تاریخ انتشار : ۱۵ آبان ۱۳۸۷ - ۰۹:۳۰  ، 
کد خبر : ۳۹۹۱۸
مشاور مطبوعاتی رئیس‌جمهور در گفت‌وگو با مردم‌سالاری:

صداوسیما در مورد کارهای دولت کار تولیدی نمی‌کند

نویسنده: حسن محمدی مقدمه: «گفت‌وگوی اتوبوسی» ما با علی اکبر جوانفکر، مشاور مطبوعاتی رئیس جمهور در طول مسیر شهر کرد به لردگان که برای پیگیری مصوبات رئیس جمهور به استان چهار محال و بختیاری در حرکت بودیم انجام شد و من در این مسیر هر چه تلا ش کردم تبعات رفتار منفی دولت را با رسانه ها به وی گوشزد کنم، اما وی نمی پذیرفت و سعی می کرد توپ را به زمین رسانه ها بیندازد. جوانفکر که فعالیت رسانه ای خود را به عنوان خبرنگار ایرنا از سال 59 آغاز کرده و در آن زمان خبرنگار پارلمانی خبرگزاری جمهوری اسلا می بوده درباره آن دوران می گوید: «دور اول مجلس شورای اسلا می که یکی از دوران های طلا یی ادوار مختلف مجلس بوده من مسوولیت پوشش این حوزه را داشتم». مشاور مطبوعاتی رئیس جمهور می گوید: «من سال 82 آقای احمدی نژاد را شناختم و به عنوان مشاور وی در شهرداری کار می کردم، تا پیش از آن نیز 11 سال در بیت رهبری خبرنگار بیت بودم». جوانفکر که از 79 تا 82 مسوول دفتر ایرنا در اسپانیا بود درباره عدم ادامه همکاری اش با ایرنا در دوران اصلا حات می گوید: «وقتی از اسپانیا به ایران آمدم» با مدیریت وقت ایرنا نتوانستم همکاری ام را ادامه دهم و توافق کردیم برای مدتی از ایرنا فاصله بگیرم دقیقا در همین دوران بود که با آقای احمدی نژاد که به تازگی شهردار تهران بود آشنا شدم». جوانفکر از جمله مدیرانی است که به احمدی نژاد - به معنای واقعی - اعتقاد دارد در همین راستا بسیار پرتلا ش برای دولت نهم خدمت می کند. جوانفکر که یکی از گزینه های مطرح برای مدیریت جدید ایرنا بود با مقاومت صفار هرندی مواجه شد و محمد جعفر بهداد همکار سابق صفار هرندی در کیهان آرام آرام به خبرگزاری اسباب کشی می کند و ایرنا در طول دو سال و نیم اخیر سومین مدیر را پس از خادم المله و فیاض تجربه می کند. جوانفکر که از منتقدین نحوه اطلاع رسانی دولت است درباره صفار هرندی می گوید: «صفار هرندی وزیری است که سعی می کند به دولت خدمت کند ولی فقط سعی می کند»! گفت وگوی 90 دقیقه ای و اتوبوسی مردم سالا ری را با مشاور مطبوعاتی احمدی نژاد در ذیل بخوانید:

*آقای جوانفکر، زمانی که به عنوان مشاور مطبوعاتی ریاست جمهوری انتخاب و فعالیت خود را آغاز کردید، پیش بینی می کردید که روزهای سختی را با روزنامه های منتقد دولت سپری خواهید کرد؟
**ببینید، رسانه و به ویژه مطبوعات باید مستقل و آزاد باشند، در واقع این استقلا ل و آزادی رسانه ها اصل کار آنهاست. قانون اساسی ما نیز به این اصل مهم اشاره کرده و آزادی و استقلا ل مطبوعات را تضمین کرده تا بتواند به اهداف مورد نظر ملت جامه عمل بپوشاند.
البته این آزادی برای این نیست که احزاب و گروه های خاص برای منافع خاص خود را از این آزادی مطروحه در قانون اساسی به نفع خود سود ببرند، چرا که آزادی مطبوعات هدفمند است و هدف آن نیز اطلاع رسانی شفاف رسانه در برابر همه رویدادهای جامعه است تا مردم از طریق رسانه درجریان همه مسائل کشور قرار گیرند والبته آزادی مطبوعات هم برای ایفای دولت نقش نظارتی آن است.
حال اگر بیاییم و این آزادی را از رسانه ها بگیریم یعنی رسانه، روزنامه نگار و مطبوعات را به یک طیف سیاسی خاص وابسته می کنیم، اینجاست که ما آزادی عمل را از روزنامه نگار و روزنامه می گیریم، چرا که روزنامه نگار مجبور است در چارچوب دیدگاه ها و خط فکری حزب حرکت کند، در واقع آن موضوعی را می بیند که حزب می گوید، ببین! آن چیزی را برجسته می کند که حزب می گوید برجسته کن!
*خب این موضوعاتی را که شما می فرمایید لطمه ای به استقلا ل مطبوعات نمی زند؟
**نخیر، بحث من آزادی عمل است و لطمه ای است که از این طریق به آزادی عمل وارد می شود. اگر ما رسانه را در قالب های حزبی تقسیم بندی کنیم، اولین مانع را در راه انجام وظیفه ذاتی یک رسانه ایجاد کردیم، یعنی نمی گذاریم خبرنگار ما آزادانه با رویدادها و واقعیت های بیرونی برخورد کند و آن را از همه ابعاد مورد بررسی قرار دهد.
به نظر من این موضوع، اشکال اساسی است که در روزنامه های حزبی وجود دارد به همین خاطر وقتی دولت نهم تشکیل شد با طیف وسیعی از روزنامه های حزبی مواجه بودیم و الا ن هم هستیم. این روزنامه ها در دولت های گذشته به وجود آمدند و از نظر ما این رویکرد دولت های گذشته اشتباه است به همین علت ما به دنبال این کار نرفتیم.
در دولت های گذشته برای تثبیت قدرت به دست آمده و استمرار بخشیدن به آن، جریان های سیاسی را سازماندهی کردند واز دل آنها روزنامه و رسانه به وجود آوردند. متاسفانه امروز واقعیت پدیده ها آن گونه که هست به مردم منتقل نمی شود و مردم از دانستن «مر» واقعیت و حقیقت محروم می شوند.
به نظرم اشکال تحلیل شما این است که برای احزاب جایگاهی قائل نیستند، در واقع در همه جای دنیا خبرنگاری که می پذیرد برای یک کمپانی خبری یا یک رسانه حزبی فعالیت کند، آزادانه، آزادی خود را محدود کرده واساسا معنای آزادی هم همین است. امروز رسانه حزبی به عنوان یک واحد مجزای درسی در اروپا و به ویژه آمریکا تدریس می شود و این یعنی احزاب هم حق دارند که واقعیت های بیرونی را از نگاه خود ببینند. در واقع این موضوع استقلا ل و آزادی خبرنگار یا رسانه را خدشه دار نمی کند.
پس شما این قسمت را پذیرفتید که وقتی رسانه ای در چارچوب اهداف یک حزب کار می کند، آن رسانه پذیرفته است که آزادی خود را محدود کند.
*بله.
**پس وقتی خبرنگار آزاد نباشد و فقط آن واقعیت را از یک پدیده ای می بیند که حزب به آن دیکته می کند، این موضوع محل اشکال است.
*آقای جوانفکر، لطفا سفسطه نکنید! اساسا پذیرش آزادی در جامعه با خودش محدودیت می آورد و این اصلی پذیرفته شده از دورانی است که انسان ها زندگی جمعی را برگزیدند، آزادی رسانه حزبی نیز از این قاعده مستثنی نیست.
**نشد، نشد، مردم، آزادی را برای مطبوعات و رسانه تضمین کرده اند. این آزادی برای آن است که خبرنگار بتواند آزادانه عمل کند و به مردم منعکس کند. نه صرفا آن چه را که به او دیکته می شود، ببیند. احزاب، دایره دید یک رسانه را محدود می کنند.
*آقای جوانفکر! در همه جای دنیا حاکمیت ها هم با رسانه این گونه برخورد می کنند. رسانه های دولتی هم اهداف مورد نظر حاکمیت را پیگیری می کنند. پس باید بگوییم که آن خبرنگار رسانه دولتی هم محدود شده چون واقعیت هایی را می بیند که دولت به او دیکته می کند؟! به نظر شما این گونه است؟
**بحث حاکمیت، یک بحث جداگانه است. برای اینکه دولت منتخب مردم است و از طریق سازوکارهایی که به وجود آمده و در قانون پیش بینی شده، نظامش را سازماندهی می کند. دولتی که تشکیل می شود نماینده ملت برای انجام یک سری از ماموریت هاست. اما آن زمان که رسانه هایی که باید در خدمت ملت و اهداف ملت باشند و واقعیت ها را منعکس کنند به وظیفه خود عمل نمی کنند، طبیعی است که دولت می تواند رسانه ایجاد کند تا خدمات خودش را به گوش مردم برساند و این نه سلب آزادی و نه محدود کردن آزادی است. اتفاقا دولت نهم آنقدر عرصه را برای آزادی باز می کند که خودش منتقد خودش است و از رسانه ها می خواهد که به او انتقاد کنند. به نظر من این قضیه بی سابقه است. در ایران سابقه ندارد که رئیس دولت دائما از خودش حساب بکشد و از دیگران هم بخواهد که از او حساب بکشند.
بنابراین ذاتا وظیفه رسانه، اطلا ع رسانی شفاف و همه جانبه است، خب این اتفاق با رسانه های حزبی نمی افتد. قلب واقعیت با رسانه های حزبی صورت می گیرد.
*اتفاقا برخی رسانه های غیر دولتی هم معتقدند که هم اکنون در ایران قلب واقعیت از طریق رسانه های دولتی صورت می گیرد. برخی کارشناسان عرصه خبر معتقدند که خبرگزاری جمهوری اسلا می ایران (ایرنا) و روزنامه ایران واقعیت را منتقل نمی کنند و کاملا دولتی هستند.
**در دولتی بودن که بحثی نیست، آنها دولتی اند، من می گویم اگر قلب واقعیت از هر رسانه ای صورت بگیرد، اشکال دارد و خلا ف ماموریت ذاتی یک رسانه است چه دولتی و چه غیر دولتی.
تشکیل رسانه برای آن است که مردم را از پدیده های مختلف در کشور آگاه کنند.خب زمانی که این اتفاق رخ نمی دهد، مشخص است که آن ماموریت ذاتی انجام نمی شود و اختلا لی در کار به وجود آمده که این اختلا ل هم ناشی از همان رویکردهای سیاسی و حزبی حاکم بر رسانه است که اشتباه است. نباید بر سر این موضوعات روشن چالش کنیم.
ما قبول داریم که حزب می تواند رسانه داشته باشد و ارگان حزب است و دیدگاه های حزب را برای طرفدارانش منعکس می کند ولی دیگر نباید ادعا کند که من می خواهم آزادانه اطلا ع رسانی کنم، دیگر نمی تواند آزادانه اطلاع رسانی کند. نمی تواند بگوید مورد اعتماد مردم هستم، اصلا چنین چیزی اتفاق نمی افتد، اعتماد اصلا به وجود نمیآید چون این رسانه حزبی ماموریت اصلی خودش را انجام نمی دهد.
حاکمیت نگاه حزبی بر رسانه اصلی ترین اشتباهی است که در دو دهه اخیر به ویژه در دوران اصلاحات صورت گرفته و باید اصلا ح شود. من از نخبگان عرصه رسانه خواسته ام که به آسیب شناسی این پدیده بپردازند.
ببینید، مثلا یک روزنامه در کشور ما در روزی که در داخل و خارج کشور موضوعات مهمی اتفاق افتاده که باید تیترهای اول، دوم و سوم روزنامه تبدیل شود وجای عکس ویژه ای داشته باشد، صفحه اول آن روزنامه عکس مدیر مسئول به عنوان کاندیدای انتخاباتی زده می شود. در واقع کار رسانه ای صورت نمی گیرد. این رفتار متناسب با شان ملت ایران نیست.
*این رفتار در یک رسانه حزبی طبیعی است. به هر حال ابزار دیگری در اختیار ندارد که بتواند دیدگاه های خود را به مردم عرضه کند؟
**پس بپذیریم که یک روزنامه ارگان حزب است و رسانه مستقل نیست. ارگان حزب است برای مخاطبان خاص خودش. البته این تعریف بلا اشکال است اما دیگر نباید از وزارت ارشاد ادعای کاغذ و حمایت دولتی کند.
موضوع ما روشن است. ما می گوییم رسانه ها باید آزاد باشند.
*اتفاقا همین موضوع کاغذ که شما اشاره کردید، در دولت نهم به ابزاری تبدیل شده برای تضعیف رسانه های منتقد دولت، اتفاقی که در دولت های سابق نبود. مطبوعات امروز علا وه بر خط قرمزهای معمول و شناخته شده در جامعه ما به نظر می رسد باید خط قرمزهای جدیدتری را بپذیرند تا بتوانند از وزارت ارشاد کاغذ بگیرند!
**البته الا ن خط قرمزی نمی بینیم. واقعا چه خط قرمزی وجود دارد؟ مطبوعات به هر کس و هر چیزی که بخواهند هم توهین می کنند، هم تخطئه می کنند.
من مدیر مسوول رسانه ای را سراغ دارم به صراحت در جمع مدیران مسوول روزنامه ها گفته است که من برای خودم این ماموریت را تعریف کردم که دولت را ساقط کنم و می خواهم آن را به زیر بکشم. این هدف گذاری برای کار یک روزنامه در دنیا بی سابقه است. البته عملکرد آن هم همین موضوع را مشخص می کند. فقط به دنبال انعکاس و بزرگنمایی نقاط ضعف اند یا اگر هم ضعفی وجود ندارد با دروغ آن را بتراشد و واقعیت ها را سرپوش بگذارد.
*ببینید آقای جوانفکر به نظرم اینجا یک بحثی ابتر می ماند. معمولا وقتی دولت ها شکل می گیرند، کسانی که بیرون از دولت می مانند سعی می کنند با نگاه انتقادی به مسائل بنگرند. چرا که اگر بنابر تعریف و تمجید باشد که پیشرفتی حاصل نمی شود اما متاسفانه دولت نهم که رسالتی الهی بر دوش خود احساس می کند، این انتقادات را مساوی با دشمنی تلقی می کند. این به نظر من متفاوت از آن است که ما بگوییم رسانه ها آزادی ندارند و حزبی عمل می کنند. به هر حال یک رسانه منتقد باید وارد این فضا بشود تا بتواند - برخلا ف نظر شما - استقلا ل خودش را حفظ کند.
**یعنی اگر از دولت انتقاد کند، روزنامه مستقلی است؟ این خیلی برداشت بدی است. این که فکر کنیم یک رسانه مستقل رسانه ای است که منتقد دولت باشد و رسانه ای که از عملکرد دولت حمایت کرد مجیزگو و وابسته به دولت تلقی شود، برداشت بسیار بدی است، ما این برداشت ها را قبول نداریم.
ما خودمان منتقد خودمان هستیم. در دوران شهرداری آقای احمدی نژاد به منتقدین خودش جایزه داد و جشنواره انتقاد از عملکرد شهرداری در رسانه ها برگزار کردیم.
نکته ای که شما اشاره کردید بسیار درست است که در سایه انتقاد پیشرفت حاصل می شود. اما انتقاد باید مبنا داشته باشد. باید علا وه بر پایه و اساس علمی آن، انصاف را هم رعایت کنیم. به صرف اینکه من باید با این دولت مخالفت کنم این غلط است اصلا به چه دلیل باید با دولت مخالفت کنیم؟ یک دولت اگر خوب عمل کند باید حمایت شود و کار خوب و بد آن باید دیده شود چرا که این دولت را ملت انتخاب کرده است. رویکردی که برخی رسانه ها علیه دولت در پیش گرفته اند حاصل اش این است که رسانه ها به سمتی حرکت می کنند که ملت حرکت نمی کند.
روزنامه های منتقد دولتی را که شما اشاره می کنید اینها در انتخابات ریاست جمهوری 84 همه مقابل احمدی نژاد ایستادند ولی ملت به احمدی نژاد رای دادند. این یعنی اینکه ملت به مسیر دیگری می رود. بترسیم از روزی که رسانه ها به مسیری بروند که برخلا ف حرکت مردم است.
*یعنی روزنامه ها نباید وارد فضای نقد دولت شوند؟
**چرا اما باید پایه علمی داشته باشد. ما خودمان انتقاد را مطالبه می کنیم اما انتقاد باید همه جانبه، درست و علمی باشد.
باید ضعف را در کنار قوت دید. آیا فقط ضعف دیدن نشانه استقلا ل یک روزنامه است؟ این غلط است. چون شما با این کار نگاه مردم را به یک واقعیت محدود می کنید در حالی که وظیفه رسانه این است که دید مردم را باز کند.
ملت ما به سرعت در مسیر پیشرفت و توسعه حرکت می کند اما رسانه های ما عقب گرد می کنند یا درجا می زنند، باید به سمت تکامل برویم.
چرا در کشور ما یک خبرنگار و رسانه برجسته نداریم که در کشورهای منطقه یا جهان شناخته شده باشد. در حالی که ایران اسلا می به خاطر مواضع مترقی و اصولی که در مسائل جهانی دارد، زیر ذره بین دنیاست و در کانون های خبری حضور دارد. این فرصتی است که رسانه های ما می توانند با استفاده از آن در کانون توجهات دنیا قرار بگیرند ولی این فرصت را از دست می دهیم.
روزنامه های ما اگر می خواهند دیدگاه های خودشان را مطرح کنند بیایند در یادداشت ها وسرمقاله ها این کار را بکنند این اشکالی ندارد، اما نباید این نظر خود را درفرآیند اطلا ع رسانی دخالت دهند و اطلا ع رسانی را به گونه ای انجام دهد که خودش می خواهد.
*اشکال اساسی که به بحث شما وارد است این است که رسانه های ما نمی توانند با تیراژ بالا منتشر شوند. بسیاری از کشورهای پیشرفته روزنامه هایی با تیراژ چند میلیونی دارند اما در کشور ما اگر روزنامه ای بخواهد با نگاه انتقادی به اوج برسد به سرعت حذف می شود. در همین دولت نهم، روزنامه هم میهن به خاطر نگاه انتقادی به چندشغله بودن سخنگوی دولت حذف شد.
**روزنامه هم میهن که شما اشاره می کنید، خودشان را آماده کرده بودند که بروند. یعنی روز قبل تعطیلی عکسی را منتشر کرده بودند که در حال دست تکان دادن بود و روی آن از کلمه «خداحافظ» استفاده کرده بودند. بعضی ها عمدا این کار را می کنند که به سمت بسته شدن بروند.
*چرا باید این کار را بکنند؟ چه سودی برای آنها دارد؟
**سودش این است که; هم با این کار خود را مطرح می کنند و هم این که خودشان را بازسازی می کنند و دوباره بر می گردند. کما این که این اتفاق متاسفانه افتاد. البته به نظرم خیلی وارد این موضوع نشویم، بهتر است.
نه دولت و نه آقای احمدی نژاد از این که یک روزنامه تعطیل شود خوشحال نمی شویم.
متاسفانه طیف وسیعی از روزنامه ها، هم چپ و هم راست، هم اصلا ح طلب و هم اصولگرا، رفتار غیر دوستانه ای با دولت داشتند.
روزنامه هایی مثل کیهان، همشهری، جام جم و رسالت که بعضا از بودجه دولتی و عمومی استفاده می کنند مردم را نسبت به فعالیت های دولت تحریم خبری کردند. روزنامه های اصلا ح طلب هم همین کار را می کنند.
در علوم ارتباطات مگر نمی گویند که، خبر، گزارش عینی از یک واقعیت است؟ پس چرا این اتفاق در روزنامه های ما نمی افتد؟ اوج سریع قطعا با فرد و سریع مواجه خواهد شد. وقتی ما به صورت فله ای روزنامه ایجاد کردیم، قطعا به صورت فله ای هم بسته می شوند اگر به بسته شدن فله ای مطبوعات انتقاد دارید باید دلا یل آن را بررسی کنید به اعتقاد من دلیل آن در پدیدار شدن فله ای مطبوعات است.
*من منظور شمارا از تحریم خبری نمی فهمم، اتفاقا روزنامه هایی که شما نام بردید هر روز در جهت منافع دولت قلم می زنند و صدا و سیما هم که به زعم برخی ، به ارگان دولت تبدیل شده و حجم گسترده ای از برنامه های دولت را که در دولت سابق پوشش نمی داد، امروز به لحاظ خبری پوشش می دهد.
**اتفاقا این طور نیست. یکی از انتقادات ما در زمینه اطلا ع رسانی از خدمات دولت متوجه صدا وسیماست. مگر صدا و سیما الا ن چه کار می کند؟ این همه در استان ها دفتر دارد، بخش های تولیدی دارد، اما اینها درباره فعالیت های دولت کار تولیدی نمی کنند. هیچ کار تولیدی در مورد فعالیت های دولت در صدا و سیما صورت نمی گیرد فقط در سفرهای استانی یک گروه میآید و چند صحنه فیلمبرداری می کند و همان پخش می شود. در حالی که صدا و سیما باید بیاید در زمینه فعالیت های دولت نیز کار ماندگار انجام دهد. نه این که در وصف دولت بگویند، بروند آن پدیده ای که اتفاق می افتد را مطرح کنند، اعجازی که صورت می گیرد را به مردم نشان دهند.
*یعنی شما فکر می کنید که همه رسانه ها اعم از صدا و سیما، خبرگزاری ها و روزنامه ها باید تمام فعالیت های خود را معطوف به عملکرد دولت کنند؟ به قول شما اعجاز دولت را نشان دهند؟ و البته انتقاد هم نکنند.
**نخیر، به همه پدیده ها بپردازند. دولت رکن رکین دستگاه های کشور است. در عرصه داخلی و خارجی مولد اطلا عات در کشور است. مسوولا ن کشور وقتی در کشور مسوولیتی را می پذیرند خبرنگاران باید کاری کنند که همه مسوولا ن بدانند باید وظایف خود را به نحو احسن انجام دهند، آن هم با کمترین هزینه برای ملت.
رسانه ها بیایند به حقوق کارگری بپردازند که زیر تیغ آفتاب زحمت می کشد. رسانه نقش آن کارگر را در سازندگی کشور باید برجسته کند.
وقتی ما می گوییم فعالیت های دولت را اطلا ع رسانی کنید ذهن شما فورا به این سمت می رود که منظور دولت تمجید و تعریف است، در حالی که اصلا این طور نیست. ما نمی خواهیم اطلا ع رسانی از دولت به مداحی از دولت تبدیل شود.
*شما فکر نمی کنید برخوردهای منفی دولت نهم با مطبوعات، آنها را به مقابله با خود خوانده است. وقتی دولت نهم سخن از کودتای خزنده در مطبوعات می کند پس نباید انتظار داشته باشد مطبوعات بی هیچ واکنشی صرفا به بیان عملکرد دولت بپردازند، همان گونه که شما استفاده ابزاری دولت از آگهی های دولتی را یک برخورد طبیعی می دانید، مطبوعات هم در واکنش به دولت رویکرد خود را طبیعی می دانند.
**ما از این که بحث کودتای رسانه ای را در کشور مطرح کردیم، خوشحال نبودیم و به این مسئله هم افتخار نمی کنیم اما یک نوع نگرانی را منعکس کردیم.
وقتی مدیر مسوول یک روزنامه برای خودش ماموریتی تعریف می کند که به دنبال تضعیف دولت است و با موفقیت این دولت مخالف است به طور طبیعی اعلا م موضع می کند که می خواهند دولت نهم را از بین ببرند. آقای مدیر مسوول! چرا نمی گذارید حقیقت یک دولتی بر مردم روشن شود؟ اگر از آزادی که ملت برای شما تضمین کرده و به طور اصولی و منطقی استفاده کنید، ما مریض نیستیم که مطبوعات را به کودتا متهم کنیم. ما طرفدار حق و عدالت هستیم و طبیعی است که وزارت ارشاد هم همه حمایت خود را معطوف به رسانه هایی بکند که کار درست انجام می دهند اما وقتی می بینیم برخی رسانه ها با ماموریت ویژه ای وارد عرصه مقابله با دولت شده اند ما چگونه باید حمایت کنیم. ما می خواهیم با رسانه ها تعامل کنیم اما راه تعامل را بسته اند.
*تعامل شما به این معنی است که روزنامه ها را برای دادن آگهی به خودی و غیر خودی تقسیم کنید؟! برخی مدیران دولتی به خود من گفتند که اگر ما به فلا ن روزنامه آگهی بدهیم از کار برکنار می شویم و حتی چند کارخانه خصوصی حاضر بودند به عنوان کمک پول بدهند اما آگهی آنها درج نشود چون معتقد بودند کارخانه شان تعطیل می شود و دلیل شان تعطیلی چند کارخانه به همین بهانه بوده است.
**به صراحت می گویم، ما هیچ کارخانه ای را به خاطر دادن آگهی به روزنامه ها تعطیل نگردیم. اما در فضایی که رسانه ها مقابل دولت صف می کشند و مقابل دولت تمام قامت می ایستند نباید انتظار حمایت دولت را داشته باشند روزنامه ای که از ماموریت ذاتی خودش سرباز زده و ذهنیت منفی در جامعه به وجود آورده چرا باید دولت به آن روزنامه آگهی بدهد؟ اصلا چه توقعی دارد؟
*به خاطر این که آن آگهی برای شخص آقای احمدی نژاد نیست بلکه برای بیت المال است.
**بله، مردم هم آزادی را برای رسانه تضمین کردند برای این که رسانه در خدمت آنها باشد در حالی که برخی رسانه ها در خدمت مردم نیستند، در خدمت حزب و گروه سیاسی خودش است.
*یعنی شما این واکنش را طبیعی می دانید؟
**در برابر آن رفتار رسانه ها، قطعا طبیعی است.
*سخن شما یعنی این که؛ رسانه ها! از من تعریف کنید تا به شما پول بدهم.
**نه، نه، ما کی این حرف را زدیم؟
*بازتاب عملکرد شما یعنی همین.
**نه، اصلا بازتاب آن رویکرد این گونه نیست. من یک ساعت است که برای شما دارم توضیح می دهم. برداشت شما، برداشت اشتباهی است که خودتان هم به آن دامن می زنید.
ما تا سخن از اطلاع رسانی می کنیم، برخی می گویند تعریف و تمجید از دولت، در حالی که ما تاکنون نگفته ایم از دولت تعریف کنید.
این برداشت اشتباه است و اذهان را از حقیقت موضوع منحرف می کند. رسانه ها باید از منافع مردم حمایت کنند ولی همه کارهای آنها بر ضد منافع مردم است و طبیعی است که دولت به عنوان حافظ منافع مردم اجازه نمی دهد منافع مردم به خطر بیفتد.
ندادن آگهی های دولتی به برخی رسانه ها در واقع پاسداری از حقوق مردم است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات