تاریخ انتشار : ۱۳ مهر ۱۳۹۱ - ۰۸:۰۷  ، 
کد خبر : ۴۰۲۸۰

رؤیاهای پوچ صهیونیسم


محمدمهدی گنجیان‌مقدم
صهیون در زبان عبری، به معنای پر افتاب و نیز نام کوهی در جنوب غربی بیت‌المقدس است، ولی در متون دینی یهود، به آرمان و آرزوی ملت برای بازگشت به سرزمین داوود(ع) و سلیمان(ع) و تجدید دولت یهود اشاره دارد. به عبارتی دیگر برای یهود، سمبل رهایی از ظلم! تشکیل حکومت مستقل و فرمانروایی بر جهان است.
صهیونیست‌ها با خوارشمردن ملت‌ها و نژادهای دیگر در پی دستیابی به قدرت سیاسی هستند. ایشان معتقدند صهیونیسم پاسخی به یهودآزاری است که البته برخی از نمونه‌های تاریخی مانند یهودسوزی در آلمان، بیش از حد بزرگ شده‌اند و هدف، تنها سرعت بخشیدن به روند مهاجرت یهودیان به فلسطین و تأسیس یک دولت یهودی بوده است.
صهیونیست‌ها خود را مشعل‌دار تمدن غرب می‌دانند و به این فکر که باید آسیایی شوند، با تمام وجود می‌خندند!! مناخیم بگین می‌گوید: «اسراییل موجود، فقط یک پنجم از خاکی است که باید به دست ما باشد و این وظیفه ما است که چهار پنجم دیگر را با فعالیت و پشتکار به دست آوریم.» این جملات فقط ارمان رهبران صهیونیست نیست بلکه امروزه هر دانش‌آموز یهودی که تورات را از شش سالگی می‌آموزد باید این جملات آن را به خاطر بسپارد که: «این سرزمین را به ایشان می‌دهم، حتی به فرزندان اسراییل.»
ارض موعود در تورات از نهر مصر ـ نیل ـ تا فرات معرفی شده که فلسطین کنونی بخشی از آن است. بقیه بخش‌ها را می‌توان روی نقشه‌هایی دید که از طرف دولت یهود، اسراییل ایده‌آل معرفی شده است. این بخش‌ها شامل کشورهای اردن، سوریه، لبنان، بخش زیادی از عراق، مصر، تمام صحرای سینا و دلتای نیل و قطعه‌ای از حجاز می‌باشد.
صهیونیست‌ها تمام تلاش خود را جهت تأسیس دولت مستقل یهود در ارض موعود به منظور استقرار پایگاهی برای ساماندهی یهودیان و مرکزی جهت در دست‌گیری رهبری جهان، به کار گرفته‌اند. آن‌ها خواهان گفت‌وگو دربارۀ شیوه‌های همکاری در امور کشوری و عمیق‌سازی مذاکرات مسیحیت و یهودیت و دیگر ادیان هستند و برای جلوگیری از افزایش موج یهودستیزی در جهان می‌کوشند و بارها از قرار نگرفتن نام اسراییل در فهرست کشورهای رنج کشیده از تروریست ابراز تأسف کرده‌اند!
اما آیا اعتقادات مذهبی یهودیان آن‌ها را به فکر انداخت که سرزمین موعودشان را از غیریهودیان پس بگیرند؟ چرا صهیونیسم با این حالت سودایی به دنبال تحقق آرزوی حکومت بر جهان است؟ این موج یهودستیزی در جهان به چه علت است و آیا واقعاً اسراییل رنج کشیده از تروریست است یا این که خود تروریست حقیقی محسوب می‌شود؟!
در این نوشته کوشیده‌ایم تا حد امکان، این ابعاد هر چند خلاصه مورد بررسی قرار گیرد و با بیان مطلبی دربارۀ توسعه و ارتباط آن با صهیونیسم و روش استبدادی و اومانیستی آن، شما خوانندۀ محترم بتوانید از زوایه‌ای دقیق‌تر و صحیح‌تر به دغدغه‌های سران صهیونیسم نظر افکنید و به ارتباط پیدا و پنهان این مقوله با تفکرات شوم آن‌ها، بیش از پیش، پی ببرید. آن‌گاه در لابه‌لای پرداختن به مبانی فکری صهیونیسم، بتوانید در مورد مسائلی که در بالا به عنوان نکات قابل تأمل بیان شد، به نتیجه‌گیری آزادانه‌ای دست یابید.
بر کسی پوشیده نیست که جهان امروز ما در سیطرۀ نظام سلطه جهانی قرار دارد. این نظام سلطه ماهیتی غیردینی، ناسوتی صرف، سودمحور و سرمایه‌سالار، سوداگر و ناعادلانه دارد و موجب خمودگی و سرخوردگی فطرت معنوی آدمی‌ و دوری انسان از ساحت قدس وجود می‌گردد؛ آدمی در پوشش این نظام جهانی، محکوم به تنهایی و از خودبیگانگی و دوری از خود و دیگران و پیروی از منطق حرص و آز و پول‌پرستی است.
در این نظام از معنویت و حقیقت سراغی نمی‌توان گرفت؛ در این جهان همه چیز از عشق گرفته تا هنر، از محبت تا علم و از دوستی تا کمال‌خواهی و... همه و همه با منطق پول و میزان سوددهی و قابلیت «بهره‌وری» و مجموعه‌ای از محاسبات کمی ‌سنجیده می‌شود؛ در این جهان از خودبیگانه همه چیز را می‌توان خرید و هیچ چیز خارج از ظرف پول تعریف نمی‌شود، این دنیا را مدرن می‌نامند و جوهر بنیادین آن خودبنیادی (اومانیسم) آدمی است.
این جهان را عصر پیشرفت و روشنی و رفاه نامیده‌اند اما در واقع عالم مدرن یکی از تاریک‌ترین ادوار زندگی بشر بر روی سیاره زمین می‌باشد. در این دوران نه رفاه و بی‌نیازی که نیازمندی افراطی به تبع آن فقر گسترده فراگیر شده است.
فقر گسترده، ویژگی ذاتی دنیای مدرن است و پیش از آن وجود نداشته، این فقر ناشی از کمبود امکانات تولیدی برای به دست آوردن محصولات مورد نیاز جهت رفع احتیاجات طبیعی انسانی نیست بلکه از فزونی بیش از حد احتیاجات کاذب و سیری‌ناپذیر و غیرممکن ‌بودن پاسخ‌گویی به ‌آن‌ها سرچشمه می‌گیرد. در فقر مدرن، نیازهای اولیه بشر در ذیل سیطرۀ فضای روانی سوداگری و مصرف‌زدگی، حالتی کاذب و بیمارگونه می‌یابند و اغلب اوقات ارضا نمی‌شوند، از این رو بیش‌تر انسان‌های مدرن در اغلب اوقات احساس فقر می‌کنند و البته نیازهای طبیعی و واقعی آن‌ها نیز ارضا نشده باقی می‌ماند.
در فقر مدرن، یخچال فریزر، تلویزیون و... هست اما آن‌ قدر هوس، نیاز و تنوع‌طلبی وجود دارد که هیچ‌گاه ارضا حاصل نمی‌شود و در کنار آن، به اندازه‌ای قسط و پول‌پرستی و سوداگری هست که هیچ حس قانع‌کننده‌ای از مالکیت و قرار و آرام وجود ندارد. در زندگی فقیرانه مدرن همه چیز کاذب، غیراصیل و عاریتی است و همواره توسط تبلیغات و رسانه‌ها و شرکت‌های بزرگ چندملیتی، وعده آرامش و شادی آسایش داده می‌شود؛ آرامش و آسایشی که مشروط به خریدن‌های جدید است.          ادامه دارد...

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات