پروانه عزیزی
در مورد مشروعیت رای مردم از دیدگاه اسلا م اول باید دید که آیا اسلا م برای مردم حق دخالت در امر حکومت را پذیرفته است و آنگاه راجع به میزان دخالت مردم در امر حکومت صحبت کرد. در مورد حق دخالت مردم در امر حکومت آیات و روایاتی نقل شده است که نشان می دهد اسلا م انسان را صاحب حق و جانشین و خلیفه خدا بر زمین می داند.
از جمله آیات عبارتند از:
امن یجیب المضطر اذا دعاه و یکشف السو» و یجعلکم خلفا» الا رض االه مع الله قلیلا ما تذکرون. نمل (27): 62
آیا چه کسی دعای مضطر درمانده را آنگاه که می خواندش پاسخ می دهد و بدیها را از میان برمی دارد و شما را جانشینان زمین قرار می دهد.
وعدالله الذینء آمنوا منکم و عملواالصالحات لیستخلفنهم فی الا رض کما استخلف الذین من قبلهم و لیمکنن لهم دینهم الذی ارتضی لهم و لیبدنهم من بعد خوفهم امنا یعبدوننی لا یشرکون بی شیئا و من کفر بعد ذلک فاولئک هم الفسقون. نور (24): 55
خداوند کسانی از شما را که ایمان آورده و اعمال شایسته انجام دهند وعده داده که چنانچه پشتیبان را خلیفه زمین قرار داده جانشینان خویش در زمین قرارشان دهد و دین پسندیده آنان را به همه ادیان تسلط و تملک بخشد.
و البته آیاتی هم وجود دارد که گرچه لفظ خلا فت در آن نیست ولی وارث زمین و آبادانی زمین را به بندگان صالح یا مستضعف واگذار کرده است.
از جمله آمده است:
و لقد کتبنا فی الزبور من بعدالذکر ان الا رض یرثها عبادی الصلحون. انبیا (21): 105
و در حقیقت در زبور پس از تورات نوشتیم که زمین را بندگان شایسته ما به ارث خواهند برد.
و نرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الا رض و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثین. قصص (28): 5
خواستیم بر کسانی که در آن سرزمین فرو دست شده بودند منت نهیم و آنان را پیشوایان مردم گردانیم و ایشان را وارث زمین کنیم.
در تمام این آیات مراد از خلا فت و وراثت خلا فت از جانب خداوند و وراثت براساس اراده اوست این خلا فت و وراثت تشریعی است نه تکوینی و شامل حکومت هم می شود بنابراین اگر بپذیریم که خلا فت از جانب خداوند به انسان واگذار شده است لا زمه آن این است که آنان در انجام امور مربوطه به خلا فت که از جمله آنها تدبیر امور حکومتی است مجاز هستند که دخالت کنند.
از این رو از آنجا که اسلا م برای مردم حق دخالت در امور حکومت را پذیرفته حال باید زمینه های دخالت مردم در امر حکومت را مورد بررسی قرار داد دخالت مردم در امر حکومت در پنج زمینه صورت می گیرد که شامل:
1- تعیین زمامدار
2- تصمیمگیریهای سیاسی
3- رای مردم در نظارت بر زمامدار و کارگزار حکومتی
4- کارآمدسازی نظام توسط مردم
5- عزل حاکم
نقش مردم در تعیین زمامدار
در اسلا م اولین حکومت توسط پیامبر اکرم (ص) شکل گرفت و بعد ولا یت ائمه آنگاه دوران غیبت را داریم.
ولا یت پیامبر(ص)
پیامبر از نخستین روزهای ورود به مدینه به رتق و فتق امور مردم پرداخت با قبایل و پیروان ادیان مختلف پیمان هایی بست که نشان دهنده آن است که آن حضرت زعامت سیاسی جامعه را برعهده گرفت.
حال سوال این است که آیا رهبری سیاسی پیامبر بخشی از رسالت آن حضرت محسوب می شود یا امری مستقل و خارج از حیطه رسالت است. در پاسخ به این موضوع برخی محققان برای پیامبر سه نقش قابل شدند که یکی از این نقش ها ولا یت و رهبری سیاسی جامعه است در مورد رهبری سیاسی پیامبر در قرآن آمده:
النبی اولی بالمومنین من انفسهم. احزاب (33): 6
پیامبر نسبت به مومنین از هر جهتی سزاوارتر و احق است.
این مستلزم ولا یت است. چه ولا یت بر مومنین فی نفسه و چه اولویت بر ولا یت در هنگام مواجه با ولا یت های متعدد در عرض هم. بنابراین اولویت پیامبر فقط به مسائل دینی اختصاص ندارد و همه امور دین و دنیای آنان را در بر می گیرد لذا بر مردم لا زم است که از رسول خدا پیروی کنند و از آنچه او باز می دارد دوری کنند و خواسته های او را بر امیال و تشخیص های خود مقدم دارند همچنین در تایید این تفسیر برخی روایات نیز وجود دارد که می گوید مقصود از اولویت مقام فرماندهی و منصب زعامت است.
امام باقر (ع) می فرماید این آیه درباره رهبری و فرماندهی نازل شده است.
بنابراین از مجموع این مباحث می توان گفت خداوند پیامبرش را به رهبری همه جانبه مردم و جامعه اسلا می نصب کرده است. بنابراین پیامبر مشروعیت الهی دارد و مقبولیت پیامبر به نوعی الهی است علا وه بر پیامبر امامان معصوم هم دارای مشروعیت الهی و منصوص هستند آنان به مقام امامت رهبری و ریاست دین و دنیا برگزیده شده اند اما دارای مقبولیت مردمی هستند در این زمینه آیات ذکر شده از جمله:
یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیک من ربک و ان لم تفعل فما بلغت رسالته والله یعصمک من الناس ان الله لا یهدی القوم الکافرین. مائده (5): 67
ای پیامبر آنچه را که از جانب خداوند به تو نازل شد به مردم برسان اگر تبلیغ نکنی رسالت خدایی را به انجام نرسانده ای و خداوند تو را از گزند مردم حفظ خواهد کرد.
این آیه به حدیث غدیر و نصب امیرالمومنین به ولا یت ارتباط دارد اما در مورد امام معصوم علا وه بر مشروعیت الهی باید به مقبولیت مردمی هم توجه کرد و این جاست که نقش مردم در تعیین زمامدار بارز می شود زیرا با وجود آنکه حضرت علی (ع) مشروعیت داشت اما چون مقبولیت نیافت تا حدود 25 سال حکومت نکرد و در این راه به زور متوسل نشد.
روایات
در این مورد که امام علا وه بر مشروعیت باید مقبولیت هم داشته باشد در روایاتی از پیامبر نقل شده است اگر علی(ع) را به ولایت بگمارید او را هدایت یافته ای هدایتگر می یابید.
پیامبر تعیین والی را به مردم نسبت داده یا حتی خود حضرت علی در روز بیعت می فرماید:
ای مردم این امر حکومت و خلا فت از آن شماست و هیچ کس حق ندارد مگر اینکه شما او را به امامت برگزینید.
یا آنگاه که امام حسن به عنوان جانشین علی(ع) به امامت رسید خطاب به معاویه می نویسد:
آنگاه که علی (ع) از دنیا رفت مسلمانان خلافت را به من سپردند پس از ادامه حرکت باطل خویش دست بردار و در بیعت من که مردم درآن وارد شده وارد شو زیرا تو نیک می دانی که من نسبت به امر خلا فت از تو سزاوارترم.
و این نشان می دهد که تعیین والی حق مسلمانان است و حتی در مورد اینکه کسی بدون رضایت و مشورت مردم به حکومت برسد در روایتی از پیامبر آمده است:
کسی که به نزد شما بیایید و در نظر داشته باشد شما را متفرق و امر امت را غصب کند و بدون مشورت بر مردم حکومت راند باید با او مخالفت کنید.
در این مورد حضرت علی(ع) می فرماید:
آنچه در حکم خدا و حکم اسلا م پس از مرگ یا کشته شدن امامشان بر مسلمانان واجب است که عملی انجام ندهند و دست به کاری نزند و دست یا پا جلو نگذارند و کاری را شروع نکنند پیش از آنکه برای خود پیشوای پاکدامن، آگاه، با تقوی، آشنا به قضا و سنت کار آنان را سر و سامان دهد انتخاب کنند.
در این حدیث راجع به وجوب اختیارو انتخاب مردم و اینکه این اختیار و انتخاب منشا اثر است استفاده می شود اما در رتبه ای پس از اختیار خداوند در شرایطی که امام منصوب در جامعه نیست نظیر عصر غیبت انتخاب مردم همان چیزی است که امامت با آن منعقد می شود.
امام صادق(ع) می فرماید:
ولا یت افراد عادل که خداوند بر ولایت و حکومت آنان، قبول مسوولیت از سوی آنان و کار برای آنان دستور فرموده فریضه ای از سوی خداوند.
این نشان می دهد که تعیین مسوولیت ولا یت از سوی امت فریضه ای الهی پس تعیین توسط مردم قهرا صحیح و نافذ است.
سیره عملی
پیامبر فرمود فرمانده لشکر زید بن حارثه است اگر کشته شد جعفر بن ابی طالب اگر کشته شد عبدالله بن رواحه اگر او هم کشته شد مسلمانان هر کس را خواستند به فرماندهی خود انتخاب کنند. این جا پیامبر انتخاب امیر پس از عبدالله بن رواحه را به خود مسلمانان واگذار کرده است از این عمل آن حضرت استفاده می شود که چنین شیوه ای صحیح است و امارت با همه احکام و لوازم آن که یکی از آنها لزوم تسلیم و اطاعت است با این شیوه منعقد می گردد.
یا پیامبر می فرماید: هرگز بر سه نفر که در زمین فلاتی زندگی می کنند روا نیست مگر این که از میان خویش یکی را به امارت برگزینند این نشان می دهد که اجتماع بشری جز به وسیله امیر و فرمانده به صلا ح و نظم نمی گراید و نیز در صورت نبودن فرمانده مردم شایستگی چنین انتخابی را دارند.
نقش مردم در تصمیمگیریهای سیاسی
از جمله مباحث دیگر که در حکومت اسلا می مطرح می شود لزوم مشورت در حکومت اسلا می و لزوم پیروی از نظرات مشاوران است که در این مورد بیشترین استناد به آیه 159 آل عمران و همچنین آیه 37 و 38 سوره شوری است اما به جز این آیه ها آیات دیگری هم در قرآن کریم راجع به توصیف بعضی از حکومت ها که در آن به مشورت در امور توجه شده است اشاره می شود از جمله درباره ملکه سبا و نحوه تصمیم گیری او در پاسخ به دعوت سلیمان برای پرستش خدا، قرآن کریم پس از اشاره به ارسال نامه سلیمان می فرماید:
قالت یا ایها الملوا افتونی فی امری ما کنت قاطعه امرا حتی تشهدون. قالوا نحن اولوا قوه و اولوا باس شدید و الا مرالیک فانظر ماذا تامرین نمل (27): 32 و33
گفت ای سران کشور در کارم به من نظر دهید که بی حضور شما (تا به حال) کاری را فیصله نداده ام گفتند ما سخت نیرومند و دلاوریم ولی اختیار کار با توست بنگر چه دستور می دهی.
این آیه نشانگر آن است که در تصمیم گیری های کلا ن ملکه سبا با بزرگان قوم خود مشورت کرده است و البته در این آیه ادب مشاوره را نیز بیان می کند که ملاء با جمله (والا مر الیک) تصمیم گیری نهایی را به ملکه واگذار می کنند.
درباره ساحران قوم بنی اسراییل نیز قرآن به ایمان آوردن آنها اشاره کرد و از مشورت در کار آنان یاد کرده است.
فتازعوا امرهم بینهم واسروا النجوی طه (20) : 62
ساحران میان خود درباره کارشان به نزاع برخاستند و به نجوا پرداختند.
به هر حال از مجموع این آیات حسن مشورت در امور مهم به دست میآید.
روایات
پیامبر(ص) می فرماید: آن گاه که فرمانروایان شما خوبان شما باشند و ثروتمندانتان بزرگوارانتان و امور شما در بین شما براساس مشورت باشد روی زمین بهتر است برای شما از درون آن.
در جای دیگر پیامبر(ص) می فرماید: آن کس که طلب خیر کرد ضرر ندید و آن کس که مشورت نمود پشیمان نشد.
و در روایت دیگر می فرماید:
هیچ پشت گرمی محکم تر از مشورت نیست.
یا آن که پیامبر (ص) می فرماید:
هیچ کدام از شما هرگز کاری را انجام ندهد تا آن که مشورت نماید.
حضرت علی(ع) می فرماید:
برترین افراد از نظر مشورت کسی است که از رای مشورت دهندگان بی نیازی ندارد.
حضرت علی(ع) در مورد مشورت و نهی از انجام کارهای بدون مشورت در نهج البلاغه می فرماید:
قبل از تصمیم گرفتن مشورت نما و قبل از آن که پشیمان شوی (از انجام کار) اندیشه کن.
سیره عملی
یکی از مواردی که در مورد شورا می توان مورد استفاده قرار داد سیره پیامبر اکرم(ص) و ائمه (ع) در امر مشورت است.
هنگامی که پیامبر به نزدیک بدر رسید خبر حرکت قریش به آن حضرت رسید (مسلمانان به قصد به دست آوردن غنائم قریش حرکت کرده بودند و قصد مصادره اموال کاروان تجارتی را داشتند ولی بعدا از حرکت سپاه مجهز قریش از مکه به سوی مدینه با خبر گشتند) پیامبر با اصحاب خود به مشورت پرداخت به خصوص انصار مورد توجه پیامبر بود زیرا تعهد ابتدایی انصار دفاع از جان و مال پیامبر در مدینه بود که در آن جا سعد بن معاذ ضمن ابراز وفاداری به پیامبر او را در حرکت به سوی دشمن مختار کرد و نهایت اخلا ص و ایمان خود را جلوه گر ساخت و حتی گفته می شود که پیامبر در مورد اسرای جنگ بدر و چگونگی معامله با آنها با اصحاب خود مشورت کرد.
همچنین در غزوه احزاب پیامبر(ص) راجع به تاکتیک جنگ و دفاع با مسلمین به مشورت پرداختند و از آنان در نحوه مبارزه نظرخواهی نمودند در میان پیشنهاد دهندگان سلمان صحابی بزرگوار اشاره به جنگ های تاریخی ایرانیان به مساله کندن خندق اشاره کرد و تقریبا تمام مسلمین با این پیشنهاد موافقت کردند.
حضرت علی(ع) در خطبه ای که در صفین ایراد نمودند می فرماید:
از گفتن سخن حق یا مشورت عدالتآمیز خودداری نکنید زیرا من به تنهایی مافوق آن که خطا کنم نیستم (از من نیز می تواند خطا سر بزند) و از خطا در کارهای خود ایمن نیستم مگر این که خداوند مرا حفظ کند.
نقش مردم در نظارت بر زمامدار و کارگزار حکومتی
در این مورد باید به عواملی مانند نصیحت و انتقاد از حکومت، اهرم های کنترل مردم و اعتراض علیه حکومت را مورد توجه قرار داد.
از دیدگاه قرآن می توان به نظارت عمومی، شوری و آرای عمومی اشاره کرد.
از نظر نظارت عمومی به این آیه توجه کنید: والمومنون مومنات بعضهم اولیا بعض یامرون بالمعروف و ینهون عن المنکر توبه (9): 71
و مردان و زنان با ایمان دوستان یکدیگرند که به کارهای پسندیده وا می دارند و از کارهای ناپسند باز می دارند و باید از میان شما گروهی مردم را به نیکی دعوت کند و به کارهای شایسته وادارند و از زشتی بازدارند.