تاریخ انتشار : ۲۳ مهر ۱۳۸۸ - ۱۰:۲۳  ، 
کد خبر : ۳۹۹۶۳

هویت ایرانی


احمد اشرف از جامعه‌شناسان بنام ایرانی است که محققان و تاریخ‌نویسان در بررسی تاریخ و تاریخ اجتماعی معاصر ایران به نحوی گریزناپذیر به کتاب ازرشمند «موانع تاریخی رشد سرمایه‌داری در ایران» او استناد می‌کنند و از اطلاعات و تحلیل‌های متکی به استدلال این کتاب بهره‌مند می‌شوند.
او متولد ۱۳۱۳ است و طی چند دهه فعالیت فکری و تحقیقاتی‌اش آثاری را نوشته و عرضه کرده که آدمی ‌را به تفکر و تأمل دعوت می‌کند، با بیانی ساده و رسا استدلال‌های جامعه شناختی خود را در میان می‌گذارد و به گونه‌ای مؤثر خواننده آثار و نوشته‌هایش را آزاد می‌گذارد تا در مورد بحث مطرح شده قضاوت کند. تحمیل عقیده و ایده در تألیفات او فرصت بروز پیدا نمی‌کند و لذت خواندن آثار او کام خواننده را حلاوتی دیگر می‌بخشد.
به عقیده احمد اشرف، تجار و اصناف به دو صورت به تحول و تطور جوامع غربی از دوران کشاورزی به دوران شهرنشینی و صنعتی جدید یاری رسانده‌اند: نخست از راه رشد و توسعه بازرگانی، بانکداری و صنعت جدید و دیگری از راه متحول نمودن روابط کهن قدرت فئودالی و استقرار دموکراسی.
می‌گوید در انگلستان، فرانسه و آمریکا که زمینداران به تولید وسیع برای بازار پرداختند زمینه رشد سرمایه‌داری و مردم سالاری فراهم شد ولی در آلمان، اشراف زمیندار به جای اعمال شیوه‌های نوین در تولیدات کشاورزی به استثمار روستاییان پرداختند و طبقه سرمایه دار هم در تحولات نخستین اقتصادی نقشی ایفا نکرد و تا حدی این طبقه، نقش تاریخی خود را به عهده دولت هیتلر واگذاشت.
به زعم احمد اشرف، تجار ایرانی در دوره معاصر کوشیدند نقش حساس تاریخی خود را ایفا کنند و جامعه ایرانی را از دوران نیمه فئودالی و شبه آسیایی به دوران سرمایه‌داری و «شهری ـ صنعتی» جدید سوق دهند. البته پیامد چنین تلاشی گسترش مبادلات بازرگانی خارجی بود و از نظر سیاسی هم حکومت مشروطه مستقر شد.
او معتقد است که بازارها ستون فقرات نظام اجتماعی شهرها بوده‌اند و تجار بزرگ هم در رأس سلسله مراتب اجتماعی جای داشته‌اند و پس از آنان کدخدایان و ریش‌سفیدان جماعت‌های اصناف قرار داشتند.
در ایران، تجار مانند اصناف صاحب تشکیلات صنفی نبوده‌اند. شاه شخصی به نام ملک‌التجار تعیین می‌کرده تا رابط دیوان با تجار باشد و در دوره صفوی هم شاغل این شغل «مباشر شاه» در امور تجاری بوده و سرپرستی کارگاه‌های بافندگی، دباغی، چاقو و شمشیرسازی و ابریشم‌دوزی سلطان را به عهده داشته است.
از دید این جامعه‌شناس، موانع داخلی رشد سرمایه‌داری در دوره قاجار به طور کلی از خصوصیات بنیانی نظام سیاسی و اقتصادی ایران نشأت می‌گرفت و در دوره قاجار موانع هم شدت پیدا می‌کند.
به باور او حکومت قاجار معایب حکومت‌های قدرتمند و متمرکز و معایب حکومت‌های ملوک‌الطوایفی را در خود گرد آورده بود و اجازه نمی‌داد سرمایه‌داری مستقل رشد کند.
ناامنی عمومی‌ در کشور نیز یکی از موانع داخلی رشد سرمایه داری بوده است. در ۴۰ سال نخست حکومت ناصرالدین شاه، بالغ بر ۱۶۰ شورش و قیام مسلحانه رخ داده و پادشاه هم به مصادره اموال متنفذین و مخالفان می‌پرداخت. از جمله مصادره ۸۰۰ هزار تومان از اموال حاج محمدحسین امین دارالضرب به بهانه سوءاستفاده در ضرب مسکوکات یکی از ده‌ها موارد مصادره در عصر قاجار بوده است.
نخستین سرمایه‌گذاری قابل ملاحظه صنعتی در ایران با تأسیس کارخانه ابریشم‌بافی در رشت و به سال ۱۸۸۵ با سرمایه حاج محمدحسن امین‌الضرب صورت گرفت. کارخانه مذکور با همکاری دو مهندس فرانسوی از شرکت برتو (Berteau) در لیون فرانسه خریداری شد. دو دهه بعد امور فنی همان کارخانه توسط یک مهندس فرانسوی و ۴ کارگر زن اسپانیایی اداره می‌شده است.
احمد اشرف بر این اعتقاد است که یکی از آثار و نتایج رشد سریع تجارت خارجی در کشور ما، رونق گرفتن کالاهای ساخت اروپا و عادت‌زدگی مردم در استفاده از آنها و خصوصاً اجناس و پارچه‌های منچستر بوده که بهتر و ارزان‌تر از اجناس وطنی بوده است.
به باور احمد اشرف، مدرسه رشدیه که اولین مدرسه جدید ایران است با استفاده از کمک مالی تجار تهران اداره می‌شد و اولین فارغ‌التحصیلان آن چهار سال قبل از انقلاب مشروطه فارغ‌التحصیل شدند.
او با نگرشی جامعه شناختی به آسیب‌شناسی مشکلات جامعه ما در دوره معاصر هم توجه دارد.
در جامعه ما برخی بر این باورند که یک کشور و یا چند کشور معدود خارجی تمام مناسبات و تحولات درونی جامعه را سر و سامان می‌دهند و به توطئه کشور خارجی اعتقاد پیدا کرده‌اند.
این جامعه شناس می‌گوید نه اینکه هیچ توطئه‌ای در کار نباشد ولی به دو شیوه با این مسأله می‌توان برخورد کرد. یکی برخورد عاطفی و بیمارگونه که همراه با نوعی اعتقاد راسخ و جزمی ‌است و دیگری تحلیل و برداشت علمی ‌که با بررسی اسناد و مدارک متقن و به دور از هیجان و احساس این موضوع قابل رد یا اثبات است.
به باور وی، توهم توطئه با انعقاد قرارداد ۱۹۰۷ و تقسیم ایران به مناطق نفوذ روسیه و بریتانیا پیدا شد.
او می‌گوید ناصرالدین شاه،حاکم مقتدر قاجار با اقتداری که داشت مانع نفوذ بیگانگان در امور کشور می‌شد. اما با وقوع جنبش تنباکو و قتل ناصرالدین شاه، نظم و شیرازه کشور از هم پاشید و حکومت مشروطه هم موجب تضعیف حکومت مرکزی شد و در چنین فضایی قرارداد ۱۹۰۷ بین دو قدرت برتر دنیا منعقد گشت.
او بر این باور است که ابتدایی بودن تاریخ نگاری، علم سیاست و روابط بین‌الملل در میان ایرانیان باعث شده که اغلب افراد به بررسی منطقی و انتقادی مسائل و مشکلات نپردازند و تحلیل سطحی توهم توطئه جایگزین این نوع بررسی می‌شود.
او اعتقاد دارد نداشتن قوانین یکنواخت، نبود آیین دادرسی مشخص و صدور آرای متعدد ناسخ و منسوخ و سستی در اجرای احکام محکمه‌های رایج در عصر قاجار باعث شده کشورهای دیگر به تحمیل کاپیتولاسیون تمایل پیدا کنند و آن کشورها مطابق قوانین خودشان به بررسی جرم اتباع خود بپردازند.
اشرف درباره وصیتنامه‌ای که به پطرکبیر تزار روس نسبت داده شده که روسیه باید دو هدف عمده، یکی سلطه بر اروپا و دیگری دستیابی به آب‌های گرم خلیج فارس را دنبال کند، می‌گوید چنین وصیتنامه ای وجود نداشته و این مهاجران لهستانی مقیم پاریس بودند که آن را در سال ۱۷۹۵ جعل کردند تا افکار عمومی‌ فرانسویان را علیه روسیه تزاری که مطامع استعماری در لهستان داشته برانگیزانند و در واقع لهستان و فرانسه متحد شوند. می‌گوید بعد از وقوع انقلاب ۱۹۱۷ در روسیه و انعقاد قرارداد ۱۹۲۱ بین ایران و شوروی که حاکمان انقلابی آن امپراتوری امتیازات سابق خود و حق کاپیتولاسیون را لغو کردند، برخی نگرش خوشبینانه‌ای نسبت به روسیه پیدا کردند.
رواج این نگرش ناشی از چه علل و عواملی می‌تواند باشد؟ این سؤالی است که به طور مختصر و جامع، توسط احمد اشرف پاسخ داده شده:
«شاید فرهنگ سیاسی ایران که تساهل فکری و تحمیل عقاید دیگران و برخورد عقاید و آرا را ارج نمی‌گذارد از عوامل اصلی این امر باشد».
از دید او قضاوت منطق و منصفانه و داشتن حس مسؤولیت‌پذیری می‌تواند دوای درد باشد وگرنه: «از آنجا که احساس مسؤولیت و رعایت انصاف در قضاوت‌های فردی و جمعی و اعتدال فکری در جامعه ما حکم کیمیا دارد به نظر نمی‌رسد که در آینده نزدیک دگرگونی محسوس در کاهش تماس ایرانیان به شایعه‌پردازی و توهم توطئه پیدا شود».
احمد اشرف که در سالیان گذشته در سازمان برنامه و بودجه به فعالیت می‌پرداخته و در دانشگاه هم دروس جامعه شناسی و تاریخ اجتماعی ایران را ارائه داده است در آثارش به بررسی چالش سنت و مدرنیته، هویت ملی ایرانیان، سلسله مراتب اجتماعی روابط زراعی در ایران و مباحث مرتبط با شکل حکومت در ایران توجه جدی داشته و بر همین اساس آثار متعددی را به چاپ رسانده است. به اعتقاد او هویت وسیله شناسایی فرد است. مجموعه خصائل فردی و خصوصیات رفتاری که از روی آن فرد به عنوان یک گروه اجتماعی شناخته شود و از دیگران متمایز گردد و او معتقد است که زبان دری حامل و نگهبان فرهنگ پربار و هویت ایرانی است. او انقلاب مشروطه را سبب‌ساز ترویج فکر آزادی و دموکراسی دانسته و جامعه مدنی را صاحب اصلی حق حاکمیت می‌داند. در این مجال اندک بسیار دشوار است که این نویسنده را به درستی و با دقت معرفی کرد. هدف ما این بود که تا حدی زمینه‌های فکری احمد اشرف به دست داده شود وگرنه خواندن و مطالعه آثار او لذت‌بخش و جذاب است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات