر مى رسد عملکردى یک جانبه اتخاذ کند و درگیر حمله نظامى شود. در عوض بسیار محتمل است که توجه خود را بر موارد زیر متمرکز کند: حل درگیرى ها، انجام مذاکراتى با ایران و دیگر کشورها، خروج اکثر سربازان از عراق، وادار کردن اسرائیل به مصالحه در اشغال سرزمین هاى فلسطین و سوریه و پى گیرى جدى تعهدات آمریکا در چارچوب قوانین بین المللى.