تاریخ انتشار : ۱۶ مهر ۱۳۸۸ - ۱۰:۱۷  ، 
کد خبر : ۳۹۹۶۰

تجارت اطلاعات در جنگ عراق


ترجمه: بنفشه غلامی
بیش از دو سال است که کارشناسان امور سیاسی و مردم منتظر کمیته اطلاعات مجلس سنا هستند تا سرانجام دولت بوش را مجبور کنند مسئولیت قصه‌های افسانه‌ای خود در مورد سلاح‌های صدام را بپذیرد. رهبران جمهوریخواه تأکید دارند که مدت زمان زیادی لازم است تا مشخص شود که آیا «جورج بوش» و دیگر کارکنان رده بالای کاخ سفید از روی عمد دست به گمراه کردن مردم دنیا زده‌اند یا خیر. اما از آن سو جواب‌های عجیب «دونالد رامسفلد» وزیر دفاع آمریکا به پرسش‌های مربوط به این مسأله آن قدر زمان در اختیار روزنامه‌ها و افکار عمومی‌ گذاشت که دریابند چرا باید این پرسش و پاسخ‌ها به سرعت و بدون هیچ دروغ و تزویری به طور کامل انجام شود.
در این میان متأسفانه «پت رابرتز» رئیس شورای مرکزی سنا اوضاع را به سمتی پیش می‌برد که بعید به نظر می‌رسد عملکرد او در این‌باره برای حل ماجرا مفید واقع شود. این واقعاً وحشتناک است که «رامسفلد» و دیگران قبل از شروع جنگ حقایق را به طور کامل به مردم نگفتند تا در بهترین موقعیت قرار گیرند اما گویی رامسفلد و همراهانش قصد ندارند به این شیوه خود خاتمه دهند و همچنان سعی دارند بر حقایق سرپوش گذارند. فقط کافی است نگاهی به وقایع پیچیده هفته‌های اخیر و بویژه پیشنهاد وزارت دفاع در آتلانتا بیندازید تا متوجه صحت مطالب شوید.
«ری مک گورن» که ۲۷ سال است در سازمان سیا به عنوان تحلیلگر کار می‌کند، در آتلانتا در برابر مردم ایستاد و پرسید چرا «رامسفلد» درباره وجود سلاح‌های کشتار جمعی در عراق دروغ گفت. در مقابل وزیر دفاع ادعا کرد دروغ نگفته است. سپس بدون اینکه کسی از او چیز دیگری بپرسد ادامه داد «کالین پاول» و بوش اطلاعات‌شان درباره عراق را بعد از هفته‌ها مذاکره با سیا ارائه دادند اما بعد در نهایت مشخص شد که هیچ‌گونه سلاح کشتار جمعی در این کشور وجود ندارد.
به این ترتیب اول مشخص شد که هیچ گونه سلاح کشتار جمعی در عراق وجود ندارد و بعد معلوم شد که نه «بوش» نه «کالین پاول» آنطور که ادعا شده بود، هفته‌ها با سیا مذاکره‌ای داشته‌اند و در درجه سوم نیز روشن شد «رامسفلد» بشدت در کار تجارت اطلاعات دست داشته و هنوز هم دارد. با توجه به اینکه بیشتر بودجه اطلاعاتی آمریکا به وزارت دفاع تعلق دارد می‌توان این واقعیت را به خوبی تحلیل کرد. «رامسفلد» در زمان شروع جنگ عراق نیز یک سرویس اطلاعاتی مخصوص در پنتاگون راه انداخته بود. چرا که سازمان سیا و سازمان امنیت ملی حاضر نشده بودند اطلاعاتی را که رامسفلد می‌خواست در مورد عراق بداند، در اختیار او قرار دهند.
این کل ماجرایی بود که سرانجام دولت بوش را یاری کرد تا بتواند کنگره و البته مردم را به اشتباه بیندازد. در آتلانتا «رامسفلد» حاضر نشد حتی به طور تلویحی اقرار کند که در عراق سلاح‌های خطرناک وجود داشته است. این در حالی است که او قبلاً به راحتی در این‌باره سخن می‌گفت. در این باب می‌توان به دو سخنرانی وی در ۳۰ مارس ۲۰۰۳ و ۲۷ سپتامبر ۲۰۰۲ اشاره کرد. او در آن زمان گفته بود مدارک مستندی از روابط مستقیم بین عراق و القاعده در دست دارند بعد نیز مدعی شد عراق به مأموران القاعده آموزش استفاده از سلاح‌های شیمیایی و بیولوژیکی می‌داده است. رامسفلد در آتلانتا نیز دیگر بار افسانه‌سرایی‌های خود را تکرار کرد تا وانمود کند پاسخ سؤالات «مک گورن» را داده است.
اما بر می‌گردیم به کمیته مجلس سنا، در سال ۲۰۰۴ اعضای حزب دموکرات موافقات کردند که تحقیقات در مورد اطلاعات عراق را کنار بگذارند. کمیته نیز گزارشی منتشر کرد مبنی بر اینکه این اطلاعات کاملاً نادرست و اشتباه بوده‌اند. اما بقیه جزئیات را به بعد از انتخابات ۲۰۰۴ موکول کرد و پاسخ نداد که آیا دولت واقعاً چنین مدارکی را در مورد عراق داشته است یا خیر. «رابرتز» نیز از سویی هر گونه تحقیقاتی را منحل اعلام کرد تا اینکه سرانجام دموکرات‌ها او را مجبور کردند تا کاری در مورد این مسأله انجام دهد و او در نهایت طوری عمل کرد که به نظر می‌رسد حال همه چیز به نحوی رفع و رجوع شده است.
با این وجود هنوز سؤالات فراوانی در مورد جنگ عراق وجود دارد. آیا اطلاعیه‌ها، اطلاعات دقیق را منعکس کردند؟ چرا دولت در پیش‌بینی اوضاع پس از جنگ در عراق و مشکلات بعد از جنگ ناکام ماند؟ آیا واقعاً سلاح‌های کشتار جمعی در عراق وجود داشت؟ آیا سیای کوچکی که در پنتاگون تشکیل شده بود، راهبرد درستی بود؟ آیا اطلاعاتی که رهبر تبعیدی عراق، «احمد چلبی» ارائه داده بود، به سازمان جاسوسی آمریکا راه یافت؟
«رابرتز» هیچ پاسخی برای سؤال اول ندارد و به نظر می‌رسد دیگر روشن شدن این قضیه را باید فراموش کرد. اما مسأله‌ای که در پس این بازرسی‌های طولانی وجود دارد، این است که کاخ سفید می‌خواهد وانمود کند بوش همان چیزی را می‌گوید که سناتورهای دموکرات و دیگران می‌گویند، اما این کاملاً غیرمنطقی است زیرا آنها هیچ کدام تصمیم به شروع جنگ نگرفتند و این مسأله چیزی بود که فقط از طرف کاخ سفید تقویت می‌شد. «بیل کلینتون» و «جورج دبلیو بوش» هر دو فکر می‌کردند در عراق سلاح‌های خطرناک وجود دارد. در آن زمان جنگی شروع شد و تمام این سلاح‌ها در جریان بازرسی‌ها زدوده شدند.
در کنار این مسائل تحلیلگران و صاحبنظران در پی پاسخ این سؤال هستند که چرا کارگردانان صحنه سیاست و روابط خارجی نتوانستند حوادث پس از جنگ و پیامدهای کابوس‌وار آن را پیش‌بینی کنند؟ ولی سنا تنها به مسائل مربوط به تحقیقات درباره چلبی و اطلاعات غلط معطوف شده است ولی این تنها چیزی نیست که باید مورد توجه واقع شود. با این اوصاف می‌توان دریافت که چرا هنوز تحقیقات درباره واقعیت‌های پشت پرده جنگ عراق مهم می‌نماید. مردم آمریکا، کماکان منتظرند دریابند چه کسانی و چگونه به آنها دروغ‌های شاخدار گفته‌اند. به نظر می‌رسد تیم تحقیق باید با سرعت بیشتری حرکت کند تا جهان را از رامسفلد برای ادامه دادن به دروغ‌هایش بگیرد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات