دکتر عباس حاتمی
نخبگان درصد معینی از گروه اجتماعی، فکری یا حرفهای هستند که نسبت به بقیه افراد هم گروه خود از استعداد و توانایی بالایی برخوردار هستند. نخبهگرایی منحصر به قشر تحصیل کرده نیست بلکه در گروه کشاورزان، هنرمندان و بازاریان نیز افراد نخبه وجود دارد.
در جهان امروزی نیروی انسانی ماهر و خلاق در فرآیند توسعه پایدار نقش محوری دارند به طوری که در جوامع دمکراتیک و صنعتی 64 درصد سرمایههای ملی را نیروی انسانی کارآفرین تشکیل میدهد و ابزارهای دیگر توسعه نظیر انرژی، منابع طبیعی و سرمایه در اولویتهای بعدی قرار دارند. بخشی از منابع انسانی را نخبگان تشکیل میدهند که ممکن است در حوزههای سیاسی، اجرایی، فنی، نظریهپردازی و اقتصادی باشند. نخبگان موتور محرکه یک جامعه هستند زیرا دارای برجستگیها و تواناییهای بالقوه هستند که نگاه موشکافانه به مسائل و چالشها دارند.
اما نخبگان جامعه در هر شرایطی انگیزه کار ندارند بلکه زمینه سیاسی، اجتماعی و اداری لازم برای بروز خلاقیتها و به کارگیری توان فکری لازم دارند که این امر مهم بایستی توسط مسوولان عالی و نهادهای حکومتی نظام مهیا شود. نخبگان به دلیل داشتن مهارت بیشتر و تعهدکاری بالاتر زیر نظر مدیران ناتوان و نظام اداری آشفته کار نمیکنند. دراین شرایط است که بحث انفعال نخبگان یا مهاجرت آنان پیش میآید و این سرمایههای عظیم انسانی به کشورهای دیگر که شرایط لازم را برای جذب و به کارگیری آنان مهیا کردهاند مهاجرت میکنند. یا خروج نیروهای برجسته و توانمند جای آنان را افراد ضعیف و ناکارآمد پر میکنند. و دستگاههای دولتی با مدیران ناتوان و بیلیاقت اداره میشوند که حاصل آن سوء مدیریت در دستگاههای دولتی، اتلاف بیتالمال، گسترش پارتی بازی و رشد فقر، بیکاری و بیعدالتی است.
با اعلام جنبش مردمی اصلاحات باید عملا نخبگان جامعه وارد میدان شوند. بتوانند از مهارت و تجربیات خود استفاده کنند و استعداد آنان در جهت رشد و شکوفایی کشور به کار گرفته شود باید اقدامات زیر توسط دستگاههای حکومتی به عمل آید:
1-نخبگان به استخدام دستگاههای دولتی در آیند و حداقل پست سازمانی آنان «مشاور عالی» با مزایای معادل مدیر ارشد آن دستگاه باشد.
2- بکارگیری نظرات و پیشنهادات نخبگان توسط مدیران ارشد دستگاههای دولتی به عنوان معیاری برای سنجش عملکرد مدیران قرار گیرد.
3- مدیران اجرایی کشور از نخبگان انتخاب شوند و به نخبگان اجازه داده شود وارد نهادهای تصمیمگیر مثل مجلس خبرگان، مجلس شورای اسلامی و ریاست جمهوری شوند و دستگاههای نظارتی از رد صلاحیت نخبگان خودداری کنند.
4- در انتخاب نخبگان اجرایی، علمی و فنی از سیاسی کردن آنان پرهیز شود.
5- به نخبگان تسهیلات دولتی مثل فرصت مطالعه، وام بانکی و امکانات تحقیقاتی اعطا شود.
در این میان نخبگان نیز وظایفی به عهده دارند:
1- نخبگان به لحاظ داشتن مهارت و تجربه ویژه بایستی نسبت به مسائل و وقایع کشور حساس باشند و نظرات کارشناسی و تخصصی خودشان را در اختیار عموم مردم به ویژه تودههای جامعه قرار دهند.
برای نیل به این هدف نخبگان با مطبوعات و رسانهها همکاری و با مردم ارتباط چهره به چهره برقرار کنند. مشکلات جامعه نباید آنان را آزار دهد بلکه باید برای حل مشکلات از بیتفاوتی خارج شوند و در متن جامعه حضور یابند.
2- نخبگان نباید محافظهکار باشند بلکه در ارائه نظارت کارشناسی واقعیتهای علمی را در نظر بگیرند، از استقلال فکری برخوردار شوند و بله قربان گوی هیچ مقام یا شخصی نباشند. داشتن جسارت و شهامت لازم برای اصلاح وضع موجود از شرایط اولیه تحول و توسعه است.
3- نخبگان ایرانی مقیم خارج از کشور نیز باید احساس مسئولیت کنند و حداقل سالیانه یک بار به ایران سفر کنند و تجربیات خود را در اختیار مردم قرار دهند.
4- نخبگان باید هنر کار کردن در سختترین شرایط را کسب کنند و از نظام اداری و اجتماعی معیوب ایران آزرده نشوند. نخبگان با شهامت و شجاعت خویش مقامات دولتی ناکارآمد و انحصار طلب را به چالش بکشند و اجازه ندهند کشور عزیزمان در انحصار گروهی فرصتطلب باشد.
5- بالاخره در آستانه انتخابات مهم شوراها و ایجاد عرصه جدید جنبش مردمی اصلاحات امید است که هرگونه یاس و ناامیدی از جامعه نخبگان زدوده شده و در عمل شاهد حکومت نخبگان در همه ردهها باشیم.