دکتر محمدعلی مهتدی
25 ماه مه سال 2000 میلادی (5 خردادماه 1379) مقاومت اسلامی لبنان پس از 18 سال مبارزه، ارتش اشغالگر صهیونیستی را از جنوب لبنان بیرون راند. اینک در هشتمین سالگرد این پیروزی بزرگ، درست در همان ساعاتی که آخرین سربازان و مزدوران رژیم صهیونیستی زیر ضربات مقاومت به داخل فلسطین اشغالی گریختند، پارلمان لبنان، پس از ماهها انتظار و تعویق جلسات، ژنرال میشل سلیمان فرمانده ارتش، را بطور اجماع به ریاست جمهوری برمیگزیند، که این خود اوج یک پیروزی دیگر برای مقاومت و همه ملت لبنان است. در اهمیت این رویداد همین بس، که برای نخستین بار، وزیران امور خارجه ایران، سوریه، عربستان سعودی و چند کشور عربی و اروپایی در جلسه پارلمان لبنان حضور مییابند تا شاهد یک لحظه تاریخی باشند.
در واقع آنچه ظرف سالهای اخیر در لبنان رخ داده پیروزیهای پیدر پی بوده که معادلات و فضای سیاسی و اجتماعی منطقه را تغییر داده است. اشغال جنوب لبنان توسط ارتش صهیونیستی به عملیات لیتانی در سال 1978 برمیگردد. در آن سال ارتش صهیونیستی به هدف نابود کردن پایگاه مقاومت فلسطین در جنوب رودخانه لیتانی به لبنان حمله کرد اما به رغم صدور قطعنامه 425 شورای امنیت و ورود نیروهای پاسدار صلح بینالمللی (یونیفیل) به جنوب لبنان، صهیونیستها از اجرای این قطعنامه خودداری کردند و با به کار گرفتن عدهای مزدور لبنانی به فرماندهی سرگرد سعدحداد یک کمربند به اصطلاح امنیتی به عمق 15 تا 30 کیلومتر به وجود آوردند.
حمله بعدی ارتش صهیونیستی در 1982 بود که طی آن بیروت، پایتخت، نیز اشغال شد و اسرائیل با چراغ سبز آمریکا و نیروهای چندملیتی، ضمن اخراج سازمانهای فلسطینی از لبنان دست به جنایات گستردهای از جمله قتلعام آوارگان فلسطینی در اردوگاههای صبرا و شاتیلا در بیروت زد.
از این پس مقاومتی از نوعی دیگر توسط خود لبنانیها بویژه جوانان مؤمن جامعه تشیع لبنان شکل گرفت.
این بار عوامل جدیدی وارد صحنه مقاومت شد که مهمتر از همه ایمان و ایثار در کنار عملیات شهادتطلبانه و آکنده از نوآوری و ابتکار بود بطوریکه ارتش صهیونیستی را درمانده کرد و با بالا گرفتن تعداد تلفات روزمره جامعه صهیونیستی در داخل دچار تحول شد و زنانی که فرزندان خود را از دست داده بودند شروع به تظاهرات علیه سیاستهای دولت و ارتش کردند. سرانجام پس از 18 سال مبارزه و جانفشانی، عصر روز پنجم خردادماه 1379 ارتش اسرائیل بدون آنکه حتی مزدوران خود را مطلع کند به سرعت از جنوب لبنان گریخت و بدین ترتیب 22 سال اشغال این منطقه پایان پذیرفت.
این پیروزی تحولی عظیم و ژرف در منطقه محسوب میشد چرا که ارتش اسرائیل در جنگهای گذشته ارتشهای عرب را شکست داده بود و سابقه نداشت که این ارتش - به اصطلاح - شکستناپذیر، زیر فشار ضربات سازمانهای مقاومت، بدون مذاکره و بدون هیچ دستاورد و امتیازی عقبنشینی کند. پیرامون تأثیر این رویداد در روحیه ملل منطقه و بر مقاومت در اراضی اشغالی فلسطین و نیز بر معادلات منطقهای پژوهشهای زیادی صورت گرفته است.
اما مهمترین تحول این بود که از آن پس مقاومت توانست با استفاده از سلاح موشکی معادله جدیدی در توازن قوا در جنوب لبنان پدید آورد بطوریکه رژیم اسرائیل که ذاتاً توسعهطلب و خشونتگراست نتواند هیچ اقدامی علیه لبنان انجام دهد.
بدیهی است که دشمن برای شکستن این معادله برنامهریزی میکرد و در نتیجه در تابستان 2006 با حملهای ددمنشانه و آکنده از جنایت کوشید رهبری و پایگاههای مقاومت را نابود کند. اما مقاومت نیز خود را برای چنین روزی آماده کرده بود و لذا پس از 33 روز جنگ طرح مشترک آمریکا و اسرائیل که چند کشور عربی نیز در آن شرکت داشتند، نقش برآب شد و مقاومت این بار نیز پیروزمندانه و نیرومندتر از گذشته به حضور خود در صحنه لبنان ادامه داد.
تجربه تابستان 2006 آثار ویرانگری در داخل رژیم صهیونیستی داشت. زلزلهای ایجاد شد که طی آن نظریه بازدارندگی ارتش فروپاشید. وزیر جنگ و فرماندهان ارتش یکی پس از دیگری استعفا دادند و طرح خاورمیانه جدید آمریکا که کاندولیزا رایس، وعده تولدش را میداد، مرده به دنیا آمد.
این بار آمریکا و اسرائیل و برخی از رژیمهای عرب همپیمان با آنها که از راههای نظامی برای نابود کردن مقاومت ناامید شده بودند طرح جدیدی را برای ایجاد بحران سیاسی در لبنان به هدف ضربه زدن به وحدت ملی و غیرقانونی خواندن سلاح مقاومت و به انزوا کشاندن آن آغاز کردند، که مراحل مختلفی را پشت سر گذاشت و اوج آن تصمیمات نابخردانه دولت فؤاد سنیوره برای چنگ انداختن روی شبکه ارتباطات سیمی مقاومت بود، چیزی که از دیدگاه مقاومت، عبور از خطوط قرمز محسوب میشد و لذا مقاومت و ائتلاف هوادارانش مجبور شدند از طریق شورش مدنی و در دست گرفتن کنترل بیروت و دیگر مناطق لبنان و سپردن آن به ارتش، جناح دولتی را در گوشه قرار دهند.
نتیجه این اقدامات، دخالت اتحادیه عرب و میانجیگری کشور قطر و مذاکرات دوحه بود که مقاومت توانست بار دیگر به اهداف خود برسد و این واقعیت را به همه بفهماند که حذف مقاومت از معادلات لبنانی و منطقهای برای آمریکا و اسرائیل و رژیمهای عرب همپیمان با آنها چیزی جز یک روِیا در شب تابستانی نیست.اینک در سالروز پیروزی مقاومت، لبنان با انتخاب رئیس جمهوری جدید و تشکیل کابینه وحدت ملی وارد مرحله جدیدی میشود، مرحلهای که عنوان آن تثبیت فرهنگ مقاومت در سراسر منطقه و نومیدی فزاینده نیروهای طغیان و استکبار است.