قاسم روانبخش
کشور ما در سال جاری شاهد دو انتخابات مهم ـ خبرگان رهبری و شوراهای اسلامی شهر و روستاـ خواهد بود. البته انتخابات نخست به دلیل جایگاه مهم مجلس خبرگان ـ که وظیفه کشف و معرفی رأس هرم سیاسی کشور یعنی رهبری نظام را برعهده دارد ـ در مقایسه با انتخاباتهای دیگر از اهمیت بیشتری برخوردار است. از این رو، شرایطی که در ماده سه آییننامه انتخابات مربوط به آن برای نامزدها ذکر شده نسبت به شرایط نامزدهای مجلس شورای اسلامی و دیگر انتخابات، سختتر و در سطح بالاتری قرار دارد؛ از جمله آن شرایط میتوان به:
1. اشتهار به دیانت، وثوق و شایستگی اخلاقی 2. اجتهاد 3. داشتن بینش سیاسی و اجتماعی و آشنایی با مسائل روز 4.اعتقاد به مبانی نظام جمهوری اسلامی 5. نداشتن سوابق سوءسیاسی و اجتماعی اشاره کرد.
با توجه به شرایط فوق و اهمیت انتخابات مجلس خبرگان، نکات ذیل حائز اهمیت است:
الف) افرادی که نامزد مجلس خبرگان میشوند باید «اکنون» شرایط مذکور را دارا باشند. چنانچه فرد یا افرادی در گذشته شرایط بالا را در حد عالی داشتهاند و چه بسا تأییداتی نیز از سوی امام(ره) و مقام معظم رهبری داشته باشند ولی در زمان کنونی به هر دلیل فاقد یکی از شرایط تشخیص داده شوند، شایستگی نامزدی خبرگان را ندارند. بنابراین افراد ذیل فاقد صلاحیت برای نامزدی انتخابات مجلس خبرگان هستند:
1. کسانی که اصل نظام جمهوری اسلامی، قانون اساسی و یا اصل مترقی ولایت فقیه را قبول ندارند و در مصاحبهها، نطقها و نوشتههای خود به طور صریح یا تلویحی، آنها را زیر سؤال برده یا میبرند.
2. کسانی که دربارۀ اصل اسلام و مذهب حقه تشیع تشکیک کرده، و یا از دریچه مدرنیته به اسلام مینگرند و معتقدند: اسلام دینی کامل نیست و باید به کمک مکاتب الحادی لیبرالیزم و... آن را غنی ساخت!
3. کسانی که به صراحت مواضع امام(ره) را درباره مسأله گروگانها و دفاع مقدس زیر سؤال میبرند و آن را فرصتسوزی مینامند، دارای " بینش سیاسی و اجتماعی" نیستند و با توجه به این که در قانون اساسی فرماندهی کل قوا به رهبری نظام اسلامی واگذار و اعلام جنگ و صلح از اختیارات رهبری دانسته شده است، این افراد فاقد شرط چهارم هستند، بدین معنا که به مبانی نظام جمهوری اسلامی اعتقاد راسخ ندارند.
4. کسانی که با سیاستهای نادرست و منفعلانه خود موجب تعلیق کلیۀ مراحل فناوری هستهای صلحآمیز و تحمیل زیانهای فراوانی به ملت ایران شدهاند و عقب نشینیهای خویش را در مذاکرات، پیروزی بزرگ! توصیف میکردند و اکنون که نظام با درایت و هوشمندی دولت جدید و حمایتهای قاطع مردم و رهبری به این افتخار بزرگ دستیافته آن را فرصت سوزی مسؤولان به شمار میآورند قطعاً فاقد شرط سوم ـ بینش سیاسی و اجتماعی و آشنایی با مسائل روزـ هستند و شرط اول ـ وثوق و شایستگی اخلاقی نیز برای آنها محل تأمل است.
5. کسانی که عملکرد آنها در سالهای گذشته در عرصههای فرهنگی و اقتصادی موجب وارد آمدن خسارتهای سنگین به فرهنگ و اقتصاد این ملت شده و به جای دفاع از ارزشهای دینی و اخلاقی مردم با استفاده از پستهای کلیدی خود و تکیه بر تئوری تساهل و تسامح، بیتالمال مسلمین را در راه ترویج بیبند و باری و فساد اخلاقی هزینه کردهاند و از سوی دیگر سرمایههای کشور را به جیب فرزندان، قبیله و احزاب وابسته به خویش ریخته اند شایسته چنین جایگاهی نیستند؛ لذا میتوان گفت آنان فاقد شرط پنجم ـ نداشتن سوابق سوءسیاسی و اجتماعی هستند.
6. کسانی که عملکرد آنها در گذشته موجب شکاف بیش تر طبقاتی شده و در سایه مدیریت شان معدود افرادی به آلاف و الوف دست یازیده و از رانتهای فامیلی، اطلاعاتی و... بهرهمند شدهاند و در مقابل، میلیونها نفر از اقشار مختلف مردم به زیر خط فقر فرستاد شدهاند، شأنیت حضور در مجلس خبرگان را ندارند.
ب) براساس تبصره یک ماده 3 قانون انتخابات مجلس خبرگان، مرجع تشخیص دارا بودن شرایط فوق، فقهای شورای نگهبان هستند. بنابراین انتظار این است که شورای نگهبان مصلحت اندیشی را کنار بگذارد و به مرّ قانون عمل نماید. بدون تردید در این صورت برخی از کسانی که اکنون در مجلس خبرگان از جایگاه ویژهای نیز برخوردارند بر شرایط فوق انطباقی ندارند، زیرا به فرموده امام راحل(ره) ملاک ومعیار افراد وضعیت کنونی آنها است.
ج) معالاسف برخی احزاب و شخصیتها در آستانه انتخابات خبرگان بدون توجه به شرایط مذکور و صرفاً با توجه به یک سری مصلحتاندیشیها نه تنها خود از این گونه افراد دعوت به عمل میآورند بلکه برای قرار دادن آنها در لیست دیگران نیز به رایزنی میپردازند!
د) برخی افراد سادهاندیش دلیل صلاحیت اینگونه افراد را وفاق احزاب و گروهها از جناحهای گوناگون سیاسی میدانند و تلاش میکنند شخص مورد نظر را در رأس لیست خود قرار دهند غافل از آن که اولاً اینگونه اقدامات موجب کاهش اعتماد مردم به سایر افراد در لیست آنها خواهد شد و ثانیاً تجربه گذشته نشان داده است که رأی دهندگان، به احزاب و گروهها چندان اهمیتی نمیدهند. این مطلب در انتخابات نهم بیش از گذشته ثابت شد؛ زیرا فردی که همۀ احزاب چپ و راست و اکثریت قریب به اتفاق رسانهها و مطبوعات کشور از او حمایت میکردند انتخاب نشد. مردم فردی را برگزیدند که از هیچ پشتوانه حزبی برخوردار نبود؛ بلکه از دل دریای ملت برخاست و به ملت پیوست.
به راستی اگر احزاب مدعی اصولگرایی اندکی بیندیشند پی خواهند برد فرد یا افرادی که مورد تأیید احزاب مشارکت و حتی سازمان نامشروع مجاهدین باشند، صلاحیتشان قابل تأمل است و در میان جریان ارزشی جایگاهی ندارند. اگر دوستان اصولگرا یک بار به کتاب «جاذبه و دافعه علی(ع)» نوشته شهید مطهری مراجعه کنند، خواهند فهمید شخصیت علیگونه چنان است که هم جاذبه دارد و هم دافعه. شخصیتی که احزاب باطل نیز او را بپسندند حتماً برای آنها جاذبهای داشته و دارد و چنین فرد یا افرادی نمیتوانند در مجلس خبرگان رهبری در جهت مصالح اسلام و انقلاب گام بردارند و شاید هم...