احمد جلالىفراهانى
ماجراى تحریم تنباکو در تاریخ ۵۰ ساله عهد ناصرى از بسیارى حوادث ریز و درشت آن دوران ارزش مطالعه تاریخى بیشترى دارد. چه بسیارى از تاریخدانان و محققان عرصه تاریخ معتقدند قیام تنباکو سر آغاز جریانى است که به ترور ناصرالدینشاه و قتل او و انقلاب مشروطه انجامید. در واقع جنبش تنباکو را مىتوان نخستین قیام جدى و سراسرى ملت ایران در برابر استبداد همه جانبه و غیر قابل تحمل دستگاه بى در وپیکر حکومت قاجار تلقى نمود. جریانى که نوعى مقاومت منفى علیه یک قدرت استعمارگر خارجى به شمار مىرفت. نخستین اعتراض ایرانیان که با نارضایتىهاى پیشین از نظر ماهوى متفاوت بود در جنبش تنباکو جلوه گر شد و به بار نشست.
بحران تنباکو نمایانگر تغییرات اساسى در ایران قرن نوزدهم بود و در واقع تمرینى بود براى جنبش مشروطه آینده. اگرچه در قیام تنباکو انگیزههاى اقتصادى آشکارى وجود داشته اما به حقیقت باید آن را نخستین حرکت سیاسى در تاریخ ایران دانست که با اتخاذ تصمیمى سیاسى حکومت ناچار به عقبنشینى شد. متعاقب پیروزى جنبش تنباکو امید فشار آوردن بر دستگاه ناصرى براى ایجاد اصلاحاتى در ساختارهاى کهن و فرسوده کشور بالا گرفت و تحصیل کردگان فرنگ رفته را واداشت خواهان تغییراتى به مانند آنچه در اروپا رخ داده بود، باشند و بدینسان جرقههاى نشر افکار و مفاهیم جدید زده شد.
سادهلوحىهاى شاهانه
نطفه ماجراى تنباکو در سفر سوم ناصرالدین شاه به اروپا بسته شد. سفرى که در سال ۱۲۹۰قمرى و متعاقب آن در سالهاى ۱۲۹۵ و ۱۳۰۶ قمرى به اروپا انجام داد و طى آن متوجه پیشرفت حیرت انگیز اروپاییان در صنعت شد و به جاى آنکه همچون میرزا تقى خان فراهانى به فکر ایجاد زمینه و بستر مناسب براى رسیدن ایرانیان به همان نقطه باشد ترجیح داد امت ممالک محروسهاش وارد کننده محصولات فرنگى باشد و به نظرش رسید که مىتوان با دادن امتیازهاى کلان به اروپاییان آنها را وادار کرد که این همه پیشرفت را با خود به ایران بیاورند.
عباس امانت تاریخ پژوه و نویسنده کتاب «قبله عالم» در اینباره مىنویسد: «نمونهاى از این سادهاندیشى و در ضمن تلاش ناصرالدینشاه براى اکتساب یکباره پیشرفت مادى غرب، از امتیاز اعطایى او به رویتر آشکار مىشود. شاه مىخواست با یک قلم امتیاز آن هم با سرمایهدارى که کفایتش مشکوک بود پیشرفت مادى را یکجا به ایران بیاورد. (عباس امانت، قبله عالم، ص،۵۵۲ ترجمه حسن کامشاد، نشر کارنامه) این تلقى سادهلوحانه شاه باعث اعطاى امتیازى بى سابقه از سوى دولت ایران به میجرتالبوت انگلیسى موجب مىشود تا او امتیاز توتون و تنباکو و انحصار آن را از دولت ایران اخذ کند.
و این در شرایطى اتفاق مىافتاد که خیل کثیرى از چایکاران ایرانى به دلیل خریده نشدن برگ چایشان عملاً ورشکست شده بودند. مطابق این امتیاز که اوایل سال ۱۲۶۹ شمسى (۱۳۰۶ ق.) به امضاى ناصرالدینشاه رسید، امتیاز انحصار کامل تولید، خرید، فروش و صدور توتون و تنباکوى ایران به مدت ۵۰ سال در اختیار کمپانى رژى قرار مىگرفت و در مقابل آن سالانه مبلغ ۱۵ هزار لیره انگلیسى همراه با ۲۵ درصد سود کمپانى به خزانه شاه پرداخت مىشد.
این امتیاز که با دادن رشوه کلان به مقامات دولت و دربار به دست آمده بود، (ابراهیم تیمورى، تحریم تنباکو، نخستین مقاومت منفى در ایران (تهران: کتابهاى جیبى، ۱۳۵۸)، ص ۱۷۷.) به منزله فروش ایران به بیگانگان بود (نیکى کدى، تحریم تنباکو در ایران، ترجمه شاهرخ قائم مقامى(تهران: کتابهاى جیبى، ۱۳۵۶)، ص ۱۲) که حتى مایه تعجب و حیرت خود اروپاییها قرار گرفت. به همین دلیل پس از عقد قرار داد، هم انگلیسىها و هم دولت ایران، این امتیاز را محرمانه نگاه داشته و به مردم اعلام نکردند که این امر حاکى از آگاهى آنان از مخالفت شدید داخلى نسبت به آن بود.
حتى پس از ۱۰ ماه که تالبوت براى اجراى قرارداد وارد کشور شد و قرارداد به طور رسمى اعلام شد، ناصرالدینشاه و امین السلطان، به کمپانى اخطار کردند که «نمایندگان رژى بایستى با ظرافت و ملاحظه بسیار دست به کار شوند» (همان، ص ۶۲ ) و بدون ایجاد حساسیت کار را شروع کنند تا مشکلى ایجاد نشود. اما با علنى شدن قرارداد و ورود عوامل کمپانى به ایران براى آن قرارداد، مخالفت عمومى علیه آن شروع شد و پس از یک سال در نهایت به پیروزى مردم و لغو این امتیاز انجامید.
این جنبش، جدا از زمینههاى عمومى و عینى آن در جامعه آن روز ایران و نارضایتى عمومى از دولت و شاه، به لحاظ ماهیت اسلامى و مذهبى آن به یک انقلاب واقعى شباهت بسیار دارد و در واقع ماکت کوچکى از همان حرکت عمومى و سراسرى بود که در سال ۵۷ به وقوع پیوست، گرچه با توجه به شرایط زمانى و بىتجربگى مردم و رهبران جنبش، نتوانست همانند انقلابى عظیم در تاریخ ثبت شود.
انگیزههاى یک جنبش
دلایل و انگیزههاى مردم براى ورود به صحنه قیام و مخالفت علیه این امتیاز، به طور عمده مذهبى بود و مردم بیش از آن که دغدغه منافع اقتصادى و مادى ناشى از امتیاز را داشته باشند، به آثار و تبعات منفى آن از بعد دینى و مذهبى حساسیت نشان دادند و جنبش به گونهاى ظهور و بروز یافت که کلیت آن در قالب و محتواى اسلامى بود. گرچه ۵۱ ملت ایران در آن شرایط در کار توتون و تنباکو بودند و این امتیاز به طور مستقیم به زندگى و معاش آنان مربوط بود، (محمدرضا زنجانى، تحریم تنباکو (تهران: حسین مصدقى، ۱۳۳۳)، ص ۳۵) اما همانها هم با توسل به اهداف و انگیزههاى مذهبى به صحنه آمدند و همراه با بقیه ملت که منافع اقتصادى در آن نداشتند، حرکت کردند.
این انگیزهها و دلایل به طور عمده با ورود عمال کمپانى به ایران، براى مردم واضح و روشن شد. کمپانى براى اجراى قرارداد و کنترل تام و تمام بر همه مراکز و مزارع توتون و تنباکو به نیروى انسانى عظیمى نیاز داشت که به طور عمده از اروپا وارد کرد. مطابق برخى منابع حدود ۲۰۰ هزار زن و مرد انگلیسى به طور رسمى و غیررسمى و متفرقه وارد ایران شدند و «ایران فرنگى بازار درست و حسابى شد.» (همان، ص ۳۱) برخى دیگر به حضور ۱۰۰ هزار مبلّغ مسیحى در شهرهاى مختلف ایران و ساختن کلیساها و مدارس و اماکن خدماتى اشاره کردهاند که مایه نگرانى و حساسیت مردم بود.
مطابق مواد قرارداد، کمپانى براى اجراى قرارداد، همه امکانات و لوازم مورد نیاز خود را بدون محدودیتهاى گمرکى وارد مىکرد و در داخل نیز با دست باز عمل مىنمود و تمام ارگانها و نهادهاى دولتى موظف به همکارى با آن بودند.انگلیسىها از همین موضوع استفاده کرده و همه چیز از اسلحه و مهمات گرفته تا کالاها و مشروبات الکلى حرام و حتى نیروى انسانى را به ایران سرازیر نمودند و رفتار و اعمال آنها بیش از هر چیز مایه نگرانى مردم شد. عمال کمپانى براى جلوگیرى از خرید و فروش خارج از چارچوب امتیاز از سوى مردم در همه جاى زندگى و کار مردم حاضر شده، سرک مىکشیدند و موجب سلب امنیت روانى و روحى مردم مىشدند. آنها حتى خانههاى مردم را تفتیش مىکردند تا هیچ معاملهاى خارج از کانال کمپانى صورت نگیرد.
منشى امور شرقى سفارت و وابسته نظامى وقت انگلیس در ایران در کتاب خود، ۵ سال پس از جنبش تنباکو به این مورد اشاره کرده، مىنویسد: «...اعمال حق تفتیش به شیوهاى که برخى از کسان را از بهم خوردن امنیت خانههایشان به هراس افکند،...واکنش خطرناک در یک جامعه اسلامى را به دنبال داشت».
نیکى کدى هم با اشاره به اختلاط و ارتباط مستقیم غیرمسلمانان با مسلمانان به عنوان یکى از عوامل بروز این جنبش مىنویسد: «هر قدر هم مأموران کمپانى مؤدبانه رفتار مىکردند، مخالفت با تماس دست کفار با یکى از مواد مصرفى روزانه مردم چارهناپذیر بود. از نظر شیعیان سختگیرتر، تماس نزدیک با مادهاى که دست کفار به آن خورده باشد، نجس کننده بود.»
حساسیت مردم در زمینه قوانین و مقررات اسلامى در اعلامیهها و شبنامههاى آن ایام وجود دارد. وزیرمختار انگلیس در ایران، هنگام اوجگیرى جنبش در تبریز، طى گزارش محرمانه خود به نخستوزیر انگلیس یکى از همین اعلامیهها را ضمیمه کرده بود که در آن با اشاره به این که در اینجا «...قانون قانون دین است و نه قانون اروپاییان»، تهدید شده بود: «واى بر اروپاییان که بخواهند رسوم کفار را بر ما تحمیل کنند! ما نخست اروپاییان را خواهیم کشت و بعد اموالشان را غارت خواهیم کرد.»
نیکى کدى با اشاره به علما به عنوان سرسختترین مخالفین امتیاز به نمایندگى از مردم، معتقد است آنها براى مخالفت خود دلایل خاصى داشتند: «ورود انبوهى از کارمندان کمپانى تنباکو به ایران از دید آنان موجب رخنه یافتن عقاید و اعمال غیراسلامى مىشد». وزیر مختار انگلیس هم که طى گزارش خود به مقامات انگلیس، دلایل و انگیزههاى مردم را در مخالفت با امتیاز منعکس کرده، با اشاره به رهبرى علما در این مبارزه و نگرانى آنها از امتیاز مىنویسد: «به قول سیّدى از شیراز در نامهاش به شاهزاده حاکم فارس که او هم آن را براى ناصرالدینشاه فرستاده، گرگهاى اروپایى در کار بلعیدن برههاى مسلمان هستند».
زنان و تنباکو
زنان ابتدا در جنبش نهضت تنباکو در هیأت یک جنبش سیاسى خودشان را نشان دادند. وقتى میرزا حسن شیرازى فتواى تحریم تنباکو را صادر کرد، تلاش دولت براى شکستن این تحریم شورش را شعلهورتر کرد. ناصرالدین شاه به میرزا حسن آشتیانى اخطار داد که یا در ملأ عام قلیان بکشد یا شهر را ترک کند. میرزا حسن آشتیانى نیز خروج از شهر را اختیار مىکند.
خبر این اتفاق مثل بمب در شهر مىپیچد، مردم گروه گروه مىآیند و خانه میرزا را محاصره مىکنند، در میان کسانى که دور منزل میرزا جمع شده بودند، زنان بسیارى دیده مىشوند. زنها در مسیر رفتن به منزل میرزا حسن آشتیانى مغازههایى را که صاحبان آنها اعتراض نکرده و مغازهها را ترک نکرده بودند به تعطیلى کشاندند آنها علیه شاه شعار مىدادند و وقتى کامران میرزا آمد و وعده و وعید داد که خارجیان را اخراج مىکند و میرزا حسن آشتیانى را تبعید نخواهد کرد، زنها چنان به او حملهور مىشوند که مجبور مىشود میدان را ترک کند و پس از آن شاه دستور تیراندازى مىدهد که بر اثر آن عدهاى از زنان نیز کشته مىشوند.
این حرکت و تلفاتى که زنان دادند نمونهاى از شروع حرکتهاى سیاسى ـ اجتماعى زنان است البته نه در قالب جنبشهاى فمینیستى یا مبارزه براى کسب اهداف دیگر، بلکه در قالب سیاسى ـ مذهبى است. آنها همپاى مردان مشارکت کردند و کشته شدند و این حرکت به درون حرم ناصرالدین شاه هم کشیده شد، آنچنان که زن شاه به وى مىگوید همان کسى که ما را به شما محرم کرده، قلیان را حرام کرده است.
در مورد عامل شکلگیرى این تشکل و انسجام این جنبش کارشناسان تاریخى معتقدند که چون «در آن دوره حزب سیاسى در ایران نداشتیم و هیأتهاى مذهبى زنانه کانون تشکل و انسجام بود، آخرین خبرها در جلسات مذهبى و روضه رد و بدل مىشد و درباره آن بحث کرده و براى تظاهرات تصمیمگیرى مىکردند. در این دوره زنان حتى در حمل سلاح نیز مشارکت داشتند.»