مقدمه:
اسدالله بادامچیان سالهای متمادی است که در فضای سیاسی ایران فعالیتهای میکند. از همان آغاز فعالیت سیاسی خود به هیات مؤتلفه اسلامی پیوست و اکنون نیز که مؤتلفه رسما به حزب تبدیل شده، بادامچیان قائم مقام دبیر کل آن و یکی از چهرههای مطرح و مورد وثوق گروههای اصولگرا است. از همینروست که پای ثابت بسیاری از شوراها و جمعهای اصولگرایان است و اکنون نیز در شورای 6 نفره اصولگرایان، او یکی از نمایندگان طیف سنتی اصولگرایان (جبهه پیروان خط امام و رهبری) به شمار میآید. به رغم همه اینها در این گفت و گو او تاکید فراوانی دارد که نظراتش را به طور صریح و شفاف مطرح کرده و از موضع حقیقی و شخصی خودش صحبت کند نه از موضع حقوقی و تشکیلاتی. برای مصاحبه با بادامچیان، ظهر یکی از روزهای آخرین ماه تابستان به طبقه چهارم دفتر حزب مؤتلفه رفتم. او در حین مصاحبه هیچ ابایی نداشت که تحلیلها و نظراتش را به صراحت و شفافیت بیان کند؛ تا جایی که مجبور شدیم مقداری از این صراحت را کمرنگ کنیم.
">مقدمه:
اسدالله بادامچیان سالهای متمادی است که در فضای سیاسی ایران فعالیتهای میکند. از همان آغاز فعالیت سیاسی خود به هیات مؤتلفه اسلامی پیوست و اکنون نیز که مؤتلفه رسما به حزب تبدیل شده، بادامچیان قائم مقام دبیر کل آن و یکی از چهرههای مطرح و مورد وثوق گروههای اصولگرا است. از همینروست که پای ثابت بسیاری از شوراها و جمعهای اصولگرایان است و اکنون نیز در شورای 6 نفره اصولگرایان، او یکی از نمایندگان طیف سنتی اصولگرایان (جبهه پیروان خط امام و رهبری) به شمار میآید. به رغم همه اینها در این گفت و گو او تاکید فراوانی دارد که نظراتش را به طور صریح و شفاف مطرح کرده و از موضع حقیقی و شخصی خودش صحبت کند نه از موضع حقوقی و تشکیلاتی. برای مصاحبه با بادامچیان، ظهر یکی از روزهای آخرین ماه تابستان به طبقه چهارم دفتر حزب مؤتلفه رفتم. او در حین مصاحبه هیچ ابایی نداشت که تحلیلها و نظراتش را به صراحت و شفافیت بیان کند؛ تا جایی که مجبور شدیم مقداری از این صراحت را کمرنگ کنیم.
*در انتخابات شوراها، فضا به سمتی پیش رفت که اصولگرایان به رغم تلاشهای صورت گرفته، نتوانستند به اجماع برسند و نتیجه عدم ائتلاف و وحدت، این شد که تعدادی از اعضای فهرست اصلاحطلبان، توانستند وارد شورای شهر شوند. پس از انتخابات شوراها، اصولگرایان مطرح کردند که با توجه به این تجربه، برای انتخابات مجلس، با وحدت و ائتلاف 100 درصدی وارد انتخابات میشوند. در همین راستا بود که شورای 11 نفره (6 نفر به نمایندگی از طرف جریانات مختلف اصولگرا و 5 نفر مرضیالاطراف) تشکیل شد. شما به عنوان یکی از اعضای این شورا، لطفا روند شکلگیری این شورا و اینکه شورا در حال حاضر در چه مرحلهای است و چه کارهایی انجام داده و چه کارهایی میخواهد انجام بدهد را توضیح دهید.
**من از طرف جبهه متحد اصولگرایان صحبت نمیکنم چون خودشان کمیته اطلاعرسانی دارند و مدیر اجراییشان آقای سیدشهابالدین صدر است که مطالبشان را بیان میکند. بنده به عنوان بادامچیان صحبت میکنم و نظرات شخصی خودم را میگویم – و البته شخصی که در این امور حضور دارد – بنابراین بحث من، مواضع شخصی بادامچیان است.
*و یکی از اعضا؟
**نه. به عنوان یکی از اعضای آنجا خیر. من هم عضو آنجا هستم و هم عضو جبهه پیروان خط امام و رهبری و هم قائم مقام مؤتلفه اما از موضع اینها صحبت نمیکنم بلکه از موضع شخص بادامچیان صحبت میکنم تا بتوانم تحلیل بهتری داشته باشم؛ چرا که آنها موقعیتهای حقوقی من است و این، موقعیت حقیقی من و در موقعیت حقیقی راحتتر صحبت میکنم. راجع به مسئله شوراها طبیعی بود که بعضی دوستان احساس موفقیت قطعی داشتند و در نتیجه به ائتلاف با سایر گروههای اصولگرا تن ندادند و معتقد بودند که اگر همه حق را میخواهند باید با آنها باشند و احساس میکردند که حتما موفق خواهند بود. با وجود این، انتخابات که انجام شد، باز هم اکثریت، دست اصولگرایان بود. اصلاحطلبان توانستند 3 چهره خود را به شورای شهر بفرستند – صرف نظر از هادی ساعی که از مردم است و نه به خاطر گرایش سیاسی بلکه به خاطر محبوبیت ورزش رأی آورد – و رأی آوردن این 3 نفر به این خاطر بود که مردم خیلی احساس اصلاحطلبی از اینها نداشتند و به علت سابقه کاری که داشتند، رأی آورند. در واقع، انتخابات شورای سوم، موفقیت اصلاحطلبان نبود، شکستشان بود؛ چرا که موفقیت این بود که آنها بتوانند اکثریت را در شورای شهر تهران داشته باشند ولی نداشتند و مردم با انتخاب این 3 نفر نشان دادند که با بدنه و تیپ اصلاحطلبان همراهی ندارند و چهرههایی که از گذشته تا حدودی نسبت به آنها شناخت داشته را میپذیرند و به همین علت، برای انتخابات مجلس، اصلاحطلبان مطرح کردهاند که میخواهیم معتدلین خودمان را بگذاریم و افراد افراطیمان را کنار بگذاریم که این مسئله برایشان خیلی بد شد؛ چرا که اعتراف کردند ما افراد افراطی داشتیم و افراطیگری کردیم. معلوم شد که به رغم سیاست تساهل و تسامح، در میان آنها افراطیون و افراطیگری فراوان بوده است. بعد هم معلوم شد که اینها را کنار نگذاشتهاند و همانهایی که بودند، الان فعال هستند و هر روز مصاحبه، بحث و دیدار میکنند. پس در واقع اصلاحطلبان قصد دارند از آن تجربه استفاده کنند و چهرههایی را بگذارند که در میان مردم، خیلی اصلاحطلب نباشند. از طرف دیگر، اصولگرایان هم این بحث را داشتند که حالت خودباوری بیش از حد – ولو اینکه به انگیزه سالم باشد – مفید نیست و باید دید گستردهتری داشت تا بتوان به وظیفه خود عمل کرد. مسئله دیگر، این است که نباید فراموش کرد انتخابات شوراها غیر از انتخابات مجلس شورای اسلامی است. شوراها اداره امور شهر است و با مردم کار میکند. مجلس شورای اسلامی در رأس امور است و قانونگذاری برای 3 قوه کشور، رأی اعتماد به وزرا، نظارت بر امور، بیان خواستهای ملت، تایید قراردادهای بینالمللی و... برعهده مجلس است. اینها چیز سادهای نیست. مجلس غیر از شوراهاست. بنابراین برای مجلس هشتم در میان اصولگرایان بحث این بود که نه برای حفظ قدرت بلکه وظیفه این است که مجلس هشتم را با یک وحدت ملی پیش ببریم. چون ویژگی مجلس هشتم این است که در دهه سوم بعد از تاسیس نظام جمهوری اسلامی تشکیل میشود. 30 سال است که ملت ما آزمایشهای لازم را انجام داده، از تفکر لیبرال غربگرای مهندس بازرگان تا تفکر چپ آقای مهندس موسوی، تا تفکر تکنوکرات و به قول آقای مرعشی، لیبرال دموکرات کارگزاران، تا مسئله جامعه مدنی و تفکر غربگرایانه اصلاحطلبان، همه را دیده. پس از همه این حرفها و بحثها، حالا دارد دولت آقای احمدینژاد را هم تجربه میکند. در چنین شرایطی و پس از همه این تجربیات، اکنون مسئله اساسی این است که مجلس هشتم باید چگونه باشد؟ این مجلس باید بتواند متناسب با دهه سوم پس از پیروزی انقلاب کار کند و ترکیباش باید به گونهای باشد که افراد پخته و قوی و پرسابقه و مسلط بتوانند چشمانداز 20 ساله و اصل 44 را با سلامت و تفکر اصیل اسلامی اداره کنند. این مجلس باید بتواند مرحله سوم انقلاب را اداره کند. هدف اصلی مبارزات انقلاب اسلامی به رهبری امام و حضور همه ملت و مدیریت یاران امام، این بود که کشور ما کشوری باشد که در لندن و واشنگتن برای آن تصمیم نگیرند بلکه در تهران برایش تصمیمگیری کنند و حتی همه تصمیمات لندن و واشنگتن، نتواند در تصمیمات ما تاثیرگذار باشد؛ یعنی یک کشور مستقل که امروز هست. امروز ایران در دنیا یک قدرت مستقل است که زور انگلیس و آمریکا و اتحادیه اروپا به او نمیرسد. روسیه مجبور است کار سیاسی با ایران انجام دهد و بندبازی سیاسی داشته باشد. این دوره انجام شده و حالا ملت یک سؤال از ما دارد و آن این است که کشوری که توانسته به این اقتدار برسد، آیا میشود گرفتار مشکل تورم، مسکن، گرانی و بیکاری شود. 5/6 میلیون لیسانس و فوقلیسانس و دکترا، طی این 30 سال در این مملکت فارغالتحصیل شدهاند. اگر از این فکرهای تحصیل کرده 10 درصد هم قوی باشد، میشود به راحتی کشور را اداره کرد. بنابراین، خواست عمومی مردم این است که مجلس هشتم قادر به حل این مشکلات باشد. دوم اینکه مجلسی باشد که بتواند اقتدار، عزت و قدرت نظام را در دهه سوم آن بالا ببرد و سوم اینکه بتواند در راستای بسط ید ولی فقیه حرکت کند. این مجلس، چگونه پدید میآید؟ آیا یک گروه آن را پدید میآورد؟ آیا مجموعهای از اصولگرایان پدید میآوردند؟ آیا باید مثلا همه با هم پدید میآوردند؟ این روشن است که مجموعهای از اصولگرایان نمیتوانند، بنابراین باید جبهه متحد اصولگرایان به وجود بیاید. و این استراتژی صحیحی است که ما در انتخابات داشتیم و به همین علت بعد از انتخابات 42 آذر در تاریخ 15/10/85، ما در معاونت انتخاباتی خودمان در حزب مؤتلفه اسلامی، مسئله انتخابات مجلس هشتم را مطرح و برای آن برنامهریزی کردیم. همراه با نظر رهبری و سایرین فعالیت در راستای این مسئله که در انتخابات مجلس هشتم همه اصولگرایان دست در دست هم بگذارند و سهم خواهی را کنار بگذارند را آغاز کردیم. هیچ کسی نباید دنبال این باشد که مثلا گروه قالیباف یا محسن رضایی میخواهند سهم داشته باشند. قالیباف و رضایی و سایر عزیزان اصولگرا هستند، پس باید براساس مبانی اصولگرایی و نقاط مشترک کار کنیم. قرار است که ما مجلسی داشته باشیم که حتی اگر یک نفر هم از مؤتلفه اسلامی در این مجلس نباشد، بتواند وظایف خودش را در دهه سوم پس از پیروزی انقلاب انجام دهد؛ خواستهای مشروع ملت برآورده شود، خواست رهبری و بسط ید ولی فقیه عادل – که وظیفه دینی هم هست – انجام شود و نظام را یاری کنیم. به همین علت، مؤتلفه هم صراحتا گفته است که ما سهم کاری نمیکنیم. مسئله بعدی این بود که اکنون که قرار است همه با هم جمع شویم، چگونه و براساس چه معیارهایی جمع شویم؟ به همین جهت، دوستان بزرگوار با همدیگر طرحی را ریختند که مجموعهای از 3 ضلع سیاسی تشکیل شود؛ البته نه به عنوان اینکه منحصرا 3 ضلع باشد بلکه به گونهای باشد که سایر اصولگرایان هم در این 3 ضلع بگنجند و این بخش سیاسی کار است. اما ماورای این بخش سیاسی، یک گروه 5 نفره در هر استانی به عنوان 5 نفر مرضیالاطراف استانی در اصفهان، کرمانشاه، خوزستان، سیستان و بلوچستان، تهران و... انتخاب شوند؛ افراد معتبری که مردم به حسن نظر، تقوا، تدین، آشنا بودن و دلسوز بودن اینها اعتقاد دارند ولو اینکه در هیچ حزبی نیستند و در هیچ یک از این 3 ضلع هم نمیگنجند. اما در مجموع در طیف اصولگرایی هستند. اینها با هم جمع شوند. به همین علت است که 5+6 در واقع ترکیب ضلعهای سیاسی کشور به اضافه عناصر مورد اعتماد مردم در هر استان هستند.
*یعنی ترکیب 5+6 در تمام استانها هست؟
**بله، در 30 استان کشور همین ترکیب است. بنابراین، چه من و چه دکتر صدر هر دو صراحتا گفتهایم که جبهه متحد اصولگرایان، متعلق به همه اصولگرایان است. قصد ما این نیست که در یک بخش محدود شویم. حزب مؤتلفه اسلامی با سابقهای نزدیک به نیم قرن کار سیاسی سالم – که هیچ کس در سلامت آن شک ندارد – نمیگوید که ما میخواهیم انتخابات را اداره کنیم. این حزب در خدمت همه اصولگرایان است و با هم کار میکنند. بنابراین مسئله اصولگرایان، در مجلس هشتم، مسئله جناحبازی یا خط بازی و سیاسیبازی نیست. صراحتا نظر شخصی خودم این است که اگر ما در میان اصلاحطلبان، عناصری را یافتیم که به درد مجلس هشتم بخورند (یعنی بتوانند کشور را در دهه سوم اداره کرده و اقتدار نظام اسلامی ایران و خواست ملت شجاع قهرمان را برآورده کنند و بتوانند علی زمانه را یاری کنند)، از آنها هم حمایت خواهیم کرد. اما الان مشکل ما این است که متاسفانه اصلاحطلبان طی 8 سال نشان دادند که نمیتوانند هیچ کاری بکنند؛ چپگرایان و تکنوکراتهای غربگرا هم نمیتوانند، اما تکنوکراتهای مستقل میتوانند کمک کنند. لیبرالها و بقیه هم که امتحان خود را طی این 30 سال پس دادهاند که در مقابل آمریکا و دیگران، وا دادهاند. اصلا اینها نه اهل مقاومت و نه چیز دیگری هستند؛ اینها وادادگان سیاسی هستند. بنابراین وقتی آمریکا تهدید میکند، میترسند و ربطی به هستهای هم ندارد، خاطرم هست که وقتی لانه جاسوسی را بچههای دانشجوی خط امام گرفته بودند، بعضی لیبرالها آمده بودند پیش امام و گریه میکردند که اگر آمریکا حمله کند، چه میشود؟ اینها غصه ایران را نمیخوردند، غصه خودشان را میخوردند که سرنوشتشان چه میشود؟ بعد امام فرمودند: «آمریکا هیچ غلطی نمیتواند بکند». این ماجرا را بازرگان هم در خاطراتش نوشته است. در مسئله هستهای هم که دیدیم. از اول به رهبری ما گفتند شما لطفا جام زهر را سر بکشید قبل از اینکه بخواهند به شما آسیب برسانند. خودتان خودکشی کنید تا اسباب زحمت آمریکا و انگلیس و غیره فراهم نشود. دیدند که نشد. گفتند آقا بیایید سازش کنیم، ما نگرانیم. بعد گفتند که شما بسته پیشنهادی را بپذیرید. وقتی کسی به حرفشان گوش نداد گفتند حالا که غربیها آمادگی دارند، چانهزنی کنید.
بنابراین آیا اینها میتوانند مجلس هشتم را اداره کنند؟ آیا اصلاحطلبان واقعا میتوانند؟ اگر میتوانند، ملت به آنها اعتماد کند و بسپارد دستشان، مگر در انتخابات دوم خرداد 76 نسپرد دستشان؟ اینها که هیچ کاری نکردند، فقط کشور آسیب دید.
*در انتخابات شوراها، جوانان اصولگرا حرف پیران و ریش سفیدها را گوش ندادند و از ابتدا سرباز زدند...
**انتخابات کجا؟
*شورای سوم.
**نه، جوانها کجا گوش ندادند؟
* منظور، حامیان دولت ...
**مگر حامیان دولت، فقط جوانها بودند؟
*خب، از نظر سیاسی جوان هستند.
**سؤال دقیق نیست. اینکه شما طیف جوانان اصولگرا را مقابل میانسالان و مسنها قرار میدهید، هیچ وقت چنین چیزی نیست. ما در مسائل سیاسی همه با هم همراهی میکنیم. ما اصلاح معتقد به تفکیک نسلها نیستیم و به همین علت در شورای مرکزی حزب مؤتلفه جوان 28 ساله داریم تا 72 ساله و همه با هم صمیمی هستیم. من همین طور که با شما برادرانه صحبت میکنم، با آنها هم همین طور حرف میزنم. بنابراین اصلا این حرف را قبول ندارم که جوانان اصولگرا باعث عدم ائتلاف شده باشند بلکه بخشی از مجموعه اصولگرایان بودند.
*تجربه کمی دارند، این را که قبول دارید...
**نه، اصلا چرا منفی نگاه میکنید. بخشی از اصولگرایان با علاقه آمدند و باور پیدا کرده بودند که خودشان 100 درصد رأی میآورند و این مفید است و واقعا این را در افکارشان دیده بودم؛ قدرت طلب نبودند، فکر میکردند که این بهترین راه است و آنها وظیفهشان را انجام میدهند. این مجموعه تا حدودی با دیگر اصولگرایان همراهی نکرد و در نتیجه، همین به مجموعه آسیب رساند. الان هم مجموعه جوان، مسن و پیر – از نسل وارث گرفته تا نسل نخست – همه با همدیگر کار میکنند.
*چه تضمینی وجود دارد بعد از اینکه فهرست ارائه شد و کاندیداهای اصولگرا مشخص شدند، همه اصولگرایان از تصمیم شورای 11 نفره پیروی کنند؟
**همه که اصلا پیروی نمیکنند؛ تضمین ندارد. اکثریت مردم وقتی میخواهند رأی بدهند، به این مسئله توجه میکنند که چه کسانی بهتر میتوانند خواستهای آنها را محقق کنند.
* منظور من مردم نبود بلکه گروههای اصولگرا بود.
**بله، ممکن است برخی فهرست مستقل و منفردانه هم بدهند و عدهای به صورت فردی کاندیدا شوند. این مشکل ندارد و همیشه هست. اما چه کسی باید رای بدهد؟ صاحب اصلی رأی و صاحب اصلی مجلس، مردم هستند که رأی میدهند. بنابراین شما خیلی هم تلاش کن! مردم تصمیم میگیرند در دوم خرداد به جای چهره برجستهای مثل آقای ناطق به چهره جدیدی رأی دادند که تا آن موقع سابقهای نداشت (آقای خاتمی) و درست در همین دوره جدید به جای اینکه به شخصیتهای دیگر (حتی آیتالله هاشمی رفسنجانی) رأی بدهند، به آقای احمدینژاد رأی دادند. این به دلیل آزادی محض است که در دوران آقای هاشمی رفسنجانی و وزرات آقای بشارتی – که از افراد آقای ناطق نوری بود – آقای خاتمی رأی میآورد و در دوران آقای خاتمی – که آقای موسوی لاری آنجاست و رفیق معین است – آقای احمدینژاد رأی میآورد. معلوم است که رأی آزاد است و بحثی هم ندارد. برای انتخابات مجلس هشتم، ما جبهه متحد اصولگرایی را تشکیل دادهایم. اکنون این مجموعه بررسی میکند و افراد برگزیدهای که به درد دوره سوم پس از پیروزی انقلاب میخورد را به مردم معرفی میکند و اگر اکثریت رأی بدهند، رأی اکثریت به مجلس میرود؛ ولو اینکه در کنار ما چند نفر گوش ندهند. خب، گوش نکنند، چه کار کنیم! آزادی است دیگر، نمیشود که همه یک تیپ باشند.
*گذشته از تعیین و ارائه فهرست، مسئله دیگر این است که گروههای سیاسی باید برای مجلس، برنامههایی ارائه دهند و شعارها و گفتمانی را مطرح کنند که مردم نسبت به آنها اقبال نشان بدهند تا آنها را انتخاب کنند؛ اصولگرایان برای مجلس هشتم چه برنامههایی دارند و با چه گفتمانی قصد ورود به این انتخابات را دارند؟
**چند نکته حائز اهمیت است؛ اول اینکه اصلا برنامه اصولگرایان برای اداره انقلاب اسلامی چیست؟ ما که انقلاب را نبوسیدهایم، کنار بگذاریم و فقط حکومت داشته باشیم. حکومت اسلامی هم ابزار انقلاب اسلامی است؛ انقلاب باید تکامل پیدا کند. اصولگرایان مثل اصلاحطلبان نیستند که بگویند انقلاب تمام شد و ما میخواهیم حکومت را اداره کنیم. انقلاب و نهضت ما تا ظهور امام زمان (عج) و حکومت عدل جهانی ادامه دارد، حرکتمان هم انقلابی است؛ منتها طبعا در انقلاب، حکومت هم هست. حرکت حکومتی هم ممکن است انقلابی باشد و گاه هم انقلابی نباشد و آرام و نرم باشد. بر همین اساس، برنامه اصلی اصولگرایان تکامل انقلاب اسلامی است. پس در مجلس هشتم کاری میکنیم که انشاءالله مجموعهای که به مجلس هشتم میرود، اگر از اصولگرایان باشند انقلاب اسلامی و ارزشهای اسلامی را تکامل بخشند. مسئله بعدی، این است که برای اینکه مجلس هشتم بتواند در دهه سوم کار کند، باید چه کنیم؟ در این راستا لازم است که جمع شده و متحد شویم و برنامهمان را به صورت یک عزم ملی درآوریم. مثلا چگونه میتوانیم بیکاری را حل کنیم؟ اگر یک گروه سیاسی بگوید من میخواهم این کار را بکنم، نمیشود، عزم ملی میخواهد. برنامه ما ایجاد اتحاد است و در حال پدید آوردن زمینه این اتحاد هستیم تا همه بتوانند با همدیگر کار کنند و با گروههای دیگر هم اصلا برخورد نداریم و تخریب نمیکنیم اما تبیین میکنیم، تبیین غیر از تخریب است؛ یعنی وقتی ما بگوییم دولت اصلاحات در 8 سال گذشته (از لحاظ فرهنگی، اقتصادی، واردات و صادرات، اداره کشور و...) همه چیز را به هم ریخت و نتوانست کاری انجام دهد، تبیین است، نه تخریب؛ تخریب یعنی اهانت. اینکه کاندیداهای ما در زمان انتخابات باید چه شعارهایی بدهند به موقع روال خودش را طی خواهد کرد. به سهم خودمان مرکز تحقیقات و مطالعات مؤتلفه کار جدیای در این زمینهها انجام میدهد تا بتوانیم انشاءالله در مجلس آینده، نقش خوبی داشته باشیم.
*در صحبتهایتان مطرح کردید که دولت اصلاحات و اصلاحطلبان نه تنها برای کشور مفید نبودند بلکه مضر هم بودند.
**نگفتم مفید نبودند. گفتم اینها نتوانستند کاری انجام دهند و آسیب زدند.
*کسی که آسیب بزند، مفید نیست؟
**نه اتفاقا گاهی اوقات این آسیبزنندگان در مواردی که آسیب میزنند، در سطح کلان سود دارند؛ یعنی آن سود کلان این است که ملت ما در طول 8 سال چهره این عناصر و خط اصلاحات غربگرا و روشنفکرمآبی را شناخت.
*اما اصلاحطلبان مطرح میکنند که با توجه به علمکرد دولت و مجلس اصولگرا اگر انتخابات آزاد شود، مردم دوباره به آنها روی میآورند و اگر شورای نگهبان، کاندیداهایشان را رد صلاحیت نکند، حتما پیروز میشوند.
**اصطلاحی که اینها میگویند، انتخابات آزاد نیست؛ مثل همان بچه درسنخوانی است که وقتی میگویند تو پایان سال رفوزه میشوی، میگوید: نه، اگر معلمهای من خوب باشند، نمرهام خوب میشود و حتما ممتاز میشوم. کجای ایران تا به حال انتخابات آزاد نبوده؟ در دوره خود اینها مگر انتخابات آزاد نبود، پس چرا رأی نیاوردند؟ اینکه؛ آقایان میگویند انتخابات آزاد باشد، دلیلش این است که اینها به خودشان اعتمادی ندارند و میخواهند از همین الان معضل را بیندازند گردن اینکه آقا! سؤال سخت بود وگرنه من که نمرهام ممتاز بود. اگر آقایان کسانی را دارند که طبق موازین قانونی، شورای محترم نگهبان نمیتواند اینها را احراز صلاحیت کند خب، به صحنه نیاورندشان؛ اما بازی سیاسی میکنند، اینها را میآورند که رد صلاحیت شوند. در حقیقت، اینها را برای کار و مقاصد سیاسیشان قربانی میکنند. اینها میگویند که شورای نگهبان، خطبازی و جناحبازی دارد. در طول 7 دوره مجلس شورای اسلامی، 2 دوره اکثریت دست دوستان بوده، بقیه هم که همیشه در مجلس از این آقایان حضور داشتهاند؛ حتی در دورهای که اینها اکثریت مجلس ششم بودند، باز هم میگفتند که شورای نگهبان جناحی عمل میکند. بنابراین حرفهایی که اینها میگویند، به این دلیل است که رأی ندارند و میخواهند تقصیر رأی نیاوردن را به عهده شورای نگهبان و اینکه انتخابات آزاد نیست، بیندازند.
*اصلاحطلبان برای مجلس هشتم تدارک وسیعی دیدهاند و به شکل وسیعتری از انتخابات شوراها، قصد دارند وارد این میدان شوند؛ چرا که این انتخابات برایشان سرنوشتساز است. حال اصولگرایان برای مقابله با آنها چه برنامههایی دارند؟
**ما اصلا با آنها مقابله نمیکنیم.
* مقابله که نه، برای اینکه خودتان پیروز میدان شوید.
**برای چه پیروز شویم! به وظیفهمان عمل میکنیم و در همان حد توانمان خود را به مردم معرفی میکنیم. انتخاب برای مردم است اصلا ما مقابلهای با اصلاحطلبان نداریم اما گاهی گفتههایمان در مقابل صحبتهای اینهاست. حرفهایی که میگویم برای تبیین است. من اصلا قصد مقابله ندارم. اگر مردم آنها را انتخاب کنند، هیچ مشکلی نیست. انتخابات آزاد است و حق ملت هم هست که به هر فرد یا جناحی که خواست رأی بدهد. اما اینکه میگویید آنها تدارکات وسیعی دیدهاند، خب دارند و دارندگی و برازندگی. آقای عطریانفر صراحتا میگوید که من برای روزنامه شرق ظرف 3 سال 23 میلیارد تومان خرج کردم. مؤتلفه اسلامی با نزدیک به 50 سال سابقهاش 10 سال است که نمیتواند نشریه هفتگی خود را تبدیل به روزنامه کند؛ چون پولش را ندارد، پولش را باید از کمکهای مردم، جمع کند و از خزانه دولت که نمیتواند بگیرد و امکان این کار هم نیست، این آقا 23 میلیارد تومان خرج کرده؟ از کجا آورده؟ انشاءالله خیرین و متدینین با نماز شبی که خواندهاند دلشان افتاده که پولی به اینها بدهند. بله، آنها امکانات فراوانی دارند؛ خرجهای انبوه میکنند، این همه روزنامه دارند. روزنامههای منسوب به اینها زیاد هم هست و میگویند ما تریبون برای صحبت کردن نداریم. همهشان هم هماهنگ صحبت میکنند، نویسندگانشان هم تیم خاصی شدهاند و مشخص است که چه کسانی هستند. اگر مثلا دیروز ویژهنامه شرق چاپ میشد، الان ویژهنامه اعتماد که چاپ میشود همان است؛ با همان سبک و سیاق و هیچ فرقی نمیکند. پول هم که دارند خرج کنند. ولی به نظر من ملت ما هوشیارتر از آن است که فقط به تبلیغات انبوه گوش دهد. شاید یک مقدار هم پولهایی است که اینها خرج میکنند و تدارک وسیع و مجهول بودن منابع کمکیشان، باعث شود که مردم به آنها شک کرده و رأی ندهند.
*با توجه به فضای کنونی، ترکیب مجلس هشتم را چگونه میبینید؟
**این متعلق به آینده است و اظهار نظر زود است، نمیخواهم الان پیشبینی کنم.
*اگر اصولگرایان اکثریت مجلس هشتم را به دست آورند...!
**انشاءالله.
*... آیا چالشهایی که بین مجلس و دولت وجود دارد، رو به بهبودی میرود یا بیشتر میشود؟
**من معتقد به چالش بین دولت و مجلس نیستم. هیچ وقت در نظام ما، دولت و مجلس با هم چالش ندارند چون مقابل هم نیستند که چالش کنند. مجلس ماهیت نمایندگی ملت و استقلال در قانونگذاری دارد و دولت اجرا و استقلال در اجرا را دارد. بنابراین طبعا وقتی 2 مجموعه که از هم تفکیک هستند اما در کلانها در یک مجموعه قرار میگیرند، با هم اختلاف نظر، اختلاف دید و برنامه دارند؛ امری طبیعی و معمول است و نمیتوان آن را چالش دانست. علاوه بر اینکه مجلس 290 نفر نماینده دارد، دولت با رئیسجمهور و وزرا و نیز معاونین نزدیک به 30 یا 40 نفر دارد؛ طبعا اینها با همدیگر تنشهایی پیدا میکنند، بنابراین من چالش آنچنانی بین آنها نمیبینم.