دکتر علی مطهری
1ـ توهم بودن قدرت افسانهای اسرائیل بر همگان آشکار شد. معلوم شد آنچه که مسلمانان را از پیروزی دور نگه داشته ترس از قدرت این رژیم غاصب است نه قدرت واقعی آن. بار دیگر داستان مسجد مهمان کش تحقق یافت که "بیرون شهر اصطخر پرستشگاهی بود که مسافران به هنگام شب از ترس تاریکی به درون آن پناه میبردند ولی هرکس که درون آن میرفت به طرزی مروز در میگذشت. کم کم همه مسافران از این پرستشگاه ترسیدند و هیچکس پروای آن را نداشت که شب را در آنجا بگذراند، تا سرانجام مردی که از زندگی بیزار و خسته شده بود ولی ارادهای نیرومند داشت به درون پرستشگاه رفت. صداهای سهمگین و هراسانگیز از هر گوشه برخاست که او را به مرگ تهدید میکرد، ولی مرد نترسید و فریاد زد: پیش آیید که از زندگی خسته شدهام.
با همین فریاد یک باره صدای انفجاری برخواست و طلسم پرستشگاه شکسته شد و از شکاف دیوارهایش گنجینههای معبد پیش پای مرد فروریخت. بدین سان آشکار شد آنچه مسافران را میکشته ترس از خطری موهوم بوده است" . بیتردید حزبالله لبنان طلسم اسرائیل را شکسته است.
2ـ عدم مقاومت جدی مردم افغانستان و عراق در مقابل متجاوزان آمریکایی و انگلیسی که بیشتر ناشی از کینهای بود که از حکومتهای ظالم خود داشتند و عدم مخالفت جدی کشورهای اسلامی با اشغال این دو کشور که باز ناشی از کینهای بود که با حکومتهای آنها داشتند و هر دو اشتباه بود و آمریکا و انگلیس به بهترین نحو از این کینهها بهرهبرداری کردن قضاوتی در مردم جهان پدید آورد که اساسا مسلمانان مردمی بیغیرتاند و به آسانی میتوان سرزمینهای اسلامی را تصرف کرد.
مقاومت اسلامی لبنان این لکه سیاه را از دامن مسلمین پاک کرد و نشان داد مسلمانان تا چه حد در دفاع از وطن اسلامی جدی هستند.
3ـ ماهیت سازمان مشکوک القاعده آشکارتر شد. پس از تهاجم اسلائیل نه تنها هیچ اقدامی علیه صهیونیستها توسط این سازمان انجام نشد بلکه کشتار مسلمانان و خصوصا شیعیان در عراق هم زمان با نبرد حزبالله با متجاوزان صهیونیست تشدید شد.
این امر ثابت میکند که افسار این سازمان در دست موساد و سیا است و هرچند خودشان ندانند و به خیال خود در راه اسلام مجاهده میکنند.
4ـ بار دیگر روشن شد که جامعهاسلامی همواره از داخل تهدید میشود. نفاق برخی دولتهای کشورهای اسلامی که نابودی حزبالله را به اسرائیل توصیه کرده و برای آن لحظهشماری میکردند به این خیال که تومار حیات حزبالله ظرف دوسه روز بسته خواهد شد آشکارتر شد. معلوم شد که جامعه اسلامی بیشتر از آنکه از کفار و از دشمن خارجی مانند اسرائیل و آمریکا ضربه بخورد از منافقان داخلی ضربه میخورد. چنان که در گذشته حادثه سپتامبر سیاه که در آن تعداد زیادی از فلسطینیها قتل و عام شدند توسط دولت وقت اردن پدید آمد. چه خوب گفت رهبر گرانقدر حزبالله خطاب به برخی از سران عرب که ما از شما انتظار کمک نداریم، فقط میخواهیم بیطرف باشید یعنی از اسرائیل حمایت نکنید.
اکنون نبرد حماسی حزبالله در حال پس زدن نقاب از چهره منافقان است. حسنی مبارک گفته است ما وارد این جنگ نمیشویم زیرا این جنگ، جنگ ما نیست. آری این جنگ، جنگ شما نیست، جنگ شما جنگی است که موجودیت رژیم صهیونیستی و موجودیت جاهلیت عرب را تحکیم بخشد و حرمسراهای شما مراکز فساد و فحشا را استوارتر گرداند و اسلام را در گوشه مسجدها محصور سازد. در داخل کشورمان نیز متاسفانه با مسئله نفاق مواجه هستیم.
برخی روزنامهها خصوصا در روزهای اول مقاومت مقدس حزبالله به گونهای تیتر و سرمقاله زدند که گویی از پیروزیهای حزبالله ناراحت و در انتظار شکست این گروه مخلص اسلام هستند.
5ـ با رشادت و مقاومت جانانهای که حزبالله از خودشان نشان داد سختی جنگ با ایران برای آمریکا و انگلیس آشکارتر شد. غربیها در تحلیلهای خود حزبالله را نمونه کوچکی از سپاه پاسداران انقلاب اسلامی معرفی میکنند و میگویند مشت نمونه خروار است. آنها در مقالات خود از سپاه پاسداران با صفت powerfull یعنی قدرتمند نام میبرند.
اکنون این سئوال برای آنها مطرح است که اگر مسئله هستهای ایران را به جنگ بکشانند چگونه میخواهند با نیروی نظامی ایران که از نظر ایمان و قدرت معنوی همان حزبالله است و از نظر تعداد نفرات و تجهییزات پیشرفته قابل قیاس را آن نیست روبهرو شوند.
6ـ این جنگ اهمیت و ارزش امامت و رهبری در شیعه را هویدا کرد. شعیان چون به امامت و ولایت فقیه معتقدند، نیروهایشان متمرکز میشود و هرز نمیرود لذا در نهضتها و حرکتهای اجتماعی و ارتش خود تا کنون با چنین نیرویی مواجه نشده بود، چون تا کنون با اسلام ناب مواجه نشده بود.
او بیشتر با ناسیونالیسم عرب مواجه شده بود که به یک معنی خلاف اسلام است گرچه چند سالی است که با گروههای اسلامی حماس و جهاد اسلامی نیز روبهرو شده و درمانده است. آری، رهبری و مدیریت درست از ضعیفترین ملتها و قویترین ملتها را می سازد. لبنان کنونی همان لبنان 1982است که ظرف چندروز تمام جنوب آن و بیروت به تصرف اسرائیل درآمد اما اکنون چهار هفته است که ارتش متجاوز صهیونیست پشت مرزهای آن باقی مانده و ضربات مهلکی دریافت کرده است.
7- جنگ کنونی نشان داد که جنایت برای غربی بسیار آسان است. غربی به دلیل جهانبینی مادی و تعصب نژادی خود و اینکه خود را از انسان برتتر میداند و انسان شرقی را انسان درجه دو بلکه حیوان میشمارد به راحتی کشتار میکند، زنان و کودکان را قتل عام میکند و به دلیل قدرت زیاد بر نفاق همه اینها را به پای گسترش دموکراسی و آزادی مینویسد.
چنان که در جنگ بوسنی و در کوزوو مسلمانان را به آسانی قتل و عام کرد و در جنگهای صلیبی نیز کشتارهای فجیعی از مسلمانان کرد که مورخان با وجدان و منصف خود آنها ضمن اعتراف به این جنایات وحشتناک نتوانستهانداز ابراز شرمندگی خودداری کنند.
به تعبیر شهید آیتالله مطهری "شرقی از نظر جنایات هرگز به پای غربی نمیرسد". در این جنگ بار دیگر خوی حیوانی غربی در فجایعی مانند فاجعه قانا هویدا شد.
8ـ یکی از عبرتهایی که ایران اسلامی از این ماجرا باید بگیرد این است که میباست تنها متکی به خود باشد. اگر جنگ را بر ما تحمیل کنند به هیچ کشوری نباید امید داشت.
دیگران حداکثر متجاوزان را محکوم میکنند و تظاهرات برگزار مینمایند از اقدام عملی خبری نیست یا بسیار اندک است. اکثر قریب به اتفاق کشورها تماشاچی صحنهاند و صحنههای جنگ را مانند یک فیلم مستند تماشا میکنند و اگر مردم بخواهند عملا کمک کنند دولت آنها مانع میشود.
حتی به روسیه و چین نباید متکی بود آنها در جنایات همراه غرب خواهند بود. بلاتشبیه، در ماجرای عراق، فرانسه و روسیه به صدام اطمینان داده بودن که حملهای صورت نخواهد گرفت و مانع خواهند شد اما پس از آنکه تجاوز آمریکا و انگلیس آغاز شد بعد از چند اعتراض لفظی عملا با آنها همراه شدند.
برخی دولتهای کشورهای اسلامی نیز همچون اکنون که منتظر انهدام حزبالله هستند در انتظار فروپاشی جمهوری اسلامی خواهند بود و اگر با غرب همکاری نکنند حداکثر بیطرف خواهند ماند.
حتی مردم عراق که میتوانستند به انتقام کشتار اسرائیل در لبنان نظامیان آمریکایی و انگلیسی را که در تیررس آنها هستند از پای درآورند و از این طریق بر اسرائیل فشار وارد آورند، در این ماجرا چندان فعال ظاهر نشدند و فقظ تظاهرات کردند و محکوم کردند.
باید قبول کنیم قانون جنگل بر دنیا حاکم است و یک گره شاخ از یک متر دم بهتر است. باید زورمند بود و این دستور قرآن کریم است که تا آنجا که میتوانید قدرتمند باشید تا دشمن خدا بترسد و فکر تجاوز به مغزش خطور نکند. باید از نظر پدافند هوایی قوی باشیم تا مانند لبنان در زمان حملات هوایی که نقطه قومت دشمن است همچون گوسفندی در دست گرگ نباشیم. 9ـ یکی دیگر از عبرتها بهرهگیری دشمن از اختلاف شیعه و سنی است. بذری که افراطیهای تخم کینه شیعیان را در دل سنیها میکارند و افراطیون شیعه به بهانه بزرگداشت حضرت زهرا و غیره تخم کینه سنیها را در دل شیعیان میکارند و محصول آن را که تفرقه و عدم اتحاد مسمانان و بیتفاوتی نسبت به سرنوش یکدیگر است غربیها برداشت کرده طرحهای استعمار خود را اجرا میکنند.
خوشبختانه این بار حادثه به گونهای بود که میدان تفرقهافکنان چندان باز نبود زیرا حزبالله شیعه به کمک حماس و جهاد اسلامی سنی شتافته بود و این مظهر اتحاد میان شیعه و سنی است اما باز هم دیدیم که برخی مفتهای وابسته فتوا به عدم کمک رسانی به حزبالله صادر کردند و البته ملتهای مسلمان و سایر مفتیها پاسخ آنها را دادند.
به هر حال این یک معضل بزرگ در جهان اسلام اس که در طول تاریخ موجب وارد آمدن ضربات سهمگین به پیکر مسلمین شده است. نمونه آن در گذشته داستان صفویه و عثمانی است که گاه حاضر بودند با کفار متحد شوند تا رقیب را از میدان به در کنند، و امروز وضعیت عراق است که باعث شده اشغال این سرزمین به درازا بکشد.
کلید حل این مشکل در دست روحانیون و عالمان دینی شیعه و سنی است که راه بزرگانی چون آیتالله بروجردی و امام خمینی در شیعه و شیخ محمود شلتوت در اهل سنت را ادامه دهند. به تعبیر آیتالله مطهری به نقل از مرحوم آیتالله بروجردی مسئله شیعه و سنی دو بخش دارد یکی مربوط به گذشته و یکی مربوط به زمان حال.
آنچه مربوط به گذشته است یک مسئله تاریخی است که از نظر شیعه باید آنچنان میشد و نشد و از نظر اهل سنت آنچه اتفاق افتاد همان است که باید رخ می داد و در این قسمت کاری از دو طرف ساخته نیست و البته بحث علمی و گفتوگو مانعی ندارد. و آنچه مربوط به زمان حال است این است که ما دشمنان مشترک داریم و حفظ اسلام بالاتر از هر چیز دیگر است.
سیره علی علیهالسلام در این مسئله بهترین هادی و برترین الگو است. آن حضرت وقتی از بازستاندن حق خود ناامید شد به خاطر حفظ اسلام و وحدت مسلمین سکوت اختیار کرد و حتی گاهی با خلفا همکاری نمود بدون آنکه از سوی آنها منصبی را بپذیرد.
10ـ این جنگ بار دیگر پیروزی ایمان و اراده را بر سلاح و تجهییزات به اثبات رساند. یکی از افسران صهیونیست که در منطقه مارون الراس با مجاهدان حزبالله روبهرو شده میگوید: آنها افراد خاصی هستند، ماموریتی را که به آنها محول شده است بدون ترس از کشته شدن و در زیر رگبار گلولهها و مسلسلها به راحتی انجام می دهند.
آری، این چیزی است که آمریکا و انگلیس و اسرائیل هیچ سلاحی برای خنثی کردن آن ندارند. در پایان ذکر چند نکته ضروری به نظر میرسد. اول اینکه اسرائیل و آمریکا و برخی شیوخ عرب مسئله آغاز کننده جنگ را مطرح کردند. باید گفت مردمی که سرزمینشان اشغال شده، هر زمانی حق دارند به اشغالگر حمله کنند. مردم فلسطین، لبنان، سوریه و اردن هر زمانی که اراده کنند حق دارند به اسرائیل حمله کند. در اینجا اصلا مسئله "آغازکننده" معنی ندارد. یکی از هنرهای غربیها در سالهای اخیر همین بوده است که بسیاری از حقایق را وارونه کردهاند.
اشغالگر و مهاجم به عنوان مظلوم و مدافع و آزدایبخش معرفی شده و مجاهد و مدافع سرزمین خود ظالم و تروریست نامیده شده است.
غربیها کمکهای خود به اسرائیل را علنی و با افتخار انجام میدهند، اما ما مسلمانان مخفیانه و احیانا با خجالت و شرمندگی که داریم به عدهای تروریست کمک میکنیم، به فلسطینیها و لبنانیها کمک میرسانیم و در رسانهها نیز کمکرسانی خود را انکار میکنیم و این یک پیروزی تبلیغاتی برای دشمن است.
از نظر نگارنده باید همه امدادهای کشورهای اسلامی حتی ارسال سلاح و اعزام سرباز به صورت علنی و آشکار باشد تا واقعیت و ماهیت طرفین نزاع وارونه جلوه نکند. نکته دوم این است که حساب ملتها از حساب دولتها جدا است. لازم نیست داوطلبان توسط دولتها اعزام شوند.
دولتها ممکن است محظوراتی درست یا غلط داشته باشند که قادر به انجام این کار نباشند. مسلمانانی که در خود توان رزم چریکی و شوق جهاد با کفار احساس میکنند و با زبان عربی نیز آشنا هستند نباید منتظر فرمان دولتهایشان باشند و این مسئله، ایرانی و مصری و عراقی و سودانی و پاکستانی و اروپایی و آمریکایی و شیعه و سنی نمیشناسد زیرا تمام اسلام در برابر تمام کفر قرار گرفته و این جنگ شبیه جنگ احزاب در صدر اسلام است.
مطابق سخن معصوم فرار از جهاد موجب ذلت و خواری است. همچنان که مسلمانان در شصت سال اخیر آنچنان که باید به تکلیف جهاد خود عمل نکردند و امروز تحت سلطه غربیها هستند و البته طلیعه نجات نمایان شده است.
فشاری که امروز به مسلمین وارد میشود نتیجه خواب دویستساله آنها است. اکنون باید چند سال سختی تحمل کنند و تقاص آن خواب طولانی را پس بدهند تا عزت را که به تعبیر قرآن کریم ویژه مومنین است بازیابند.
به هر حال یکی دیگر از حلقات جنگ حق و باطل که در طول تاریخ همواره برقراربوده و در یک سو انسانهای به عقیده و آرمان الهی رسیده و در سوی دیگر انسانهای پست منحط حیوان صفت قرار دارند هم اکنون در جریان است، مهم این است که ما در کدام صف واقع شدهایم، آیا اگر جهاد به جان برایمان مقدور نیست جهاد به مال داریم یا خیر آیا به وظیفه همبستگی اسلامی که مسلمین در واقع یک پیکر هستند، چو عضوی به درد آورد روزگار دگر عضوها را نماند قرار، عمل می کنیم یا خیر اکنون وقت اثبات صداقت در عزاداریها و سینهزنیها است، اگر اقدامی نکنیم معلوم میشود آن عزاداریها صرفا از روی عادت و برای سرگرمی بوده است. باید ثابت کنیم که به تعبیر شهید مطهری شمر امروز اولمرت است، شمر هزار و چهارصد سال پیش مرد.