تاریخ انتشار : ۱۲ آبان ۱۳۸۷ - ۱۰:۱۶  ، 
کد خبر : ۳۹۸۰۱

تجدید دوستى در روز نکبت


سلیمان دعویسرا
بوش براى دومین بار در ۸ سال ریاست جمهورى خود وارد خاورمیانه شد. دیدار جدید بوش که گمان مى رود آخرین حضور او در منطقه باشد با حساسیتى بیش از سفرهاى دیگر او در کانون نگاه محافل خبرى قرار گرفت. همه ناظران خاورمیانه سعى کردند از منظر این سفر دو مسئله مهم؛ عملکرد سیاست خارجى ایالات متحده و نیز سرنوشت آینده شرکاى بوش در این منطقه را محک بزنند.
در ارزیابى سفرهاى بوش و گام هایى که دیپلماسى آمریکا در این منطقه بر مى داشت همواره میان دو گروه از تحلیلگران خاورمیانه اختلاف نظر جدى بروز مى کرد. به عبارت دیگر دو صداى متفاوت از محافل سیاسى به گوش مى رسید؛ گروهى که اغلب با ارزیابى خوشبینانه اى که از نفوذ سیاسى و ظرفیت تأثیرگذارى آمریکا در خاورمیانه عربى داشتند اظهار عقیده مى کردند که سرانجام بوش نیز همانند اسلاف خویش یعنى کارتر و کلینتون خواهد توانست اعراب را دور یک پیمان و یا عهدنامه سازش با اسرائیل بنشاند و گروهى دیگر که با تکیه بر شرایط بغرنج سیاسى خاورمیانه بویژه موج عمیق بى اعتمادى عمومى نسبت به هیأت حاکمه کنونى آمریکا براین باور بودند که سفرهاى بوش و وزیر خارجه او محکوم به شکست است و این همه رایزنى و سناریو چینى جز اتلاف وقت و تعمیق شکاف میان اعراب و اسرائیل نتیجه اى در برندارد.
این اختلاف نظر تا برپایى اجلاس آناپولیس ادامه یافت، اجلاسى که مهمترین فرصت بوش براى پیاده کردن طرحى بود که بر آن نام نظام دو دولتى در فلسطین نهاده شد و بر پایه آن قرار بود تا پایان ۲۰۰۸ یعنى اتمام دوره ریاست جمهورى بوش یک دولت جدید با محوریت تشکیلات خود گردان در کنار رژیم صهیونیستى شکل بگیرد. اما مصوبات و تصمیماتى که در این اجلاس گرفته شد پیش از آنکه در موج درگیرى هاى سرزمین هاى اشغالى از اعتبار ساقط شود به دیوار لجاجت تل آویو برخورد کرد ورنگ باخت.
با این اتفاق تغییر ریشه اى در دیدگاه گروه ها و محافلى که پیش از این در آخرین سال ریاست بوش منتظر یک پیشامد تازه بودند رخ داد و نگاه ها آن قدر به هم نزدیک شد که اکنون در سفر دوم بوش فقط یک صداى واحد از دو جبهه انقلابیون و جناح محافظه کاران عرب به گوش مى رسد. به این صورت است که میان قضاوت سردبیر بى بى سى و واشنگتن تایمز در باره سفر بى سرانجام بوش به خاورمیانه با آنچه در نشریه القدس العربى نقش بسته تفاوتى دیده نمى شود.
اما این بى اعتمادى و نا امیدى از سیاست آمریکا به محافل خبرى یا تحلیلگران محدود نیست. با وضع آشفته و فاجعه بارى که در چهار گوشه خاورمیانه بروز کرده هر دو جامعه یهودیان و مردم فلسطین از سفر بوش تلقى یک ژست سیاسى را دارند.
این گفته بارها در آستانه سفر بوش از محافل یهودى شنیده شد که بوش که هفت سال منتظر ماند تا به اسرائیل سفر کند اکنون که زمان براى هر اقدامى سپرى شده دیگر کارى از دستش بر نمى آید.
این مسئله اکنون حالتى از یک طنز سیاسى را پیدا کرده است که بوش به بهانه جشن سالگرد اشغال فلسطین با طرح دوباره دعوت به سازش همچنان راهى شرم الشیخ مى شود.
این درحالى است که مذاکرات سازش بین دو طرف از زمانى که رئیس جمهور آمریکا در نوامبر ۲۰۰۷ میلادى تلاش هاى خود را در این زمینه آغاز کرد هیچ پیشرفتى نداشته است. با هر بحرانى که در حوالى غزه و سرزمین هاى اشغالى بروز مى کند امیدها به فرایندى که بوش عادى سازى اوضاع خوانده بود کمتر و کمتر مى شود.
در این باره لازم نیست از مواضع الزهار یا هنیه و مشعل مثال آورده شود. سخنان ابومازن و دستیار او در تشکیلات خودگردان (سلام فیاض) همزمان با سفر بوش به خوبى گویاى عمق شکاف جبهه عربى - فلسطینى است. مقام هاى تشکیلات خودگردان در این اظهارات اقدام اسرائیلى ها را تشدید محاصره غزه، تهاجم به کرانه باخترى و احداث شهرک هاى صهیونیست نشین در بیت المقدس و کرانه باخترى رود اردن فاجعه نام نهاده و از سوى دیگر اسرائیلى ها نیز از سرویس هاى امنیتى فلسطینى انتقاد مى کنند.
بر این اساس است که نیویورک تایمز در سرمقاله اخیر خود تقلاى دیپلماسى رایس را در پایتخت هاى عربى به چالش کشیده است. تحلیلگر این روزنامه تأکید کرده است که در هیچ دوره اى این اندازه سیاست خارجى آمریکا چشم خویش را بر واقعیات خاورمیانه نبسته بود .
این که چگونه است که هنوز رایس اعلام مى کند که طرفین درگیرى اگر از برخى از مطالبات ارضى خود چشم پوشى کنند بحران خاورمیانه قابل حل است و یا بوش هنوز قرار است در شرم الشیخ با ایهود اولمرت؛ محمود عباس و مصریها موضوع تشکیل کشور مستقل فلسطینى را مورد بررسى قرار دهد، بزرگترین معماى سیاست خارجى امروز آمریکا است.
شرم الشیخى که بوش این بار در آن گام مى نهد دیگر مهیاى هیچ مذاکره و توافقى نیست.
فضاى خاورمیانه با آنچه بوش در آناپولیس ترسیم کرده بود فاصله اى عمیق پیدا کرده است . فقط در سه ماه اخیر چندین بحران در دو سوى مرزهاى فلسطین اشغالى بروز کرد که هر کدام ضربه اى تازه بر مسیر سیاست خارجى کاخ سفید وارد کرده است.
اما چنان که اغلب ناظران گفته اند پروژه بوش براى راه اندازى قطار سازش از وقتى زمینگیر شد که دو بازیگر اصلى میدان مذاکره تضعیف شده واعتبار شان را ازدست دادند.
ایهود اولمرت نخست وزیر اسرائیل در پرونده هاى رسوایى جدیدى درگیر شده و ممکن است مجبور به استعفا شود و محمود عباس رئیس تشکیلات خودگردان فلسطینى نیزعلاوه بر آنکه اعتبارش را نزد محافل عربى از دست داده تنها کنترل بخشى از اراضى فلسطینى یعنى کرانه باخترى رود اردن را در اختیار دارد. بدین ترتیب هدف این دو مقام اسرائیلى و فلسطینى براى دست یافتن به صلح تا پایان سال جارى میلادى که طى کنفرانس آناپولیس در آمریکا درباره آن بحث و تبادل نظر صورت گرفت بیش از پیش غیر واقعى به نظر مى رسد.
به گفته منابع مطلع حتى کاندولیزا رایس وزیر امور خارجه آمریکا نیز که هفته گذشته با هدف هموار کردن زمینه سفر بوش از منطقه دیدن کرد آثار این وضع بحرانى را حس کرد و با نگاهى ناامیدانه از اولمرت و ابومازن خداحافظى کرد.
دیپلمات هاى واشنگتن که از زمان آغاز ریاست جمهورى بوش در آمریکا در سال ۲۰۰۱ میلادى تاکنون بیشترین آمد و رفت را به منطقه خاورمیانه داشته اند در این مدت تلاش کرده اند تا به عنوان میانجى طلسم مذاکره اعراب و اسرائیل را بشکنند اما حسرت دستیابى به یک توافق اولیه سازش به نظر مى آید که به صورت داغى بر دل بوش خواهد ماند.
جرج بوش تنها چند ماه فرصت دارد تا پرونده او در یکى از پیچیده ترین مناقشات جهان نیز بسته شود این در حالى است که حتى اگر وى بتواند کاغذى را هم به عنوان توافقنامه بین اسرائیلى ها و فلسطینى ها به امضا رساند چنان که تحلیلگر آسوشیتد پرس گفته است اجراى این طرح تا زمانى که حماس همچنان کنترل نوار غزه را در اختیار خود داشته باشد و شلیک موشک هاى مبارزان فلسطینى و قدرت نمایى مبارزان حزب الله ادامه یابد ناممکن خواهد بود.
آخرین سخنان بوش در آستانه روز نکبت به وضوح افق تیره سیاست خارجى آمریکا را نمایان مى کند. آنجا که بوش در گفت و گو با شبکه بى بى سى اعلام کرد؛ عمیقاً نگران آینده منطقه است. گزارشگر بى بى سى نیز با خواندن مقدمه اى در ابتداى مصاحبه رسماً فاتحه پروژه سازش بوش را در حضور رئیس جمهورى آمریکا خواند.
از بازتاب هاى شکست بوش یکى این است که اغلب کارشناسان در داخل و خارج سرزمین هاى اشغالى به هر دو جناح آینده ایالات متحده و اسرائیل توصیه مى کنند که اگر در پى راهى براى موفقیت هستند رفتارى معکوس با عملکرد کاخ سفید پیش بگیرند چنان که گزارشگران آمریکایى از تل آویو خبر داده اند، اخیراً صداهایى در اسرائیل شنیده مى شود مبنى بر این که دولت اسرائیل باید با مقامات حماس مذاکره کند، زیرا سیاست منزوى کردن جنبش حماس بى حاصل بوده است. آنها پى درپى نتایج نظر سنجى هایى را به چاپ مى رسانند که حاکى از آن است که تاکنون سیاست دولت بوش و اولمرت در وارد آوردن فشار نظامى بر نوار غزه و همچنین محاصره اقتصادى نتایجى معکوس در بر داشته است.
این واقعیتى است که در پایان ۶۰ سال اشغال فلسطین به اثبات مى رسد که آمریکا و رژیم صهیونیستى هر قدر که تلاش کنند نمى توانند مشروعیت مبارزات فلسطینى ها براى بازپس گیرى ساده ترین حقوق انسانى و مورد قبول در هر مکان و هر قانون بین المللى و نیز حق برابرى و آزادى و دستیابى به حقوق را از بین ببرند. و به قول آن مبارز فلسطینى آنها نخواهند توانست این سخن مشهور نلسون ماندلا را باطل کنند که گفته بود «مبارزات مردم فلسطین مسئله اول وجدان جهانى در دنیاست». بر همین اساس است که طرفداران اسرائیل از تسلیم نشدن فلسطینى ها به حملات و ضربات وارده به آنها و نیز قوه محرکه نوشونده حمایت از حقوق مردم فلسطین در نسل هاى جدید از جمله نسل هایى که در تبعید و آوارگى به دنیا آمده و زندگى مى کنند، حیران مانده اند. در شصتمین سال تولد این پدیده نامیمون ، قدرت هاى پایه گذار این رژیم خود را در محاصره چندین جنبش انقلابى مى بینند که شعار آزادى قدس را در پرچم خویش ثبت کرده اند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات