تاریخ انتشار : ۲۲ آبان ۱۳۸۷ - ۱۲:۴۶  ، 
کد خبر : ۴۰۱۸۵
ستاری‌فر در پاسخ به عارف و خطاب به کاندیداهای نوظهور

دوره یک نفره کاندیدا شدن گذشته است

بهناز صادق‌پور اشاره: در آستانه دهمین انتخابات ریاست جمهوری، زمزمه هایی از کاندیداتوری برخی افراد از گروه ها و جناح های مختلف به گوش می رسد؛ کسانی که نه تیم مشخصی دارند و نه برنامه یی برای اصلاح امور کشور. این رفتار عکس العمل برخی افراد شناخته شده کشور را دربرداشته؛ گروهی که دیگر این شکل کاندیداتوری را نه زیبنده کشور می دانند و نه در مسیر توسعه؛ از جمله این اشخاص دکتر محمد ستاری فر است.وی در جهت رسیدن به توسعه و برای برون رفت کشور از مشکلات پیشنهاد می کند که دیگر افراد با تکیه بر عواطف و احساسات وارد انتخابات نشوند. اگر کسی وارد انتخابات می شود برنامه عملیاتی داشته باشد و حداقل 50 نفر اعضای اصلی هسته مرکزی کابینه.

*در آستانه انتخابات آتی ریاست جمهوری شنیده می شود که برخی افراد برای کاندیداتوری اعلام آمادگی می کنند، قبل از پرداختن به این کاندیداها، شرایط و فضای سیاسی، اجتماعی و اقتصادی حاکم بر کشور را به چه صورت ارزیابی می کنید؟ آیا مردم در این شرایط آمادگی شنیدن نظرات کاندیداها یا احزاب را دارند یا خیر؟
**بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم، با عرض تشکر از نشریه شما و دغدغه آن برای این مساله حساس اعتقاد دارم در جهت حل مسائل و مشکلات مردم، برای پرداختن به بحث ریاست جمهوری دیر هم شده است اما برعکس برای پرداختن به فرد یا افراد کمی زود است. به لحاظ اینکه کشور در آستانه سال 2008 میلادی دارای مسائل و مشکلات گسترده یی است در رابطه با حوزه اقتصاد مسائلی از جمله تورم، مسکن، معاش، بیکاری، عدم توانایی در داشتن حداقل یک زندگی آبرومند با عزت نفس، آرامش و اطمینان وجود دارد. به اضافه کاستی هایی در رشد اقتصادی، استفاده از فرصت ها و منابع گسترده یی که نتوانستند از آن به نحو احسن استفاده کنند به چشم می آید. ناهنجاری های اجتماعی هم وجود دارد و بحث جرائم، عدم مشارکت کافی، مشکلات عرصه های مختلف اجتماعی و سیاستگذاری برای جوانان، مسائل فرهنگی و قومیت ها، تفاوت در رشد و توسعه استان ها و مسائل زنان و مردان در داخل کشور وجود دارد. علاوه بر آن کشور ما دارای مسائل و مشکلاتی در عرصه منطقه و جهان است در حوزه خلیج فارس، در مورد عراق، افغانستان و اسرائیل معضل های جدی وجود دارد. همچنین مسائل هسته یی و رویکردهای خاصی که داریم مسائل ما را افزون تر کرده است. من این نکات را به صورت تیتروار بیان کردم تا بگویم کشور شرایط بسیار حساس و تعیین کننده یی دارد که باید سرلوحه کار هر فرد یا هر جریان سیاسی که قصد دارد وارد انتخابات ریاست جمهوری شود، قرار بگیرد و به شکل همه جانبه به دور از حب و بغض، به دور از کوچک و بزرگ تر کردن مسائل کشور در حوزه اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی در داخل و خارج شناخته و تدوین شود و براساس این شناخت به صورت تعیین نقاط ضعف و قوت آن گروه و جریان یک معرفت و استنباط کامل از آن داشته باشند.
*با توجه به اینکه فرمودید شرایط عادی نیست و حالت مطلوب ندارد، اگر احزاب بخواهند وارد شوند و برای شناخت اقدام کنند، مهمترین کارهایی که باید انجام دهند چیست؟ ثانیاً چطور باید آن را آغاز کنند و به گوش مردم برسانند؟
**همان طور که استحضار دارید بحث فرآیند و جریان انتخابات همانند علم اقتصاد است یعنی یک قطب تقاضا و یک قطب عرضه دارد، مردم مطالبات و تقاضایی دارند، سیاست ها و احزاب هم عرضه هستند؛ یعنی افراد خاصی برای اداره مردم خود را عرضه می کنند. چون انتخاب در کشور ما - برحسب قانون اساسی - بر پایه انتخابات و رای است و از لحاظ موارد حقوقی و قانونی مباحث عمیقی را در بردارد، رویکرد ما باید الزاماً تقاضا محور باشد. با توجه به مسائلی که ذکر کردم مردم ما امروزه به دنبال آرامش، امنیت، ثبات و حداقل معاش هستند و خواهان داشتن فردای بهتر هستند، مردم به دنبال این هستند که کشورشان از کشورهای منطقه بیش از این عقب نیفتد و بتوانند به کشور خود افتخار کنند. مردم مطالبات گسترده و عمیقی دارند که در سطح مناطق متفاوت است و در میان زنان و مردان یا جوان و پیر متفاوت می شود. نیاز است که یک کار همه جانبه سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و روانشناسی از مطالبات مردم صورت بگیرد بنابراین هر فردی یا هر حزبی که بخواهد خود را برای ریاست جمهوری عرضه کند، حسب رای و حسب انتخابات باید تقاضامحور باشد و بداند مردم به چه مواردی نیاز دارند و بر آن اساس خود را عرضه کند.
*در ایام انتخابات شعارهای گروه های مختلف بسیار شبیه است، یعنی اگر اسامی برداشته شود، بسیاری از شعارها یکسان است و فقط ادبیات آنها متفاوت است؛ همه از کاهش بیکاری، افزایش حقوق و دستمزد، کاهش تورم، بالا بردن جایگاه ایران در ساختار بین المللی و... شعار می دهند مردم چطور باید متوجه شوند که کدام گروه واقعاً تقاضامحور و به شعارها پایبند است و آنها را عملی می کند؟
**سوال بسیار مهمی داشتید. تقریباً در کل دنیا رهبران و احزاب در انتخابات بیشتر شعار آرمانی می دهند، شعارهای متکی بر وضع بهتر را می دهند، اما به محض بر سر کار آمدن، شعارها از اعتبار چندانی برخوردار نیست ولی آنچه که مهم است برنامه های اجرایی، عملیاتی و تحقق این شعارها است. از این رو آنچه که در نظام انتخابات مطرح است و از بعد مقبولیت و مشروعیت حائز اهمیت است این است که فرد یا حزبی که خود را به مردم عرضه می کند باید براساس مطالبات مردم برنامه داشته باشد، براساس مشکلات کشور سخن بگوید و سعی کند هم حرف آرمانی بزند و هم حرف اجرایی و عملیاتی. به عنوان مثال بگوید برای اینکه بیکاری را کمتر و کشور را به اشتغال و رشد بیشتر برساند، مشخصاً چه کار اجرایی را انجام می دهد و منابع این رویکردها و مسیر آن کجاست.اگر در دو یا سه دهه گذشته احزاب و افراد در زمان انتخابات برنامه های اجرایی عرضه نکردند، اکنون در آغاز قرن بیست و یکم و در عصر چشم انداز و در عصر انتظارات و مطالبات بحق مردم، حق مردم بزرگوار کشور است که جریانات سیاسی و کاندیداها حرف اجرایی و تکنیکی بزنند و برنامه های عملیاتی خود را بروز داده و در معرض قضاوت قرار دهند.
*چطور می توانند برنامه های خود را به مردم عرضه کنند؟
**همان طور که در آغاز بحث ذکر کردم، اگر این فرآیند بخواهد شکل بگیرد دیر شده است؛ زیرا احزاب و افراد باید از قبل نسبت به رصد مسائل و مشکلات اقدام کنند و با به کارگیری صاحبنظران و متخصصان راه حل ارائه دهند. به عبارت دیگر احزاب و افراد باید با برنامه جلو بیایند نه آنکه یک فرد بدون پشتوانه و برنامه جلو بیاید و بعد تیم بچیند.
متاسفانه در کشور به این مسائل نپرداخته ایم و آن را تجربه نکرده ایم، بلکه هر از چند گاه که بحث انتخابات مطرح می شود، افراد خود را عرضه می کنند و با توجه به شکل، قیافه و... شعارهایی مطرح می کنند، به طرح شعارهای آرمانی می پردازند و از مردم رای می گیرند. در حالی که در بحث انتخابات واقعی و مشروع زمانی که فرد یا جریانی رای می گیرد با اعضای تیم خود رای را کالبدشکافی می کنند تا متوجه شوند مردمی که به آنها رای داده اند به دنبال چه بوده اند. مردم ایران به هر کس که رای می دهند به دنبال رفاه، عزت نفس، آرامش، رشد و رفاه کشور هستند بنابراین جریانات سیاسی باید رای را کالبدشکافی کنند که امانت مردم بر دوش ماست باید برنامه های اجرایی را عملیاتی کنیم که در ایران این کار را انجام نداده ایم.
*آیا با وضعیت کنونی، احزاب امکان تدوین چنین برنامه هایی را دارند؟
**احزاب و افراد این امکان را ندارند. در شروع صحبت شرایط کشور و مطالبات مردم را مطرح کردم بنابراین آزمودن را آزمودن خطا است، نمی توان مانند 30 سال پیش فرد یا افرادی را پیدا کرد و مطرح کرد و یک فضای احساساتی در اطراف آنها به وجود آورد و رای گرفت و به مردم امیدواری موقتی داد و در عمل امیدواری مردم به یأس تبدیل شود.
*با توجه به مقدمه یی که بیان کردید در قرن 21 احتمالاً یک کاندیدای مستقل، بدون حمایت و تیم مشاوره یی نمی تواند خود را شخصاً معرفی کند؟
**به نظر من این کار از نظر عقلی و شرعی و قانونی درست نیست.
*رویکردی که چند هفته اخیر آغاز شده و مشاهده می کنیم برخی افراد به صورت مستقیم یا غیرمستقیم در رسانه ها و... ظاهر می شوند و خود را به عنوان کاندیدا معرفی می کنند را در مقایسه با شرایطی که امروز دنیا به آن رسیده، نمی پسندید؟
**ممکن است بحث این باشد که ما نمی خواهیم مانند دنیا شویم اما فرآیند هایی که شکل گرفته براساس ضرورت ها و الزامات اقتصادی- اجتماعی بوده است. اگر از این مساله صرف نظر کنیم آیا می توانیم کشور ایران را در آستانه قرن 21 با امکانات و فرصت های بیکرانی که دارد به شکل قبل ارائه کنیم؟ امکان پذیر نیست و غیرممکن است. اگر بخواهیم کشور و انتخابات را به صورت قبل اداره کنیم، از کاروان پیشرفت کشورهای منطقه عقب تر افتاده ایم و نمی توانیم با کشورهایی مانند ترکیه و امارات و... هم تراز شویم. کشور و مردم ما سزاوار موقعیت بهتری هستند. از این رو برای انتخابات، معرفی افراد و فضاسازی در انتخابات باید رویکرد جدیدی داشته باشیم، با رویکرد قبلی مشکلات ما دوچندان می شود؛ نمونه آن انتخابات دولت نهم است که افراد ناشناخته بودند با یک جریان احساسی و عاطفی رای اتخاذ شد و مجلس نهم شکل گرفت و حالا در عین عمل باید شناخت و تجربه کسب شود. چون دولت نهم در حین عمل از مسائل عکسبرداری می کند، گروهی را به اسم خودی برمی دارد و چندی بعد درون آنها بحث و دعوا می شود و غیرخودی می شوند و محدودتر می شود، اما کشور ما برای چنین برخوردهایی ظرفیت روحی، روانی، فکری، اقتصادی و اجتماعی اضافه ندارد که بخواهد هزینه کند، زمانی که این ظرفیت باشد خرج می شود، در انتخابات رئیس جمهور نهم این هزینه خرج شد. برای ریاست جمهوری دهم کشور ظرفیت قبل را ندارد، اگر بخواهد در این مدار بیفتد مسائل و مشکلات ما عمیق تر و بحرانی تر می شود و در فرآیند جهانی شدن که سرعت رشد و توسعه بسیار زیاد است و مسابقه رشد و توسعه کشورها شتابان شده اگر راه خطای قبل را مجدداً آزمایش کنیم، اشتباه عظیمی است.
* در چند انتخابات اخیر مثل انتخابات مجلس، ریاست جمهوری و حتی شورای شهر گروه های مختلف و احزاب تا جایی یکدیگر را تخریب کردند که مردم از نام سیاسیون ترسیده اند، چگونه می توان با مردم گفتمانی برقرار کرد و به آنها توضیح داد که به کدام برنامه، اجرایی گفته می شود و به کدام برنامه آرمانی؛ زیرا مردم در تشخیص آن مشکل دارند و در سطح جامعه بدبینی به شدت نسبت به صحبت های سیاسیون بالا رفته است.
**سوال خوبی دارید. بحث من روی اسامی یا احزاب نیست. احزاب ما هم دچار نارسایی شده اند و هم آنچنان که باید مورد اقبال مردم قرار نگرفته اند.
* فضای تخریب هم بسیار شدید است.
**بله، اگر ما در یک فضای حرکتی پیش برنده و توسعه یی قرار بگیریم که بتواند ظرفیت کشور را بالفعل کند و ما را به دایره و کاروان رشد جهانی برساند، ما مجبور هستیم که رویکرد به احزاب داشته باشیم و تخریب نکنیم و اجازه دهیم احزاب در زمینه توسعه خود فعالیت کنند.
* چه کسی باید حمایت کند؟
**بعداً خواهم گفت. در کشورهایی که توسعه یافته هستند مثل اروپایی ها، ابتدا مردم و احزاب شکل گرفت و به خاطر احزاب و مردم دولت های دموکراسی و آزادیخواه را شکل دادند. در جهان سوم، اگر دولت دغدغه مشارکت و دموکراسی پایدار و توسعه پایدار داشته باشد، خود، احزاب ثابت، ملی و توسعه یی را تقویت می کند. متاسفانه در کشور ما دولت ها تاکنون به این مساله نپرداخته اند و به خاطر عملکرد قبل و بعد از انقلاب احزاب، تسلسل شکل گرفته کیفیت رویکردهای حزبی در ایران به معنایی که باید وجود داشته باشد، نرسیده است.
فرد یا افراد و گروه هایی که قصد جمع شدن با هم را دارند که خود را وارد عرصه انتخابات کنند- چه نام آنها حزب باشد چه حزب نباشد- باید به محتوای آن و کیفیت توجه کنند. هر فرد یا جریانی که بخواهد وارد عرصه انتخاباتی شود باید حداقل صلاحیت ها را داشته باشد. صلاحیت و شناسنامه یعنی اینکه کاندیدا بگوید خودم، همکاران من و همیاران من تا چه حد توانسته ایم مشکلات کشور را رصد کنیم و به شکل همه جانبه و عمیق آن را شناسایی کنیم و نقاط ضعف را متوجه شویم؛ من و همکاران من تا چه حد می توانیم مشکلات را حل کنیم، تا چه حد توان اجرایی و توان سازماندهی رفع مشکلات را داریم. اگر فرد یا افرادی چنین صلاحیتی را در خود دیدند، صلاحیت ورود به عرصه انتخابات را دارند، ممکن است این افراد حزبی یا غیرحزبی باشند، هرکس که وارد عرصه انتخابات می شود باید این صلاحیت ها را داشته باشد ولی نمی توان قبول کرد یک نفر اداره را برعهده بگیرد. عصر یک نفر آمدن ها گذشته است، دولت قراردادی که شکل گرفته سازمانی است و فردی نیست، پادشاه انتخاب نمی شود بلکه باید تیمی انتخاب شود که کشور با آن اداره شود، اگر کسی یا افرادی جرات ورود به عصر انتخاباتی شدن را دارند باید شرط لازمه تقاضامحور بودن را داشته باشند، تقاضامحوری ایجاب می کند که مشکلات را به خوبی شناسایی کنند و برای آن راه حل داشته باشند و به مردم بگویند که ما، تیم ما و سازمان ما با برنامه اجرایی خاص برای مطالبات و مشکلات برنامه هایی را دارند؛ از این رو تکلیف بسیار بزرگی است که به تمام طبقات مختلف کشور از حاکمیت، مردم، احزاب، روزنامه ها و رسانه ها بگوییم برای اینکه بیش از این حد عقب نیفیتم اجازه بدهیم در انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری انتخابات، عرصه رقابت برنامه ها باشد. برنامه ها نباید شعاری باشد. هم از کشور خود و هم از دنیا باید بیاموزیم، در یک سال و نیم گذشته انتخابات خسته کننده یی بین کاندیداهای حزب دموکرات امریکا یعنی خانم کلینتون و آقای اوباما در جریان انجام است. مثلاً هر کدام می گویند اگر بر سر کار بیایم برنامه بهداشتی من این خواهد بود. مثلاً خانم کلینتون گفته برای رسیدگی به امور زنان هزینه را از مالیات بر شرکت های نفتی تامین می کنیم. به این می گویند برنامه اجرایی یعنی هدف مشخص شده و روش و محل کسب درآمد برای اجرای برنامه هم مشخص است. خود کاندیداها و همفکرانشان هم شهر به شهر، خیابان به خیابان و خانه به خانه هم سنگ مردم می روند و مطالبات مردم را می بینند تا برنامه های اجرایی را نشان دهند و رای بگیرند، در کشور ما شعارهای جامعه مدنی، عدالت، سازندگی، تامین اجتماعی، کاهش تورم و... که در انتخابات مجلس هشتم هم داشته ایم، زیبنده این کشور نیست بلکه باید با برنامه های اجرایی و عملیاتی دست به این کار بزنیم. هرکس هم که مدعی ورود به انتخابات است، باید با برنامه اجرایی و عملیاتی و تیم مشخص و گروه و سازمان، متخصص و کارشناس برای اجرای برنامه جلو بیاید. افرادی که قصد انتخاب شدن دارند باید سازمان، تیم و برنامه های اجرایی خود را معرفی کنند، ابتدای این برنامه هم این است که مشکلات را چگونه می بینیم، گاهی مشکلات زیاد است و ما بخشی از آن را متوجه می شویم یا گاهی مشکلات فرعی مردم را ملاحظه می کنیم و به مشکل اصلی پی نمی بریم، مطالبات مردم باید به درستی رصد و اولویت بندی شود.
* اما بارها در آستانه انتخابات با این پدیده مواجه بودیم که ناگهان در زمان کوتاهی که به انتخابات باقی مانده تیمی شکل می گرفت که شاید بتوان به آن شبه حزب گفت، آیا به چنین گروه هایی می توان اطمینان کرد؟
**هم سوال مهمی است و هم به تاریخ کشور در این 28-27 سال جواب داده است؛ این یکی از مشکلات بزرگ کشور است. وقتی دولت آقای موسوی شکل گرفت سپس دولت آقایان هاشمی، خاتمی و احمدی نژاد حین رای یا انتخابات، شروع به تیم سازی کردیم و افرادی را به صورت کابینه در کنار هم قرار دادیم که دارای درک واحد از مسائل کشور و استنباط واحد نبودند و دیدگاه های متفاوت داشتند بعضاً هم دارای دیدگاه های متعارض با یکدیگر بودند. نمی توان با دیدگاه های متعارض و ناهماهنگ پیشرفت کشور را سرلوحه کار قرار داد. بسیاری از اقتصاددانان روی این قضیه کار کرده اند. آقای پروفسور بوکانان برنده جایزه نوبل معتقد است که با گروه های ناهمگن و ناهماهنگ نمی توان کار پیشرفت و توسعه را انجام داد، گاهی نه تنها ناهماهنگی وجود دارد بلکه افراد متعارض هستند، به طور مثال در تیم اقتصادی آقای دکتر احمدی نژاد، آقای دانش جعفری با آقای داوودی، آقای شیبانی با آقای داوودی و زمان آقای خاتمی هم آقای مظاهری با ستاری فر، آقای مظاهری با دکتر نوربخش، آقای مظاهری با دکتر نمازی، نوربخش با دکتر نمازی و... اختلاف شدید داشتند. وقتی در صندلی حکومت نشستیم از ثانیه اول بحث کار و سرعت کار مطرح است. در تیم های سال های اخیر با وجود آنکه افرادی که با هم رفیق بوده اند و یکدیگر را می شناسند و سال ها با یکدیگر در کار اجرایی بوده اند دور هم جمع شدند، مشکلات به وجود آمد. بنده امروز دیگر این را قبول ندارم و در گذشته تاکنون این رویکرد جواب منفی داده است. بسیاری از کابینه ها دچار همین نقص بوده است.
*راه‌حل چیست؟
**اگر کسی بخواهد وارد عرصه انتخابات شود باید ابتدا یک تیم اولیه برای خود شناسایی کند، یک تیم حداقل 50 یا 60 نفره؛ یعنی حداقل افراد تیم کابینه مرکزی را داشته باشد.
*و حداقل این افراد نباید با یکدیگر متعارض باشند؟
**نباید متعارض باشند.
*ناهمگن هم نباید باشند؟
**فردی که انتخاب می شود باید الزامات اخلاقی داشته باشد، کار جمعی انجام دهد. حاضر باشد خود را فدای کشور کند و کشور را در جهت مصالح خود فدا نکند. اگر کسی بخواهد خود را وارد عرصه انتخابات کند تا به تقاضای مردم پاسخگو باشد باید تعهد وجدانی، اخلاقی، اسلامی، خدایی، حقوقی و قانونی داشته باشد که خود را ویران کند تا کشور را بسازد، ما در بسیاری از مواقع کشور را به خاطر خود ویران می کنیم، بنابراین اگر فردی کاندیدا می شود باید حداقل یک تیم 50 نفره به عنوان اعضای مرکزی کابینه خود داشته باشد که ایثار و گذشت کنند و تخصص و تبحر داشته باشند و مشکلات کشور را رصد کنند. این افراد باید مشکلات را به خوبی مطالعه کنند، به خوبی آن را درک کنند و با وجدان عمل کنند و نقاط ضعف و قوت را درک کنند و براساس ارزش هایی که می خواهند کشور را به اقتدار و توسعه برسانند، براساس برنامه هایی که عرضه می شود و مردم رای می دهند، آن مشکلات را با راهکارهایی که دارند به صورت قانونمند حل کنند. اگر این چنین عمل کنیم، می توانیم موفق باشیم. اقتصاددانان امروزه عقیده دارند می توان در حوزه ها و قلمروهایی که عقب افتادگی وجود دارد بر پایه یک دولت و قوه مجریه پیشرو- که متشکل از 40 یا 50 نفر با استنباط واحد از مسائل است- کشور را به یک مدار بالندگی رساند. بنابراین همان طور که اشاره شد در ایران که احزاب قوی نداریم یا احزاب مقبولیت لازم را ندارند و هنوز رویکرد احزاب پاسخگو نیست، رویکرد افراد هم تاکنون جواب نداده و چه بسا بحران را عمیق تر کرده. راه میانبر این است که افراد از معرفی خود، خودداری کنند. اکنون باید به صورت شبانه روزی به یافتن تیم، شناخت از مسائل و استنباط واحد از مسائل، به تدوین برنامه و عرضه کردن خودشان به مردم و بعد تلاش برای رای آوردن بپردازند و بدانند پس از آوردن رای هر آنچه به مردم عرضه کرده بودند را به مردم بدهکار شده اند.
*شما اشاره کردید که فرآیند انتخابات مانند علم اقتصاد است که در آن عرضه و تقاضا وجود دارد، تقاضا مردم هستند و عرضه کاندیداهایی هستند که در مقابل آنها قرار می گیرند، حلقه واسط بین مردم و کاندیداها چیست؛ برای اینکه بتوان بین مردم و بین گروهی که در دولت قرار می گیرند یک فرآیند تعامل پویا برای حل مسائل کشور برقرار کنیم؟
**حلقه واسط بسیار مهم است. در کشورهای توسعه یافته نقش بسیار مهمی دارد و این حلقه به نیابت از عرضه و تقاضا کار می کند. حلقه عبارت است از وجود احزاب، رسانه ها، کانون های فکری، کارگری و کارفرمایی، نهادهای مدنی و فرهیختگان که به صورت کاتالیزور بین قطب عرضه(حکمرانان و صاحب نظران) و مردم عمل می کنند. متاسفانه در کشور ما هم قطب تقاضا نمی داند خود را چطور عرضه کند و ما در واقع از کیفیت تقاضای لازم برخوردار نیستیم و هم عرضه از شناخت تقاضا و تدوین برنامه خودداری کرده است و بیشتر به صورت فردمحور یا شبه حزبی عمل کرده است.
اکنون یک شبه کاتالیزور از احزاب، روزنامه ها و رسانه ها داریم. کشور ما با وجود محدودیت های مرئی و نامرئی حلقه واسط دارد، اما فردی که می خواهد رئیس جمهوری کند باید به عقب برگردد، تیم را درست کند، برنامه را تنظیم کند و با کمک دوستان، احزاب، گروه ها، رسانه ها و فرهیختگان و نهادهای مدنی موجبات پیوند زدن کار خود را با مردم فراهم کند. تیمی که می خواهد قدرت را در دست بگیرد و با حلقه واسط کار کند، می تواند موجبات مشارکت و ورود مردم به عرصه انتخابات را داشته باشد. یکی از دلایلی که هر سال و در هر انتخابات میزان مشارکت ما پایین تر می آید به دلیل این است که اهمیت لازم را به حلقه های واسط و نهادهای مدنی و احزاب آنها نداده ایم. یکی از دغدغه های مهم کشور برای شکل دهی یک حکمرانی خوب و یک دولت پیشرو این است که در چند سال گذشته خواسته یا ناخواسته نه تنها حلقه واسط را تقویت نکرده ایم بلکه موجبات تضعیف آن را فراهم کرده ایم.
*به نکته بسیار خوبی اشاره کردید. در حلقه واسط از احزاب و رسانه ها نام بردید. احزاب هنوز شکل یافته نیستند، در عین حال اگر بخواهند وظیفه خود را به خوبی انجام دهند و در یک سالی که به انتخابات ریاست جمهوری باقی مانده، شروع به رصد کردن وضعیت کشور کنند و تقاضاهای مردم را رتبه بندی کنند و برنامه اجرایی داشته باشند، زمان زیادی ندارند. آنچه در اینجا نقش بسیار پررنگی ایفا می کند رسانه است، حال آنکه اغلب احزاب فاقد رسانه هستند. شبکه خصوصی وجود ندارد. در صدا و سیما هم به گونه یی عمل شده که در گروه های مختلف اعتراض ایجاد کرده است و برخی از گروه ها را به کل نادیده می گیرد، حتی در گروه هایی که بسیار به صدا و سیما نزدیک هستند هم اعتراض وجود دارد. با این حال چگونه در یک سال باقی مانده می شود حلقه واسط را تقویت کرد؟
**در مقدمه بحث که داشتم، گفتم کشور دارای مسائل مختلفی است، یکی از این مسائل در بعد امنیت داخلی و خارجی است. یکی از متغیرهای مهم شکل دهنده امنیت چگونگی حضور مردم و فرآیندهای دموکراسی مشارکتی در کشور است. این از هر توپ و تانک و بمب اتمی کاربرد بیشتری خواهد داشت. به لحاظ اینکه ما در منطقه بسیار حساس خاورمیانه قرار گرفته ایم، نیازمند امنیت بیشتر و در سطح بالاتری هستیم بنابراین اگر نگاه امنیتی بخواهد شکل بگیرد راه اصلی این است که مردم را به مشارکت بیشتر وادار کنیم. مشارکت باید آگاهانه و برای سازندگی کشور باشد. در اینجا حلقه واسط (فرهیختگان، روشنفکران، دانشگاهیان، احزاب، روزنامه ها و جریان آزاد اطلاعات در کشور) باید کیفیت حداقل را داشته باشد، در آن صورت مشارکت قابل قبولی شکل می گیرد که سبب بالا بردن امنیت می شود. یکی از نمونه های عینی، این است که فرآیند حضور مردم در انتخابات حالت نزولی گرفته است، تمام صاحب نظران معتقدند اگر مشارکت کمتر باشد امنیت سست بنیادتر شده است، بنابراین اگر کسانی چنین رویکردی دارند باید برای حفظ امنیت کشور به دانشگاهیان، روشنفکران، احزاب و رسانه ها، جریان آزادی عمل و اطلاعات بدهند. سرمایه گذاری روی جریان آزاد اطلاعات و برای مردم و دولتمردان در توسعه کشور و حوزه امنیت موفقیت بزرگی را به ارمغان می آورد. ما به عکس شاهد بوده ایم که در این عرصه در چند سال گذشته نه تنها سرمایه گذاری انجام نداده اند بلکه محدودیت های مختلفی را هم ایجاد کرده اند که منجر شده حلقه واسط به انفعال برود و همین سبب عدم حضور گسترده مردم شده است. در عصر چشم انداز و سیاست های برنامه چهارم قرار بود سرمایه گذاری جدیدی انجام شود، بازسازی صورت بگیرد و حلقه واسط قوی تر شود و در فرآیند جریان آزاد اطلاعات و فرآیند نهادها، از احزاب و روشنفکران و نهادهای مدنی برداشت توسعه یی کنیم. عکسبرداری رسمی از ابتدا انجام شده و مراحل را سپری کرده تا به صورت چشم انداز درآمده است. در برنامه چهارم اهدافی که نوشته شده پایدار است و اگر در برنامه پنجم موردی کم باشد باید اضافه شود، بنابراین با نگاه به برنامه چهارم و چشم انداز باید کل حاکمیت وارد عمل شود تا بتوان این طرح ها را بازسازی و نوسازی کرد و بتوان کشور را با رویکردهای نوین مطابق با زمان اداره کرد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات