تاریخ انتشار : ۱۹ شهريور ۱۳۸۸ - ۰۷:۴۹  ، 
کد خبر : ۴۰۵۲۰

ایران و سازمان قرن 21 آسیایی


دکتر سید‌محمد حسین عادلی
قرن بیست و یکم قرن ظهور آسیا و سازمان‌های آسیایی است. شکل‌گیری سریع سازمان همکاری شانگهای را می‌توان مصداق این تحول و از چند جهت سازمان قرن بیست و یکمی دانست.
نخست اینکه این سازمان اولین نهاد آسیایی است که در آن مسائل امنیتی و سیاسی به عنوان یکی از مهمترین محورهای همکاری تعریف می‌شود و در چارچوب آن کشورهای عضو خود را به نحوی متعهد به امنیت و تمامیت ارضی خود می‌دانند. این نوع تعهد را تنها می‌توان در چند سازمان غربی، همچون ناتو و سازمان همکاری و امنیت اروپا مشاهده کرد که پس از جنگ جهانی دوم شکل گرفتند.
دوم، این سازمان متشکل از سه محور است که گرچه با هم در بسیاری از خطوط استراتژیک و منافع بلند مدت متضاد هستند ولی توانسته‌اند منافع مشترکی را با زیرکی تعریف کرده، حول آن گرد آیند.
سوم، چین و روسیه دو کشور اتمی و عضو دائم شورای امنیت با حق وتو، عضو این سازمان هستند و عملاً می‌توانند محور جدیدی را در روابط و مناقشات بین‌المللی به وجود آورند.
چهارم، رشد و شکل‌گیری سازمان با آهنگی بسیار پرشتاب صورت گرفته است. اگر به اعلامیه‌های سران این کشورها در چند سال اخیر توجه کنیم رشد سازمان و استحکام فزاینده آن به خوبی آشکار می‌شود.
پنجم و نکته مهم اینکه سازمان همکاری شانگهای نخستین سازمانی از این دست است که از ارتباط نزدیک ایران استقبال کرده، کشور ما را به عضویت ناظر پذیرفته است و این احتمال نیز وجود دارد که در آینده عضویت کامل ایران را نیز بپذیرد.
در ان مجال مختصراً به موارد اول، دوم و پنجم می پردازیم:
1- وقتی در سال 1996 پنچ کشور چین، روسیه، قزاقستان، قرقیزستان و تاجیکستان، سازوکار پنج را به وجود آوردند، توجه بین‌المللی چشمگیری معطوف به آن نشد و کسی آن را جدی نگرفت. زمانی که در سال 2001 درست چند ماهی قبل از واقعه 11 سپتامبر سازمان همکاری شانگهای با شرکت این پنچ کشور و ازبکستان تاسیس گردید باز هم اهمیت آن از نظرها دور ماند. در سال بعد و به هنگام تصویب اساسنامه سازمان توسط سران این کشورها مهمترین موضوع مورد توجه رسانه‌ها همراهی آنان با موضوع روز یعنی مبارزه با تروریسم بود.
در اساسنامه سازمان بر مبارزه با تروریسم تاکید بسیار شده است. همین تاکید این سازمان را به عنوان یکی از محورهای هم پیمان با آمریکا در مبارزه با تروریسم جلوه‌گر ساخته و مانع هرگونه توجه منفی به سازمان شده است. در عین حال دو موضوع جدایی‌طلبی و تندروی را که از موضوعات خاص امنیتی این کشورها است به عنوان محور مهم و اولویت‌دار همکاری مورد توجه قرارداده است. اما این فقط یک جنبه از همکاری این سازمان است. در اساسنامه سازمان شانگهای، همکاری برای حفظ و تقویت صلح و امنیت و ثبات منطقه‌ای تنها یکی از هدف‌هاست. هدف دیگر، همکاری برای ارتقای یک نظم جدد عادلانه، منطقی و دموکراتیک اقتصادی و سیاسی در صحنه بین‌المللی است. افزون بر این اعضای خود را متعهد می‌دانند تا برای جلوگیری از منازعات بین‌المللی و حل مسالمت‌آمیز معضلات همکاری کند. کشورهای عضو همچنین به صورت مشترک برای یافتن راه حل مسائل جهان قرن بیست و یکم تلاش می‌کنند. تمامی این موارد نشان دهنده هدف‌های جهانی و بین‌المللی این سازمان است.
در بخش اصول همکاری نیز کشورهای عضو سازمان، ضمن تاکید بر تمامیت ارضی خود و غیر قابل تغییر بودن مرزها متعهد شده‌اند که از هرگونه اقدام نامشروع بر علیه منافع سازمان همکاری شانگهای ممانعت کنند و برای اجرای تعهدات امضا شده و موارد مورد توافق آنی وارد عمل شوند. این موارد همگی نه تنها نشان دهنده ماهیت سیاسی سازمان است بلکه بیانگر آن است که سازمان برای خود رسالت جهانی قائل است و خود را متعهد به حمایت از رسالتی جهانی می‌داند. از همین رو ایجاد چنین سازمانی را در آسیا بی شک باید تحولی در جهت ظهور آسیا در قرن بیست و یکم به شمار آورد.
2- سازمان شانگهای متشکل از سه قطب است که گرچه دارای تمایلات آشکار استراتژیک متضاد هم هستند، ولی توانسته‌اند به یمن تجربیات چین منافع مشترک با یکدیگر را تعریف کرده، حول آن گرد آیند.
چین، روسیه و چهار کشور آسیای میانه هر کدام را می‌توان یک قطب به شمار آورد. روسیه و چین در آسیای میانه رقیب یکدیگر محسوب می‌شوند. در حالی که روسیه تمایل دارد نفوذ سنتی خود را در این منطقه حفظ کند. چین نیز علاقه‌مند است که منطقه نفوذ جدیدی برای خود تعریف کند آن را تشکیل دهد. آسیای میانه از یک سو به توسعه روابط خوب اقتصادی با غرب، به ویژه آمریکا، تمایل دارد و از سوی دیگر نمی خواهد حلقه‌های اتصال سنتی خود را با روسیه از دست بدهد. این تمایلات با هم همسو نیستند.
اما در این میان هر سه محور این تشکیلات با درایت و ژرف‌اندیشی منافع مشترکی را برای خود تعریف کرده‌اند. آسیای میانه گرچه خود را به توسعه و فناوری غرب و آمریکا نیازمند می‌بیند، ولی در سال‌های گذشته از نزدیکی بی‌قید و شرط با آمریکا دستاورد مثبتی نیندوخته است، رهبران این کشورها که هنوز بر اساس سنت‌های گذشته حکم می‌رانند، از مزاحمت‌های آمریکا در امان نمانده، اکنون به این نتیجه رسیده‌اند که باید با احتیاط به سمت غرب گام بر دارند. بنابراین در مسیر قبلی خود برای دور شدن سریع از روسیه و احساس استقلال تجدید نظر کرده‌اند و هم اکنون به روسیه، برای توان و تداوم بقا نیاز دارند. از سوی دیگر برای ایجاد توازن با روسیه و بلعیده نشدن توسط این کشور، چین رقیبی بی بدیل است. بنابراین عضویت کشورهای آسیای میانه در سازمان همکاری شانگهای توازن بسیار خوبی را برای آنان بین غرب، روسیه و چین ایجاد می‌کند.
روسیه در این میان با اینکه چین را رقیبی در آسیای میانه می‌داند، ولی در برابر نفوذ آمریکا در این منطقه و تهدید محاصره از سوی آن همکاری استراتژیک با چین را امری ضروری می‌داند. در این همکاری انرژی نیز می‌تواند اهرمی ‌توازن بخش به شمار رود. چین نیز، هم برای حفظ امنیت منطقه خود و هم گسترش نفوذ و متنوع کردن منابع انرژی به آسیای میانه نیاز دارد. حضور آمریکا در افغانستان و یک جانبه‌گرایی این کشور تهدیدی برای چین به شمار می‌آید که ممکن است در آینده در موضوع تایوان مشکل ساز شود.
بنابراین گردآمدن این سه قطب حول منافع مشترک و تهدیدات احتمالی مشترک، در عین داشتن برخی راهبرهای متضاد، امری ممکن است و سازمانی پرتحرک متاثر از شتاب رشد و توسعه چین در حال شکل‌گیری و استحکام است. بدیهی است که مهمترین تکیه‌گاه اقتصادی این سازمان نیز چین خواهد بود.
3- در این میان، اما موضع مهم جایگاه ایران در سازمان شانگهای است. در این باره چند پرسش اصولی وجود دارد: نخست اینکه از پیوستن ایران به سازمان همکاری شانگهای چه نفعی عاید کشورمان می‌شود و دوم اینکه این سازمان از عضویت ایران، خواه به صورت ناظر و یا با عضویت کامل، چه بهره‌ای خواهد برد.
در پاسخ به سؤال اول باید گفت که این سازمان به طور شفاف در برخی موارد و به طور ضمنی در موارد دیگر هدف‌هایی را اعلام کرده است که با سیاست‌های اعلام شده ایران بسیار هماهنگ است. از جمله برداشت ایران از هدف‌های سازمان شانگهای چنان است که این سازمان درصدد است و یا می‌تواند به تدریج به قطب جدیدی در برابر هژمونی آمریکا در منطقه آسیا تبدیل شود. چنین نقشی، در صورت تحقق، طبعاً با هدف‌های جمهوری اسلامی ایران سازگار است.
از سوی دیگر عضویت ایران در چنین سازمانی، که دارای ماهیت سیاسی نیز هست، برای نخستین بار صورت می‌پذیرد. کشورمان پس از انقلاب در هیچ پیمانی شرکت نکرده است و یا زمینه آن را به دست نیاورده است. بنابراین عضویت در این پیمان باعث تقویت فضای سیاسی و امنیتی ایران می‌شود.
اما نکته آخر؛ همچنان که می‌دانیم در جدال کنونی هسته‌ای، آمریکا بیش از آنکه در اندیشه حل مسئله از طریق هماهنگی با چین و روسیه باشد، درصدد ایجاد اجماع جهانی علیه کشورمان است. بنابراین حضور کشورمان در سازمان همکاری شانگهای و بهره‌گیری از این فرصت برای تعامل بیشتر با چین و روسیه می‌تواند تا حدودی از شکل‌گیری این اجماع پیشگیری کند. البته حضور ایران در سازمان همکاری شانگهای هنوز در سطح ناظر است، ولی کشورمان می‌تواند با تشکیل گروه تماس دایم در سطح کارشناس ارشد برای این مهم تمهیداتی بیندیشد.
موضوع دیگر فایده‌هایی است که از رهگذر حضور ایران نصیب سازمان شانگهای می‌شود. گرچه ایران عضو ناظر این سازمان است، ولی حضور ایران در جلسه سران این سازمان توجه فراوان رسانه‌ها و افکار عمومی جهان را به خود جلب کرده است. در اجلاس اخیر رسانه‌های غربی نه تنها از چنین حضوری نگران شدند، بلکه از استقبال چین و روسیه از این حضور ابراز ناخرسندی کردند. همین جلب توجه، برگ بنده‌ای در دست چین و روسیه است تا در معادلات خود و غرب، به ویژه آمریکا، از آن استفاده کنند. تعامل با ایران و راضی کردن ایران در مناقشات جاری، در هر سطح و طرحی که باشد، کشورهای مزبور را در چانه‌زنی‌های خود قوی‌تر می‌کند.
از سوی دیگر ایران با داشتن منابع سرشار نفت و گاز می‌تواند در متنوع‌سازی منابع انرژی چین به آن کشور کمک کند. علاوه بر این نفوذ ایران در افغانستان، عراق، جهان اسلام و جهان سومی‌ها امتیازی است که ایران دارد و کشورهای عضو، به ویژه چین و روسیه از آن بهره‌مند می‌شوند. بنابراین عضویت ایران در این سازمان به صورت‌های مختلف باعث تقویت سازمان شانگهای از یک سو و نیز موجب دلگرمی ناشی از پیوستن به یک گروه مهم از کشورها برای ما می‌شود.
البته پرسش آخر این است که آیا ایران در جایگاهی قرار دارد که بتواند به میزان زیادی بر چنین ارتباطاتی تکیه کند. پاسخ واقع‌بینانه منفی است. چه سازمان شانگهای گرچه برای خود، دست کم به طور ضمنی، رسالتی جهانی قائل است، ولی اعضای آن هنوز در اقتصاد و فناوری بسیار به کشورهای غرب نیازمندند، از همین رو حاضر نیستند نهایتاً به زیان رشد و توسعه خود گام بردارند. این به معنای حساسیت و پیچیدگی فراوان موضوع و ضرورت تام دقت و دوراندیشی در ارزیابی‌ها و سیاستگزاری‌ها است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات