نوشته: عباس نجاریسیسی
دوره ریاست جمهوری آقای بوش و عمر دستگاه اداری وی رو به پایان است. در حالیکه این روزها رکود اقتصادی و ناکامیهای سیاست خارجی دولت بوش به موضوع اصلی آمریکا تبدیل شده است، به نظر میرسد پایان عصر حکومت محافظهکاران و یا حداقل رادیکالهای این حزب در حال فرارسیدن است. این در حالی است که در زمینه سیاست خارجی، خاورمیانه طی یک دهه اخیر محل ظهور ناتوانی آمریکا بوده است.
لبنان
امروز «حزبالله» در لبنان از بالاترین حد محبوبیت و خصوصاً «قدرت انکارناپذیر» سازماندهی سیاسی و نظامی در لبنان برخوردار است - شکست حیثیتی - نظامی اسرائیل در جنگ سی و سه روزه و ناتوانی دولت سنیوره در اعمال اختیارات اداری و سیاسی خود،گواهی بر ظهور قدرتی است که علیه سیاست خارجی آمریکا در منطقه قد برافراشته است. زمان زیادی از اظهار تمایل علنی آمریکا و اسرائیل به خلع سلاح حزبالله لبنان نمیگذرد، اما اجلاس دوحه نمایانگر آن است که عصر جدیدی در حال ظهور است.
عراق
لشکرکشی پرهزینه و پرخسارت آمریکا به عراق با هدف سرنگون ساختن صدام حسین، تسلط بر منابع نفتی عراق و منطقه و همچنین ممانعت از حضور گروههای اسلامی در دولت عراق صورت گرفت. بوش در سرنگونساختن، محاکمه و اعدام صدام حسین و تعدادی از مهمترین رهبران حزب بعث موفق بود، اما امروز دولت آقای نوری مالکی، متشکل از غالب گروههای سیاسی عراق از جمله نمایندگان احزاب و سازمانهای اسلامی، خواستار خروج هر چه سریعتر ارتش آمریکا هستند. عراق هنوز از جمله اعضای بسیار مهم اوپک بشمار میرود و همچنان در چهارچوب تصمیمات اوپک ایفای نقش میکند.
جهان عرب
در حالیکه واشنگتن طی دهه اخیر تلاش زیادی برای تحریک و به نتیجه رساندن اقدامات جهت «صلح» میان اعراب و اسرائیل به کار برده است، اما تشکیلات محمودعباس با چالش اساسی از سوی «حماس» روبروست و سوریه همچنان روند صلح را منوط به تعیین تکلیف وضعیت امنیتی خود و موقعیت بلندیهای کلیدی جولان در فرآیند صلح نموده است. به همین جهت رابطه آمریکا با کشورهای عرب، حتی متحدین سنتی این کشور نظیر مصر،عربستان و اردن، در بنبست و ناامیدی قرار دارد. در حالیکه آمریکا مایل است جهت جلوگیری از وقوع انقلابی مشابه انقلاب اسلامی ایران در منطقه، دولتهای عرب نسبت به تغییر ساختار سنتی سیاسی خود به دولتهایی تکثرگرا از لحاظ سیاسی،اقدام نمایند،این امر با مخالفت خاندانهای حاکم در کشورهای عربی روبروست و توسعه روابط دولتهای عرب با آمریکا از یک سو با مخالفت مسلحانه تندروها و از سوی دیگر با مخالفت رهبران فکری و معنوی ملتهای عرب روبهرو شده است.
ایران
در حالیکه طی سالهای اخیر هیچگونه پیشرفتی در روابط ایران و آمریکا رخ نداده است، تلاشهای دولت آمریکا طی سه دهه اخیر برای انزوای ایران نیز، به دلایل گوناگون تا حد زیادی ناکام بوده است. مداخلات نظامی آمریکا در عراق و افغانستان منجر به توسعه و گسترش نفوذ ذاتی ایران و از وجهی دیگر، تشدید مخالفتهای ایران با سیاستهای واشنگتن شده است. در حالیکه آمریکا مایل به انزوای ایران است و این سیاست را بارها بیپرده اعلام کرده، گسترش روابط دولتهای عرب حاشیه خلیجفارس، دولت عراق، سوریه و گروههای نیرومند لبنانی با ایران در جهت مخالف با تمایل واشنگتن، سیر صعودی داشته و آمریکا نیز ناچار به پذیرش نقش ایران در عراق، حداقل در حوزه مسائل امنیتی شده است.
نفت
قیمت بیسابقه نفت، هرگونه تندروی مجدد آمریکا در منطقه را محدود و خنثی میکند. در حالیکه دولتهای نفتخیز عرب و ایران از قیمتهای بالای نفت خشنودند، اوضاع نامطمئن اقتصادی آمریکا، مانع از اقدامات نظامی جدید واشنگتن خواهد بود.
با این اوصاف، باید پرسید میراث سیاست خارجی دولت بوش در منطقه چه بوده است: در حالیکه ایران همچنان مخالف سرسخت سیاستهای آمریکا در منطقه است، دولتهای عرب نیز از ناتوانیهای واشنگتن ناامیدند و تا زمانی که سیاست یکجانبه آمریکا در حمایت از اسرائیل و حضور ارتش آمریکا در عراق ادامه دارد، اوضاع بر همین منوال خواهد بود. افق سیاست خارجی آمریکا در منطقه همچنان تیره به نظر میرسد، حتی اگر دموکراتها وارد کاخ سفید شوند.