تاریخ انتشار : ۱۸ آبان ۱۳۸۷ - ۱۰:۵۴  ، 
کد خبر : ۴۰۰۳۱
نگاهی دوباره به رقابت بر سر ریاست مجلس هشتم

سنت‌شکنی شد


اعظم ویسمه
روزی که غلامعلی حدادعادل آماده می‌شد تا ردای ریاست بر مجلس هفتم را به تن کند اولین سنتی که شکسته شد ریاست یک غیرروحانی برپارلمان ایران بود. خبری که در خردادماه سال 83 و پیش از تشکیل مجلس فضای کشور را در برگرفت ریاست یک غیرروحانی بر مجلس بود. بر اساس یک قانون نانوشته در نظام جمهوری اسلامی روسای مهم کشور از جمله سران قوا از روحانیون برگزیده شده بودند اما انتخاب غلامعلی حدادعادل این سنت را از سوی جناح سیاسی‌ای در کشور شکست که همواره داعیه‌دار حضور روحانیون در پست‌های عالی کشور بود. اکنون در آستانه تشکیل مجلس هشتم و رقابت‌های فشرده اصولگرایان برای تکیه بر کرسی ریاست، تنها موضوعی که اهمیت ندارد و در جناح اصولگرا به فراموشی سپرده شده است ریاست روحانیون بر قوه مقننه است. از سوی دیگر نکته قابل توجه کاهش تعداد روحانیون در مجلس است. نمایندگان مهم که روزی 136 کرسی پارلمان در مجلس اول را به خود اختصاص داده بودند اکنون سهم آنها در مجلس هشتم بیش از 39 کرسی نیست و این آمار نشان‌دهنده کاهش حضور روحانیون حتی نسبت به مجلس هفتم در پارلمان آینده است، البته بخشی از این تغییرات به نحوه گزینش رای‌دهندگان برمی‌گردد که گویی اقبال کمتری نسبت به روحانیون برای حضور در پارلمان وجود داشته است، اما بخش مهم‌تری به عملکرد کسانی برمی‌گردد که روزی مخالف سرسخت حکومت غیرروحانیون بر روحانیون در مجلس بودند و امروز خود جانب حمایت از یک چهره غیرروحانی را گرفته‌اند. در واقع این ریاست غلامعلی حدادعادل بر مجلس هفتم بود که برای اولین‌بار محافل سیاسی و فکری را به تعریف دوباره از رابطه روحانیت با حکومت و امکان حضور یا عدم حضور این قشر در مناصب حساس مملکتی وا داشت. مجلس هفتم که بعد از ردصلاحیت گسترده کاندیداهای جریان اصلاح‌طلب و غیبت چهره‌های سیاسی جناح چپ کشور برگزار شد راه را برای حضور بدون دغدغه اصولگرایان به مجلس باز کرد. انتقاد از اصلاح‌طلبی و حرکت زیر تابلوی اصولگرایی مجوز ورود به مجلس هفتم شد و بسیاری از افراد بدون سوابق مدیریتی و اجرایی و حتی پشتوانه سیاسی به پارلمان راه یافتند. در چنین شرایطی گویی برای کرسی ریاست قحط‌الرجال بود. کاندیدای شاخص برای جلوس بر بالاترین کرسی پارلمان یافت نمی‌شد از این رو توجه‌ها جلب غلامعلی حدادعادل شد. او که فعالیت سیاسی جدی خود را با ورود به مجلس ششم و ریاست فراکسیون 40 نفره اقلیت در این مجلس آغاز کرد، گزینه مطرح برای ریاست شد. عملکرد او در ساماندهی اقلیت مجلس ششم به نحوی بود که جناح اصولگرا را مدیون او می‌کرد. در کنار او افرادی چون محمدرضا باهنر و احمد توکلی نیز در کانون توجه بودند اما در نهایت آنها نیز افراد غیرروحانی بودند تنها روحانی‌ای که برای رقابت با حدادعادل به پا خاست محمدرضا فاکر نماینده مشهد بود. البته سهم فاکر از آرای اصولگرایان پیش از تشکیل مجلس تنها 35 رای در مقابل 174 رای حدادعادل بود و اینچنین شد که با رایزنی‌های گسترده محمدرضا باهنر اصولگرایان به حدادعادل اعتماد کرده و صندلی ریاست را به او بخشیدند.
غلامعلی حدادعادل قبل از ریاست بر مجلس هفتم بیش از آنکه یک چهره سیاسی شناخته شده برای مردم باشد چهره‌ای فرهنگی بود. او دارای مدرک لیسانس فیزیک از دانشگاه تهران، فوق‌لیسانس فیزیک از دانشگاه شیراز، فوق‌لیسانس فلسفه از دانشگاه شهیدبهشتی و دکترای فلسفه از دانشگاه تهران است. او یکی از شاگردان دکتر سیدحسین نصر در فلسفه است که عضویت در شورای عالی انقلاب فرهنگی، ریاست و عضویت در فرهنگستان زبان و ادب فارسی و 10 سال معاونت وزارت آموزش و پرورش را در کارنامه کاری خود به ثبت رسانده است. اما آغاز فعالیت‌های جدی سیاسی او به کاندیداتوری در انتخابات مجلس ششم در سال 1378 برمی‌گردد که او به عنوان کاندیدای تهران از لیست جامعه روحانیت مبارز در انتخابات شرکت کرد. سهم حدادعادل از انتخابات مجلس ششم نفر سی و یکم بود که در نهایت با ابطال 700 هزار رای شهروندان تهرانی از سوی شورای نگهبان توانست به عنوان نفر آخر وارد مجلس شود. در آن انتخابات شورای نگهبان تا مدت‌ها صحت انتخابات حوزه انتخابیه تهران را تایید نکرد و تنها حکم حکومتی منجر به تایید انتخابات تهران شد اما در داخل پارلمان نیز اصلاح‌طلبان معترض به ابطال آرای علیرضا رجایی (کاندیدای اصلاح‌طلبان)، ورود حدادعادل به مجلس را نتیجه ابطال آرای رجایی می‌دانستند از این رو مدت‌ها از تصویب اعتبارنامه او خودداری کردند. گرچه بسیاری در آن زمان عنوان کردند تصویب اعتبارنامه حدادعادل در نتیجه حکم حکومتی بوده اما حدادعادل در مورد چگونگی تصویب اعتبارنامه‌اش در مجلس معتقد است «130 نفر از مشارکتی‌ها به او رای ندادند و در نهایت با آرای اقلیت و طرفداران کروبی اعتبارنامه‌اش تصویب شد.»
ریاست حدادعادل بر اقلیت تاثیرگذار مجلس ششم راه را برای حضور جدی او در مسائل سیاسی فراهم کرد بدین‌ترتیب او به عنوان یک نومحافظه‌کار از دامن راست سنتی برخاست و خود را «فرزند بازار» منتسب به جمعیت موتلفه خواند. اگرچه در دوران انتخاب حدادعادل برای ریاست مجلس هفتم نهادهای سنتی محافظه‌کاران از قبیل جامعه روحانیت مبارز، جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، حزب موتلفه و سایر نهادهای وابسته به جریان ترجیح دادند مخالفت شدیدی با انتخاب او نداشته باشند، اما این موضوع منجر شد تا محافظه‌کاران جوان بی‌محابا به سنت‌های پیشین پشت کرده و با سنت‌شکنی به سوی چهره‌های غیرروحانی متمایل شوند. بدین ترتیب اکنون محافل روحانی در کنار نهادهای سنتی محافظه‌کار به درستی حق دارند که دچار نگرانی از حذف کامل مدیریت روحانیون بر سایر مناصب مدیریتی نظام جمهوری اسلامی باشند. کمااینکه در سوم تیر 84 نیز با گرایش محافظه‌کاران تندرو به سمت یک غیرروحانی دیگر احمدی‌نژاد را کاندیدای این جریان و سپس رئیس‌جمهور ایران کرد. در مجلس هشتم سرنوشت به نحو دیگری برای اصولگرایان و به ویژه حدادعادل رقم خورده است. اصولگرایان سرمست از پیروزی در انتخابات هشتمین دوره مجلس پیش از آنکه در غیاب حریف اصلاح‌طلب به جشن پیروزی بنشینند متوجه شدند ترکیب شکل‌گرفته در مجلس آینده خیلی هم هماهنگ و یکدست نیست و شاید به تعبیری مجلس هشتم، مجلس اقلیت‌ها شد.
نمایندگان راست‌سنتی، حامیان دولت، مستقل‌ها و اصلاح‌طلبان همه گروه‌های مختلفی هستند که در مجلس هشتم حضور دارند اما مهم‌تر از همه حضور رقیب قدری به نام علی لاریجانی برای حدادعادل است حدادعادل که در مجلس هفتم بدون دغدغه تنها کاندیدای ریاست بود اکنون هفته‌هاست که درگیر رقابت با علی لاریجانی است. رقیبی که حاضر نشده به نفع او کنار برود و در مقابل با پشتوانه سیاسی و فعالیت اجرایی‌ای که دارد توجه نمایندگان را به خود جلب کرده است.
او که از سال 73 تا 83 ریاست سازمان صدا و سیما را برعهده داشت در سال 84 با شعار «دولت امید و هوای تازه» کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری شد. فرزند آیت‌الله حاج‌میرزاهاشم آملی که متولد 1336 در شهر نجف عراق است حمایت شورای هماهنگی نیروهای انقلاب را جلب کرد و کاندیدای این جریان شد. اما او تنها کاندیدای اصولگرایان نبود و علی‌اکبر ناطق‌نوری نتوانست سایر کاندیداها را راضی به خروج از میدان کند بدین ترتیب با حضور چهار کاندیدای اصولگرا سهم لاریجانی از 29 میلیون و 317 هزار و 42 رای به صندوق ریخته‌شده در مرحله اول انتخابات یک میلیون و 740 هزار و 163 رای شد و او نتوانست هوای تازه را به دولت ببرد. مهرورزی دولت احمدی‌نژاد شامل حال لاریجانی شد و او برای بیش از یک‌سال دبیری شورای عالی امنیت ملی را عهده‌دار شد اما از آنجا که تفاهمات اصولگرایان حاصل نشد و رئیس دولت نهم حرف خود را در پرونده هسته‌ای می‌زد و لاریجانی راه دیگر می‌رفت به ناگزیر یک نفر باید کنار می‌کشید و این لاریجانی بود. در همان زمان کناره‌گیری لاریجانی به حضور او در انتخابات مجلس هشتم تعبیر شد؛ پیش‌بینی‌ای که به واقعیت پیوست، دبیر مستعفی شورای عالی امنیت ملی در آستانه انتخابات مجلس با شعار «آشتی ملی» وارد میدان شد. از همان زمان رقیب جدی برای حدادعادل پیدا شد. گرچه حدادعادل موفق شد با حمایت جبهه متحد اصولگرایان سرلیستی تهران را در انتخابات مجلس از آن خود کند اما همان زمان علی لاریجانی ترجیح داد با عزیمت به قم و کاندیداتوری از این شهر نام خود را پشت‌سر حدادعادل نبیند. به این ترتیب اکنون او نه‌تنها حمایت روحانیون و مراجع عظام قم را به همراه دارد که بسیاری از راه‌یافتگان به مجلس هشتم نیز هم‌پیمان با لاریجانی از ریاست او دفاع می‌کنند. این نمایندگان معتقدند لاریجانی شأن و جایگاه قوه مقننه را که به دلیل عملکرد غیرقابل دفاع حدادعادل تنزل یافته، احیا می‌کنند و در برابر مماشات با دولت و قانونگریزی می‌ایستد. البته لاریجانی زرنگ‌تر از آن است که از هم‌اکنون صف‌بندی خود با دولت و حتی اصلاح‌طلبان را مشخص کند.
گرچه برخی از جریانات اصلاح‌طلب جانب ریاست علی لاریجانی را گرفته و از تغییر ریاست حدادعادل استقبال کرده‌اند اما بسیاری از اصلاح‌طلبان هنوز عملکرد علی لاریجانی در مقام ریاست سازمان صدا و سیما را فراموش نکرده‌اند. پخش برنامه‌هایی چون هویت، چراغ، کنفرانس برلین در زمان ریاست لاریجانی بر صدا وسیما و نحوه پوشش اخبار سیدمحمد خاتمی جملگی برنامه‌هایی بود که نارضایتی اصلاح‌طلبان از لاریجانی را مشروعیت می‌بخشد. هم‌اکنون نیز پخش برخی اخبار درباره دیدارهای لاریجانی با احمدی‌نژاد وعده به همراهی همه‌جانبه با دولت او در سال آخر ریاست جمهوری احمدی‌نژاد و حمایت گروه‌های نزدیک به دولت از ریاست لاریجانی بر مجلس بر این شبهه‌ها می‌افزاید. اما مرد دیپلماسی ایران در سال‌های 86- 85 ترجیح می‌دهد سکوت کند و با ادبیات دیپلماتیک همه را راضی نگه دارد. البته بسیاری معتقدند لاریجانی را نه در قامت ریاست صدا وسیما، نه کاندیدای جبهه متحد اصولگرایان برای ریاست‌جمهوری و نه دبیر شورای امنیت ملی بلکه باید او را چهره‌ای متفاوت نسبت به سال‌های گذشته دانست، مدیری که آنقدر تجربه آموخته که امروز می‌داند آنچه در جریان پرونده هسته‌ای ایران در دولت خاتمی رخ داد معاوضه «در غلتان» با «آب نبات» نبود. او اکنون باید دریافته باشد، ادبیات ملایم و آشتی‌جویانه در عرصه دیپلماسی بسیار بیشتر از ادبیات تهاجمی پاسخ می‌دهد. اختلافی که منجر به جدایی او از تیم دولت شد. سوابق لاریجانی‌ها نشان داده که آنها مردان سیاست هستند و بازی سیاست را به خوبی آموخته‌اند. بنابراین تا مجلس هشتم تشکیل نشود و مواضع مختلف علی لاریجانی در برابر موضوعات مشخص نشود از هم‌اکنون نمی‌توان در مورد عملکرد او در پارلمان قضاوت داشت. اما آنچه مشخص است، بسیاری از راه‌یافتگان به مجلس هشتم با توجه به عملکرد حدادعادل و تضعیف جایگاه قوه مقننه در برابر دولت به لاریجانی روی آورده‌اند. از سوی دیگر مطمئنا حمایت علما و مراجع و شخصیت‌هایی چون ناطق‌نوری وزنه سنگینی برای لاریجانی در پارلمان خواهد بود. علی‌اکبر ناطق نوری هم‌ولایتی لاریجانی که روزی به دلیل شکست در دوم خرداد از حضور مستقیم در عرصه‌های کاندیداتوری کنار کشید و ترجیح داد به عنوان لیدر جریان اصولگرا نقش‌آفرینی کند اکنون بعد از شکست لاریجانی در انتخابات ریاست‌جمهوری قصد ندارد دچار کناره‌گیری از عرصه شود بنابراین با حمایت‌های همه‌جانبه از او به ریاست لاریجانی در مجلس می‌اندیشد. در راهروهای پارلمان شنیده شد ناطق نوری گفته است «اجازه نمی‌دهیم یکسری افراد کشور را به بن‌بست بکشانند» ناطق نوری بعد از انتخاب رئیس قوه‌مقننه مطمئنا برنامه‌ای برای ساماندهی جریانی از اصولگرایان برای ریاست‌جمهوری دارد. به هر حال رقابت نفس‌گیر حدادعادل و علی لاریجانی پیش از آغاز به کار پارلمان پایان می‌پذیرد، رقابتی که از ابتدا به نفع لاریجانی بود. طبق سنتی که در جمهوری اسلامی وجود دارد، رئیس مجلس با اجماع قبلی انتخاب می‌شود و کمتر دوره‌ای دو رقیب قدر در صحن علنی مجلس به رقابت پرداخته‌اند. شاید این اتفاق نادر تنها در مجلس پنجم و با رقابت ناطق نوری و عبدلله نوری رخ داد. البته این دو کاندیدا از دو جریان مختلف سیاسی در کشور بودند. کمتر زمانی دعوای ریاست میان یک جریان وجود داشته است. به هر حال اصولگرایان قصد دارند پیش از آغاز مجلس هشتم، پشت در‌های بسته، بعد از شنیدن صحبت‌های لاریجانی و حدادعادل رئیس را برگزینند. اما مطمئنا هریک از این دو کاندیدا بر کرسی ریاست تکیه زند، سنتی که با ریاست حدادعادل در مجلس هفتم شکسته شد (ریاست یک غیر روحانی بر مجلس) ادامه می‌یابد و باید دید آیا روزی روحانیت برای بازگشت به عرصه ریاست تلاش و احساس نیاز می‌کند یا نه.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات