تاریخ انتشار : ۲۴ بهمن ۱۳۸۷ - ۰۸:۴۵  ، 
کد خبر : ۴۰۴۱۴

واقعیت مد و مدگرایى


نویسنده: سرور اسفندیار
مد و تنوع‏طلبى در نهاد آدمى

خداوند حس زیبایى‏دوستى را در سرشت ما قرار داده است. حس زیبایى یکى از ویژگى‏هاى مخصوص انسان است که ریشه در فطرت او دارد خودآرایى و زینت به عنوان بخشى از حس زیبایى، نه تنها آثار بسیارى در روح و روان فرد دارد بلکه موجب تعالى و رشد افراد جامعه نیز مى‏شود. آفرینش انسان به گونه‏اى است که همواره از حالت یکنواختى گریزان بوده و در مقابل همیشه از تحول و نوآورى از روى آگاهى و به صورت تدریجى و آرام صورت پذیرد، ظاهر زندگى آدمى خوشایند و دلپذیر مى‏سازد بنابراین مى‏توان گفت میل به خودآرایى و زیباسازى محیط زندگى امرى فطرى است که به برکت آن، هم زمینه آراستگى صورت ظاهرى محیط زندگى انسان فراهم مى‏گردد و هم انگیزه تعالى و تداوم زندگى اجتماعى و روابط انسانى تقویت مى‏شود.
کمال‏طلبى، بهتر بودن و اجتماعى بودن همه از نیازهاى فطرى بشر است. اگر این پدیده از او گرفته شود، منزوى و غیر اجتماعى خواهد شد. در فرآیند اجتماعى شدن، فرد با الگو و مدهاى دیگران مواجه مى‏شود و گاهى بعضى از آنها را براى رونق و تازگى بخشیدن به زندگى، الگوهاى رفتارى خود قرار مى‏دهد، با این نگاه مى‏توان گفت مد خوب است و تازه و آراسته بودن بهتر از کهنه و نامرتب بودن است، اما مدزدگى بد است و مد فریبى بدتر ...
ظهور مد در جوامع غربى
زندگى اجتماعى آدمى همواره در حال تغییر و تحول است، و در هر زمانى، دنیا با رنگى تازه و نو خودنمایى و جلوه‏گرى مى‏کند، و انسان فرزند بالغ و رشید طبیعت با بکارگیرى از نعمت عقل و علم ـ با تحولات به وجود آمده برخورد مى‏نماید. در طى قرون گذشته زندگى بشر از نظام سنتى کشاورزى به جامعه صنعتى تبدیل شده و به همراه خود آداب و سنن و اصول اخلاقى را نیز تحت تأثیر قرار داده است. پیشرفت جامعه صنعتى و دنیاى ماشینى رفاه و آسایش و لذت فراوانى را به ارمغان آورد و زمانى که انسان‏ها به حضور محصولات جدید عادت کردند و آنها را از ضروریات زندگى روزمره خود تلقى نمودند، نوبت به ایجاد تنوع و ابداع شکل‏ها و رنگ‏ها در ملزومات زندگى و سرانجام به ظهور پدیده‏اى به نام «مد» منتهى گشت. تا آنجا که در جوامع غربى همه شئون زندگى افراد را تحت تأثیر قرار داده و به تدریج با نفوذ تکنولوژى و صنعت و تحولات گسترده در وسایل ارتباط جمعى، در بستر اجتماعى سایر کشورها نیز خودنمایى کرد.
مد یک پدیده اجتماعى
مد، در لغت به معناى سلیقه، روش و اسلوب بکار برده مى‏شود و در اصطلاح عبارت از روش و شیوه‏اى موقتى که براساس ذوق و سلیقه افراد یک جامعه، سبک زندگى را تنظیم مى‏کند.
مد همان شیوه تازه‏اى است که به وجود آمده و عده‏اى طبق آن رفتار مى‏کنند. مد، شیوه زندگى، حرف زدن، لباس پوشیدن، آرایش خانه و وسایل آن، حتى کسب و کار و در جدیدترین نوع آن فکر و اندیشه را نیز شامل مى‏شود. مد به خودى خود و در حد اعتدال، مذموم نخواهد بود و در صورتى مى‏توانیم آن را ارزشگذارى کنیم که آثار مثبت و منفى آن را در جامعه ارزیابى کنیم.
مد بازتاب و انعکاس لایه‏هاى زیرین فرهنگى جامعه است؛ یعنى وقتى فرهنگ جامعه از یک عمق و غنایى برخوردار باشد و از یک دستمایه‏هاى فلسفى بهره برد، بازتاب و انعکاس این دستمایه‏هاى فرهنگى در بناى جامعه به صورت ظاهر تجلى پیدا مى‏کند. این تجلى در هر عصر و هر مقطع و هر دوره که عموما این دوره‏ها امروزه مقاطع ده ساله را در بر مى‏گیرد، تحقق مى‏یابد. این رویکردها، نسبت به زیر ساخت‏هاى فکرى و فلسفى جامعه که بازتاب‏شان را به صورت مد مى‏بینیم؛ عمرى به درازاى زیر ساخت‏هاى فکرى مردم دارند. پس در واقع هیچ‏گاه مد در ظاهر، رفتار، گفتار و کردار افراد دفعتا به وجود نمى‏آیند، حتما از ریشه خاصى نشأت مى‏گیرند که آن ریشه در مبانى فلسفى جامعه وجود دارد و به اعماق و لایه‏هاى زیرین برمى‏گردد. پس اگر بخواهیم انعکاس لایه‏هاى زیرین فرهنگى جامعه را علنى و شفاف و عریان ببینیم، در قالب مد خودش را نشان مى‏دهد.
البته مد گاه جعلى است و گاه اصیل و ریشه‏دار است؛ یعنى از لایه‏هاى زیرین جامعه نشأت گرفته است. اما اگر مد، آگاهانه یا جاهلانه از گزاره‏هاى مربوط به مبانى فکرى یک جامعه دیگر باشد، جعلى است و نوعى حرکت تقلیدى شمرده مى‏شود.
طبق نظریه «جرج سیمل» مد همان تغییر غیر متمرکز جنبه‏هاى فرهنگى زندگى است و از یک تنش اساسى و پایه‏اى در وضعیت اجتماعى انسان‏ها ناشى مى‏شود.
مد به تغییر سلیقه ناگهانى و مکرر همه یا بعضى از افراد و گروههاى خاص یک جامعه اطلاق مى‏شود و منجر به انجام رفتارى خاص یا مصرف کالایى بخصوص یا در پیش گرفتن سبک خاص در زندگى مى‏شود.
جامعه‏شناسان مد را نمادى از شیوه زندگى و ابزارى نمایانگر ثروت، رفاه و پایگاه طبقاتى که خود به آن تعلق دارد، تعریف مى‏کنند.
مى‏توان مد را یک پدیده اجتماعى دانست پدیده‏اى که از نظر جامعه‏شناسان داراى یک خصیصه همرنگى با جماعت است و باعث شباهت فرد به اشخاص داراى موقعیت بالاتر مى‏شود، به عبارتى مد اشاعه سریع کالا یا گرایش به یک رفتار در میان قشر یا قشرهایى از جامعه است که مى‏تواند ناشى از نیازهاى روانى، نقاط ضعف افراد، حس برترى‏طلبى، تجددخواهى، نوجویى، تنوع‏طلبى، میل و هوس شخصى، چشم و هم چشمى، احساس کمبود، تمکن مالى و ... باشد و داراى رواج ناگهانى و کم دوام است و به سرعت تغییر مى‏یابد.
توجه به جسم و رونق مد
یکى از ویژگى‏هاى متمایز تمدن جدید نسبت به تمدن‏هاى پیشین، اهمیت یافتن جسم بشر است. نه به این معنا که در تمدن‏هاى پیشین جسم بى‏اهمیت بوده و نوعى زهدگرایى بر بشر آن دوران مستولى بوده است.
تمایز این ویژگى در استعلایى است که جسم بشر پیدا کرده به طورى که جسمانیت امروزه به یک نظام معنایى و هویت‏بخش تبدیل گشته که خود را در عادات، نشانه‏ها و نمادهایى باز تولید مى‏کند.
یکى از نشانه‏هایى که نظام معنایى جسمانیت خود را در آن باز تولید کرده و بدین وسیله کارکرد مشخص مادى خود را نیز حفظ و توجیه مى‏کند پدیده مد است.
زنان، مخاطبان اصلى صنعت مد
از زنان خواسته مى‏شود از خود خرسند باشند تا بتوانند دیگرى (یعنى مرد) را خرسند کنند.
مد، تشخص یا مصرف‏گرایى‏مد
مد و تغییرات بى‏شمار و بى‏دلیل که مرتبا در لباس رخ مى‏دهد، چنین زمینه‏اى در ضمیر و روان فرد دارد.
مصرف کردن دیگر نه یک تفنن که نیازى است که آدمى بدون آن احساس کمبود مى‏کند. اگر زمانى نقش لباس براى اکثریت آدم‏ها در حد تن‏پوشى براى محافظت از گزند سرما و گرما بود، در این دوران لباس نشانه‏اى است که هویت طبقاتى و منزلت اجتماعى فرد را باز مى‏نماید. منزلتى که از شبیه شدن پوشنده آن به یک تیپ ایده‏آل اجتماعى حاصل مى‏شود. گستره این تیپ ایده‏آل بسیار است. از ستارگان سینما و ورزش گرفته تا خوانندگان موسیقى راک. گاه حتى شلوار جین پاره و کفش‏هاى ایمنى نیز که تن‏پوش کارگران بارانداز است نیز در این گستره جاى مى‏گیرد.
در دهه 60 جنبش بیتلیزم در آمریکا موضوعیت داشت، در دهه 70 میلادى جنبش هیپى‏ها و هیپیزم ،در دهه 80 میلادى مقوله پانک و پانکیزم، در دهه 90 میلادى مقوله رپ و رپیزم. قرن بیستم با این چهار پنج موج اجتماعى در حوزه فرهنگ عوام، طى شد و طبیعتا هر کدام از این حوزه‏ها نوع پوشش، لباس، آرایش، گویش، نوع مدل مو و ... خاص خودشان را برتافتند و به دنیا تحمیل کردند.
مدگرایى و آشفتگى ذهنى
وقتى مد محور اصلى زندگى فرد باشد تمام مدت به زندگى دیگران چشم دوخته است تا وسایل جدید را شناخته و تهیه کند و اگر این امکان برایش فراهم نشود، مشغولیت ذهنى شدیدى پیدا مى‏کند و این حس حسادت امان او را مى‏برد بخصوص که جریان مد و تغییرات آن بسیار سریع و کوتاه مدت است و این فواصل کم باعث ایجاد فشار مالى و ذهنى زیاد به فرد مى‏شود عده‏اى از افراد بر این عقیده‏اند که توجه به مدهاى جدید و روز در کل تجددگرایى، انسان را اسیر و در بند خود مى‏سازد.
مدگرایى نیز موجب از بین رفتن اراده مدگرایان مى‏گردد. آنان از خود، اختیارى در انتخاب نوع پوشش و مد ندارند. کاملاً مطیع مد و مدسازان جهانى‏اند و ایشان مقلدانى بیش نیستند. هر چیزى که تبدیل به مد شد ـ زشت یا زیبا فرقى ندارد ـ آنان را در بند خود مى‏سازد.
اقبال لاهورى:
همچو آیینه مشو محو جمال دگراناز دل و دیده فرو شوى خیال دگران
در جهان بال و پر خویش گشودن آموزکه پریدن نتوان با پر و بال دگران
صرف وقت فراوان در راهى که به سبب تغییر و تحول فراوان هیچ گاه پایانى نخواهد داشت؛ چیزى جز زیان و استرس روحى براى به روز بودن و هم رنگى با جماعت، نخواهد بود.
علل گرایش به مدگرایى
مد در واقع حقیقتى است غیر قابل

انکار و بودنى، که شاهرگ حیاتش در گرو تابعیت و تقلید انسان است. حالا هر قدر این انسان از وابستگى‏هاى فرهنگى و اعتقادیش دور شود و یا دورش کنند، طبیعتا به دنبال پر کردن خلا شخصیتى، به سوى تقلید و تبعیت و مدگرایى کشیده مى‏شود یکى از شاخصه‏هاى بحران هویت را مى‏توان مدگرایى دانست. «برنارد» معتقد است که مدها مانند هوس‏هاى اجتماعى بى‏ثبات و غیر منطقى‏اند. فردى که قادر به یافتن ارزش‏هاى مثبت پایدار در فرهنگ، مذهب و ایدئولوژى خود نیست، ایده‏آل‏هایش به هم مى‏ریزد. چنین فردى که از در هم ریختگى هویت رنج مى‏برد، و نمى‏تواند ارزش‏هاى گذشته و حال خود را ارزیابى نماید و براى آینده برنامه‏ریزى نماید، در چنین موقعیتى براى پر کردن خلاء شخصیتى به سوى ناهنجارى‏ها و رفتارهاى خاص کشانده مى‏شود.
همانندى و پیروى از مد، را مى‏توان تلاش فرد براى یکسان شدن با شخصى دانست که به هر دلیل مورد توجه اوست. این همانندسازى مى‏تواند از ابعاد مختلف اعم از کلامى، پوششى، نگارشى و مانند آن پدید آید. زمانى شخص به دنبال مدگرایى مى‏رود که کارکردى برایش داشته باشد، با مد شخصیت‏سازى مى‏کند و یا هویت‏یابى؛ فرقى نمى‏کند حتى براى همگونى با گروه همسن هم به مدگرایى کشیده مى‏شود.
در جامعه‏اى که اختلاف طبقاتى شدت دارد، این اختلاف طبعا در نوع خانه، مدل اتومبیل، سبک زندگى، نوع شغل و مخصوصا در نوع لباس و آرایش ظاهر، منعکس مى‏شود.
گرایش به مدپرستى و مدگرایى علت‏هاى اجتماعى و روانى متعددى دارد. فاصله تبدیل شدن یک رفتار به هنجار و ناهنجار، به عوامل زیادى بستگى دارد.
ـ بى‏گمان یکى از خصوصیات انسانى میل به متفاوت بودن و تمایز از دیگران بخصوص در دوران نوجوانى و جوانى، است و این در جلوه‏هاى انسانى به صورت خودنمایى، تنوع‏طلبى و نوگرایى بروز و ظهور مى‏کند.
ـ ضعف اراده و اختیار بر تصمیم و پایدارى و کنترل هیجانات، عواطف و بیان اندیشه‏ها، افراد را به سوى نوعى از خودبیگانگى و بى‏هویتى سوق مى‏دهد و گرایش به همرنگى، مدگرایى را در افراد تقویت مى‏کند.
تغییر و تبدیل از ویژگى‏هاى طبیعى انسان و جهان است و در مسیر آن نوگرایى و به روز بودن خودنمایى مى‏کند.
از آغاز زندگى و تقریبا سال‏هایى که آدمى خود را مى‏شناسد، ناخودآگاه به تقلید از رفتار و عملکرد دیگران مى‏پردازد. و متعاقب آن، بخش‏هایى از شخصیت دیگران را که مورد توجه او قرار مى‏گیرد، به عنوان الگو و سرمشق مى‏پذیرد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات