تاریخ انتشار : ۲۱ آبان ۱۳۸۷ - ۰۹:۴۰  ، 
کد خبر : ۳۹۸۱۷
تحلیلی بر تهدیدات اخیر اسرائیل و آمریکا علیه ایران

یک فرضیه و چند احتمال


دکتر سیدحسین موسوی / رئیس مرکز پژوهش‌های علمی و مطالعات استراتژیک خاورمیانه
چند ماه است بحث های منطقه یی و بین المللی مربوط به پرونده اتمی ایران افزایش یافته است. این بحث ها پس از صدور قطعنامه سوم شورای امنیت سازمان ملل علیه ایران جنبه های دیگری از تهدیدات علیه ایران به خود گرفت و فرضیه های گوناگونی در این زمینه در محافل سیاسی و رسانه یی جهان و منطقه شکل گرفت. در کنار این فرضیه ها جنگ لفظی میان مقامات نظامی اسرائیل و ایران درگرفت که به تهدیدهای متقابل منجر شد. همزمان با این جنگ لفظی اسرائیل بزرگ ترین مانور امنیت اجتماعی تاریخ حیات خود را بر پایه فرضیه وقوع حملات موشکی و حتی اتمی علیه اسرائیل برگزار کرد. گزارش هایی نیز مبنی بر برگزاری مانور مشترک هوایی اسرائیل و امریکا در صحرای نقب همراه با حمله هوایی به ماکت هایی شبیه تاسیسات اتمی ایران منتشر شد. با این حال و در اواخر فروردین ماه هم جنگ لفظی میان مقامات نظامی ایران و اسرائیل فروکش کرد و هم ابعاد سیاسی پرونده اتمی ایران شاهد گشایش هایی بود. تهدیدات اسرائیل علیه ایران نیز شکل دیگری به خود گرفت و اولمرت نخست وزیر اسرائیل طی اظهاراتی مساله اتمی شدن ایران را در میان مدت مردود دانست و خطر رویارویی نظامی اسرائیل با ایران را منتفی کرد. این مقاله به بررسی ابعاد تهدیدات نظامی علیه تاسیسات اتمی ایران و فرضیه های موجود در این زمینه اختصاص دارد. فرضیه های موردنظر این نوشته شکل نردبانی دارد، بدین معنا که از فرضیه های ابتدایی و به عبارتی خوشبینانه آغاز و به فرضیه های رادیکال یا بدبینانه منتهی می شود. این توضیح ضروری به نظر می رسد که ارزیابی های این نوشته کاربردی کوتاه مدت و میان مدت دارد و به متغیرهای دارای جنبه های استراتژیک نمی پردازد، زیرا در گرایش های عملی دو طرف اصلی بازی یعنی ایالات متحده امریکا و ایران گونه یی از انعطاف ملاحظه می شود که ناظران سیاسی آن را «پراگماتیسم خلاق» نامیده اند.
فرضیه اول؛ این فرضیه بر پایه بنیادهای تئوریک جنگ روانی استوار است. بر پایه این نظریه حریف اصلی با اتخاذ کلیه آمادگی های نظامی حالت حمله به خود می گیرد تا طرف مقابل موضوع وقوع جنگ را جدی بگیرد و در نتیجه و در کشمکش های سیاسی موضوع بحران به اعطای امتیازهای موردنظر حریف تن دهد. ایالات متحده امریکا به عنوان حریف اصلی ایران در پرونده اتمی دو سیاست را به موازات هم در برخورد با مساله اتمی شدن ایران دنبال کرده است. یکی افزایش فشارهای سیاسی علیه ایران در چارچوب کشورهای 1+5 از طریق شورای امنیت در شکل صدور سه قطعنامه کما بیش ضعیف و نیمه تند است و دوم فشارهای روانی خود را به گونه یی کم سابقه و بلکه بی سابقه علیه ایران افزایش داده است. این درست است که واشنگتن بارها بر عدم تمایل امریکا به رویارویی نظامی با ایران تاکید کرده است، اما استقرار و حضور انبوه نیروهای دریایی امریکا در خلیج فارس و اظهارات مقامات بلندپایه سیاسی و نظامی این کشور مبنی بر اینکه «همه گزینه ها در موضوع اتمی ایران باز است» نشان می دهد واشنگتن از همه ظرفیت های جنگ روانی علیه ایران استفاده کرده تا شاید طرف ایرانی را به پذیرش شرایط خود و محوری ترین این شرایط یعنی تعلیق غنی سازی اورانیوم سوق دهد. امریکا بر این باور است این سیاست دومحوری تاکنون این نتیجه را داشته که ایران به شفاف سازی بیشتر برنامه های اتمی خود به ویژه در مورد ابهامات مربوط به پیشینه فعالیت های اتمی اش پرداخته است. از این رو می توان گفت که این سیاست امریکا تا حصول اطمینان قطعی در مورد ماهیت برنامه اتمی ایران ادامه پیدا خواهد کرد. پرسش اصلی در این زمینه این است که آیا امریکا در صورت ناکارآمدن شدن سیاست دوضلعی خود علیه ایران به فاز یا به گزینه دیگری منتقل خواهد شد یا خیر؟
پاسخگویی قطعی به این پرسش دشوار است، زیرا در یک نگاه غنی تر به گزینه راه حل نظامی باید به انبوه دشواری های پیش روی امریکا در صورت انتخاب راه حل نظامی توجه کرد. این دشواری ها تا آنجا جدی است که واشنگتن را در صف کشورهایی قرار می دهد که هرگونه بی ثباتی امنیتی ایران را از منظر منافع استراتژیک غرب برنمی تابند. فقط به عنوان مثال به این واقعیت اشاره می کنم که در صورت ناامن شدن ایران در اثر حمله نظامی، صرف نظر از حجم و دامنه واکنش ایران به هرگونه تجاوز نظامی، چالشی به نام «به هم پیوستگی جغرافیایی بحران» از شمال افغانستان تا غرب عراق شکل خواهد گرفت. به عبارت دیگر مساحتی بالغ بر دو برابر قاره اروپا دستخوش بحران غیرقابل پیش بینی خواهد شد که نه قدرت امریکا و نه هیچ کشور دیگر قادر به مدیریت آن حتی در کوتاه مدت نخواهد بود. این تنها یک مانع جدی استراتژیک به شمار می رود. صدها مانع دیگر وجود دارد که پرداختن به یکایک آن در این نوشتار نمی گنجد، اما آیا این موانع فرضیه حمله احتمالی به تاسیسات اتمی ایران را به طور مطلق مردود می کند؟ پاسخ این است که اگر طرف دیگری مثلاً اسرائیل ماموریت حمله به تاسیسات اتمی ایران را به عهده گیرد صحنه کشمکش و عوامل آن به کلی دگرگون خواهد شد. این موضوع در فرضیه دوم مورد بررسی قرار می گیرد.
فرضیه دوم؛ به دلایل گفته شده در فرضیه اول و در صورت انصراف قطعی ایالات متحده امریکا از گزینه راه حل نظامی علیه ایران محتمل ترین نیروی جایگزین برای اجرای سناریو حمله به تاسیسات اتمی ایران، رژیم صهیونیستی است. از این رو باید فرضیه حمله نظامی اسرائیل مورد بررسی قرار گیرد. چنان که می دانیم رژیم صهیونیستی حداقل در 6 ماه گذشته در صدر دولت های خواهان برخورد جامعه جهانی با موضوع اتمی شدن ایران قرار گرفته است. همچنین موضوع اتمی شدن ایران و تهدیدآمیز بودن آن علیه امنیت اسرائیل در صدر تلاش های دیپلماتیک رژیم صهیونیستی قرار گرفته است. مانور مشترک عملیات هوایی اسرائیل و امریکا در صحرای نقب در هفته اول فروردین ماه، برگزاری مانور بی سابقه امنیت اجتماعی در سراسر اسرائیل برای اندازه گیری ظرفیت های واحدهای نظامی در عملیات امداد، آزمایش پیوسته سپرهای ضدموشکی در اسرائیل و اعلام کارآمدی آن در مقابل هرگونه حمله موشکی ایران و بالاخره حمله هوایی اسرائیل به تاسیسات منطقه دیرالزور سوریه به بهانه اتمی بودن این تاسیسات در ماه سپتامبر گذشته و پیام های این عملیات اسرائیل به ایران همه و همه از جمله تدابیر نظامی رژیم صهیونیستی طی چند ماه اخیر برای ارسال پیام به رهبران ایران مبنی بر تصمیم قطعی رهبران تل آویو جهت جلوگیری از اتمی شدن ایران و تضعیف توانمندی های موشکی کشورمان به شمار می رود. در عرصه تلاش های دیپلماتیک از یک سو و جنگ لفظی میان مقامات نظامی رژیم صهیونیستی و مقامات نظامی جمهوری اسلامی ایران از سوی دیگر طی چند ماه اخیر از حدود متعارف تهدید و تهدید متقابل فراتر رفت. نکته جالب توجه در این کشمکش این است که مقامات سیاسی و نظامی رژیم صهیونیستی در شلیک این تهدیدها کنشگر بوده اند و تهدیدهای متقابل رهبران و مسوولان سیاسی و نظامی ایران جنبه واکنش داشته است، به استثنای یک دستاویز چندساله رژیم صهیونیستی مبنی بر اینکه رئیس جمهور ایران مساله نابودی اسرائیل را مطرح کرده، دیگر اظهارنظرها و تهدیدهای نظامی از تل آویو روانه تهران بوده است. بن العیاذر یکی از وزرای کابینه رژیم صهونیستی از حزب کار چندی پیش گفت اگر ایران به اسرائیل حمله کند، اسرائیل ایران را با خاک یکسان خواهد کرد. در پاسخ به این تهدید نظامی اسرائیل بود که چند فرمانده ارشد نظامی ایران اعلام کردند اسرائیل کوچک تر از آن است که ظرفیت رویارویی نظامی با ایران را داشته باشد. اگر بخواهیم سیاست نظامی خاورمیانه یی رژیم صهیونیستی را در چند جمله خلاصه کنیم باید بگوییم اسرائیل از پیدایش یک قدرت اتمی رقیب در خاورمیانه به شدت وحشت دارد. منظور از قدرت اتمی رقیب از دیدگاه اسرائیل لزوماً قدرت اتمی نظامی نیست، زیرا رژیم صهیونیستی برای قدرت موشکی ایران از نام مستعار قدرت اتمی و تهدیدآمیز بودن آن استفاده می کند تا خود را از هر قید و بند مربوط به حق کشورها از جمله ایران در ساخت و افزایش برد موشکی خود آزاد کند. اسرائیل به دلیل حجم ناچیز جغرافی اش و آسیب پذیر بودن آن به شدت از برقراری موازنه قوای منطقه یی صرف نظر از ماهیت عوامل تضمین کننده این موازنه قوا وحشت دارد. در جنگ 33 روزه اسرائیل علیه لبنان در سال 2006 مقاومت اسلامی این کشور با قدرت محدود موشکی خود موفق شد موازنه وحشت را در اردوگاه حریف برقرار کند. این معادله توانست اسطوره شکست ناپذیری ارتش اسرائیل را بشکند. حال تصور کنید اگر این معادله با مقیاس قدرت ایران اندازه گیری شود، وحشت اسرائیل به چه درجه خواهد رسید. بسیاری از استراتژیست ها در منطقه معتقدند بن بست موجود در بحران سیاسی لبنان به این سیاست اسرائیل بازمی گردد که نیروی حزب الله لبنان در عرصه بحران سیاسی این کشور فرسوده شود. رواج شعار ضرورت خلع سلاح حزب الله اصلی ترین خواست اسرائیل است که از زبان اردوگاه سیاسی طرفداران محلی امریکا در لبنان جاری می شود. این معادله ما را به طرح این پرسش مهم سوق می دهد که مساله حمله نظامی اسرائیل به تاسیسات اتمی ایران تا چه اندازه جدی است؟ پاسخ این پرسش در گرو چگونگی تلقی امریکا از نحوه دامنه و هدف های تعیین شده ایران در واکنش به هرگونه حمله نظامی اسرائیل به هر نوع هدف ایران قرار دارد.
این البته ابتدایی‌ترین شرط به شمار می‌رود. متغیرهای دیگری وجود دارد که در کاهش و افزایش احتمال مربوط به حمله نظامی اسرائیل به ایران ایفای نقش می‌کند. مفهوم آشکار ایم متغیرها پیرامون این واقعیت دور می‌زند که ایالات متحده آمریکا به دشواری می‌تواند از زیر بار مسئولیت حمله احتمالی اسرائیل به ایران شانه خالی کند. ضمناً اگر آمریکا در ظاهر هیچ نوع مشارکت عملی در طراحی، پوشش اطلاعاتی و دیگر سرویس‌های جانبی حمله نظامی اسرائیل به ایران نداشته باشد، حداقل رهبران جمهوری اسلامی ایران به صورا قطعی این‌گونه می‌اندیشند.
متغیرهای که بدان اشاره شد، می‌تواند به صورت زیر تجلی پیدا کند: اوضاع بحرانی عراق سمت و سویی وخیم‌تر از وضعیت فعلی پیدا کرده و قدرت نیروهای آمریکا برای مدیریت بحران این کشور کاهش یابد، رویدادهای سرزمین‌های اشغالی فلسطین سمت و سویی وخیم‌تر از روندهای جاری پیدا کند، به گونه‌یی که اسرائیل تمامی نیروی خود را برای مهار بحران فزاینده در سرزمین‌های اشغالی متمرکز کند (فرضیه حمله همه‌جانبه نظامی اسرائیل به باریکه غزه و اشغال مجدد آن با هدف ریشه‌کن کردن جنبش حماس و جنبش جهاد اسلامی فلسطین در همین چارچوب مطرح می‌شود)، آمریکا و اسرائیل به این نتیجه قطعی برسند که در صورت حمله نظامی رژیم صهیونیستی به ایران هم‌پیمانان منطقه‌یی ایران نظیر سوریه، حزب‌الله لبنان و جنبش حماس سه جبهه همزمان را علیه اسرائیل می‌گشایند (تلاش اسرائیل برای اعطای پاره‌یی امیدها به سوریه مبنی بر باز پس دادن بلندی‌های جولان در برابر برقراری صلح و تلاش برای محاصره حزب‌الله لبنان، دایره بحران سیاسی داخلی این کشور و تلاش برای محاصره همه‌جانبه باریکه غزه برای تضعیف و در صورت امکان ریشه‌کن کردن جنبش حماس در چارچوب سیاست اسرائیل برای از هم پاشیدن هم‌پیمانی ایران و سوریه و قطع ارتباطات منطقه‌یی ایران ارزیابی می‌شود)، آمریکا و اسرائیل در چارچوب بدبینانه‌ترین احتمال به این نتیجه برسند که واکنش ایران به هرگونه تجاوز اسرائیل دایره‌یی وسیع‌تر از هدف‌های مستقیم رژیم صهیونیستی و آمریکا پیدا می‌کند. اظهارنظرهای اخیر رهبران اسرائیل به ویژه ایهود اولمرت در مورد اتمی شدن ایران و اینکه توان نظامی ایران در میان‌‌مدت برای اسرائیل تهدیدکننده نیست از دیدگاه بسیاری از کارشناسان امور استراتژیک در چارچوب تلاش تل‌آویو در جهت آرام‌سازی و کاهش تنش با ایران ارزیابی می‌شود. اما نمی‌توان نقش متغیرهای یاد شده در بالا را در سوق دادن اسرائیل به تغییر سریع سیاست‌های خود در قبال ایران نادیده گرفت. در این صورت با توجه به یکسانی منافع اسرائیل و آمریکا در خاورمیانه می‌توان گفت ارزیا‌بی‌ها و جمع‌بندی‌های واشنگتن مبنی بر پرهزینه بودن ریسک هرگونه تجاوز نظامی به ایران به منظومه منطقی اسرائیل نیز راه یافته و گزینه راه‌حل نظامی در برخورد با پرونده اتمی ایران حداقل در میان‌مدت به تعلیق درآمده است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات