علی یعقوبی
برای بررسی نقش احزاب سیاسی در انتخابات ابتدا باید کار ویژههای حزب را شناخت.
حزب سیاسی به گروهی از افراد جامعه گفته میشود که با اعتقاد و ایمان به برخی اصول و داشتن هدف مشترک در سازمانی با عنوان حزب متشکل شده و از طریق شعبهها و قسمتهای مختلف یکدیگر ارتباط متقابل و مستمر دارند و میکوشند تا برای رسیدن به اهدافها و اجرای اصول مورد نظر، قدرت سیاسی را مستقیما در دست گیرند. با توجه به این تعریف، هدف حزب سیاسی کسب قدرت سیاسی است و در کشورهای مردم سالار قدرت سیاسی از طریق انتخابات به دست میآید. یعنی مقدمه وارد شدن به مبارزه انتخاباتی از طریق حزب سیاسی است که کاربرد آن آشنا ساختن افراد جامعه بیحقوق و وظایف خود و بالا بردن سطح دانش و آگاهی آنهاست.
در جامعهای که افراد آن به حقوق خود آشنا باشند، میدانند که دخالت در سرنوشت خود و کشور از حقوق مسلم و اساسی آنهاست و آنها از طریق انتخابات میتوانند به این مهم نایل آیند. همچنین احزاب سیاسی، افراد جامعه را به شرکت در انتخابات و استفاده از حق رای تشویق میکنند و امکان انتخاب اصلح را برای رای دهندگان از طریق معرفی کاندیداها به وجود میآورند. حزب، سلیقهها و گرایشهای پراکنده افراد رایدهنده نسبت به نامزدهای انتخاباتی و مسائل سیاسی و اقتصادی و اجتماعی را جهت و سازمان میدهد و آنها را در اطراف یک یا چند برنامه کلی متمرکز میسازد. نظامهای حزبی و نظامهای انتخاباتی مکمل یکدیگرند و به عقیده بسیاری از اندیشمندان سیاسی پیدایش و گسترش احزاب سیاسی با پیدایش و گسترش سیستم انتخابات و استقرار نظام پارلمانی پیوند دارد. چرا که اولا پیدایش حزب سیاسی بعد از استقرار دموکراسی صورت میگیرد ثانیا حزب به نوبه خود موجب دوام و گسترش این نظام میشود. در نظامهای انتخاباتی آزاد و عادلانه موفقیت یک حزب سیاسی بستگی به میزان حمایتی دارد که آن حزب میتواند در بین مردم کسب کند.
مهمترین عامل موفقیت یک حزب سیاسی پشتوانه مردمی آن حزب است و آن هم در صورتی امکانپذیر است که حزب بتواند با مردم ارتباط برقرار کند و انعکاس دهنده خواستها و مطالبات قانونی مردم باشد. یکی از دلایل عدم موفقیت احزاب در کشور ما این است که اکثر آنها چه قبل و چه بعد از انقلاب به نحوی وابسته به قدرت بودند بنابراین به جای اینکه بلندگوی مطالبات مردم باشند، توجیهگر اعمال قدرت سیاسی بودند.
احزاب سیاسی که دولت ساخته نباشد، میتوانند منعکسکننده افکار و عقاید مردم باشند و بر دولت تاثیر بگذارند. اما احزاب تنها زمانی میتوانند این نقش را ایفا کنند که رقابت انتخاباتی بین آنها در شرایط برابر برگزار شود. اگر احزاب سیاسی در انتخابات نقشی نداشته باشند مردم نمیدانند به چه برنامههایی رای میدهند اما احزاب برای اداره مملکت برنامه دارند و آن برنامه را به مردم عرضه میکنند و مردم هم آن حزبی را که بهترین برنامه را داشته باشد انتخاب میکنند و بعد از انتخابات هم مردم خواستار اجرای آن برنامهها هستند و اگر حزب پیروز نتوانست برنامههای اعلامی خود را پیاده کند توسط مردم از قدرت برکنار میشود. در حزب سیاسی افراد مستعد و توانا که امکان شناسایی خود را در جامعه ندارند شناخته میشوند و حزب امکان رشد و ارتقای آنها را فراهم میسازد و از توانمندیهای آنها در اداره امور کشور استفاده میشود.
بنابراین احزاب سیاسی نقش حیاتی در نظامهای مردم سالار ایفا میکنند که باید مورد حمایت دولتها قرار بگیرند. اینکه دولت خود را وابسته به هیچ حزب سیاسی نداند افتخار نیست اما حزاب سیاسی تنها در صورت حفظ استقلال خود میتوانند وسیله موثر برای انعکاس افکار عمومی باشند و امکان اعمال اراده ملت را از طریق انتخابات و کسب قدرت سیاسی فراهم سازند؛ لازمه این کار برگزاری انتخابات عادلانه است که ممکن است از طریق انتخابات و کسب قدرت سیاسی فراهم سازند؛ لازمه این که کار برگزاری انتخابات عادلانه است که ممکن است از طریق احزاب حاکم عادلانه بودن انتخابات مورد تهدید قرار گیرد ولی میتوان با اقداماتی این تهدیدها را به حداقل رساند.
مهمترین این اقدامات این است که کل روند انتخابات از موقع ثبت نام تا جریان مبارزه انتخاباتی و شمارش آرا تحت نظارت یک ستاد انتخاباتی مستقل که اعضای آن مورد تایید همه احزاب سیاسی هستند انجام پذیرد و اعضای این ستاد در جریان انتخابات دخالت نکنند بلکه فقطه به عنوان ناظر عمل کنند؛ در این صورت است که اعتماد مردم به مسوولان برگزاری انتخابات افزایش مییابد.