تاریخ انتشار : ۲۳ آبان ۱۳۸۷ - ۱۱:۳۷  ، 
کد خبر : ۴۰۲۲۱
اجتهاد در اندیشه امام(ره) درگفت‌وگو با موسوی بجنوردی

اجتهاد امام(ره)تقلیدی نیست


یکی از شاگردان همیشگی دروس امام خمینی (ره) پس از تبعید ایشان به نجف اشرف در بهار 1344 در تمام 14 سال اقامتشان، سیدمحمد موسوی بجنوردی است. رابطه استاد و شاگردی آیت‌الله موسوی بجنوردی با حضرت امام (ره) چنان محکم بود که پس از مراجعت امام از نجف به پاریس، وی نیز حضرت امام را همراهی کرد. موسوی بجنوردی پس از پیروزی انقلاب به ایران آمد و در دفتر استفتائات حضرت امام مشغول به کار شد. در سال 1359 به دستور امام راحل، دادگاه عالی قضات را راه ‏اندازی کرد. وی از سال 1360 به مدت دو دوره تا سال 1368 به عضویت شورای عالی قضایی درآمد که تا ارتحال حضرت امام (ره) و تغییر در قانون اساسی (که منجر به حذف شورای عالی قضایی شد) ادامه داشت. همزمان با این فعالیت‌های اجتماعی و امور اجرایی، کار تدریس و تحقیق در دانشکده‌‏های حقوق دانشگاه‌های شهید بهشتی، تربیت مدرس و نیز دانشکده الهیات دانشگاه تهران را دنبال کرد و در فروردین سال 1382 به رتبه استادی رسید. وی اکنون مدیر گروه حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تربیت معلم و مدیر گروه فقه پژوهشکده امام خمینی و انقلاب اسلامی است.
آیت‌الله سید محمد موسوی بجنوردی در آستانه نوزدهمین سالگرد ارتحال حضرت امام (ره) درباره جایگاه اجتهاد در اندیشه ایشان اظهار داشت: اجتهاد اساسا این است که یک فقیه که به همه مبانی اصول، روایات و رویه عقلایی احاطه کامل دارد، نسبت به مسایلی که رخ می‌دهد به کتاب، سنت، عقل و اجماع رجوع می‌کند، معنایی که فقیه استنباط می‌کند فقه است. وی با بیان این‌که، فقه یعنی استنباط و اجتهاد فقیه افزود: یک دسته از فقها هستند که بر اساس اجتهاد سنتی استنباط می‌کنند یعنی کاری به مسایل جدید و عنصر زمان و مکان ندارند و آن را در اجتهاد خودشان دخالت نمی‌دهند که با این وضعیتی که امروز در دنیا داریم یقین بدانید که این دسته به بن‌بست می‌رسند. رییس گروه فقه پژوهشکده امام خمینی (ره) و انقلاب اسلامی ادامه داد: ما شعار می‌دهیم اسلام یک دین جاودانه است و از حیث جغرافیا محدود به یک نقطه نیست و از حیث زمان خاتم ادیان است و تا قیام قیامت باقی است، پس دینی که از حیث زمان و مکان به این گستردگی است باید جوابگوی همه مسایل در همه زمان‌ها و همه مکان‌ها باشد.
اجتهاد ما باید اجتهادی پویا باشد
موسوی بجنوردی با طرح این سوال که آیا با یک اجتهاد سنتی غیرپویا می‌توانیم جوابگوی همه مسایل در همه زمان‌ها و مکان‌ها باشیم؟ تاکید کرد: مسلما چنین چیزی نیست. باید اجتهاد ما پویا باشد یعنی در عین حال که فقه ما جواهری و سنتی است اما اجتهاد ما اجتهاد پویاست. وی با بیان این‌که تفاوت میان منابع فقه و اجتهاد وجود دارد، گفت: منابع فقه، کتاب، سنت، عقل، اجماع، بنای عقلا و عرف است. این ابزاری است که فقیه می‌تواند براساس آن اجتهاد کند. اگر این ابزار را دست کسی بدهند که نگاهش این است که اسلام را با عینک جای خاص ببیند، در عینک شبه جزیره عرب ببیند یک جور اجتهاد می‌کند و اگر به دست کسی بدهند که با عینک کل جهان ببیند و بخواهد که این اسلام در همه جهان قابل پیاده شدن باشد، یک جور اجتهاد می‌کند؛ اجتهاد این دو فرد فرق می‌کند. رییس گروه فقه پژوهشکده امام خمینی (ره) و انقلاب اسلامی خاطرنشان کرد: امام (ره) از آن افرادی بود که هم مبدع و نواندیش بود و هم بر این عقیده و باور بود که عنصر زمان و مکان در اجتهاد دخالت دارد؛ یعنی من مجتهد که می‌خواهم استنباط کنم باید زمان خودم را در نظر بگیرم و بعد اظهارنظر کنم، خودم را جدا از زمان و مکان نکنم. وی افزود: فقه، فلسفه عملی اسلام است یعنی تمام قوانین بشر باید در فقه تامین شود. فقه هیچ‌وقت منجمد نمی‌شود، همیشه متحرک است. فقه شیعه مدرنیته است یعنی همیشه با زور سر و کار دارد‌؛ هیچ‌وقت خودش را جدا از مسایل روز نمی‌کند. موضوعات بر اثر زمان و مکان عوض می‌شوند. موسوی بجنوردی در ادامه به ذکر مثالی درخصوص شطرنج پرداخت و گفت: زمانی در جوامع بشری شطرنج فقط مخصوص قماربازان بود. قماربازان برد و باخت می‌کردند اما امروزه در دنیا هشتاد الی نود درصد از شطرنج به عنوان ورزش فکری در دانشگاه‌ها و دبیرستان‌ها استفاده می‌کنند زیرا در شکوفایی استعدادها دخالت دارد. چه چیزی شده است که امام (ره) در سابق می‌گفت اشکال دارد اما بعدا می‌گوید اشکالی ندارد؛ چون موضوع عوض شده است. شطرنج سابقا متمحض در قمار بود اما اکنون اکثریت به عنوان ورزش فکری و شکوفایی از آن استفاده می‌کنند لذا امام (ره) می‌گوید که حرام نیست جایز است.
آن چیزی حرام است که متمحض در حرام باشد
وی ادامه داد: آن چیزی حرام است که متمحض در حرام باشد وقتی چیزی متمحض در حرام نباشد و هم استفاده حلال داشته باشد و هم استفاده حرام، پس در اینجا می‌گوییم استفاده حرام از آن نکنیم اما خود آن امری مباح و حلال است. موسوی بجنوردی در ادامه گفت: موسیقی سابق بر این، متمحض در چیزهای انحرافی بود. ترانه‌های خیلی ناپسند، گمراه‌کننده که جوانان را منحرف می‌کرد؛ الان روی موسیقی و آواز، غزلیات حافظ و سعدی را می‌گذارند که خودش خیلی اوقات مذکر است و فرد را متوجه مابعدالطبیعه می‌کند. پس مجتهد نمی‌تواند یک روزی که غنا و آواز متمحض در فساد است امروز هم آن را حرام بداند. باید بگوید غنایی که موجب فساد دارد و منحرف کننده است، حرام است اما غنایی که موجب فساد و انحراف نیست، حرام نیست. وی ادامه داد: امروز طبیعت و جهان همه موسیقی است؛ حتی حنجره انسان یکی از مهمترین ادوات موسیقی است لذا نفس غنا نمی‌تواند حرام باشد. اسلام با آن‌چه شما را منحرف کند و به فساد بکشاند، مخالف است. انسان طبیعت اولیه‌اش زیبا دوست است و به زیبایی علاقه دارد. خداوند نمی‌تواند بنده‌ای را خلق کند که به زیبایی علاقه دارد و بعد بگوید آن چیز حرام است؛ این نقض غرض است لذا به دلیل دخالت عنصر زمان و مکان است که امام می‌گوید موسیقی عیبی ندارد و یک قید می‌زند و می‌افزاید: "مگر غنایی که موجب فساد باشد". وی در پاسخ به این سوال که فقها با توجه به تفاوت زمان و مکان‌ها چگونه باید نظریه فقهی خود را ارایه دهند؟ تصریح کرد: ما برای هر چیزی چارچوب می‌گذاریم و می‌گوییم "نباید موجب انحراف و فساد باشد". اگر موسیقی در آمریکا هم باشد می‌گوییم موجب انحراف و فساد نباشد مثلا ممکن است آنها هم از اشعار گوته استفاده کنند که اشعارش اخلاقی است که موجب انحراف نشود اما آوازهایی که موجب انحراف شود فرقی نمی‌کند. انواع موسیقی با کارکردهای مختلف وجود دارد، مثلا موسیقی که خواب می‌آورد یا موسیقی که موجب گریه می‌شود، دیگری موجب خنده می‌شود یا حالت سکر‌آور دارد اما موسیقی وجود دارد که شهوت می‌آورد این نوع موسیقی را می‌گوییم نه. موسوی بجنوردی در ادامه عنوان کرد: دید امام (ره) از اسلام دید جهانی بود، هیچ وقت جزیی نگاه نمی‌کرد. خصوصا شیعه که اعتقاد دارد مهدی موعود (عج) می‌آید و حکومت جهانی تشکیل می‌دهد. ما به اسلام باید این‌طور نگاه کنیم. مهدی (عج) می‌آید همین اسلام را پیاده می‌کند خیلی از مسایلی را که ما امروز حرام می‌دانیم، روی آن خط می‌کشد. او اسلام واقعی را بیان می‌کند. او با شمشیر این کار را نمی‌کند زیرا مردم با شمشیر مسلمان نمی‌شوند؛ امام زمان (عج)، رحمت است. امام زمان، شریعت جدش رسول‌الله (ص)‌ را احیا می‌کند. با منطق و برهان، اسلام واقعی را بیان می‌کند، با روسای ادیان دیالوگ و بحث می‌کند چون اسلام دین فطرت و عقلانیت است.
سلیقه‌های شخصی‌مان را در اسلام وارد نکنیم
وی افزود: باید در مورد اسلام طوری نظر دهیم که قابل پیاده کردن برای همه جهان باشد. در اروپا، فرانسه، هلند و آلمان، تعداد مسلمانان بسیار زیاد است بنابراین باید طوری اسلام را بیان کنیم که آنها که در غرب زندگی می‌کنند، آنها هم به اسلام عمل کنند. عنصر زمان و مکان را باید دخالت داد. نباید بگوییم "القدیم علی قدمه" این حرف درستی نیست؛ اقتضائات زمان در هر دوره به گونه‌ای اقتضا می‌کند، جوامع رشد و توسعه یافته‌اند به گونه‌ای که امروز نسل جدید بپذیرد، اسلام را قشنگ بیان کنیم و سلیقه‌های شخصی‌مان را وارد نکنیم. ما باید اسلام واقعی را بیان کنیم همانی که پیغمبر اکرم (ص) آورد باید همان‌گونه عمل کنیم.  رییس گروه فقه پژوهشکده امام خمینی(ره) و انقلاب اسلامی گفت: امام خمینی (ره) دنبال اسلام راستین بود، نواندیش بود، همیشه حرف نو داشت هیچ‌وقت اجتهادش تقلیدی نبود بلکه آزاد بود، چون اگر کسی تقلید کند، در حرف‌های قدیم متوقف می‌شود. او باید آن چیزی را که می‌فهمد، بگوید. باید یک مجتهد در اجتهاد و در اندیشه خود آزاد باشد. آن‌چه را که می‌فهمد بگوید. مرعوب نشود و بگوید فلان افراد چنان نظری داشتند. موسوی بجنوردی با اشاره به این‌که 14 سال شاگرد امام (ره)‌ بوده است، گفت: امام در کلاسشان می‌گفتند هیچ‌وقت ننشینید در اتاق و حجره فقط خود را ببینید. جامعه را نگاه کنید، استنباط کنید. بنابراین باید طوری نگاه کنید که در جامعه هستید زیرا فقه برای جامعه است. وی درباره تفاوت آزاداندیشی با تندروی در اندیشه فقها گفت: این موضوع را خود فقها بهتر می‌فهمند وقتی فردی دلیلی متقن از کتاب، سنت، حکم عقل و بنای عقلا می‌آورد، دیگران نمی‌توانند بگویند که تو داری شعار می‌دهی. نظر من این است که فردی که نواندیش است، نظریات را مستدل بیان کند، اگر دلیل بیاورید هیچ‌کس نمی‌تواند مقابل دلیل شما بایستد. رییس پژوهشکده امام خمینی (ره) گفت: وقتی امام (ره) هم، صحبتی را در زمان خودشان مطرح می‌کردند، خیلی‌ها قبول نداشتند ولی چون با دلیل صحبت می‌کردند کسی نمی‌توانست مقابل ایشان بایستد. توانش را نداشت؛ شاگردانش هم باید همان رویه را بروند.
بزرگ‌ترین خدمت به اسلام همین است که نواندیش باشیم
وی در ادامه گفت: بزرگ‌ترین خدمت به اسلام به نظر من، همین است که ما نواندیش باشیم، مسایل روز را در نظر بگیریم، مسایل مستحدثه‌ای که پدید می‌آید را جوابگو باشیم. اگر کار نکنیم فردا می‌گویند اسلام جوابگو نیست و این خیانت به اسلام است. اسلام ضربه می‌خورد و ما باید این کار را انجام دهیم. الحمدلله، اسلام در دنیا رو به گسترش و مطرح است. باید تمام تلاشمان را کنیم که نسبت به مسایل جدید و مستحدثه جواب متقن داشته باشیم، اگر جا بمانیم می‌گویند شما به بن‌بست رسیدید؛ دینتان جوابگو نیست و اگر تلاش شود و زحمت بکشیم، هیچ جا نمی‌مانیم.
نود درصد احکام ما عقلایی هستند
وی ادامه داد: 90 درصد احکام ما عقلایی هستند. ما دو شکل احکام داریم. یک دسته رابطه فرد با خداست که تعبدی است و خیلی عقلایی نیست. ذات باریتعالی مصلحت را در این می‌بیند و آن را بیان می‌کند اما در مسایل عقلایی باید دنبال‌رو عقلا بود. موسوی بجنوردی در ادامه مثال زد: مثلا در قرآن آمده «یا ایها الذین آمنوا اوفوا بالعقود» می‌بینیم امروز عقود جدیدی پدید می‌آید مثل عقد استصناع یعنی طلب صناعت. مثلا من می‌آیم به شرکت هواپیمایی می‌گویم که ده تا هواپیما با این خصوصیات برای ما بساز. یک مقدار جلو می‌دهم بقیه آن را در ظرف دو سال می‌دهم. این سوال پیش می‌آید که بیع است یا اجاره یا غیره و اینکه چه عقدی بر آن صادق است. وقتی آیه مذکور در قرآن آمده می‌گوییم استصناع عقد است، به هر عقدی باید پای‌بند بود پس به استصناع باید پایبند بود. وی خاطر نشان کرد:‌ در چنین قضایایی صغری را عقلا و عرف می‌گویند. شرع را کبری فراهم می‌کند و نتیجه را مجتهد می‌گیرد. در مسایل عقلایی باید دنبال‌رو عقلا باشیم. چون مفهوم عقلایی است و این باب اندیشه را باز می‌کند.
موسوی بجنوردی افزود: در مسایل مربوط به بیمه می‌گفتند، چه کسی می‌گوید بیمه عقد مشروع است. من گفتم بیمه عقد است. هر عقدی لازم الوفاست پس بیمه لازم الوفاست یعنی به قدری با این کبرائیات دست ما باز است که می‌توان با شکل اول و ورود کبری، فتوا و اجتهاد را انجام داد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات