فرشاد مهدیپور
از شامگاه دوشنبه شب پیش که وزرای خارجه قدرتهای بزرگ، ساعتی را در میهمانی شام کاندولیزا رایس در نیویورک گذراندند تا دیروز، موجی از خوشبینی بر فضای سیاسی حاکم بر پرونده هستهای ایران، سایه افکنده است و محمد البرادعی و کوفیعنان، آنچنان حرف میزنند که گویی قرار است همه چیز به یک پایان خوش ختم شود!
اوج گیری بحران در نیمه اردیبهشت و شدت گرفتن حملات لفظی میان ایران و آمریکا، برخی را به این باور رسانده بود که پرونده در حال نزدیک شدن به نقطه جوش است؛ انتشار گزارشهایی در برخی نشریات آمریکایی و بحث درباره نقشههای حمله و واکنش محکم ایران و متعاقب آن، طرح برخی مشوقهای اقتصادی در یکی دو روز اخیر، همزمان با سفرهای نیمه علنی مقاماتی از ایران به کشورهای اروپایی، همه حاکی از گشوده شدن برگی تازه در این ماجرای سه ساله است.
روسها اکنون دکترین نوینی را در مورد خاورمیانه پیش کشیدهاند؛ آمریکاییها از وقفهای در ادامه مذاکرات شورای امنیت سخن میگوید؛ کاخ سفید خبر از تعلیق نشست ۵+۱ در لندن میدهد و انگلیسها هم پس از کنار گذاردن استراو، در سکوت خبری فرورفتهاند. دبیرکل سازمان ملل، برای دومین بار طی یک هفته خواستار مذاکره رودررو بین ایران و آمریکا شد. این در حالی است که نامه رئیسجمهور ایران به بوش حاوی هیچگونه نقطهنظر خاصی در مورد بحث هستهای نیست و در اظهارات جاکارتا، هیچ پیششرطی برای مذاکره به میان نمیآید. خوشبینی مفرطی در صحنه سیاست به چشم میخورد؛ خوشبینی که تا چند روز پیش، یک شوخی بیشتر نبود.