علی تتماج
حسنی مبارک رئیسجمهور مصر سفری دورهای به چین و روسیه را آغاز کرده تا ضمن توسعه مناسبات دوجانبه با این کشورها، گامی دیگر برای تاکید بر نقش منطقهای جهانی خود برای حل بحران خاورمیانه بردارد.
حسنی مبارک دیدارهای رسمی خود از چین و روسیه به عنوان دو قدرت تاثیرگذار در تحولات بینالمللی را آغاز کرده است. این دیدارها که در کنار برگزاری نشست آفریقا و چین، صورت میگیرد را میتوان نقطه عطفی در گرایش مصر به شرق و نوعی تاکید بر حضور فعالتر این کشورها در تحولات خاورمیانه و آفریقا ارزیابی نمود. سفر دورهای مبارک به پکن و مسکو در حالی صورت میگیرد که:
اولا، مردم مصر خواستار گرایش به کشورهای ضد آمریکایی میباشند که فشارها را بر مبارک افزایش داده است. ثانیاً، توسعه فنآوری هستهای مصر از اهداف مبارک میباشد، ثالثاً، چین و روسیه تلاش بسیاری برای حضور در آفریقا و جهان عرب را آغاز کردهاند. رابعاً، تحولات فلسطین و خاورمیانه از دیدگاههای مشترک طرفین میباشد خامساً، سیاستهای دولتمردان مصر بر همگرایی جهانی و ایجاد نکات دیپلماسی همه جانبه در عرصه بینالملل میباشد. سادسا، طی ماههای گذشته مقامات ارشد قاهره از جمله مبارک دیدارهای بسیاری از شرق آسیا داشتهاند که تمایل به این منطقه را در اذهان تداعی نموده است. بر این اساس و با توجه به تحولات منطقه و سیاستهای مبارک مهمترین ابعادسفر مبارک را در چندبخش میتوان مورد ارزیابی قرار داد.
1) مبارک در حالی راهی چین و روسهی میشود که در عرصه داخلی با چالشهای بسیاری مواجه میباشد. اعتراض به سیاستهای داخلی و در کنار ان گرایش مبارک به آمریکا و رژیم صهیونیستی اعترافات شدید مردمی و محافل سیاسی را در پی داشته است. در همین راستا پس از جنگ لبنان این اعتراضات وارد ابعاد جدیدی گردیده که تزلزل قدرت مبارک را موجب شده است. در چینی شرایطی مبارک با نوعی همسویی با آنها را در دوری از غرب و رژیم صهیونیستی به نمایش گذارد. درهمین حال این نکته قابل ذکر است که دولت قاهره در هفتههای اخیر باز داشت رهبران اخوانالمسلمین را اجرا نموده که با برجسته شدن سفر مبارک بازداشت مخالفان دولت نیز در حاشیه قرار میگیرد.
2) از طرحهای جدید مبارک توسعه مراکز هستهای و پیشرفت در این بخش میباشد. بر اساس اظهارات مقامات مصر، مبارک تلاش دارد تا چین و روسیه را به عنوان مجریان این طرح معرفی نماید. بر این اساس از اهداف مبارک از سفر به چین و روسیه بررسی ابعاد این طرح و اجرای توافقاتی برای عملی ساختن آن میباشد. اجرای این طرح از نظر تبلیغاتی برای مبارک که مورد انزجار مردمی قرار دارد حائز اهمیت میباشد چنانکه وی جمال مبارک (فرزند حسنی مبارک) را به این امر مامور ساخته است.
3) هر چند که سیاستهای مبارک که در طول زمامداریاش بر اصل اتحاد و همگرایی با آمریکا و اروپا استوار بوده، اما اکنون وی برای تحقق اهدافش گرایشی چند جانبه را در دستور کار قرار داده است. مبارک در حالی به همکاری با آمریکا ادامه میدهد که اولا با کشورهای اروپایی بویژه فرانسه، آلمان روابط نزدیکی را اجرایی ساخته است. ثانیا گرایش به کشورهای شرقی را نیز تجربه میکند. به عبارتی دیگر میتوان گفت که قاهره تلاش دارد تا با گرایش به چین و روسیه، سیاست خارجی خودرا در سه بعد آمریکا، اروپا و کشورهای شرقی اجرایی نماید تا در عرصه رقابتی ایجاد شده میان این سه بلوک (که معمولا متضاد یکدیگر میباشند) به کسب امتیازات قابل توجهی دست یابد که تاکنون نیز تا حدودی در این عرصه موفقیتهایی کسب نموده که بیشتر در ابعاد اقتصادی میباشد.
4) مصر از جمله کشورهایی میباشد که در عرصه تحولات فلسطین فعالیتهای بسیاری داشته و دارد. اکنون سیاست مبارک بر میانجی گری میان گروههای فلسطین و تشکیلات خودگردان از یک سو و مذاکرات سازش میان فلسطینیان و رژیم صهیونیستی از سوی دیگر استوار گردیده است. در این راستا مبارک در سفر به چین و مسکو، بررسی پرونده فلسطین را در دستور کار دارد بویژه اینکه روسیه از جایگاه ویژهای میان فلسطینیان برخوردار است که میتواند بر اتحاد آنها و در نهایت پذیرش مذاکره با رژیم صهیونیستی تاثیر گذار باشد.
5) از دیدگاه و اصول سیاست خارجی چین و روسیه گرایش کشورهای عربی، خاورمیانه و آفریقا میباشد. در این راستا آنها فعالیتهای بسیاری را در خاورمیانه و قاهره انجام دادهاند که به نشستهای دو جانبه و چن جانبه منجر گردیده است. موقعیت جغرافیایی و سیاسی مصر به گونهای است که میتواند نقش ارزندهای را در اجرای این خواسته پکن و مسکو ایفا نماید. مبارک اکنون بر آن است تا طی دیدار از این کشورها، با تاکید بر این نقش ضمن کسب امتیازاتی حوزه فعالیت خودرا در خاورمیانه و آفریقا به عنوان پل ارتباطی ارتقا بخشد. (نیاز چین به نفت گرایش آن به آفریقا و خاورمیانه را افزایش داده که مصر میتواند نقش مهمی در اجرای آن ایفا نماید) در همین حال چین و روسیه نیز توانایی نزدیکی مصر به آسیای مرکزی و قفقاز و شرق آسیا را دارد میباشند که در سیاست خارجی قاهره بویژه در اهداف اقتصادی تاثیر گذار خواهد بود.
در نهایت میتوان گفت که مبارک با سفر به چین و روسیه تلاش دارد تا ابعاد جدیدی را در سیاست خارجی مصر، بازگشایی نماید که ارتقای حضور این کشور در عرصه بینالملل را در پی داشته باشد. با تمام این تفاسیر گرایش اول مصر به آمریکا، عدم برابری اقتصادی طرفین، مشغولیات مصر در تحولات خاورمیانه و آفریقا و ... مانع از گسترش فوقالعاده این روابط می گردد هر چند که دیدار مبارک و توافقات وی با مقامات ارشد چین و روسیه گام مهمی برای ارتقای این روابط ارزیابی میگردد. البته این نکته قابل ذکر است که این سفر از دیدگاه افکار عمومی مصر که خواستار دوری کشورشان از آمریکا و رژیم صهیونیستی میباشند، مهم تلقی گردیده که میتواند از حجم مخالفت آنها با سیاستهای مبارک کاسته و تا حدودی از گسترش بحرانهای ایجاد شده برای دولت وی بکاهد هرچند که آمریکا و صهیونیستها و اروپاییها چندان تمایلی به اجرای این مهم ندارند.