الف) سکولاریسم
نامبرده معتقد است که «توافق دین و سکولاریسم بستگی به تفسیری دارد که هم از مذهب و هم از سکولاریسم ارائه میکنیم. اگر مذهب در راستای سنتهای کاملاً محافظهکارانه تفسیر گردد، با سکولاریسم که خواهان مقررات لیبرالتر و نه تنها تساهل بلکه ترویج و گسترش پلورالیسم است کنار آید...»
در این مورد ذکر چند نکته لازم به نظر میرسد:
1. چه در فرهنگ اسلامی و چه در میان اندیشمندان غیر مسلمان و غربی تعاریف گوناگونی از دین ارائه شده است. در جوامع غربی، مذهب را به چند گونه تعریف کردهاند. برخی تعاریف جنبۀ تبلیغی دارند و معمولاً از سوی افرادی همچون «مارکس» ذکر شده است مثل آنچه او دین را «افیون ملیتها» و یا «هر چیز خوب در زندگی انسان» میپندارد. برخی تعاریف نیز تعاریف حقیقیاند مانند تعریفی که شایلر ماخر از دین ارائه میکند: «دین، احساس وابستگی یا اتکای مطلق است». در فرهنگ اسلامی هم معنای مستقلی از دین ارائه نشده است اما از مجموع تعاریف میتوان تعریفی کلی ارائه کرد: «دین مجموعۀ قوانینی است که از طریق شخصیت متصل به وحی الهی ـ پیامبر ـ برای عموم افراد بشر آورده شود و دربرگیرندۀ همۀ نیازهای مادی و معنوی انسانها باشد.» اسلام نیز به طور اخص به متون و نصوصی میگویند که از طریق وحی به حضرت محمد ـ صلیالله علیه و آله ـ وحی شده است.
سکولاریسم هم که از آن در فارسی به دنیاپرستی، اعتقاد به اصالت امور دنیوی، غیر دینگرایی، جداشدن دین از دنیا، نادینیگری، مخالفت با شرعیات و مطالب دینی، عرفگرایی، تقدسزدایی و در عربی به علمانیت تعبیر میشود، واژهای انگلیسی است که از ریشۀ seculum به معنای این جهان گرفته شده است. (2) واژۀ سکولوم در زبان کلاسیک مسیحیت نقطۀ مقابل ابدیت و جاودانگی الوهیت، یعنی زمان حاضر است که در آن به سر میبریم و در اصطلاح به معنای هرچیزی است که به این جهان تعلق دارد و به همان اندازه و به طور مستقیم از خداوند و الوهیت دور است.(3) سکولاریسم نوعی ایدئولوژی است که ریشه در اخلاق طبیعی دارد و بر وحی و امور مافوق طبیعی مبتنی نیست. البته این واژه، ایدئولوژی واحدی نیست بلکه به تعبیر «برت. اف»: همانگونه که در جهان دینهای گوناگونی وجود دارد، انواع مختلف سکولاریسم نیز وجود دارد که هر یک هنجارها، ارزشها و ساختار فلسفی متفاوتی را ارائه میکنند. (4)
شاید آنچه نویسندۀ مقاله از آن با عبارت «سکولاریسم لیبرال» ارائه میدهد، ریشه در همین تعبیر داشته و به نوعی از سکولاریسم اشاره کرده است. اما با این همه نباید یک نکته را فراموش کرد و آن این که علیرغم تنوع سکولاریسم، وجه مشترکی نیز در تمام انواع سکولاریسم وجود دارد، و آن: «تقابل همه آنها با دین است». در عصر جدید، سکولاریسم به معنای کنار گذاشتن آگاهانه دین از صحنه معیشت و سیاست معرفی شده است؛ به دیگر سخن، مراد از آن به حاشیه راندن یا حذف دین از صحنه اجتماع و حکومت و اختصاص دادن آن به زندگی فردی و عبادی و جایگزینی عقل بر مسأله دین در حیات دنیوی است.
روشن است که سکولاریسم با تمام تعاریفی که از آن صورت میپذیرد، به هیچ عنوان نمیتواند با دین و مذهب به ویژه با دین اسلام تطابق داشته باشد، چه رسد به آن که بخواهیم مدعی شویم دین و سکولاریسم با هم توافق دارند، از این گذشته، نویسنده توضیح نداده است که منظور از تفسیر لیبرالی و انعطافپذیر از اسلام و مذهب چیست تا بتوان آن را بر سکولاریسم قابل انطباق دانست؟ و البته در تعریف سکولاریسم لیبرالی به مواردی از قبیل: عدم باور به الحادگرایی، احترام به تمام مذاهب، وباور به حقوق یکسان برای همۀ شهروندان به عنوان مؤلفههای آن ذکر میکند. این تعریف ـحتی اگر اسلام را مطابق با این مؤلفهها بدانیم ـ تاکنون در هیچ منبعی ذکر نشده و با توجه به تعاریف سکولاریسم اصلیترین مؤلفههای این مسلک، مواردی از قبیل اصالت امور دنیوی، مخالف با شرعیات و مطالب دینی و... میباشد و این مسائل دقیقاً در مقابل دین و مذهب است.
2. نویسنده ادعا میکند: «اگر کسی قرآن را به طور همه جانبه مورد بررسی قرار دهد درمییابد که قرآن از سکولاریسم لیبرال یا غیر الحادی» قویاً حمایت میکند! این مدعا ریشه در همان تفسیر نادرست نامبرده از معنا و مفهوم سکولاریسم دارد. او آیات 148 سورۀ بقره و 7 و8 سورۀ ممتحنه را مؤید مدعای خود ذکر میکند اما در عین حال از دو نکته مهم غفلت ورزیده است: اول آن که همانگونه که گفته شد، منظور از سکولاریسم حذف دین از صحنۀ اجتماعی و حکومت است، و این معنا دقیقاً مورد مخالفت قرآن قرار گرفته است؛ آیات 48 سورۀ مائده، 26 سورۀ ص، 105 سورۀ نساء، 123 سورۀ بقره و دهها آیۀ دیگر نشاندهندۀ مخالفت جدی قرآن با سکولاریسم میباشد. دوم این که آیات ذکر شده نیز نمیتواند مؤید سکولاریسم مورد ادعای نویسنده باشد. آیۀ 148 سورۀ بقره به موضوع قبله ارتباط دارد و منظور آن است که هر جمعیتی طبق مصالحی که خداوند میدانسته دارای قبلهای بودهاند و این یک موضوع تکوینی است که قابل تغییر نیست. آیات 7 و 8 سورۀ ممتحنه نیز ناظر به این معناست که از درگاه خداوند این امید هست که بین مؤمنین و کفاری که دشمنشان داشتید، مودت ایجاد کند، تا به این طریق آنان را مسلمان کنید. این دو آیه البته کفار حربی را از دایرۀ مودت فوق جدا میکند و مبین این نکته هستند که مودت مسلمین با کفار جهت تألیف قلوب برای جذب آنان به اسلام است. البته نباید انکار کرد که اسلام به آزادی مذهب و عقیده احترام میگزارد اما نکته این جاست که مسأله مذکور نه دلیلی بر سکولار بودن احکام قرآنی به شمار میآید و نه آیات قرآنی، رویکردی سکولاری دارند بلکه این مشی معتدل و همراه با رأفت قرآن است که البته هیچ ربطی به مسأله سکولار بودن آن ندارد. ادامه دارد...