رسول منتجبنیا / قائم مقام حزب اعتماد ملی
شخصیت حضرت امام خمینی(ره)، یک شخصیت همهجانبه و چندبعدی است. در میان غیر معصومین نیز شخصیت امام(ره) در تاریخ بیبدیل و بینظیر است. با بررسی سخنان و عملکرد امام خمینی(ره) پی میبریم که در سیره و روش ایشان مبانی فکری دینی راسخ، صحیح و استوار موج میزند و سخنان و رفتارها بر پایه مبانی اعتقادی و کلامی بدون کمترین ضعف جود دارد. در بعد اخلاقی و صفات کمالیه نیز امام(ره) به واقع واجد همه صفاتی که یک انسان کامل و خوب باید داشته باشد، بودند. ایشان معلم اخلاق، اسوه و الگوی دیگران بودند و همیشه با عمل خود مردم را به اخلاق اسلامی و انسانی دعوت میکردند.
حضرت امام(ره) هم در توجه به عبادت و ارتباط با خداوند و هم در روابط خانوادگی، اجتماعی و اشراف بر مسائل سیاسی، اقتصادی، فرهنگی داخلی و خارجی بینظیر بودند و همه ابعاد مورد توجه ایشان بود. جالب اینکه ایشان همه این ابعاد را به موازات هم مورد توجه قرار میدادند. غرق در مسائل سیاسی شدن مانع از عبادت امام(ره) نبود. مسائل جنگ نیز مانع از توجه ایشان به مسائل اخلاقی و انسانی نمیشد؛ بنابراین وقتی که امام(ره) را به عنوان شخصیت و انسان کامل در حدی پایینتر از معصومین شناختند، این مساله مطرح شد که باید خط امام(ره) را مطرح کرد. از همین رو، خط امام(ره) و ویژگیهای شخصی ایشان یک فرهنگ و مکتب شد که تجلی مکتب اسلام و تشیع سرخ علوی و حسینی(ع) در آن بود. طبیعتا عدهای این توفیق را داشتند و خودشان را به این تفکر و اندیشه نزدیک کرده و سعی میکردند که در زمینههای مختلف از امام (ره) الگو بگیرند. جمعیتی هم بودند که در زمان حیات امام (ره) و حتی بعد از رحلت امام(ره) از ایشان فاصله داشتند و دارند. چه بسا آنهایی که حتی به صورت جسمی و فیزیکی با امام (ره) نزدیک بودند، با فرهنگ ایشان فرسنگها فاصله داشتند و دارند و بسیاری از کسانی که شاید امام(ره) را مستقیما ندیدند، توانستند ایشان را به عنوان مکتب بپذیرند و به او نزدیک شوند که در این رابطه مهم قرابت فکری، اخلاقی و عملی با امام(ره) بود و هست و مهم الگو گرفتن از ایشان است. از سوی دیگر قابل ذکر است که خط امام(ره) صرفا یک روش سیاسی نیست و مکتب فراگیر در ابعاد مختلف زندگی انسان است. اما در بعد حکومتی و توجه اداره کشور نگاه امام بسیار روشن بود. در نگاه ایشان از یک سو به مردم توجه میشود و مردم را صاحب حکومت و کشور و امور میداند و از سوی دیگر توجه به مبانی اسلامی و غیبی بوده است، یعنی از دستورات الهی کمک میگرفت و به مردم توجه ویژه داشت. هرگز به استناد اینکه مرجع تقلید و شخصیت خداشناس هستند، خود را جدای از مردم و تافتهای جدابافته نمیدانستند.
امام(ره) تاکید داشتند مردم هستند که تصمیمگیری میکنند و بعد از انقلاب هم از مردم برای نوع حکومت نظرخواهی کردند. به بهانه اینکه مردمسالاری را قبول دارند از مبانی دینی و موازین اسلامی غفلت نکردند و همه چیز را در اختیار افرادی قرار ندادند که بعضا توجه و عنایتی به مسائل اسلامی ندارند. هنر امام(ره) این بود که مردم را با خدا یکجا و همزمان میدیدند و فاصله ای بین مردم و خدای مردم احساس نمیکردند. لذا حکومتی هم که امام (ره) بنیانگذاری کردند حکومتی بود که هم در آن مردم نقشآْفرین بودند و جمهوری بود و هم خدا حرف آخر را میزد که نام اسلامیت به خود گرفت و این بهترین هنری بود که امام (ره) خود از ظرفیت بسیار بالایی برخوردار بودند. ایشان به لحاظ کمالات روحی هم انتقادپذیر بودند و هم میتوانستند مخالفت را تحمل کنند. معتقدم اگر منافقین چریکهای اقلیت و اکثریت حزب توده در همه گروههای معارض دست به اسلحه نمیبردند و کارشکنی نمیکردند، امام(ره) آنها را کاملا تحمل و برای هر کدام جایگاهی مناسب تعریف و از آنها استفاده میکردند. هیچکدام از شهروندان را از گروههای مختلف نادیده نمیگرفتند. امام(ره) از نظر روحی، شخصیت و فکری ویژه داشتند. معتقد بودند در جامعه باید صداهای مختلف باشد و به شدت مخالف بودند با اینکه یک فکر با زور و تحمیل بر مردم القا شود و کسی حق انتقاد نداشته باشد. امام(ره) از انتقاد ناراحت نمیشدند. از آن زمانی که در حوزه نیز حضور داشتند به طلبهها توصیه میکردند که انتقاد کنند و حتی گاهی ناراحت میشدند که چرا طلاب انتقاد و از اشکال در درس سوال نمیکنند. امام(ره) به جامعه چند صدایی معتقد بودند و تضارب افکار و اندیشهها را در جامعه ضروری میدانستند و به شدت به رقابت سیاسی اعتقاد داشتند. امام(ره) دو جناح بزرگ و قوی کشور را به موازات هم تقویت میکردند، اگر در باطن هم به یک جناح بیشتر علاقه و تمایل داشتند اما هر دو جناح را به صورت متوازن و متعادل تقویت و حمایت میکردند. هم جناح چپ و راست، هم جناح بازار و هم جناح رادیکال آن روز را. یک نمونه بسیار روشن آن این است که در آن زمان قبل از انتخابات دوره سوم مجلس محور تشکیلات سیاسی راست جامعه روحانیت مبارز بود. مسائلی در آن به وجود آمد و جمعی از دگراندیشان از این تشکل بیرون آمدند و با امام(ره) مشورت کردند و امام(ره) آنها را تشویق کردند که مجمع روحانیون مبارز را تشکیل دهند. با اینکه امام(ره) جامعه روحانیت مبارز را تقویت و حمایت میکرد، دستور اکید دادند که حتما آن مجموعه جدید تشکیل شود و حمایت بیدریغ خود را نسبت به مجمع روحانیون اعمال میکردند. آزادی فکر و اندیشه در جامعه مورد تاکید امام(ره) بود.
امام(ره) میفرمودند انتقاد کردن از موهبتهای الهی و عنایات پروردگار است. امام(ره) از تنگ نظری و انحصارطلبی به شدت بیزار بودند و با روحیه تمامیت خواهی به شدت مقابله میکردند. کسانی که دم از خط امام(ره) میزنند نباید تنگ نظر باشند. پیروی از خط امام(ره) و عمل کردن بر مبنای تنگ نظری با هم سازش ندارند. گاهی به امام(ره) میگفتند فلانی شما را قبول ندارد. امام(ره) میفرمودند مگر من از اصول عقاید و قرآن هستم؟! چه اشکالی دارد که خمینی را قبول نداشته باشند. اگر انتقادی مطرح میکنند مسالهای نیست. آن زمان که گروهی عکس امام(ره) را پاره میکردند، امام دستور داده بودند که هیچکس حق دفاع ندارد. بگذارید هر کاری میخواهند انجام دهند. پیروی از خط امام(ره) ایجاب میکند جامعه را به سوی یکصدایی و حذف یک گروه سوق ندهیم.