تاریخ انتشار : ۰۵ شهريور ۱۳۸۸ - ۰۷:۵۳  ، 
کد خبر : ۳۹۹۶۹

جنگ بوش پدر و پسر؛ نبرد مردان متعصب کاخ سفید


سارا معصومی
پس از اعلام نتیجه انتخابات و پیروزی دموکرات‌ها هیچ مقامی در کاخ سفید یافت نشد که بتواند در خصوص وضعیت روحی و روانی آقای رئیس‌جمهور پس از این شوک سیاسی اظهارنظر کند. هر چند جورج بوش خود صراحتا این شکست را ضربه‌‌ای عظیم تعبیر کرد. اگر روزی آقای رئیس‌جمهوری بر روی مبل راحتی مطب یک روانپزشک دراز بکشد بی‌‌شک ساده‌ترین راه برای پزشک وی سوال کردن در خصوص روابط بوش پسر با بوش پدر باشد. جورج بوش که به عنوان چهل و یکمین رئیس‌جمهور آمریکا شناخته می‌‌شود همواره از سوی پسر مورد بی‌‌توجهی قرار داشت. بسیاری نیز از همان ابتدا حضور جورج بوش در قدرت از رابطه وی با پدرش به عنوان رابطه‌‌ای نه چندان خوشایند و مسالمت‌‌آمیز یاد می‌‌کردند. زمانی که برادر جورج بوش که به گفته والدین با‌هوش‌تر و شایسته‌تر برای احراز مقام‌‌های سیاسی است به پدر اطلاع می‌‌دهد که جورج بوش در کالج تجاری هاروارد پذیرش گرفته است جورج بوش سرکش صراحتا می‌‌گوید: من به هاروارد نمی‌‌روم. فقط می‌‌خواستم به شما اثبات کنم که می‌‌توانم به دانشگاه هم بروم. زمانی که جورج بوش برای نخستین بار در انتخابات کنگره شرکت می‌‌کند به دلیل شباهت بیش از اندازه ظاهری به پدر مجبور به نشان دادن شناسنامه خود برای اثبات هویت خود می‌‌شود. البته جورج بوش پدر همواره در شرایط سخت در کنار پسر سرکش خود بود. در چنین شرایطی نیز به نظر می‌‌رسد که تجربه سال‌‌های اقامت در کاخ سفید اکنون به کمک پسرش آمده است. انتخاب رابرت گیتس به عنوان وزیر دفاع و گوش سپردن به سخنان جیمزبیکر به عنوان رئیس تیم تحقیقاتی عراق همگی بیانگر عزم جورج بوش برای ایجاد تغییرات اساسی در استراتژی حاکم بر عراق است. هر چند دخالت‌های مثبت پدر در امور سیاسی پسر جورج بوش را از مهلکه‌های متفاوت سیاسی نجات داده است به نظر می‌‌رسد که آقای رئیس جمهور علاقه وافری به ضربه زدن به پدر در عرصه سیاست و جنگ دارد. بوش پدر که در طول جنگ جهانی دوم عنوان خلبان قهرمان را به خود اختصاص داده نکات مثبت فراوانی را در پرونده خود به ثبت رسانده است: پیروزی در جنگ اول خلیج فارس و آزاد کردن کویت هر چند وی در شرایطی که امکان حمله به عراق را نیز داشت از این کار سرباز زد. بوش پسر که در طول جنگ ویتنام به زندگی بی‌دغدغه خود در آمریکا ادامه می‌‌داد اما قصد دارد بهتر از پدر خود عمل کند. درست پیش از این حمله ایالات متحده به عراق جورج بوش با خود گفت: صدام قصد به قتل رساندن پدر من را داشت پس مذاکره با وی غیرممکن است. در این میان جورج بوش برای مشروعیت بخشیدن به اقدام خود ماجرای سال 1993 در کویت را به یاد می‌‌آورد. سوء قصد نافرجام به هربرت بوش که بعدها به صدام حسین منتسب شد. اما نکته این جا بود که جورج پدر خود این حادثه را دست آویزی عاقلانه برای حمله به عراق ندانست. هر چند جورج هربوت بوش هرگز در ملاءعام سخنی از مخالفت با حمله به عراق نگفت عدم موافقت وی با این امر را می‌‌توان در میان سخنان او در سال 1999 یافت. چهل و سومین رئیس جمهور ایالات متحده در آن زمان گفت: حمله به عراق به معنای به صف کشیدن سربازان برای مرگ در جنگی بی‌‌نتیجه است. این به یعنی دادن آمریکا در خاک اعراب بی‌هیچ حامی و پشتیبانی. اما جورج بوش که همواره از الگوبرداری از پدر منتفر بود یک روز به سناتور جان میکن در این خصوص گفت: من نمی‌‌خواهم شبیه پدر باشم. ایده آل من رونالد ریگان است. پس از حمله به عراق نیز برای اثبات استقلال فکریب ود به خبرنگاران گفت: من زمان زیادی را برای بحث سیاسی با پدر صرف نمی‌‌کنم. او به خوبی می‌‌داند که من بسیار بیشتر از وی اطلاعات سیاسی دارم. این بار نیز جورج بوش تاکید کرد که چندان برای جلب قدرت و شنیدن نصیحت به نزد پدر نمی‌‌رود. با وجود بحرانی بودن اوضاع در عراق جورج بوش بار دیگر موفق به پیروزی در دور دوم انتخابات ریاست جمهوری شد. پیروزی که خود از آن به عنوان ضربه به پدر یاد کرد. این در حالی است که جورج هربرت بوش در سال1992 و پس از شرکت در انتخابات ریاست جمهوری برای احراز رای لازم برای بقا در این پست برگ برنده را به بیل کلینتون واگذار کرد. در آن زمان جورج بوش علت شکست پدر را عدم مطرح کردن طرح‌های جدید توسط وی اعلام کرد. جورج بوش در حالی آخرین سال‌های ریاست جمهوری را می‌‌گذراند که تجربه اثبات کرده است که جورج بوش و پدر وی ‌‌وجه‌مشترک بسیاری با یکدیگر در شکست و واگذاری قدرت دارند. هر دو نفر سرسختانه بر صحت سخنان خود پافشاری می‌‌کنند این در حالی است که تمام اطرافیان آنها بر اشتباه بودن فرضیه مورد بحث اتفاق نظر دارند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات