عباس فتاحزاده
خوزستان به مفهوم واقعی کلمه زرخیز است و همین موضوع هم باعث شده تا دشمنان این آب و خاک از دیرباز به این استان چشم طمع داشته باشند. از لحاظ منابع نفت نیاز چندانی به توضیح نیست. بخش عمده ذخایر نفت ایران در این استان است و اولین چاه نفت هم در ایران در آنجا احداث شد. با وجود آنکه طی دهههای اخیر مقادیر عظیمی نفت و گاز در آنجا استخراج شده و ضمن تامین نیاز داخل، به خارج کشور نیز صادر شده، هنوز هم بزرگترین ذخایر جدید کشف شده متعلق به این استان هستند. از میدان نفتی دارخوین گرفته تا میدان نفتی آزادگان که از بزرگترین میدانهای نفتی جهان محسوب میشود، سرتاسر خوزستان را به معادن طلای سیاه تبدیل کردهاند. میدان نفتی آزادگان که به اعتقاد برخی دومین میدان نفتی بزرگ جهان است، ۱۴۰۰ کیلومتر مربع مساحت دارد و در ۸۰ کیلومتری جنوب غربی اهواز با ۳۳ میلیارد بشکه یک گنج به مفهوم واقعی است و به عبارت دیگر کمتر از یک چهارم کل ذخایر نفت شناخته شده در ایران را در خود جای داده است. حساب کنید با قیمت بشکهای ۶۰ دلار چه ثروتی را شامل میشود. این فقط یک نمونه از دریای نفت خوزستان است. در بحث کشاورزی شمال خوزستان نگینی کم همتا است. جلگه خوزستان در دامنه زاگرس به خصوص در شمال این استان چهرهای سبز را به زمین میبخشد که از آن انواع نعمتهای الهی سرتاسر کشور را بهرهمند میسازد.
میزان تولید گندم در شمال خوزستان و در شهرهایی همچون شوشتر، دزفول، شوش و اندیمشک چنان زیاد است که این منطقه به یکی از قطبهای اصلی تولید گندم کشور بدل شده است. فرآیند خودکفایی گندم در کشور که یک اتفاق مهم و کاملاً درخور توجه است با رشد تولید در نقاطی نظیر شمال خوزستان محقق شد. رودهای کرخه، دز و کارون از زاگرس در دل زمینهای حاصلخیز جاری میشوند و ثروت خدادادی دیگری را به مردم میبخشند. اتفاقاً همین رودخانهها باعث شده اند تا بخش اصلی تولید انرژی برق آبی کشور به خوزستان اختصاص یابد. جدیدترین نمونه آن را هم میتوان سد افتخاربرانگیز کارون ـ ۳ در نزدیکی شهر ایذه دانست. به عبارت دیگر مجموعهای از عوامل گردهم آمدهاند تا ثروتی بیبدیل را به مردمیببخشند که مقاومتهای آنها در مقابل اشغالگران در دوران جنگ تحمیلی نیازی به توضیح ندارد. اما به رغم این ثروت بیکران مواردی از توسعه نیافتگی را میتوان دید که جای تامل دارد.
بحث اختصاص درصدی از درآمدهای نفتی به توسعه این استان که اخیراً شکل جدیای یافته میتواند راهی برای کاستن از مشکلات باشد. به عنوان مثال در استانی که مهد انرژی است هنوز برخی مناطق از گاز لوله کشی برخوردار نیستند. این وضعیت حتی از نگاه امنیت ملی نیز قابل ارزیابی است. کما اینکه کاظم جلالی مخبر کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس، نیز به این موضوع اعتراف میکند: «هم اکنون که از طریق منابع نفتی استان خوزستان کشور را اداره میکنیم و نفت خوزستان بزرگترین منبع درآمدی کشور است، بیانصافی است که این استان خود از این امکانات بیبهره باشد.» او که خود نماینده شاهرود در آن سوی میهن اسلامیمان است، اختصاص دو درصد درآمد فروش نفت به مناطق نفت خیز را مورد استقبال قرار داده و گامی جهت رفع عقب ماندگیهای این استانها میخواند.
از جمله موضوعات دیگری که به رغم استقبالهای اولیه موجبات انتقادهایی را فراهم میآورد بحث کند منطقه آزاد اروند است. اعلام تشکیل این منطقه آزاد در سالهای نخست تنها نتیجه ملموسی که برای ساکنان خرمشهر یا آبادان پدید آورد، گران شدن زمین و مسکن در کنار اجاره بها بود. امید میرود با تسریع در پروژههای عمرانی این منطقه نتایج مثبت، پیامدهای منفی اینچنینیای را کاملاً تحتالشعاع قرار دهد. وجود رودخانههای پر آب در استان در کنار مشکلات تامین آب از جمله عوامل دیگر بحثبرانگیز است. اهمیت این موضوع به حدی است که حتی اخیراً یکی از نمایندگان مردم خوزستان در مجلس خبرگان رهبری آن را در دیدار با مدیران آب به آنها گوشزد کرد. این امر وقتی بیشتر اهمیت پیدا میکند که بدانیم خوزستان به صورت سنتی دارای مدرنترین سیستمهای آبیاری کشور است. شبکه آبیاری «دز» در شمال خوزستان با گذشت چهل سال از عمرش هنوز یکی از شبکههای مدرن آبیاری کشور تلقی میشود.
این استان کمتر از ۵ میلیون نفری از مناطق بسیار گرم ایران است و متوسط دمای سالانه آن بالای ۲۶ درجه سانتی گراد است. لذا بروز خاموشی در این استان قطعاً بیش از جاهایی مانند پایتخت کشور زندگی مردم را دچار اختلال میسازد. در شرایطی که بخش زیادی از نیروگاههای برق آبی کشور کنار گوش خوزستانیها است، تاثیر روانی قطع برق میتواند بیشتر هم باشد. خوزستان که یکی از اولین تمدنهای بشری را ۶ هزار سال پیش در شهر شوش شاهد بوده از جهات متفاوت بیشک یک معدن طلا است که نگهداری و رسیدگی به آن نگاههای خاص خود را میطلبد. مشکلاتی عمومی نظیر بیکاری که در سایر نقاط کشور نیز مشهود است، جزء شاخصترین معضلات ملموس برای مردم این سرزمین هستند. انتقال ادارات و دفاتر شرکتهای نفتی از تهران به این استان حتی اگر تاثیر واقعی قابل توجهی نداشته باشد، قطعاً تاثیر روانی مثبتی خواهد داشت. یک نمونه آن را نگارنده از نزدیک شاهد بوده است. یک بنگاهدار مسکن در اهواز چند ماه پیش تاکید داشت که بحث انتقال شرکتها به خارج از پایتخت که سبب انتقال دفاتر شرکتهای نفتی دولتی به خوزستان میشود سبب افزایش قیمت زمین و مسکن در اهواز شده است!
این اظهارنظر حتی اگر کاملاً هم درست نباشد نشان میدهد که سیاستهای اقتصادی تا چه حد میتوانند تاثیر روانی داشته باشند ـ حتی قبل از عملی شدن و اجرای صددرصد آنها. استان خوزستان علاوه بر ویژگیهای اقتصادی مثبتی که در بالا به آنها اشاره کردیم، زیباییهای طبیعی و تاریخی فراوانی را هم برای جذب گردشگر دارد. وجود آثار دوران دفاع مقدس نیز در کنار این امتیازهای طبیعی و تاریخی موجب برتری دو چندان در این زمینه میشود. در طول تعطیلات نوروز گذشته پس از استان خراسان، خوزستان بیشترین گردشگر را در میان تمامی استانهای کشور داشت.
رودخانههای طولانی، پرآب و فراوان که بسیاری از آنها از میان شهرهای استان میگذرند باعث زیبایی چشمانداز این شهرها میشوند. در شهرهای خرمشهر، آبادان، اهواز، دزفول و شوشتر نمونههایی از این زیبایی را به خوبی میتوان دید. چهارمین استان پرجمعیت کشور که بیش از ۶۳ هزار کیلومتر مربع وسعت دارد، به رغم سرمایهگذاریهای صورت گرفته، هنوز نیازمند توسعه بیشتر است. اشغالگران عراق اخیراً با سوءاستفاده از مباحث قومی سعی در ناامن کردن برخی استانهای مرزی کشور دارند. یکی از محورهای فعالیت آنها در این زمینه خوزستان است. اما اگر بستر دسیسه فراهم نباشد، قطعاً نتیجهای نخواهد داشت. یکی از اصلیترین راهها برای از میان بردن این بستر، گسترش توسعه استان است. محرومیتزدایی در هر جایی میتواند یکی از عوامل مهم برای افزایش میزان رضایت مردم از مسئولان باشد.