*اختلافات میان جنبش فتح و حماس که باعث بحران شده بود به نوعی با سیاستها و مواضع امریکا و اروپا در برابر دولت حماس و تحریمهایی که اعمال کردند، گره خورده بود. حال با رسیدن به توافق و تقسیم کابینه مشکل اساسی که به رسمیت شناختن اسرائیل، کنار گذاشتن مقاومت و پذیرش موافقتنامههای پیشین از سوی دولت حماس است، چه میشود؟
**دولت وحدت ملی که حماس خواستار آن است براساس خواست، نظر، اراده و برنامه ملت فلسطین است. این دولت، دولت منتخب همه اقشار و درصدد منافع همه ملت و نه درصدد تحقق منافع خاص و نظر امریکاییها است. بر همین اساس ما به سمت تشکیل این دولت به طور اخص با جنبش فتح و به طور اعم با شرکت دادن همه گروهها و سازمانهای فلسطینی هستیم به طوری که تجلی بخش واقعی دولت وحدت ملی نماینده همه آحاد ملت باشد.
با همین دولت متحد و یکپارجه با تحریمهای بینالمللی موجود علیه ملتمان، که به بهانه دولت فعلی (دولت حماس) صورت گرفته، مقابله میکنیم، گرچه در ابتدای راه با تداوم مواجه میشویم، اما با گذشت زمان این تحریمها متلاشی خواهد شد، چنان که با همین دولت فعلی نیز شاهد فروپاشی تحریمها هستیم ضمن این که در میان کشورهای عربی و اسلامی و حتی اروپایی برای شکستن این تحریمها اجماع وجود دارد و میخواهند در همین راستا گام بردارند. ما بسیار امیدوار و خوشبین هستیم که با تشکیل دولت وحدت ملی حلقه محاصره و تحریمهای جائرانه هر چه سریعتر شکسته شود و با توجه به این که ملت یکپارچه پشت سر دولت است امیدواریم بتوانیم شکست تحریمها را سرعت بخشیم.
*به رسمیت شناختن اسرائیل، کنار گذاشتن مقاومت و پذیرش موافقتنامههای پیشین از سوی دولت حماس شروط اصلی کمیته چهار جانبه برای شکستن تحریمهاست، آیا این مشکل میان حماس و فتح حل شدنی است؟ فکر میکنید به کجا بینجامد؟
**حماس ارزشها و اصول دینی و ملی دارد که از هیچکدام آنها چشمپوشی نخواهد کرد. شروط کمیته چهارجانبه که همواره به عنوان اهرم فشاری علیه ما به کار رفته، از جانب ما به کلی مردود است. به طور مسلم ما تحت هر شرایطی نه اسرائیل را به رسمیت میشناسیم و نه خلع سلاح مقاومت و انگ تروریست بودن را میپذیریم. افزون بر این با هر طرح ابتکاری و توافقی که با ارزشها و حقوق حقه ملت فلسطین منافات داشته باشد، مخالفیم.
برنامه سیاسی محور گفتگوهای جدی در مکه بود و توافق درباره آن به تعبیری پیشرفتی قابل توجه به سمت اصول کلی که لاینحل باقی مانده بود، محسوب میشود. در صورت عدم اجرای آن طرح جایگزین جنگ داخلی خواهد بود که این انتخابی است که همه آن را مردود میدانند.
*کمیته چهار جانبه که با هدف ایجاد صلح تشکیل شد، با موضعگیری خود که علیه دولت حماس اتخاذ کرد، بحرانی را به بحرانهای فلسطین اضافه کرد و مسائل داخلی فلسطین را به مساله فلسطین و اسرائیل گره زد. شما عملکرد کمیته چهارجانبه را چگونه میبینید؟
**ارزیابی ما نزدیک به ارزیابی روسیه و وزیر امور خارجه آن است که گفته بود: شروط کمیته چهار جانبه غیرواقعبینانه است. این شروط علاوه بر این که ظالمانه و غیرعادلانه است همواره جانب جلاد و اشغالگر صهیونیستی را گرفته و به طور کامل تابع موضع امریکاست. ما همواره امیدوار بودیم فاصله موضع اروپا با مواضعی که امریکا اتخاذ میکند، خیلی شفاف و روشن باشد و امیدوار بودیم اروپاییها مجدانه و صادقانه برای منافع منطقه و احقاق حقوق ملت تحت اشغال فلسطین عمل کنند. برای ما به هیچ عنوان قابل پذیرش نیست که کمیته چهار جانبه از ما بخواهد رژیم صهیونیستی را به رسمیت بشناسیم و مقاومت را به کناری بگذاریم در حالی که رژیم صهیونیستی یعنی همان جلاد و اشغالگر به خیره سری خود ادامه بدهد. من یقین دارم ملت فلسطین، چنانچه نیروهایش با تشکیل دولت وحدت ملی که دربرگیرنده همه طیفهای فلسطینی خواهد بود، متحد شوند، در آن صورت اتحادیه اروپا نیز اندک اندک مواضع خود را به سود منافع ملت فلسطین تغییر خواهد داد.
*با توجه به ماهیت کمیته چهار جانبه، عملکرد این کمیته را در این چند سال، چطور ارزیابی میکنید؟
**کمیته چهار جانبه عملکردی ضعیف، بیتاثیر، جابرانه و مغرضانه داشته و باعث تشدید مشکلات و رنجهای انسانی ملت فلسطین شده است. اقداماتی که در خصوص گرسنهسازی و به تعبیری مجازات ملت فلسطین به دلیل انتخاب دموکراتیک شان صورت گرفت، باعث تعمیق اختلاف میان فلسطینیان شد که تا سرحد جنگ داخلی پیش رفت.
ما مواضع پیشین کمیته چهار جانبه را چه از نظر گرسنه نگه داشتن و چه از نظر سکوت در مقابل اقدامات گستاخانه و جانبدارانه امریکا از اسرائیل و هم کمکهایی که به نیروهای گارد ریاست تشکیلات خودگردان کرد که همگی درخصوص سرنگونی حماس اتخاذ شد، نکوهش کرده و مشکلات و آلام ملت فلسطین را در همه عرصهها متوجه این کمیته میدانیم.
*مواضع شما در خصوص تخریب مسجدالاقصی در شرایط کنونی چیست و چه اقدام عملی را باید انجام داد، زیرا برای مقابله با این اقدام صرفا نمیتوان به انتشار بیانیه و مواضع شفاهی بسنده کرد.
**پرداختن به مسجدالاقصی برای ما بسیار جدی و پراهمیت و حتی فراتر از هر مسالهای بوده و در اولویت مسائل جهان اسلام است، چرا که قدس اصل و جوهره کشمکش و نیز سرفصل عنوان راستین و حقیقی است که امت اسلامی را در قبال رویارویی با استکبار جهانی که درصدد سیطره بر فلسطین و مسجدالاقصی فلسطین است، متحد میکند. استکبار جهانی آمده است تا بر همه مقدرات اسلامی چنگ بیندازد و این ملت را به خواری بکشد. بنابراین عاملی که امت اسلامی را متحد میسازد همین عنوان حقیقی است.
آنچه در مسجدالاقصی به عنوان قبلهگاه نخست مسلمانان و سومین حرم شریفین و مبدا معراج نبی اکرم روی میدهد بخودی خود بیانگر و تاکیدی است بر منویات شوم استکبار جهانی و سرنیزه رژیم صهیونیستی علیه امت اسلامی.
مسجدالاقصی با تهدید جدی مواجه است و بیش از 30 سال است که رژیم صهیونیستی برای تخریب و انهدام آن تلاش میکند. حفر تونلها، خاکبرداریها و تخریب بخشهایی از آن در همین خصوص صورت گرفته و آخرین اقدام گستاخانه این رژیم، تخریب راه منتهی به باب المقاربه است که پیشینه تاریخی دارد و صدها سال پیش تاسیس شده و بخش جدا نشدنی از مسجدالاقصی است.
همه این موارد تلاشهایی برای یهودیسازی مسجدالاقصی و انهدام آن و به زعم آنها احداث معبدی برای خود روی ویرانههای مسجد است. صرف نکوهش و محکومیت کافی نیست، بلکه همه ملل اسلامی باید به وظیفه و تکلیف دینی خود در برابر این جایگاه مقدس عمل کنند و تلاشی فراگیر در همه سطوح و با استفاده از ابزارهای موجود در حمایت از پایداری ملت فلسطین به طور اعم و مقاومت اهالی قدس به طور اخص در پیش گیرند و به رژیم صهیونیستی و حامیان آن بفهمانند که هر خدشه و آسیبی که به مسجدالاقصی وارد شود، نه تنها موجب شعلهور شدن انتفاضههای سوم و چهارم در فلسطین خواهد شد؛ بلکه قیامی سراسری در جهان اسلام را از سوی امت اسلامی بر ضد استکبار جهانی و ستیزهگری او خواهد داشت. ما نسبت به تداوم تجاوزات رژیم صهیونیستی به مسجدالاقصی و همچنین نسبت به سکوت جهانیان در برابر اقدامات رژیم صهیونیستی هشدار میدهیم.
*چرا در این مقطع اسرائیل اقدام به تخریب مسجدالاقصی کرده و هدفش از این کار چیست؟
**دشمن از جنگ میان فلسطینیان و از سکوت جهانیان در برابر اقدامات پیشین خود سوء استفاده کرده است؛ هر چند که از سرگرم بودن جهان اسلام به اختلافات و مشکلات میان آنها نیز سوءاستفاده کرده است. امریکا درصدد تقسیم منطقه و تقسیم جهان اسلام به دو جریان میانهرو و رادیکال برآمده و در خصوص همین سیاست با استفاده از اختلافات طایفهای و مذهبی کاری کرده است که کشورهای عربی و اسلامی از هم در بیم و هراس باشند و رژیم صهیونیستی هم گمان کرد که فرصت مناسبی پیش آمده و دست به چنین کاری زد.