فریبرز مسعودی
هنگامی که هیلاری کلینتون اعلام کرد در صورت حمله ایران به اسرائیل، ایران را محو خواهد کرد، سیاستمداران به درستی این گفته او را نابخردانه و غیرمدبرانه خواندند. شاید در عالم واقع آمریکا یا هیچ کشور دیگری نتواند به ایران حمله کند و ادعای امارات بر مالکیت سه جزیره در حد همان نقزدنهای همیشگی باشد و تغییر نام خلیج فارس به خلیج عربی از سوی سازمان ملل به رسمیت شناخته نشود، ولی واقعیت این است که در عالم مجازی به تدریج ایران از روی پهنه گیتی در حال حذف شدن است. یاهو و گوگل دو موتور جستوجوگر قدرتمند دنیای مجازی، ایران را از صفحات خود حذف کردهاند. این داستان در هنگام ثبت دومین یا حتی ثبت فضای ایمیل شما را شوکه میکند که در میان نام کشورهایی همچون مالی، تانزانیا، اریتره، فیجی و دهها سرزمین کوچک و بزرگ و دور و نزدیک نامی از ایران نمییابید و اگر مصر به دریافت ایمیل باشید بایستی زیر پرچم کشورهایی چون افغانستان یا عراق وارد دنیای مجازی شوید تا بتوانید به عنوان عضوی از اعضای جامعه جهانی مجازی البته با پرچم کشوری دیگر به شمار آیید.
اکنون دیگر بر کسی پوشیده نیست که آمریکا به دقت و حوصله تلاش میکند ایران را از مبادلات اقتصادی، سیاسی و بازرگانی به تدریج حذف کند. در این میان مهمترین عرصه همانا مبادلات انرژی منطقه میباشد که آمریکا برای آن حساب ویژهای باز کرده است. پس از شکست سفر احمدینژاد به هند و پاکستان برای نجات خط لوله صلح، علیرغم گرانی سرسامآور بهای نفت و نیاز حیاتی هند به انرژی به نظر میرسد عزم دولت آمریکا برای محاصره ایران و حذف ایران از معادلات انرژی در منطقه خزر و خلیج فارس جدیتر از پیش خود را به رخ میکشد. این موضوع بهویژه پس از واپسین سفر دیکچنی به منطقه خاورمیانه و حوزه خلیج فارس و طرح احداث شاه لولههای راهبردی انرژی از منطقه ایران به اروپا و آسیای دور حساسیت ویژهای یافته است. بر همین اساس کشورهای ریز و درشت منطقه حتی افغانستان که در زمان جنگ مجاهدین با حکومت مرکزی افغانستان و پس از آن در دوران حکومت طالبان مرهون کمکهای بیشائبه جمهوری اسلامی ایران است، همچنین پاکستان مشغول امتیازگیری از ایران هستند.
دیپلماسی نفتی ایران نیز این روزها موفقیتی را تجربه نکرده است. خروج تدریجی و مداوم شرکتهای بزرگ درگیر در پروژههای نفت و گاز ایران، بینتیجه بودن مذاکرات خط لوله صلح، امتیازدهی مداوم به ترکمنستان و ترکیه و حتی پاکستان بر سر قیمتهای گاز که جز ارزانفروشی گرانخری نامی بر آن نمیتوان نهاد، از جمله دلایل این مدعا میباشند که شاید مهمترین دلیل شکست دولت نهم در زمینه صدور نفت و گاز، اولویت دادن امور سیاسی به امور اقتصادی است. در واقع کشورها و قدرتهای جهانی معمولا بر اساس منافع اقتصادی به یکدیگر نزدیک یا دور میشوند یا بعضا رو در روی یک دیگر قرار میگیرند، ولی این رویه در دولت آقای احمدینژاد وارونه دنبال میشود و این تصمیمهای سیاسی است که منافع اقتصادی کشور را تعیین میکند.بر اساس خبرهای منتشرشده مقامات رسمی پاکستان و ترکمنستان بار دیگر طرح انتقال گاز ترکمنستان را از طریق خط لوله به افغانستان و سپس به پاکستان و ادامه آن به هند را زنده کردهاند. این طرح در زمان حکومت طالبان مطرح شده بود که به علت ناامنی در افغانستان و در مرز این کشور با پاکستان عملا کنار نهاده شد. ولی به تدریج با تغییراتی که در دو کشور افغانستان و پاکستان روی داده به نظر میرسد این طرح با حمایت آمریکا و تشویق انگلیس، بار دیگر از بایگانی خارج میشود. با اجرای این طرح ایران از دستیابی به بازار رو به گسترش هند و چین محروم خواهد ماند، زیرا با وجود انتقال گاز از ترکمنستان به پاکستان و هند عملا احداث خط لوله انتقال گاز به چین توجیه اقتصادی نخواهد داشت. همچنین ایران پشتیبانی پاکستان را در احداث خط لوله صلح نیز از دست خواهد داد. زیرا این کشور عملا در دایره ترکمنستان قرار خواهد گرفت.
خط لوله نابوکو
اتحادیه اروپا برای تامین امنیت انرژی دریافتی خود از منطقه خزر و اوراسیا و کاستن از وابستگی خود به گاز روسیه پروژه خط لوله نابوکو را مطرح نموده است. این خط لوله به طول 3300 کیلومتر، سالیانه 30 میلیارد متر مکعب گاز را از جمهوری آذربایجان و دیگر کشورهای حوزه دریای مازندران از راه ترکیه، رومانی، بلغارستان و مجارستان به اتریش و از آنجا به سایر کشورهای اتحادیه اروپا انتقال خواهد داد. کنسرسیوم نابوکو یعنی مجارستان، ترکیه، بلغارستان و اتریش امیدوارند این خط لوله در سال 2013، گاز کشورهای آذربایجان، قزاقستان، ترکمنستان و ایران را به اروپا صادر نماید. در مرحله دوم نیز قرار است عراق و مصر به آن بپیوندند. با توجه به تعهداتی که آذربایجان و ترکمنستان برای صدور گاز دارند به نظر نمیرسد این خط لوله بدون گاز ایران بتواند به هدف خود که همانا انتقال گاز حوزه دریای مازندران به اروپا است برسد. از سوی دیگر عراق با افزایش صدور نفت کرکوک به ترکیه اعلام نموده که خود را برای پیوستن به طرح عظیم نابوکو آماده میکند.
روسیه نیز در این میان بیکار ننشسته است و به تلاش خود برای احداث شاه لوله معروف به جریان جنوبی افزوده است. شرکت گاز پروم روسیه در مخالفت با طرح نابوکو تاکید میکند، احداث دو خط لوله همزمان اقتصادی نیست زیرا گاز به اندازه کافی برای پر کردن این دو شاه لوله در منطقه وجود ندارد. آنها امیدوارند با افزایش سرعت در احداث خط لوله جریان جنوبی سیطره خود را بر ارسال گاز اروپا تحکیم بخشند. این خط لوله، گاز روسیه را از راه بلغارستان، مجارستان به صربستان رسانده تا از آنجا به کشورهای عضو اتحادیه اروپا صادر گردد. در این پروژه روسیه در نظر دارد صربستان را به یکی از مراکز ذخیرهسازی و انتقال گاز به اروپا تبدیل نماید. چنانچه این طرح تا سال 2011، تاریخی که روسیه برای آن تعیین کرده است به پایان برسد خط لوله جریان جنوبی در برابر نابوکو پیروز خواهد گردید.از سوی دیگر به علت نیاز اروپا به انرژی منطقه و باجگیریهای روسیه از این کشورها، اتحادیه اروپا مصرانه خواستار موفقیت طرح نابوکو میباشد. در این زمینه آمریکا نیز موضع خاصی در برابر حضور ایران در این پروژه بسیار بزرگ اعلام نکرده است زیرا راهی جز احداث این خط لوله از خاک ایران وجود ندارد. گرچه آمریکا در طرح خط لوله باکو- جیهان برای انتقال گاز جمهوری آذربایجان به ترکیه و اروپا راه نزدیک و در دسترس ایران را با صرف هزینه بسیار بالا کنار نهاد و با دور زدن ایران گاز جمهوری آذربایجان را به ترکیه رساند.همان گونه که مشاهده میگردد هماکنون تامین انرژی برای کشورهای اروپایی و آسیایی به یک سیاست راهبردی این کشورها تبدیل شده است. ایران با در اختیار داشتن نزدیک به 18 درصد از ذخایر شناخته شده گاز جهان با در پیش گرفتن یک دیپلماسی فعال و مبتنی بر منافع ملی میتواند جایگاه مهم خویش را در معادلات منطقهای و جهانی بازیابد. با توجه به قرارداد صدور گاز ایران به سوئیس در یک ماه پیش به نظر میرسد ایران نخستین گام عملی را در زمینه مشارکت فعال در طرح نابوکو برداشته است. همچنین بر اساس اطلاعات منتشر شده ایران پیشنهاد تاسیس پایانه گازی را در کرواسی به این کشور ارائه داده است. بر این اساس گاز ایران از راه کرواسی به اتریش و سپس به سوئیس صادر خواهد شد. علاقه ایران برای احداث خط لوله صلح که ساخت آن در خاک ایران همچنان ادامه دارد و قراردادهای گازی با کشورهای اروپایی و ترکیه هم اینک با چالشی جدی از سوی آمریکا روبهرو است.
این کشور با افزایش فشار بر شرکتهای بزرگ که در پارس جنوبی سرمایهگذاری کردهاند عملا ایران را در موقعیت یک صادرکننده گاز به چالش کشیده است. کنار کشیدن رپسول و توتال پس از شرکتهایی مانند شل و دیگر شرکتهای بزرگ از پروژههای گازی، دست ایران را بسته و باعث امتیازدهی ایران به شرکتهایی از چین و هند و روسیه گردیده است. ایران چنانچه نتواند به موقع پروژههای پارس جنوبی فازهای 17-18 و دیگر فازها را به سرانجام برساند حتی در صورت نهایی شدن پروژههایی مانند طرح خط لوله صلح و نابوکو نخواهد توانست نقشی در این دو طرح ایفا نماید، زیرا گازی برای پر کردن لولههای موجود نخواهد بود. ایران به لحاظ ژئوپلیتیکی از مزیتهای منحصر به فردی برخوردار است. این کشور پل ارتباطی کشورهای آسیای میانه و حوزه دریای مازندران با خلیج فارس و کشورهای حاشیه دریای عمان است و از سوی دیگر اتصال دهنده اروپا به هند و چین است و با قرار داشتن در میانه دو حوزه بسیار مهم نفتی و گازی جهان، در دریای مازندران و خلیج فارس نقش مفصل انرژی را در جهان داراست. همین موقعیت منحصر به فرد اقتضا میکند که دیپلماسی ایران به افقهایی فراتر از منافع منطقهای و محلی نگاه کند. سیاست تقویت همگرایی با کشورهای منطقه و قاره آسیا خواهد توانست ایران را در موقعیت بینظیری قرار دهد و شرکت فعالانهتر در پیمانهایی مانند اکو و شانگهای باعث میشود هیچ قدرتی توانایی نادیده گرفتن ایران را نداشته باشد.