تاریخ انتشار : ۲۴ بهمن ۱۳۸۷ - ۰۸:۱۸  ، 
کد خبر : ۴۰۵۹۰
به بهانه سالروز تشکیل مجلس خبرگان:

خبرگان چگونه آغاز کرد؟ چگونه ادامه داد؟


محمد‌مهدی اسلامی
در شرایطی که رهبری امام در انقلاب اسلامی ناشی از حمایت عظیم مردم در دوران مبارزه بود و تردیدی در زعامت ایشان وجود نداشت و احساسات عمیق مردم نسبت به امام سبب شده بود که کمتر کسی به به روزهای بدون او فکر کند، خبرگان قانون اساسی با درایت در فصل هشتم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران که مربوط به رهبری است، اصول 107، 108، 111 راجع به خبرگان رهبری را گنجاندند.
در اصل یکصد و هفتم تصریح شده است "پس از مرجع تقلید عالی‌قدر و رهبر کبیر انقلاب جهانی اسلام و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران حضرت ‌آیت‌الله العظمی امام خمینی(ره) که از طرف اکثریت قاطع مردم به مرجعیت و رهبری شناخته و پذیرفته شدند، تعیین رهبری به عهده خبرگان منتخب مردم است." خبرگان، درباره همه فقهای واجد شرایط مذکور در اصول پنجم و یکصد و نهم بررسی و مشورت می‌کنند؛ هرگاه یکی از آنان را اعلم به احکام موضوعات فقهی یا مسائل سیاسی اجتماعی یا دارای مقبولیت عامه یا واجد برجستگی خاصی در یکی از صفات مذکور در اصل یکصد و نهم تشخیص دهند، او را به رهبری انتخاب می‌کنند.
تشکیل مجلس خبرگان رهبری در سالهای اول انقلاب دارای مخالفانی بود که معتقد بودند تشکیل این مجلس موجب تضعیف بنیانگذار کبیر انقلاب خواهد شد. تصوری که از سوی امام امت رد شد و تنها با نظر صریح امام شرایط تشکیل خبرگان فراهم گشت.
بر همین اساس 10 مرداد 61، علی اکبر ناطق نوری وزیر وقت کشور، از برگزاری انتخابات مجلس خبرگان سخن گفت. وی تأکید کرد: "از نظر وزارت کشور، مقدمات کار انتخابات مجلس خبرگان انجام شده است و در این مورد پس از اعلا‌م آمادگی شورای نگهبان و اجازه امام اقدام خواهد شد." دوماه ونیم پس از انجام این گفت وگو، وزیر کشور نامه‌ای به رهبر انقلا‌ب ارسال کرد و درباره تشکیل مجلس خبرگان بار دیگر و به صورت رسمی کسب تکلیف نمود. به فاصله اندکی در 28 مهر همین سال، پاسخ رهبر انقلا‌ب مبنی بر موافقت با برگزاری انتخابات مجلس خبرگان منتشر شد.
وزیر کشور روز برگزاری انتخابات را 19 آذر 61 اعلا‌م کرد. ثبت نام داوطلبان از ‌16 ‌آبان آغاز شد و با دوبار تمدید مهلت ثبت نام، اوایل آذرماه به پایان رسید. در پایان مهلت قانونی، بیش از ‌150‌نفر برای شرکت در رقابت های انتخاباتی ثبت نام کردند. در این انتخابات تنها کسانی می‌توانستند نامزد نمایندگی شوند که "مجتهد در علوم فقهی" باشند. در قانون مصوب شورای نگهبان درباره این مجلس (بر طبق اصل108) آمده بود: "خبرگان مردم باید دارای شرایط زیر باشند: آشنایی کامل به مبانی اجتهاد با سابقه تحصیل در حوزه‌های علمیه بزرگ در حدی که بتوانند افراد صالح برای مرجعیت و رهبری را تشخیص دهند." دوتبصره مهم نیز بر این بند افزوده می‌شد:" تبصره1ـ تشخیص واجد بودن شرایط با گواهی سه نفر از استادان معروف درس خارج حوزه‌های علمیه می‌باشد. تبصره2ـ کسانی که رهبر صریحاً و یا ضمنی اجتهاد آنها را تأیید کرده است و کسانی که در مجامع علمی و یا نزد علمای بلد خویش شهرت به اجتهاد دارند نیازمند به ارائه گواهی مذکور نمی‌باشند."
اولین دوره انتخابات مجلس خبرگان رهبری در تاریخ 19‌ آذر 61 ‌در 24‌ استان کشور برگزار شد. "مصطفی تهرانی" سرپرست وقت ستاد انتخابات کشور آراء مأخوذه از انتخابات مجلس خبرگان در سراسر کشور را 18میلیون و 140‌هزار و 985‌رای اعلا‌م کرد.
در این انتخابات مجلس خبرگان ‌76‌ نماینده تعیین شد و در 6‌حوزه انتخابیه جریان انتخابات به دور دوم کشیده شد. در دور دوم نیز هفت نفر انتخاب شدند.‌
در تهران در مرحله اول این انتخابات به ترتیب، حضرات آیات: 1-سیدعلی خامنه‌ای 2- اکبر‌هاشمی‌رفسنجانی 3- عبدالکریم موسوی‌اردبیلی4- علی مشکینی 5- محمد امامی‌کاشانی 6- محمد محمدی‌گیلا‌نی 7- یوسف صانعی 8- محمدباقر باقری‌کنی 9- سیدمحمدباقر اسدی خوانساری 10- غلا‌مرضا رضوانی 11- احمد آذری‌قمی 12- سید‌هادی خسروشاهی 13- حسین راستی‌کاشانی حائز اکثریت آرا شدند و تعیین دو نفر دیگر به انتخابات میان دوره‌ای موکول شد.
ر این اساس، اولین مجلس خبرگان رهبری در شرایطی که کشور در حال نبردی نابرابر با حکومت عراق و دنیای استکبار بود و متجاوزان عراقی برای شکست ملت ایران، هر روز متوسل به شیوه ای جدید در جنگ می شدند، تشکیل شد.
اولین مجلس خبرگان رهبری که در واقع دومین مجلس خبرگان جامعه اسلامی بود، ساعت 9:10 دقیقه 23/4/1362 تشکیل و پیام امام خمینی(ره) قرائت شد: «و اکنون شما ای فقهای شورای خبرگان! ...مسؤولیتی را قبول فرمودید که در رأس همه مسئولیت‌هاست و آغاز به کاری کردید که سرنوشت اسلام، ملت رنجدیده، شهید داده و داغدیده در گرو آن است. تاریخ و نسل‌های آینده درباره شما قضاوت خواهند کرد و اولیاء بزرگ خدا ناظر آراء و اعمال شما می‌باشند. کوچکترین سهل‌انگاری و مسامحه و کوچکترین اعمال نظرهای شخصی و خدای نخواسته تبعیت از هواهای نفسانی که ممکن است این عمل شریف الهی را به انحراف کشاند، بزرگترین فاجعه تاریخ را به وجود خواهد آورد. اگر اسلام عزیز و جمهوری اسلامی نوپا به انحراف کشیده شود، سیلی بخورد و به شکست منتهی شود، خدای نخواسته اسلام برای قرن‌ها به طاق نسیان سپرده می‌شود و به جای آن، اسلام شاهنشاهی و ملوکی جایگزین آن خواهد شد ...اینجانب مطالبی را در 30 صفحه به عنوان وصیت‌نامه نوشته‌ام و یک نسخه آن را در مجلس مبارک خبرگان امانت می‌گذارم که پس از مرگ اینجانب منتشر خواهد شد...»
در نشست اول، آیت الله مشکینی رئیس، حجت الاسلام اکبر ‌هاشمی رفسنجانی نایب رئیس و آقایان مؤمن و طاهری خرم آبادی، به عنوان منشی انتخاب شدند. این دوره از مجلس خبرگان با شرکت 69‌ تن از نمایندگان خبره مردم سراسر کشور گشایش یافت.
تشکیلات درونی و ساختار و سازمان مجلس خبرگان بدین صورت است که دارای یک هیئت رئیسه، دبیرخانه، چند کمیسیون و یک هیئت تحقیق است. هیئت رئیسه در خود مجلس با اکثریت آرا انتخاب می شوند که مرکب از رئیس مجلس، نایب رئیس اول و دوم و منشی اول و دوم است. مجلس خبرگان دارای یک نشست سالانه بر اساس ماده 18 آیین نامه داخلی مجلس خبرگان می باشد. این مجلس سالی یک بار، به مدت دو روز اجلاسیه رسمی دارد. نشست دیگر، نشست های فوق العاده است که در شرایط لازم و مقتضی برگزار می شود.
3 اجلا‌س فوق‌العاده برگزار شد که اجلا‌س اول در 19 آبان 64 بود که در آن، منتظری به عنوان قائم مقام رهبری انتخاب شد. البته در قانون اساسی جمهوری اسلامی جایگاهی به عنوان قائم مقام رهبری پیش بینی شده است و وظیفه خبرگان نیز تعیین چنین فردی در حیات یک رهبر نیست بلکه تنها پس از عزل یا فوت رهبری، خبرگان رهبری وی را در صورت تأیید صلاحیت انتخاب می کردند اما با توجه به شرایط جنگی کشور و کسالت شدید امام، خبرگان دست به انتخاب پیشینی زدند. البته منتظری بعدها برای خود جایگاهی قانونی قائل شد و طی چندین سال، به مثابه یک جانشین دارای اختیار در بسیاری از مسائل وارد شده و دستورات و رهنمودها و اظهار نظرهای وی از سوی مسئولان بسیار جدی گرفته می‌شد.
بعدها مرحوم حاج سید احمد خمینی در «رنجنامه» از قول آیت الله محمدی گیلاتی نقل کرد که امام با تصمیم خبرگان مخالف بودند اما با توجه به نظر خبرگان ترجیح دادند که سکوت کنند؛ این موضوع در سخنرانی آیت الله محمدی گیلانی در تاریخ 6/9/1379 که به مناسبت شهادت حضرت امام کاظم(ع) در منزل علی رازینی انجام شده، تشریح بیشتری شده است: «یک روز قبل از مطرح شدن قائم مقامی آقای منتظری در مجلس خبرگان (25/4/1364)، من ضمن تماس با دفتر امام(ره) کتباً (از طریق آقای توسلی و آقای رسولی) از ایشان درخواست ملاقات کردم. در آن موقع اعلام شده بود که امام تا پانزده روز ملاقات ندارند. من در تکه کاغذی نوشتم مطلبی واجب و ضروری است، احساس وجوب کردم به عرض مبارک برسانم، امام اجازه دادند خدمتشان رسیدم.
گفتم: "فردا قرار است موضوع قائم مقامی آقای منتظری در مجلس خبرگان مطرح شود، خواستم به عرضتان برسانم به آقای هاشمی بگویید مطرح نشود. من به آقای منتظری ارادت دارم؛خدمتشان درس خوانده ام؛ ایشان را عابد و زاهد می دانم؛ ولی این خصوصیات، کافی نیست. او از عهده این کار برنمی آید...".
امام، گله های سوزانی از آقای منتظری را آغاز کرد که کجا چه کرده و کجا چه...! و اضافه فرمود: "احمد هم از او دفاع می کند! از منزل سید مهدی هاشمی، دست نویس های او را آورده اند. من دیدم نامه های آقای منتظری از نوشته های مهدی هاشمی الهام گرفته! این را من برای ایشان نوشتم"!
سخن امام که به این جا رسید، من گفتم: "آقای منتظری عین نامه شما را آورد و در جلسه خواند و با خنده گفت: "امام خیال کرده که آنچه من برایش می نویسم، الهام از سید مهدی می گیرم!"
امام فرمود: "نامه مرا آورد در جلسه خواند؟!"
گفتم: "بله! آقای سید عباس خاتم و سید جعفر کریمی و چند نفر دیگر هم بودند".
امام فرمود: "او اینطور است"!
عرض کردم: "بفرمایید که فردا ایشان به عنوان قائم مقام رهبری مطرح نشود".
امام قدری فکر کرد و فرمود: "احمد نیست، می شود شما زحمت بکشید و به آقای هاشمی بگویید بعدازظهر من ایشان را ببینم؟"
عرض کردم: "بله، اما به آقای هاشمی نفرمایید که من آمدم [و این جریان را خدمت شما گفتم]. به هیچ کس نگویید. می ترسم مرا هم شمس آبادی کنند یا مثل شیخ قنبر در چاه بیندازند"!

این را که گفتم، امام -اعلی الله مقامه- سه بار خندید و فرمود: "خاطرت جمع باشد".
از دفتر امام، حرکت کردم و آمدم شورای نگهبان. جلسه تمام شده بود و بعد رفتم خدمت آقای هاشمی و گفتم صبح، خدمت امام رسیدم. کاری داشتم. فرمودند به آقای هاشمی بگویید که من ایشان را ببینم...
شب، بعد از نماز مغرب و عشاء، خانم حاج احمدآقا زنگ زد که "حاج آقا! امام فرمودند: آنچه امروز ما صحبت کردیم، مبادا از شما تجاوز کند".
گفتم: "همین طور است".
فردای آن روز، آقای هاشمی موضوع قائم مقامی آقای منتظری را در مجلس خبرگان مطرح کرد.
پس از این ماجرا، روزی آقای هاشمی در حضور جمعی گفت: من بعدازظهر رفتم خدمت امام. امام فرمودند: "موضوع قائم مقامی آقای منتظری را فردا مطرح نکن".
گفتم: "چرا؟ ما در اجلاسیه قبل، به آقایان گفته ایم که ایشان را به عنوان قائم مقام، مطرح کنیم."
فرمود: "نه، یکی از دوستان آمده و چنین گفته..." گفتم: "ما اعلام کرده ایم. نمی شود..."»
حجت السلام و المسلمین ری شهری وزیر وقت اطلاعات در خاطرات خود با اشاره به این سخنرانی آیت الله محمدی گیلانی می گوید : «تأمل در آنچه از آقای محمدی گیلانی نقل کردیم، نشان می دهد که امام در مورد طرح قائم مقامی آقای منتظری در مجلس خبرگان، در مقابل کاری انجام شده قرار گرفته بود؛ اما به هرحال، جای این پرسش باقی است که با آن قاطعیتی که از امام سراغ داریم؛ اگر واقعاً با این امر مخالف بود، چرا نظر خود را به خبرگان اعلام نکرد؟ بی تردید، اگر خبرگان، نظر امام را می دانستند، آقای منتظری را به عنوان جانشین او تعیین نمی کردند ...پاسخ این سئوال را امام در نامه 6/1/68 فرموده اند. متن فرمایش امام، این است: "والله قسم من از ابتدا با انتخاب شما مخالف بودم... والله قسم من به نخست وزیری بازرگان مخالف بودم؛ ولی او را هم آدم خوبی می دانستنم. والله فسم من رأی به ریاست جمهوری بنی صدر ندادم و در تمام موارد، نظر دوستان را پذیرفتم." این سخن به روشنی نشان می دهد که امام در مورد عدم اعلام مخالفت خود با رهبری آقای منتظری، همانگونه عمل کرده که در مورد نخست وزیری بازرگان و رئیس جمهوری بنی صدر عمل کرده است. در همه این موارد، امام -به تعبیر خودشان- نظر دوستان را پذیرفته است... پس از دیدار آقای محمدی گیلانی، مطلبی به امام گفته شده که ایشان مصلحت ندیده با اقدام مجلس خبرگان در مورد رهبری آقای منتظری مخالفت کند؛ چنان که در نامه 8/1/68 به این معنا تصریح فرموده: هم شما و هم من، از ابتدا با انتخاب شما مخالف بودیم...؛ ولی خبرگان به این نتیجه رسیده بودند و من نمی خواستم در محدوده قانونی آنها دخالت کنم.»
هاشمی رفسنجانی نیز در کتاب خاطراتش درباره مخالفت امام با قائم مقامی منتظری و مذاکره وی با ایشان برای ادامه مسیر خبرگان توضیحاتی داده است و نهایتا روز تعیین منتظری را اینگونه ترسیم می کند، «شنبه ١٨ آبان ١٣٦٤، بعد از نماز صبح به مجلس رفتم. ساعت هفت و نیم، جلسه هیأت رئیسه مجلس خبرگان تشکیل شد. سپس به تالار رفتیم. جلسه رسمی ساعت هشت و نیم تشکیل شد. آقای مشکینی مختصری صحبت کردند وسپس نامه آقای منتظری را خواندند که با تشکر از خبرگان خواسته بودند که از انتخاب ایشان به عنوان جانشین امام در زمان حیات امام منصرف شویم.
حث ها شروع شد. احمدآقا اطلاع داد که امام به آقای محمدی [گیلانی] گفته اند موضوع پیام را پیگیری نکنند. هم در جلسه صبح و هم در جلسه عصر در این باره بحث کردیم و در تنفس ها به مشورت پرداختیم و سرانجام بعداز نماز مغرب با بیش از دو سوم حضار تصویب شد که آیت الله منتظری، مصداق صدر اصل ١٠٧ قانون اساسی هستند؛ یعنی از طرف مردم به مرجعیت و رهبری برای بعد از امام پذیرفته شد ه اند.»
انتخاب منتظری در ابتدا علنی نشد اما روزنامه کیهان که در آن زمان تحت مدیریت خاتمی منتشر می شد، در تاریخ ۲ آذر ۶۴ با تیتر یک خود شگفتی آفرید: "مجلس خبرگان، آیت الله العظمی منتظری را به عنوان رهبر آینده برگزید." ذیل این تیتر به نقل از یک عضو خبرگان توضیح داده شده بود: "خبرگان بر اساس آرای اکثریت مردم آیت الله العظمی منتظری را انتخاب کردند"، گویا این اولین بار بود که برای منتظری از عنوان "آیت الله العظمی" استفاده می شد. در پی انتشار این خبر که مانند بمب در رسانه های ارتباطی دنیا منفجر شد، خبرگزاری ها، رادیو، تلویزیون ها و جراید منطقه ای و بین المللی به تفسیر و توضیح مطلب پرداختند.
نخستین خبر از طرف رادیو بی.بی.سی اعلام و در بخش های متعدد خبری این رادیو تکرار شد. رادیو صدای امریکا، خبرگزاری های فرانسه، آسوشیتدپرس، یونایتدپرس، رویترز و سپس روزنامه ها به ارائه زندگینامه منتظری و دیدگاه های سیاسی وی پرداختند که اغلب رویکردی مثبت داشت.
به عنوان نمونه خبرگزاری رویتر طی گزارشی از تهران با عنوان "مرد اخبار" نوشت: "آیت الله حسینعلی منتظری که روز شنبه به عنوان جانشین آیت الله روح الله خمینی پس از مرگ وی و رهبر ایران انتخاب شد، یک مرد واقعیت گرا است که در جستجوی دادن یک چهره ملایم تر به انقلاب ایران است . این خبر به دنبال جلسه محرمانه هفته گذشته ۸۳ تن از خبرگان ارگانی که مأموریت دارد تا جانشینی برای انتخاب [ امام] خمینی تعیین کند، اعلام می شود. منتظری که در سال ۱۹۲۲ متولد شده یکی از عمده ترین مریدان[امام] خمینی است که مخالفت مذهبی با شاه را در سال ۱۹۶۰رهبری می کردند و فعلا زنده می باشد . او سالها به عنوان معاون نیمه رسمی [امام] خمینی خدمت کرده است. شایستگی وی برای رهبری مورد حمایت علی اکبر هاشمی رفسنجانی است ...منتظری در بیشتر نظریات رفسنجانی سهیم است. "البته رویترز پس از یک تصویرنمایی مثبت از دیدگاه های متفاوت منتظری از امام و پرداختن به سوابق علمی و مبارزاتی او، به نقطه ضعف عمده او نیز اشاره می کند." منتظری فاقد جذبه روحانی [امام] خمینی و مهارت وابسته به سخنرانی می باشد..."
امام در پیامی که در افتتاح مجلس خبرگان قرائت شد، نکته های مفصلی در خصوص خطیر بودن انتخاب رهبری تذکر فرمودند و به رهبر پس از خود تذکراتی دادند که به نظر می رسید حاوی پیامی برای خبرگان نیز بود، هرچند گویا این پیام در آن مقطع تاریخی مورد دقت قرار نگرفت. امام در این پیام رهبر آینده را نسبت به اطرافیان و عدم شتابزدگی در تصمیم توجه ویژه داده بودند که "اللَّه اللَّه در انتخاب اصحاب خود! اللَّه اللَّه در تعجیلِ تصمیم‏گیرى، خصوصاً در امور مهمّه!" در صورت توجه خبرگان به رمز این پیام، در انتخاب خود درخصوص اطرافیان قائم مقام انتخابی خود نیز تحقیق می نمودند و تصمیم های گذشته منتظری را مدنظر قرار می دادند.
بی توجهی خبرگان به این ظرافت منجر به تذکرات شدید امام نسبت به حضور مهدی هاشمی و اثرگذاری او بر منتظری شد. با گذشت زمان و آشکار شدن پرونده‌های مهدی هاشمی در زمینه‌های قتل،‌ جعل اسناد، اختفای اسلحه، آدم دزدی و... با توجه به مدارک فراوان در این زمینه‌ که قابل چشم پوشی نبود؛ حضرت امام بدون ملاحظه هیچ کس از جمله منتظری، دستور پیگیری پرونده‌های مهدی هاشمی را صادر کردند و به وزارت اطلاعات و دادگاه ویژه روحانیت در این زمینه، ‌مأموریت دادند. در این ماجرا، ‌کار به محاکمه، محکومیت و صدور حکم اعدام مهدی هاشمی و برخی از اعضای باند وی انجامید اما در عین حال باعث شد که منتظری از جریان فکری و سیاسی امام(ره) فاصله بگیرد و به اظهار نظرهای صریح علیه مواضعی بپردازد که از سوی امام عظیم الشان مطرح می‌شدند.
این حادثه و چند ماجرای دیگر باعث شدند که امام(ره) در توانایی های منتظری برای اداره جامعه در یک مسیر انقلابی، دچار تردید جدی شوند و مصلحت نظام را در این ببینند که وی در عرصه مسائل سیاسی و مشخصاً در حد رهبری نظام، حاضر نباشد. این بود که در تاریخ 6/1/68 با نگارش نامه‌ای صریح و شدید اللحن منتظری را از قائم مقام رهبری عزل کردند. به نظر می رسد صراحت بی سابقه امام به این دلیل بود که در سالهای پس از ایشان نیز نه منتظری و نه هواداران وی، جرأت مطرح کردن دوباره او به عنوان رهبر یا یک عنصر طراز اول سیاسی را نکنند؛ امری که ناشی از آینده نگری امام بود و این آینده نگری در تلاش عناصر دوم خردادی در سال های پایانی دهه هفتاد به اثبات رسید.
در تاریخ 7/1/68، منتظری در نامه ای خطاب به امام خمینی(ره) رسماً کناره گیری خود را از قائم مقامی رهبری اعلام کرد و فردای آن روز نیز امام در نامه‌ای ملایم تر -ضمن تکرار انتقادات سابق درباره اطرافیان و تعجیل وی در تصمیم گیری- اعلام کردند که بهتر است او به بحث و درس حوزه ها بپردازد. نامه ای که به رغم نامه اول، همان زمان در اختیار افکار عمومی قرار گرفت.
عزل منتظری آینده رهبری را در بوته‌ای از ابهام برد زیرا در میان یاران امام(ره) تا آن روز فرد دیگری مطرح نشده بود و از سوی دیگر،عده‌ای که در صدد ایجاد تغییراتی در روند انقلاب بوده و در این مسیر به دوران پس از امام چشم دوخته بودند هم با این تصمیم ایشان عملاً غافلگیر شدند. یاران امام(ره) نیز حال و روز بهتری نداشتند و با توجه به تشدید کسالتهای ایشان، ‌نگران دوران پس از امام بودند. برخی از دلسوزان این نگرانی را با خود ایشان هم مطرح می‌کردند ولی امام(ره) به آینده امیدوار بودند و در همین جلسات بود که از آیت الله خامنه‌ای به عنوان فرد شایسته برای رهبری انقلاب نام بردند؛ موضوعی که پیام دومی را نیز در بطن خود نهفته داشت: عدم اعتقاد امام به شورای رهبری که با توجه به شکست تجربه اداره شورایی قوه قضائیه و قوه مجرییه، امری طبیعی به نظر می رسید.
این دیدگاه بنیانگذار کبیر انقلاب اما در آن تاریخ در جامعه انعکاس نیافت و همزمان گمانه زنی های مختلف آغاز شد و هرکس بنا بر علاقه خود گزینه ای را مطرح می ساخت. به عنوان نمونه یکی از نویسندگان روزنامه کرمانیزه شده اطلاعات در آن ایام با نگارش مقاله‌ای هاشمی رفسنجانی را بهترین فرد دانست که شایسته است از سوی خبرگان به عنوان قائم مقام رهبری معرفی شود و بر کرسی خالی مانده منتظری تکیه زند. این گمانه زنی ها دیری نپایید که با حادثه تلخ ارتحال ملکوتی امام به صحن مجلس خبرگان کشیده شد تا دومین و حیاتی ترین جلسه فوق العاده خبرگان رهبری تشکیل شود.
مهمترین و سریعترین مصوبه خبرگان اول به دنبال درگذشت رهبر انقلا‌ب و بلا‌فاصله پس از آن در انتخاب رهبر جدید، بوده است. تابستان سال 68، در حالی که حدود 7 سال از انتخاب خبرگان می‌گذشت و یک سال به پایان دوره آن باقی مانده بود. دومین اجلا‌س فوق العاده در خرداد‌ 68 ‌برای تعیین دومین رهبر جمهوری اسلا‌می پس از رحلت امام برگزار شد و سومین اجلا‌س فوق العاده هم در مرداد‌ 68 پس از تصویب بازنگری قانون اساسی توسط مردم برگزار گردید.
در 14 خرداد 68 به دنبال رحلت امام(ره) و در حالی که هنوز مراسم تشییع جنازه ایشان برگزار نشده بود، نمایندگان خبرگان بلا‌فاصله تشکیل جلسه دادند و حضرت آیت الله خامنه‌ای را به عنوان رهبر جدید انتخاب کردند. انتخاب "حضرت آیت‌الله خامنه‌ای"، وحدت همه نیروهای درون انقلا‌ب را تضمین کرد و از ظهور تفرقه جلوگیری به عمل آورد، به ویژه آن که مراجع تقلید نیز با صدور پیام‌هایی به رهبری جدید، بر تصمیم خبرگان صحه گذاشتند. پس از برگزاری همه پرسی قانون اساسی در 6 ‌مرداد 68، ‌خبرگان رهبری در اجلاسیه فوق‌العاده‌ای بار دیگر رهبری "آیت‌الله خامنه‌ای" را مورد تأیید قرار داد. از آنجا که انتخاب رهبر جدید در زمانی انجام گرفت که هنوز قانون اساسی تغییر نکرده بود و در آن قانون، مرجعیت از شرایط رهبری تعیین شده بود، تأیید مجدد خبرگان برای جلوگیری از شبهات احتمالی در این زمینه صورت‌گرفت.
در اصل108 تأکید شده بود که "قانون مربوط به تعداد و شرایط خبرگان، کیفیت انتخاب آنها و آیین نامه داخلی جلسات آنان برای نخستین دوره باید به وسیله فقهای شورای نگهبان تهیه و با اکثریت آراء آنان تصویب شود و به تصویب نهایی رهبر انقلا‌ب برسد. از آن پس هرگونه تغییر و تجدیدنظر در این قانون در صلا‌حیت مجلس خبرگان است." با توجه به غیر عملی بودن برخی راهکارهای اولیه برای بررسی صلاحیت علمی نامزدها، خبرگان در هشتمین اجلاسیه سالانه خود در ســال 69، آیین نامه مربوطه را اصلاح کرد و تأیید صلاحیت بخش عمده ای از نامزدها را به شرکت در امتحان شورای نگهبان در این خصوص منوط نمود.
انتخابات مجلس خبرگان دوم در سال 69 و زمان وزارت کشور عبدالله نوری برگزار گردید. در این انتخابات برخی از چهره های سیاسی که سال ها در عرصه اجرا حضور داشتند و از بحث و حوزه دور مانده بودند، از حضور در امتحان شورای نگهبان که طبق قانون تعیین کننده صلاحیت علمی آنان بود، خودداری ورزیدند و حتی برخی بهانه هایی همچون شکستگی اعضای بدنشان را برای عدم شرکت در امتحان مطرح کردند که راه به جایی نبرد و با عدم حضور در امتحان، به طور طبیعی صلاحیت آنان رد شد. در میان این چهره ها نام مهدی کروبی، سیدهادی خامنه ای، اسد الله بیات، علی اکبر محتشمی و احسان بخش دیده می شد. البته همه نامزدها در امتحان شرکت نکردند؛ افرادی که دارای احکامی بودند که لازمه اش داشتن اجتهاد بود، از این قاعده مستثنی شده بودند. افرادی مانند موسوی خوئینی ها که حکم دادستان کل را از امام دریافت کرده بود. پس از اعلام رد صلاحیت کسانی که در آزمون شرکت نکردند، برخی همراهان آنها در مجلس شورای اسلامی به هیاهو پرداختند و چهره هایی نیز مانند موسوی خوئینی ها ، توسلی و عبایی خراسانی در همراهی آنها از نامزدی انصراف دادند. اما این هیاهوها در حضور مردم تأثیر چندانی نگذاشت و مجلس دوم در 28 بهمن 69 افتتاح شد.
سومین دوره انتخابات مجلس خبرگان رهبری نیز در زمان وزارت کشور موسوی لاری در سال 77 برگزار شد. در این دوره نیز کروبی در نامه ای به رییس مجلس خبرگان خواستار حذف بررسی علمی نامزدها از طریق آزمون گردید. آزمونی که با توجه به قوت آن و رعایت مواردی همچون عدم مشخص بودن نام شرکت کننده در زمان تصحیح که تضمین کننده سلامت آن بود، معیاری مناسب برای سنجش تخصص فقهی نامزدها بود و از این رو درخواست کروبی مقبول خبرگان نیفتاد.
انتخابات چهارمین دوره مجلس خبرگان رهبری در آذر 85 برگزار شد و برای اولین بار یک غیر روحانی نیز توانست صلاحیت علمی خود را در آن اثبات نماید.
جلس خبرگان رهبری اگرچه به دلیل جایگاه رفیع آن چندان به منازعات سیاسی کشیده نشد اما در مواردی حساسیت هایی را در بین فعالین سیاسی مانند موضوع ریاست این مجلس پس از درگذشت آیت الله مشکینی برانگیخت. به هر حال با تذکرات رهبر انقلاب در این خصوص، تحفظ بیشتری برای حریم این مجلس از سوی جناح های سیاسی در نظر گرفته شد؛ رعایتی که در سایه دقت نظر اعضای این مجلس پایدار خواهد ماند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات