محمد سرابی
تنها رئیس جمهور مستعفی ایالات متحده به دلیل فساد اخلاقی یا رسوایی مالی یا جنون استعفا نداد ریچاردنیکسون برای این قدرت کنار رفت که دروغ گفت.
واترگیت پروندهای است که در مورد لو رفتن اخبار و اطلاعات که دو سال در دوران جنگ سرد به طول انجامید و با اندکی ابهام به پایان رسید. داستان در 17 ژوئن 1972 آغاز میشود. در شهر واشینگتن هتل بزرگی به نام هتل واترگیت قرار دارد که در آن سال حزب دموکرات در طبقه ششم آن ستاد انتخابی خود را مستقر کرده بود. «ویلز» نگهبان سیاه پوست و جوان هتل در نیمه شب از پارکینگ عبور میکرد متوجه شد که دستگیره در بین پارکینگ و راه پلهها را با یک تکه نوار چسب به دیوار چسباندهاند.
ویلز نوار چسب را کند و در را بست. موضوع مهمی نبود و احتمال میداد که نظافتچیها در را باز گذاشتهاند تا راحتتر رفت و آمد کنند. ولی دفعه دومی که به همان محل برگشت متوجه شد که در باز هم به شیوه قبلی باز نگه داشته شده است. ویلز ظاهراً جوانی سادهدل ولی وظیفهشناس بود. او به پلیس خبر داد که مورد مشکوکی در هتل دیده است و نمیدانست که اولین نام در صفحه اول پرونده بزرگ تاریخ ایالات متحده خواهد شد.
میکروفن
پلیسها به محض دیدن چسب، آسانسور را خاموش و مسیرهای خروجی ساختمان را مسدود کردند و طبقهطبقه آرام بالا رفتند تا همهجا را بازرسی کنند. تا طبقه پنج این هتل یازده طبقه خبری نبود ولی در طبقه ششم اثر دیلم روی در شکسته ستاد انتخاباتی حزب دموکرات نشان میداد که موضوع واقعاً جدی است. پلیسها وارد دفتر تاریک شدند و ناگهان یک سایه در بین قفسهها حرکت کرد. یک نفر فریاد زد «ایست» و دیگری چراغ را روشن کرد. پنج مرد با ظاهری کاملاً رسمی و دستکش در ستاد مخفی شده بودند که همگی به جرم ورود غیر مجاز بازداشت شدند. ظاهر موضوع یک دزدی معمولی بود و امکان داشت تا آخر هم یک دزدی بماند. تنها دو نکته متفاوت با اغلب دزدیها توجه پلیس را جلب کرد، اول این که تعدادی سیم و میکروفن مخفی کشف شد که بعضی جاسازی شده و بعضی دیگر در حال تعویض بودند و دوم اینکه شماره تلفنی مربوط به کاخ سفید در جیب یکی از سارقان پیدا شد. برنادرپارکر، ویلیوگونزالز، اوژنیو مارتینز، جیمز مک کورد و فرانک آستورگیس به عنوان پنج جاسوس هتل واترگیت شناخته شدند. شماره تلفن پیدا شده متعلق به هانت کارمند اطلاعات کاخ سفید بود و مک کورد از سیا بازنشسته شده بود.
سخنگوی رئیسجمهور اولین دروغ را اینجا گفت و موضوع را به صورت یک دزدی جزیی توضیح داد. دادستان پرونده متوجه شد که بازنشسته سیا از کمیته انتخاباتی نیکسون که میخواست برای بار دوم از طرف جمهوریخواهان انتخاب شود پول گرفته است. ولی اطلاعات و تحقیقات توسط یک روزنامهنگار به نام «باب و دوارد» و همکارانش «کارل برنشتاین» و از طریق روزنامه واشینگتن پست منتشر میشد. این دو نفر توانستند به مدت طولانی واترگیت را روی تیتر نگه دارند ولی باز هم حجم شایعه بیشتر از مدارک بود تا اینکه یک ناشناس با وودوارد تماس گرفت (یا به قولی وودوارد به یک منبع اطلاعاتی پیدا کرد) که اطلاعات بسیار ارزشمندی را اندکاندک به او میرساند.
نیکسون موفق
ریچارد نیکسون متولد 1913 در ایالت کالیفرنیا است. او دو دوره معاون رئیسجمهور آیزنهاور (61-1953) و دو دوره خود رئیسجمهور بود که از 1969 تا 73 و 1973 تا 74 بهطول انجامید که البته دوره دوم پس از یک سال با استعفا به پایان رسید. نیکسون در یک کالج مذهبی درس خوانده بود و با اینکه میتوانست از خدمت معاف شود داوطلبانه به نیروی دریایی رفت که دوران خدمت موفقی را در آن سپری کرد. او در دنیای سیاستمداران آمریکا هم به سرعت رشد کرد و اگر چه در تمام مراحل این رشد شایعاتی نظیر فساد مالی او را دنبال میکرد، ولی هر بار موفق شد با انواع حیلهها اتهامات را از خود دور کند و به نمایندگی سنا و معاون اولی رئیسجمهوری برسد. نیکسون به ضد کمونیست بودن و شجاعت در تغییر مسیر سیاست خارجی کشور مشهور بود. او در مقطعی افکار عمومی آمریکا را نیز به نفع خود تغییر داد.
لولهکشها
پرونده واترگیت دو سال در جریان بود و پیچوخمهای زیادی پیدا کرد. ولی به نظر میآید یک اداره معطوف به حقیقتیابی از پیگیری آن حمایت میکرد. در دوران رقابت دو حزب دموکرات و جمهوریخواه، جمهوریخواهان که کاخ سفید را در دست داشتند با امکانات دولتی از دموکراتها جاسوسی میکردند. دموکراتها نیز با عواملی که در کاخ سفید داشتند اطلاعات درونی دولت را به دست میآوردند. در مقابل آنها یک گروه محرمانه برای مبارزه با نشست اطلاعات در کاخ سفید شکل گرفته بود که با نام رمز «لولهکشها» شناخته میشدند. یکی از عملیاتهای این گروه حمله به دفتر روانکاو وزارت جنگ آمریکا بود.
ستاد انتخاباتی نیکسون هم تیمهای جاسوسی در اختیار داشت تا فعالیتهای گروههای ضد جنگ (مخالف سیاستهای روز جمهوریخواهان) را کنترل کند. این استاد در روند جلسات دادگاه نیز نفوذ کرده بود. وقتی پنج متهم هتل واترگیت به دادگاه رفتند مجازات جریمه برای آنها پیشبینی میشد. ستاد انتخاباتی به آنها پیشنهاد داد در مقابل سکوت در دادگاه تمام جریمهها را بپردازد. ولی قاضی که باخبر شده بود هر پنج نفر را به 33 سال زندان محکوم کرد.
یکی از متهمان در مقابل تخفیف در مجازات ماجرای پرداخت جریمه را افشا کرد. در کنگره یک کمیسیون برای تحقیق در مورد واترگیت تشکیل شد. کارکنان کاخ سفید به کمیسیون احضار شدند و با انتصاب یک دادستان جدید که اختیارات تام داشت شهادت گرفتن شروع شد. یکی از همین شهادتها ماجرای جدیدی را آغاز کرد که نه به ستاد انتخاباتی بلکه به شخص نیکسون برمیگشت. یکی از مسئولان کاخ سفید در بین صحبتهای خود به ضبط صوتی اشاره کرد که تمام گفتوگوهای اتاق ریاستجمهوری را ضبط میکند و در اختیار رئیسجمهور قرار میدهد. تمام عوامل تحقیق به دنبال کشف این نوارها رفتند و همه آنها در جریان معاملهها و تحت فشار قرار گرفتنهای مختلف از کار برکنار شدند ولی نیکسون به دام افتاده بود. او دائماً میگفت که تقلب نکرده و از چیزی خبر ندارد. شایعه شده بود که در یکی از نوارهای نیکسون به فرد مقابلش میگوید باید از طریق سیا به افبیآی اخطار کنیم که تحقیقات را به بهانه در خطر افتادن امنیت ملی متوقف کند.
نیکسون حاضر نبود نوارها را به بازپرس بدهد و وقتی که نوارها تحویل گرفته شد هجده دقیقه و نیم از یک از مکالمهها پاک شده بود. منشی رئیسجمهور مسئولیت آن را به گردن گرفت و گفت در هنگام جواب دادن به تلفن به اشتباه پدال ضبط را فشار داده و نوار پاک شده است. خبرنگاران با توجه به محل قرارگرفتن تلفن و ضبط صحنه را بازسازی کردند. تصویر بازسازی این صحنه تصادفی! در روزنامهها چاپ شد که نشان میداد نه تنها این کار تصادفی نیست بلکه برای منشی پنجاه ساله نیکسون غیر ممکن است. چون گوشی تلفن و ضبط فاصله زیادی از هم داشتند. بررسیها بیشتر نشان داد که کلید پاک کردن نه یک بار بلکه 9 بار فشرده شده است.
کمکم تمام نزدیکان نیکسون و تعدادی از دار و دسته جمهوریخواه به جرم شهادت دروغ و کتمان حقیقت محکوم شدند. در این موقع نوار دیگری پیدا شد که در آن نیکسون و مخاطبش درباره روش منحرف کردن تحقیقات قضایی نقشه میکشیدند. کار نیکسون ساخته بود. در آگوست 1974 ریچارد نیکسون سی و هفتمین رئیسجمهور ایالات متحده آمریکا در عین اصرار بر بیخبری از همه چیز و دست نداشتن در هیچ ماجرای جاسوسی استعفا داد و جرالد فورد معاون او جانشینش شد. یک ماه بعد فورد با استفاده از اختیار عفو عمومی نیکسون را از تعقیب قضایی مصون کرد.
همه مردان رئیسجمهور
وودوارد برنشتاین با یک مقام اجرایی عالیرتبه در دولت تماس داشتند که از او با نام «تهحلق» اسم میبردند. تمامی داستان این دو نفر یادداشتهایشان، نوشتههای واشینگتن پست، سرنخهایی که از ته حلق میگرفتند و دیگر اسامی و اطلاعات پرونده واترگیت در کتاب «همه مردان رئیسجمهور» چاپ شده است که یکی از مهمترین ماجراهای تاریخ روزنامهنگاری جهان است. دو سال بعد آلن پاکولا از روی کتابی که این دو نوشته بودند فیلمی با همین نام ساخت که برنده چهار جایزه اسکار شد. رابرت ردفورد و داستین هافمن نقش برنشتاین و وودوارد را در این فیلم بازی میکردند.
خبرچین
سال 2005 یک کارمند بازنشسته پلیس برای وکیلی که با او دوست بود تعریف کرد که «تهحلق» است. «مارکفلت» معاون رئیس افبیآی بیش از سی سال هویت خود را مخفی نگهداشته بود و در این مدت تنها وودوارد، برنشتاین و «بردلی» یکی از سردبیران واشینگتن پست او را میشناختند.
در آن زمان گمانهزنیها اشخاص زیادی را به عنوان ته حلق شناخته بود، از آن جمله پاتریک گری رئیس پلیس، هنری کیسینجر و حتی جورج بوش پدر که نماینده آمریکا در سازمان ملل بود. ته حلق مرموزترین فرد در ایالات متحده لقب گرفته بود.
«گیت»های دنیا
نیکسون در سال 1974 استعفا داد. در متن استعفانامه نوشته بود «هرآنچه که انجام دادهام میاندیشم که در زمان خود به نفع ایالات متحده است.» او در سال 94 مرد و چند سال پیش زندگی وی تبدیل به فیلم سینماییای شد که آنتونی هاپکینز نقش رئیسجمهور را در آن به عهده گرفت.
تهحلق به تازگی خودش را معرفی کرده است و آخرین صفحه پرونده واترگیت با نام او به پایان رسید.
وودوارد اگر چه هنوز یکی از بهترین روزنامهنگران آمریکا است ولی محتاطتر از گذشته مینویسد. فرانک ویلز نگهبان هتل واترگیت در سال 2000 بر اثر رشد یک تومور مغزی که فقر به او اجازه درمانش را نداده بود مرد. جاسوسی گروههای سیاسی در آمریکا، اروپا و کشورهای دیگر بسیار اتفاق میافتد و پروندههای آن با اعمال نفوذ منحرف شده و یا بایگانی میشوند. در پرونده واترگیت اطلاعرسانی روزنامه واشینگتن پست، رقابت سیاسی احزاب و عملکرد دستگاه قضایی باعث شد تا این پرونده تا رسیدن به نتیجه از جریان نایستد. پسوند «گیت» که به انتهای اسامی رسواییهای سیاسی در جهان وصل میشود و آنها را با یکدیگر هم قافیه میکند از روی پرونده مشهور واترگیت برداشته شده است.