تاریخ انتشار : ۱۰ مهر ۱۳۹۱ - ۰۸:۲۸  ، 
کد خبر : ۴۰۲۷۶

ناگفته‌هایی از گفت‌وگوی تمدن‌ها (بخش اول)


مسعود شفیعی‌کیا
بنیاد فرح پهلوی و ایدۀ گفت‌وگوی تمدن‌ها برخلا‌ف آن‌چه وانمود می‌شود، «گفت‌وگوی تمدن‌ها» ایده‌ای بدیع و جدید از طرف رئیس این مؤسسه نیست بلکه سابقۀ آن در کشورمان به پیش از انقلا‌ب باز می‌گردد.
«مرکز مطالعات تمدن‌ها» نخستین واحد مطالعاتی و فرهنگی وابسته به بنیاد فرح پهلوی بود که کار خود را با مدیریت و هدایت احسان نراقی به همراه داریوش شایگان،‌ جمشید بهنام و رهنما آغاز کرد. (1)
ریشه تأسیس مرکز مطالعات تمدن‌ها را نیز باید در ارتباط‌های صمیمانۀ‌ فرح با کارتر (رئیس‌جمهور وقت آمریکا) یافت؛ زیرا وی نخستین رئیس‌جمهور ایالا‌ت متحده بود که با تلا‌شی فراگیر توانست نخستین گروه‌ها و کشورهای عربی را بر سر میز سازش با اسرائیل بنشاند و در پیمان خفت‌بار «کمپ دیوید» تعدادی از کشورهای اسلامی ‌را به رسمیت شناختن رژیم صهیونیستی وادار کرد لذا این تحرکات که در فضای ضد اسرائیلی منطقه صورت می‌پذیرفت به بسترسازی‌هایی فرهنگی و به ویژه از طرف کشورهای منطقه نیاز داشت تا حالت تدا‌فعی را از مردم منطقه بگیرد.
داریوش شایگان، نظریه‌پرداز این مرکز ـ که بعدها به مدیرعاملی بنیاد فرح نایل شد ـ با نوشتن مقاله‌هایی در باب «گفت‌وگوی تمدن‌ها» نخستین مطرح‌کنندۀ رسمی ‌این ایده بود. اگرچه از دیدگاه برخی صاحب‌نظران این ایده را نامبرده از فیلسوف غربی «دیدرو» ترجمه کرده بود. (2) که در آن از هماهنگی و درهم رفتن و «ائتلا‌ف» فرهنگ‌ها سخن می‌گوید.
داریوش شایگان از فیلسوف‌نمایان دستگاه فرهنگی پهلوی بود که تحصیلا‌ت خود را در مدرسۀ کاتولیکی سن لویی تهران زیرنظر «پدران لا‌زاری» از میسیون‌های مذهبی و زیرنظر راهبه‌ها و کشیش‌های فرانسوی براساس آموزه‌های مسیحیت آغاز کرد که در خاطراتش از ملا‌قات خویش با پاپ «پی دوازدهم» در حیاط کلیسای «سن پیر» به سالی مقدس که به شدت تحت تأثیر قرار گرفته بود یاد می‌کند. (3)
داریوش شایگان پس از پیروزی انقلا‌ب اسلامی ‌با دیگر همراهانش به خارج از کشور می‌گریزد و در دوران حضور خود در غرب اقدامات فراوانی علیه نظام جمهوری اسلامی ‌و شخص حضرت امام انجام می‌دهد که در این میان همراهانی چون «رامین جهانبگلو»، «داریوش همایون» و «حسن نزیه» او را در امضای بیانیه‌های اهانت‌آمیز علیه نظام یاری می‌کنند.(4) وی از آغاز فعالیت بنیاد آمریکایی «مطالعات ایران» که با نظارت خواهر فاسد شاه (اشرف پهلوی) اداره می‌شود، صمیمانه در ارائۀ راهکارهای براندازانه به سازمان سیا در آن بنیاد فعالیت می‌کند و چند سالی نیز سردبیری فصلنامۀ «ایران نامه» متعلق به این بنیاد را از سال1368 تا1371 به عهده می‌گیرد که برای پی‌بردن به اسلا‌م‌ستیزی وی فرازی از مقالا‌ت این فصلنامه را می‌آوریم:
«... ما شیفتگان ایران زمین و فرهنگ توانگر و پرشکوهش می‌باشیم که تنها راه رهایی از بردگی هزار و چهارصد ساله... را بیرون آمدن از جهان خویشتن گم‌کردگی و.. می‌دانیم.» (5)
داریوش شایگان به همراه دوستانش علا‌وه بر نشریات ضد انقلا‌ب با نشریات داخلی که در دوران دولت سازندگی به چاپ می‌رسید چون کلک، کیان، گفتگو و نامۀ فرهنگ (متعلق به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی) همکاری داشت و به واسطۀ ارتباطی که با «عطاءالله مهاجرانی» معاون حقوقی و پارلمانی رئیس‌جمهور سازندگی داشت، در سال1373 با دعوت «مرکز مطالعات استراتژیک» وابسته به نهاد ریاست جمهوری به ایران آمد (6) و نخستین جلسات خود در آن مرکز را به موضوع جدایی دین از سیاست اختصاص داد(7) و نامبرده و رامین جهانبگلو برای بازگشت به ایران آن‌ قدر استقبال شدند که روزنامه سلا‌م مطلبی را در تطهیر ایشان به چاپ رسانید (8) و این‌‌ها مقدمه‌ای برای بازگشت ایشان و نور چشمی ‌شدن بود!
شایگان با همراهی افرادی چون بهاءالدین خرمشاهی، کامران فانی، ایرج افشار، هرمز همایون‌پور، مؤسسه «نشر و پژوهش فروزان روز» را در بدو ورود تأسیس و در دورۀ وزارت مهاجرانی در سال 1378 جایزۀ بهترین ناشر غیردولتی را در بخش بزرگسالا‌ن از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ‌دریافت کرد. (9)
به این ترتیب، نظریه‌پرداز گفت‌وگوی تمدن‌ها به قطار اصلا‌حات پیوست و به کار فرهنگی فقط بسنده نکرد، بلکه با حمایت از «غلا‌محسین کرباسچی» وارد عرصه سیاسی نیز شد. (10)
از بیت‌الحکمه تا گفت‌وگوی تمدن‌ها
دیگر همکار فراماسونر داریوش شایگان که در راه تحقق صلح و آشتی بسیار مدعی است،‌ «احسان نراقی» می‌باشد که یکی از دو رابط یونسکو در طرح «بیت‌الحکمه» نیز به شمار می‌آید. احسان نراقی با تجربه‌های فراوانی که در مرکز مطالعات تمدن‌ها در بنیاد فرح پهلوی داشت،‌ برای تحقق این طرح انگلیسی عربستانی بسیار کوشید و در مدت نمایندگی از ایران در دوران دولت سازندگی در یونسکو توانست شورای عالی انقلا‌ب فرهنگی را در سال 1375 برای الحاق به این طرح مجاب کند و کشورمان را از تأمین‌کنندگان بودجۀ آن قرار دهد.
حال طرح «بیت‌الحکمه» که به ظاهر با پیشنهاد عربستان سعودی در سازمان ملل پذیرفته شد، چیست؟ این طرح، برگرفته از نام بیت‌الحکمتی است که‌ هارون‌الرشید و مأمون برای طرح مباحث علمی ‌و حتی مناظره با ائمه اطهار علیهم‌السلا‌م ترتیب می‌دادند. و هدف از تشکیل آن بنابر اظهار طراحان و اساسنامۀ آن، به اختصار عبارت از: «ایجاد پلی بین شرق و غرب» و یا «اسلا‌م و غرب» است. به خاطر رویارویی با خطر حتمی ‌جنگ غرب و اسلا‌م در این طرح با پیش‌فرض حتمی‌ بودن درگیری غرب و اسلا‌م چنین وانمود می‌شود که چاره‌ای جز پیگیری این طرح نیست و احتمال دارد که طرح‌های نزاع تمدن‌ها و جنگ لیبرال دموکراسی غرب با اسلا‌م که از طرف «فوکویاما» و «هانتینگتون» مطرح شده است، پیش‌درآمدی برای ناچار کردن جهان اسلا‌م جهت تن دادن به این گفت‌وگو باشد. خوب است بدانید که طرح بیت‌الحکمه در صورتی اسلا‌م را به اسلا‌م بد و خوب تقسیم می‌کند که تمدن غرب را واحد دانسته و به بد و خوب تفکیک نکرده است؛ گویا تمدن غرب از نوک پا تا مغز سر خوبی و حسن است ولی اسلا‌م خیر!
البته ما نیز بر این باوریم که اسلا‌م ناب محمدی صلی‌الله علیه و آله با اسلا‌م تحریف ‌شده و التقاطی و متحجّر تفاوت دارد ولی مطمئنیم اسلامی ‌که وهابیّت سعودی مروّج آن است و می‌کوشد تا در طرح بیت‌الحکمه به مسلمانان دیگر آموزش داده شود، اسلا‌م بد است که حضرت امام خمینی(ره) از آن به «اسلا‌م آمریکایی»‌ یاد می‌کرد. به واقع سازمان ملل با این طرح یونسکو اگرچه اذعان می‌کند که غرب، میراث‌دار علم و حکمت اسلامی ‌است ولی با این آبنبات می‌خواهد تا از ما نیز اقرار بگیرد که امروزه تمدن و فرهنگ غرب باید در همه زندگی ما حاکم باشد و اسلا‌م بد یعنی همان اسلامی ‌که مظاهر لیبرال دموکراسی غرب را برنمی‌تابد! و این تنها مفهومی‌است که از این طرح و سخنان هماهنگ‌کنندگان آن دانسته می‌شود. (11)
احسان نراقی پس از پیروزی سید محمد خاتمی‌ در دوم خرداد1376 نتوانست شادمانی خود را پنهان کند و با تحول بی‌نظیر خواندن آن در پنجاه سال گذشته (12) و متفاوت دانستن خاتمی‌ با تمام رهبران در 18 سال گذشته (13)
ابراز خرسندی کرد که وی از یاران نزدیک امام نبوده است. (14) در جای دیگر می‌گوید: «[خاتمی] واجد شخصیت و روحیّات ویژه‌ای است. من عقیده دارم او عمیقاً مدرنیست و معتقد به تساهل است. او جهان مدرن را درک می‌کند... آقای خاتمی‌ در آلمان تدریس کرده است و...» (15)
احسان نراقی با ستایش روشنفکران مدرن عصر مشروطه، از راهبرد خود در زمینه رویارویی با انقلا‌ب اسلامی ‌چنین پرده برمی‌دارد:
«... ما باید با رژیم همراه شویم؛ زیرا این جدایی و عدم تفاهم به ما لطمه می‌زند... می‌دانید که در جریان مشروطه دو جریان وجود داشت: یکی جریان روشنفکری که به هر حال مدرن بود و اعتقاد داشت که باید صددرصد غربی شویم و یکی هم روحانیون و نیروهای سنتی که از اول مخالف این قضیه و تبعات آن بودند. یکی از کارهای خوب روشنفکران عصر مشروطه این بود که خود را کنار نکشیدند و کمیسیون وضع قوانین مدنی و جزایی ایجاد کردند...» (16)
و متأسفانه امثال نراقی در این راه نفوذ کمتوفیق نبوده‌اند و کار به جایی رسیده است که مرداد امسال (1385) در سالروز مشروطه از وی به عنوان کارشناس تاریخ مشروطه، در شبکۀ چهار سیما دعوت شده بود!          ادامه دارد...

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات