مقامات چینی دالاییلاما را یک «شیطان» خطاب میکنند. آنها معتقدند که لاما چهرهای به شکل انسان و قلبی شبیه به یک گرگ دارد.
چندی پیش نمایندگانی از دولت چین و دالاییلاما مذاکرات خود را پیرامون بحران تبت آغاز کردند، اما عده معدودی در شهر «دارامسالا»، شهری که دولت در تبعید تبت در آن استقرار دارد به نرمش دولت چین در قبال مسأله تبت امید دارند. دالایی لاما در تشریح مواضع خود در قبال تبت به اکونومیست گفت: رفتار چینیها، رفتاری برآمده از عدم اعتماد است. آنها میخواهند تا با ایجاد ترس و وارد کردن فشار به اهداف خود برسند. هر دو طرف مذاکره کننده بر این موضوع پافشاری میکنند که نباید باب گفتگو بسته شود. یکی از نمایندگان دالایی لاما، رهبر تبعیدی تبت این گفتگوها را در مسیر صحیح ارزیابی کرد.
از سوی دیگر دولت چین اعلام کرد در صورتی که دالاییلاما حسن نیت خود را برای ادامهِ مذاکرات نشان دهد، ما آمادۀ گفتگو هستیم.
تصمیم دور از انتظار چین مبنی بر ادامهِ گفتگوها با نمایندگان دالایی لاما، نشان دهندهِ رویکرد این کشور در قبال مسأله تبت است.
چین قصد دارد تا با ادامه مذاکرات، اندکی از فشارهای موجود را بکاهد. از سویی، دولت چین از این موضوع بیم دارد که شاید بحران تبت المپیک سال 2008 پکن را هم تحتالشعاع قرار دهد. مقامات چین هرگونه ارتباط میان مذاکرات اخیر با نمایندگان دالاییلاما را با مذاکرات 6 مرحلهای دورهای پیش که بین سالهای 2002 تا 2007 میلادی انجام گرفت، رد کردهاند.
اما موضوع مهم این است که مذاکرات اخیر «مذاکرات اضطراری» و حول بحران اخیر تبت بود. محافل سیاسی بر این باورند که شاید مذاکرات آینده، مذاکراتی رسمی و جدی باشد. از آنجا مذاکرات اولیه انجام شده میان نمایندگان چین و دالاییلاما به علت فوریت آن، فاقد عوامل تعیین کننده و ضروری برای به نتیجه رسیدن بود، انتظار میرود که مذاکرات دور بعد، مذاکراتی کاملتر و بااهمیتتر باشد. تبتیها خواستههای متعددی را مطرح میکنند.
اولین خواسته آنها پایان سرکوب تبتیها و عقبنشینی نیروهای امنیتی چین از منطقه است. آنها معتقدند که عقبنشینی نباید تنها شامل شهرهای تبت شود بلکه خالی کردن صومعههای بودائیان از نیروهای نظامی، اصلیترین درخواست آنهاست.
دومین درخواست تبتیها، عدم آموزش راهبههای به اصطلاح میهنپرست از سوی مقامات چینی است. آنها بر این باورند که دولت چین با آموزش راهبهها، از آنها استفاده ابزاری میکند و این راهبهها را به عنوان چماقی بر سر دالاییلاما میکوبد.
سومین درخواست تبتیهای معترض، انجام تحقیقات بینالمللی در خصوص علل ناآرامیهای تبت است. آشوبهایی که صدها تن را به خاک و خون کشید و هزاران تن را هم روانهِ زندانهای چین کرد و آخرین درخواست چینیها محاکمه عوامل شورشها در چارچوبی عادلانه و بینالمللی است.
هیچ یک از 4 درخواست نمایندگان دالاییلاما از سوی مقامات چینی شنیده نشد. رسانههای چین به صورت مستمر، در حال بدنام کردن دالاییلاما و تقبیح وی در اذهان عمومی هستند. دولت چین از ورود خبرنگاران خارجی به منطقه تبت جلوگیری به عمل آورد و بر سر راه صدور روادید برای گردشگران سنگ اندازی میکند. طی یک ماه گذشته، 30 تبتی بازداشت شدند و در دادگاهی نیمه نظامی مورد بازجویی قرار گرفتند. تمام این افراد به مدت نامحدودی به زندان فرستاده شدند.
سازمان دیدهبان حقوق بشر در اجلاسی در نیویورک تأکید کرد که اختناق در چین به قدری شدید است که حتی از فعالیت وکلا در این کشور نیز جلوگیری میشود. سخنگوی این سازمان با اشاره به محاکمه غیرعلنی متهمان شورشهای تبت گفت که وکلای 30 تن از تبتیها تهدید شده بودند که اگر از موکلشان دفاع کنند، پروانه وکالت آنها برای همیشه باطل خواهد شد.
دالاییلاما سعی دارد تا انسانی صلحطلب به نظر برسد. او معتقداست که تبتیها باید افتخار کنند که المپیک سال 2008 میلادی در چین برگزار میشود، اما او شاید به این موضوع فکر نکرده است که در صورت عبور مشعل از «لهاسا» طرفداران وی چه عکسالعملی را از خود نشان خواهند داد.
به ظاهر لاما از چین متحد و یکپارچه حمایت میکند، اما هیچگاه نباید تایوان را از یاد برد. جداییطلبان این کشور هم در ابتدای راه، شعار حمایت از چین یکپارچه را سر میدادند اما همگان دیدند که موضوع چیزی دیگری است؛ تایوانی که به همین علت، بارها از سوی دولت چین مورد عتاب و لعن قرار گرفته است. دالاییلاما بارها اعلام کرده است که وی هیچ دخالتی در تعیین مرزهای سیاسی تبت نمیکند؛ موضوعی که چین به شدت از آن میهراسد. او میگوید که اولویت اصلی حفظ فرهنگ و طبیعت تبت است، اما چین دقیقاً بر روی این دو موضوع دست گذاشته و میخواهد سرنوشتی چون پکن و شانگهای را به تبت هم دیکته کند. در واقع دولت چین با نگاهی اصولگرایانه، سعی دارد تا کل کشور را به صورت یک شکل در آورد. ساختمانها و فرهنگ قدیمی مردم پکن در مقایسه با زندگی امروزی مردم این شهر، شاهد بسیار خوبی براین مدعاست. مقامات چین بر این باورند که دالاییلاما قصد دارد تا در پردهِ فرهنگ و محیط، تبت را از چین جدا کند و استراتژی لاما بر حیله و فرافکنی استوار است. شاید یکی از دلایل خطاب کردن دالایی لاما با عنوان گرگی در لباس میش، از سوی مقامات چین همین استراتژی دو پهلوی وی باشد. با توجه به توافقات قبلی دالاییلاما با مقامات دولتی چین در دور پنجم مذاکرات سال 2006، وی قول داده بود که از چین یکپارچه حمایت کند و تبت تا ابد جزیی از چین بزرگ باشد، اما در دور ششم مذاکرات مواضع دولت مرکزی چین بسیار سختتر از دور قبلی مذاکرات شد. مقامات چین از صادر کردن فرهنگ تبتیها به تمامی مناطق کشور میهراسیدند. به عنوان مثال ادارهِ امنیت داخلی چین در گزارشی به شورای عالی امنیت ملی این کشور اعلام کرد که در بسیاری از شهرهای چین مردم عادی لباس قرمز مخصوص بودائیان به تن میکنند و آیینهای مخصوص این گروه را به جا میآورند. طرح این مسأله چون خوره به جان دولتمردان چینی افتاد و آنها سعی کردند تا هر چه زودتر به «معضل» تبت پایان دهند.
سختگیریهای اخیر دولت چین در قبال مسأله تبت، به احتمال زیاد انعطاف پذیری دالاییلاما را در مواجهه با دولت، محدود میکند.
تمامی خیابانهای شهر کوهپایهای «دارامسالا» در هند، مملو از پرچم ملی است که برای همدردی با تبتیهای چین به اهتزاز درآمده است. تصاویری از برخورد شدید نیروهای امنیتی چین با تبتیها بر روی دیوار خانههای «دارامسالا» نصب شده است. از سویی، دالاییلاما رویکرد نیمه انفعالی در پیش گرفته است. رویکردی که همواره مقامات چین را عذاب میدهد. وی در یکی از سخنرانیهایش اعلام کرد: «ما برای مصالحه و دوستی به سوی چین دست دراز کردیم،» اما چینیها دستان ما را با شمشیرهایی زهرآلود قطع کردند. آخرین واکنش لاما به تحرکات اخیر دولت چین، بیانیه شدیداللحن وی است که در آن به صراحت اعلام میکند که مدارکی را در مورد نقض حقوق بشر از سوی دولت پکن به پارلمان انگلیس ارائه خواهد کرد. این اقدام رهبر بودائیان تبت، نشان از فراگیر شدن بحران در این منطقه دارد. او قصد دارد تا حمایت بیش از پیش مقامات کشورهای غربی را به دست آورد. از این رو قرارهای ملاقاتی را با مقامات انگلیس و در را‡س آنها گوردون براون گذاشته است و انتظار میرود که در سفر خود به آلمان، از طریق اعتراض به نقض حقوق بشر، مقامات چین را به چالش بکشد. از سویی، دولت مرکزی چین که به شدت از موضوع تایوان درس گرفته است، به هیچ وجه نمیخواهد که این مسأله برای تبت هم تکرار شود. بسیاری از کارشناسان سیاسی بر این باورند که تنها راه برون رفت از چالش تبت، ادامهِ رایزنیها و نشان دادن حسن نیت است و اگر این موارد در دستور کار نمایندگان تبت و چین قرار نگیرد، آینده روشنی برای تبت و تبتیها متصور نخواهد بود. به نظر میرسد که دالایی لاما با تجدید نظر در رویکرد اخیر خود، بار دیگر با مقامات چین بر سر میز مذاکره بنشیند، اما رویکرد آینده دولت چین در مواجهه با دالایی لاما چه خواهد بود؟ این سؤالی است که آینده به آن جواب خواهد داد.