تاریخ انتشار : ۱۶ مهر ۱۳۸۸ - ۱۰:۱۸  ، 
کد خبر : ۳۹۹۶۱

تغییر آداب نقد


نگاهی به روند نقد نامه احمدی‌نژاد به بوش در مطبوعات داخلی رشته‌ای از افراطها و تفریط‌ها را به تصویر می‌کشد که اهداف سیاسی با قالب زبان روشنفکری را نشان می‌دهد، هرچند که بخشی از این‌گونه نقدها درد درمان نشده تلفیق عیار پر گوهر نقد با تخریب، نفی و... را نیز عیان می‌کند. بازتاب نامه رئیس‌جمهوری ایران در برخی از رسانه‌های داخلی حاکی از این است که کمترین توجه به نقد «ماقال» (محتوا) شده است. در نقدهایی که در روزهای اخیر بر پیشانی جراید می‌نشیند، ابهام‌هایی آفریده می‌شود که گویا نظام سیاسی ایران که حداقل ارکان اصلی آن در فرایند تولید چنین تفکری نقش مهم داشته است، در تحلیل شرایط ‌بین‌المللی و جایگاه ایران کاملاً به خطا رفته است.
مهمترین پرسشهایی که بر سطور این نقدها نشسته، از جمله این است که رئیس‌جمهوری ایران با ارسال نامه به همتای آمریکایی خود سراسر خطوط قرمز دیپلماسی ایران را درنوردیده است، حال آنکه هیچ دستاوردی نداشته است، درحالی که قطعاً رئیس‌جمهوری ایران جدا از نظام سیاسی نیست (بلکه یکی از ارکان آن است) و برای ارزیابی دستاوردهای نامه باید توجه داشت همانطور که رئیس‌جمهوری خود گفته، هدف از نگاشتن این نامه، یافتن راهکار معامله در پرونده هسته‌ای نبوده است، همانگونه که منتقدان نیز گفته اند در این شرایط ایران در موضعی قرار ندارد که دولتهای مخالف به آسانی و به یک نامه حقوق او را به رسمیت بشناسند.
از مضمون نامه نیز پیداست که اولاً نگارنده با شناخت از محیط سیاسی و مذهبی جامعه آمریکایی و بخصوص ارزیابی دقیق از کاهش رو به تزاید محبوبیت جورج بوش آموزه‌هایی را به او یادآوری کرده است که قطعاً در جامعه نسبتاً مذهبی ـ سیاسی آمریکا گوشهایی برای شنیدن آن وجود دارد، که گواه آن اظهارات امثال مورفی و کیسینجر است به علاوه اینکه حتی در کوتاه‌مدت نیز حداقل دستاورد آن بوده است که مقامات ارشد گروه 1+5 را در اتخاذ موضعی مشترک دچار اختلاف نظر بیشتری کرده و بستری ساخته است که اکنون می‌تواند مورد توجه اعضای شورای امنیت قرار گیرد که استفاده از زور را متناسب با شأن ملت ایران نمی‌دانند.
ثانیاً گیرنده این نامه جورج بوش است، اما مخاطب او جامعه غربی است که باید پاسخ دهند آیا آموزه‌های مسیحیت که اکنون تمدن غرب را بر روی شانه‌های خود استوار کرده است، با فرهنگ انبیا، صلح و آرامش برای همه چه تناسبی دارد. آیا منتقدان می‌پندارند که مخالفان جنگ در عراق که هر روز خیابانهای اروپا و حتی آمریکا را به تسخیر درآورده‌اند، مشتی افراد بیکارند و اساساً چرا فشارهای سیاسی بر بوش و همراهان او در حمله به عراق به دلیل اینکه آنها به مردم دروغ گفته‌اند، افزایش یافته و در آخرین اتفاق کابینه متحد استراتژیک بوش یعنی بلر را به لرزه درآورد.
آیا فراموش کرده‌ایم که دولتمردان آمریکایی و انگلیسی چگونه از رسانه‌ها در القای عراق هسته‌ای بهره گرفتند و اکنون چنین تلاشی را معطوف به ایران کرده‌اند و اینکه فشارهای گسترده افکار عمومی‌ مانع از آن شد که دولتهای آلمان و فرانسه با آمریکا همراه شوند. متأسفانه یا خوشبختانه قدرت افکار عمومی‌ در جهان غرب غیر قابل خدشه است، گرچه ممکن است دچار اشتباه شود یا برای چندصباحی در دام فریب بیفتد، اما روشنگری آن هیچگونه خالی از فایده نیست.
منتقدان همچنین با طرح پرسشهایی روشنفکرانه از این دست که آیا احمدی‌نژاد فیلسوف است یا سیاستمدار و پاسخ یکجانبه خود به این پرسشهای خودساخته می‌گویند که رئیس‌جمهوری ایران هیچ شأنی در دعوت دیگران به فرهنگ انبیا ندارد. واضح است که انگیزه نگارش این نامه نیز دعوت انبیاگونه دیگران آن هم بوش به فرهنگ مورد اشاره نیست، اما بیان دیدگاههای عدالت‌گرایانه و دعوت به صلح و آرامش و ترسیم تناقضهای مکتب لیبرالیسم که از دل مسیحیت بیرون آمده است، چه مباینتی با پیام ملت ایران دارد. آیا شعار مردم ایران جز دعوت به صلح و گفت‌وگوست.
به هر تقدیر به نظر می‌آید که دیپلماسی دولت نهم با موج تازه‌ای از نقدها و مخالفتها روبرو است و طایفه منتقدان رئیس‌جمهوری، آداب جدیدی از چالش و نقد را پایه گذاری کرده‌اند. در این وادی، اصل و هدف، از اعتبار انداختن تصمیم و تفکر دولت و شخص رئیس‌جمهوری است، مهم نیست چه ابزار و اسبابی برای این هدف به کار می‌آید شاید برای نمایاندن ابعاد این فاجعه در دنیای نقد سیاسی مثالی گویاتر از این نباشد که دوستانی که دیروز شنیدن هر صدای صلح طلبانه از پایگاه اصولگرایان را مغتنم و میمون می‌خواندند، اکنون برای حرکت صلح‌جویانه رئیس‌جمهوری فرمان مخالفت و فراخوان بسیج سیاسی صادر می‌کنند.
این قلم هیچ تصمیم و سیاستی را از جانب دولتمردان بی‌نیاز از نقد نمی‌بیند و بر آن نیست که اندیشه‌های سیاستمداران بدون همراهی منتقدان راه به سوی صواب خواهد برد، اما اعتقاد راسخ دارد که وادی سیاست و دیپلماسی در این مرز و بوم برای پیمودن راه صلاح و صواب محتاج شنیدن صدای منتقدانی است که گوهر نقد را از آفت انتقام دور نگه دارند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات