سیدمحمد خاتمی
تقسیم جهان به دو بخش توسعهیافته و در حال توسعه از مشهورات زمانه است؛ همچنان که تقسیم تاریخ به سه بخش قدیم، میانه و جدید از تقسیمات رایج و متداول در شرق و غرب عالم است. اما این تقسیمات متناسب با وضع تاریخی و اجتماعی غرب است. طی این تقسیمبندی، توسعه غربی، کمال زندگی و راه غیرقابل بازگشت، حرکت در مسیر توسعهای است که در غرب تحقق پیدا کرده و کشورها برای این که بمانند، باید این راه را طی کنند و گرنه از صحنه تحولات خارج میشوند. تحولات غرب صرفنظر از قضاوت درباره آن، غیرقابل انکار است، اما این تحولات با وضع تاریخی و اجتماعی غرب تناسب دارد و خود سبب پیدایش یک ذهنیت شده و آن ذهنیت این است که غرب مدار و محور عالم و آدم است و انسان غربی، انسان معیار و زندگی غربی، زندگی معیار است. اوج این توهم شبهنظربه پایان تاریخ است، این ذهنیت وقتی به دست سیاستمداران غربی میافتد فاجعههای بزرگ میآفریند. استعمار دیروز و سلطهطلبیهای مدرن امروز سند این اظهارات بنده است. تقسیم جهان به دو بخش توسعهیافته و در حال توسعه به لحاظ علمی بیاعتبار است و برای درک آن لازم است به تفاوت علوم انسانی، تجربی و ریاضی توجه کنیم. توسعه مفهومی انسانی است و در حوزه مفاهیم انسانی، زمان و مکان نقش تعیینکننده دارد که این فرآیند خلاف ضوابط حاکم بر علوم تجربی و ریاضی است. نمیتوان آنچه را در یک نقطه عالم با شرایط تاریخی تحقق پیدا کره برای بخشهای دیگر که فاقد این شرایط هستند، تجویز کرده و توسعه از جنبه این موضوعات است.
پرسش این است که آیا الگوبرداری صد در صد و تقلید کامل از یک پدیدهی انسانی که در شرایط خاص اتفاق افتاده، برای دیگران که فاقد این شرایط هستند مفید و ممکن است یا خیر،؟ پاسخ من این است که به نظر من چنین امری حتی امکان ندارد. مسألهای که باید مورد توجه قرار داد نسبت میان اسلام و توسعه است. امام خمینی نظریهپرداز توسعه نبودند و در این زمینه تعریفی از توسعه ارائه نداده و حتی درباره مشخصات توسعه اظهارنظر مستقیم نکردهاند. ایشان رهبری یکی از مردمیترین نهضتهای تاریخ را بر عهده گرفتهاند که توانست یک نظام را بردارد و سامان نظامی دیگر را ایجاد کند. بر این اساس برای شناخت دیدگاه امام درباره توسعه باید به تعریف ویژگیهای نظامی که حضرت امام درباره توسعه باید به تعریف ویژگیهای نظامی که حضرت امام تاسیس آن را در راس اهداف نهضت خویش قرا دادند، پرداخت زیرا از درون این ویژگیها میتوان متوجه شد که امام چه نوع توسعهای را مدنظر داشتند. امام بر عدم کفایت فقه مصطلح تاکید داشتند و نقش زمان و مکان در اجتهاد مورد نظر ایشان در روزآمد کردن مسائل و رفع معضلات نقش اساسی دارد. جامعه مورد نظر امام جامعهای برخوردار به لحاظ مادی، آزاد به لحاظ سیاسی، مستقل به لحاظ بینالمللی و مذهب از نظر اخلاقی است. امام خمینی نظراتی داشتند که متفاوت با نظرات سنتی مشهور و راهگشای تحولات بزرگ در عرصههای اقتصادی، تامین آزادیهای سیاسی، حضور و مشارکت مردم و تعیین نقش مشارکتجویانه، همچنین نقش زنان در جامعه بود. این نظرات مبتنیبر مبانیای بود که معتقدم آنگونه که باید به آن توجه نکردهایم و امام هم مجال تدوین کامل و همهجانبهی این مبانی را نداشتند.
جامعه مورد نظر امام جامعهای است پویا، برخوردار، تولیدگر، بهرهگیری کننده از همهی دستاوردهای مثبت تمدن بشری و غرب اهتمام ورزنده به پیشرفت صنعتی و علمی در همهی عرصهها که برای بینیاز شدن از دیگران و پدید آمدن امکان تعامل مثبت در وضعیتی برابر با جهان، تلاش و شایستگی و توان مردم و جوانان را مورد توجه قرار میدادند و در همه حال بر دو عنصر استقلال و عدالت هم تاکید داشتند، چرا که وابستگی، خود از مهمترین عوامل عقبماندگی و جلوگیری از پیشرفت است. پس از جنگ جهانی دوم برخی سیاستها مانع توسعه و پیشرفت کشورهای غیر غربی، حتی به معنایی که خود غرب قبول دارد شد، وقتی به کشورهای جنوب و شرق به عنوان بهرهگیری از منابع ارزان و آسان مادی آنها نگاه میشود، طبیعی است که پیشرفت این کشورها میتواند به کشورهای بزرگتر ضربه بزند و کشورهای جنوب و شرق هم برای بقای خود چارهای جز اتکا به بیگانه و ترجیح منافع آنها به منافع ملی ندارند. نداشتن استقلال و وابستگی از عوامل مهم توسعهنیافتگی است، لبهی تیز حملات امام به رژیم گذشته همواره به دلیل وابستگی آنها به بیگانگاه بود، همین خاطر است که استقلال به عنوان یکی از اهداف بزرگ انقلاب مورد نظر امام است. علاوه بر این جامعهای که برخوردار باشد اما از عدالت بهرهمند نباشد، جامعه مطلوب و مورد نظر امام نیست. جامعه مورد نظر حضرت امام ویژگیهای خاصی است.
این نظام مردمسالار، متکی به رای مردم و مبتنیبر مسوولیت حاکمان در برابر مردم است که رواج و ترویج آزادی اندیشه و بیان، رشد علمی، تکنیکی، اقتصادی و حرکت به سوی خوداتکایی، تولید ثروت و توزیع عادلانه آن، راه اعضای جامعه توام با امنیت و حرمت شهروندان است. در کنار همهی این ویژگیها که میتواند تصویرگر جامعهی توسعهیافته از نظر امام باشد تکیهی دائم به اخلاق و معنویت از ویژگیهایی است که یک نظام مطلوب از نظر امام آن را داراست. وی یکی از اشکالاتی که اتفاقا از سوی متفکران غربی به تمدن غرب وارد میشود؛ غفلت آن از اقلیم روح و غرقه شدن در مادیات و مادیگرایی است. به تعبیر یکی از بزرگان در اندیشهی غرب، روح تمدن جدید تکنیک است و تکنیک جهان و انسان را به منزلهی منبعی از مواد خام و انرژی میداند و به انسان اجازهی هرگونه تصرفی در این منبع برای باروری آن را میدهد، اما شگفتانگیز ین که در این فرآیند انسان نیز خود اسیر تکنیک میشود. این مطلب (استفاده از تکنیک) نادرست نیست. اگر این وجود آزاد و رها باشد، تکنیک نیز اسیرکننده نخواهد بود. در بینش الهی، حکمت معنوی، دیدگاه موحدن و امام بزرگوار ما، آزادی وجود جز در سایهی بندگی راستین خدا و نه بندگی عادتها و توهمات به نام خدا، تحقق نمییابد. توسعه به معنی امروز، بر تولید انبوه در نتیجه مصرف انبوه و در نتیجه بر دنیازدگی، مبتنی است. پرسش این است که، چگونه میتوان با دیدگاه الهی جامعهای ساخت که هم برخوردار و مرفه باشد و هم در آن ارزشهای الهی و معنوی آسیب نبیند و انسان اسیر تکنیک و مصرف نشود.
گزیده سخنان در پیش نشست همایش بینالمللی «امام خمینی (ره) و قلمرو دین؛ دین و توسعه»