میثم احمدیان
27تیرماه سالروز پذیرش قطعنامه 598 از سوی جمهوری اسلامی بود که به موجب آن جنگ تحمیلی هشت ساله عراق به کشورمان متوقف شد؛ هرچند که حضرت امام خمینی(ره) در شرایط آن زمان، پذیرش قطعنامه شورای امنیت را با نوشیدن جام زهر مقایسه کردند اما تصریح فرمودند که «تصمیم امروز فقط برای تشخیص مصلحت بود و بدانید که پیروزی از آن شماست».
سردار حسین علایی، رییس سابق ستاد مشترک سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در گفتوگو با خبرنگار تاریخ و اندیشه ایسنا، به تحلیل شرایط آن روز ایران و دلایل پذیرش قطعنامه پرداخت.
وی با اشاره به اینکه ایران در 27 تیر ماه سال 1367 قطعنامه 598 سازمان ملل را که چارچوبی برای پایان دادن مخاصمه بین دو کشور درگیر در جنگ تعیین میکرد، پذیرفت گفت: البته این قطعنامه نزدیک به یکسال قبل یعنی در سال 1366 به تصویب رسیده بود و در آن سال ایران این قطعنامه را رد کرد و نپذیرفت چون ایران معتقد بود بندهای قطعنامه باید به گونهای تنظیم شود که منافع ایران را در حداکثر شکل ممکن تامین کند.
قطعنامه 598 اولین قطعنامه درطول جنگ بود که خواستههای ایران را مدنظر داشت
علایی ادامه داد: البته قطعنامه 598 اولین قطعنامه در طول جنگ بود که چارچوب مناسبی را تعیین کرده بود و خواستههای ایران را نیز مدنظر داشت. چون اگر به قطعنامههای سابق شورای امنیت سازمان ملل نگاهی انداخته شود مشخص میشود عمدهی آن قطعنامهها بر اساس تطبیق آتشبس تنظیم شده است. در حالی که در قطعنامه 598 مواردی مانند تشکیل کمیتهای برای تعیین متجاوز و تعیین تکلیف خسارات در جنگ و عقبنشینی به مرزهای بینالمللی مدنظر قرار گرفته بود که جزو خواستههای ایران به شمار میرفت.
ایران تلاش داشت حداکثر منافعش در قطعنامه تامین شود
این فرمانده اسبق سپاه خاطر نشان کرد: ایران از آغاز جنگ تایید میکرد که صدام باید به مرزهای بینالمللی بازگردد، قرارداد 1975 الجزایر را به رسمیت بشناسد و مشخص شود که صدام آغازگر جنگ بوده و خسارات جنگ هم تعیین تکلیف شود. در قطعنامههای سابق شورای امنیت توجهی به این مسایل نمیشد و قطعنامهی 598 اولین قطعنامهای بود که به این مسایل پرداخته بود. ایران هم از روزی که این قطعنامه تصویب شد آن را رد نکرد بلکه معتقد بود که با توجه به برتری نظامی ایران در جنگ باید تغییراتی در بندهای قطعنامه صورت گیرد بهگونهای که منافع ایران در حداکثر شکل ممکن تامین شود.
ایران زمانی قطعنامه را پذیرفت که شرایط پذیرفتن قطعنامه به نفع ایران بود
علایی با بیان اینکه ایران معتقد بود که باید مذاکرات در مورد بندهای قطعنامه به شکل اجرایی صورت گیرد اظهار کرد: در نهایت پس از حدود یک سال زمانی که شرایط تغییر کرد و در آن شرایط پذیرفتن قطعنامه به نفع ایران بود، ایران این قطعنامه را پذیرفت. اگر بخواهیم بگوییم چرا در قبل از این تاریخ ایران قطعنامهای را نپذیرفت برای این بود که قطعنامهای که متضمن حداقل خواستههای ایران باشد و پیشنهادی از سوی سایر کشورها و حتی رژیم بعث عراق مبنی بر خاتمه پیدا کردن جنگ وجود نداشت.
آمریکا پس از پیروزی قاطع ایران در برابررژیم بعث عراق نگران سقوط آن بود
وی افزود: پس از پیروزیهای قاطع ایران در جبهههای جنگ زمینی به نظر میرسید که آمریکاییها و اعضای شورای امنیت سازمان ملل به دلیل پیروزی قاطع ایران در برابر رژیم بعث عراق نگران سقوط این رژیم بودند به همین جهت آنها حداقل شرایط ایران را مورد توجه قرار دادند و قطعنامهی 598 را صادر کردند که در آن قطعنامه خواستههای ایران مدنظر قرار گرفته شده بود. ایران در سال 1367 در شرایطی که به وجود آمد، منافع ملی خود را در پذیرش قطعنامه تشخیص داد و به جنگ خاتمه داد.
علایی در پاسخ به این سوال که چرا امام خمینی(ره) پذیرش قطعنامه را به جام زهر تعبیر کردند؟ به ایسنا گفت: حضرت امام(ره) انتظار داشتند که بر اثر این جنگ فرصتی برای مردم عراق به وجود آید تا آنها دست به قیام و انقلاب بزنند و صدام و حزب بعث را سرنگون کنند. امام(ره) چنین انتظاری از نتیجه جنگ داشتند، به همین خاطر با پذیرش قطعنامه صدام و حزب بعث به ظاهر بر سر قدرت باقی میماندند و امام(ره) احساس میکردند که اگر صدام از مسالهی ایران خارج شود، به سرکوب و فشار بیشتر مردم عراق روی میآورد و شرایط برای مردم عراق سختتر از گذشته میشود بنابراین تعبیر جام زهر را در آن نامه خود داشتند.
وی با تاکید بر اینکه قطعنامه 598 را که موجب پایان پذیرفتن جنگ شد خود امام(ره) پذیرفتند تصریح کرد: ایشان خودشان چنین تصمیمی را اتخاذ کردند حتی برخی از مسوولان کشور زمانی که پیشنهاد کردند که پذیرش قطعنامه با اسم آنها باشد، ایشان نپذیرفتند بلکه خودشان چنین تصمیمی را اتخاذ کردند.
در مقطع پذیرش قطعنامه، امام(ره) نجنگیدن را صلاح میدانستند
علایی ادامه داد: امام خمینی(ره) بیش از هر چیزی به منافع ملی، حفظ کشور و حفظ اسلام توجه داشتند و در آن مقطع نجنگیدن را صلاح میدانستند و احساس میکردند جنگیدن در آن شرایط مخالف اهداف ایشان است. به همین دلیل تصمیم به قبول قطعنامه گرفتند.
وی خاطر نشان کرد: حتی زمانی که صدام پس از پذیرش قطعنامه دوباره به ایران حمله و به سمت خرمشهر حرکت کرد و حتی تا جادهی اهواز خرمشهر هم جلو آمد برخی از مسوولان از امام(ره) درخواست کردند که اجازه بدهند علاوه بر دفع تجاوز جدید صدام به ادامه جنگ بپردازند. امام(ره) در آن مقطع معتقد بودند که پذیرش قطعنامه تاکتیکی نیست بلکه نظر جمهوری اسلامی ایران این است که با پذیرفتن قطعنامه به یک صلح پایدار میرسیم بنابراین امام (ره) در آن مقطع تشخیص دادند که ادامه جنگ به ضرر اسلام و ایران و نجنگیدن به صلاح کشور است.
صدام و حزب بعث انتظار پایان جنگ را نداشتند
این فرمانده اسبق سپاه افزود: بعدها با کسب اطلاعات بیشتری میبینیم صدام و حزب بعث از پذیرفتن قطعنامه دچار ناراحتی و شگفتی شدهاند. آنها انتظار پایان دادن جنگ را نداشتند به همین دلیل صدام پس از پذیرفتن قطعنامه از سوی ایران حملات جدیدی علیه ایران ایجاد کرد و حتی منافقین را راهی تهران کرد که البته در عملیات مرصاد نیروهای منافقین سرکوب شدند.
علایی تصریح کرد: در آن زمان قدرتهای بزرگ صدام را به مرحلهای از توانمندی نظامی رسانده بودند که از نظر آنها بهتر بود جنگ جدیدی را علیه ایران آغاز کنند ولی امام(ره) به درستی این مساله را تشخیص دادند و احساس کردند در این روز که خواست دشمن جنگیدن با ایران است نجنگیدن با دشمن میتواند آنها را در اهدافشان ناکام بگذارد. به همین خاطر تصمیم حکیمانه و درستی گرفتند. امامی که میفرمودند جنگ جنگ تا رفع فتنه، رفع فتنه را نجنگیدن با دشمن دانستند.
برخی معتقد بودند دیپلماسی ایران میتوانست فعالتر باشد
وی با اشاره به حمایت کشورهای مختلف از صدام گفت: در زمان جنگ، قدرتهای بزرگ مانند آمریکا، شوروی، کشورهایی اروپایی و حتی کشورهای عربی از صدام حمایت کردند. همانطور که سلاح در اختیار صدام قرار میدادند کمکهای مالی نیز به او میکردند و از نظر سیاسی و دیپلماتیک و تبلیغاتی در کنار صدام بودند. شرایط سیاسی ما نیز مانند شرایط جبهههایمان بود. ما تنها بودیم و کشورهای مختلف دنیا به حمایت از صدام اقدام میکردند. بررسی توانمندیهای دیپلماتیک ایران و ارزیابی سیاست خارجی ایران در آن زمان نیازمند اطلاعات بیشتر است اما در آن مقطع هم برخی معتقد بودند دیپلماسی ایران میتوانست فعالتر از آن چیزی که اقدام شد انجام گیرد.
علایی با تاکید براینکه ایران در متن قطعنامه و صدور آن چندان تاثیرگذار نبوده است اظهار کرد: البته مسوولان سیاست خارجه تلاشهای بسیاری میکردند حتی حضرت امام (ره) به برخی مسوولان سیاست خارجی گفته بودند که بروید و مذاکره کنید و سعی کنید مطالب به نفع ایران باشد ولی به طور قطع توانایی سیاسی ایران نسبت به نفوذ کشورهای ابرقدرت در دنیا بسیار کمتر بود.
وی با بیان اینکه اقدام نظامی در جبهههای جنگ برای رسیدن به نتیجهی سیاسی است خاطرنشان کرد: اقدام نظامی نمیتواند از کار سیاسی جدا تلقی شود. مولفهی قدرت نظامی یکی از مولفههای قدرت ملی است که در کنار قدرت سیاسی و اقتصادی قرار میگیرد و کشور از تمام این مولفهها برای رسیدن به اهداف ملی خود استفاده میکند.
علایی ادامه داد: در زمان جنگ سوال اصلی این بود که چگونه میتوانیم جنگ را پایان دهیم؟ اینکه هر مولفهی قدرت در پایان جنگ چه مقدار موثر است مورد بحث صاحبنظران سیاسی و نظامی بود. برخی صاحبنظران نظامی فکر میکردند که باید سهم بیشتری به قدرت نظامی در پایان پذیرفتن جنگ واگذار شود و بدین منظور باید قدرت عظیمتری از نظر نظامی فراهم شود تا بتواند در برابر قدرت به سرعت در حال رشد رژیم صدام مقابله کند و بر او پیروز شود.
وی افزود: برخی مسوولان سیاسی معتقد بودند که کشش اقتصاد ایران در تجهیز قدرت نظامی مناسب برای پایان دادن جنگ وجود ندارد و کشور نیازمند تقویت نیروهای نظامی است و این تقویت باید به گونهای صورت بگیرد که آنها بتوانند در جبهههای نظامی برتری یابند و به طور مشخص بتوانند بخشی از مناطق جبهه را در تصرف خود بگیرند که برای رژیم صدام خسارات بسیاری وارد کند و صدام را وادار به مذاکره کند تا خواستههای ایران مورد پذیرش قرار بگیرد.
علایی گفت: مسوولان نظامی سهم بیشتری در پایان دادن را به اقدامات نظامی و مسوولان سیاسی سهم بیشتری را به اقدامات سیاسی میدادند. سیاسیون معتقد بودند که توان اقتصادی کشور اجازه اینکه نیازهای جنگ مورد نیاز فرماندهان برای اینکه ما یک قدرت قاطع باشیم را نمیدهد.
صدام به هیچ یک از اهدافش در جنگ نرسید
وی درباره کمبودهای نظامی ایران به عنوان یکی از دلایل پایان دادن جنگ اظهار کرد: ما نمیتوانستیم از نظر نظامی مانند رژیم بعثی صدام تجهیزات را فراهم کنیم ولی این کمبود به معنی این نیست که رژیم بعث میتوانست به اهداف خود برسد. صدام به هیچ یک از اهدافش در جنگ نرسید، از سوی دیگر ایران تمام سرزمینهای اشغالی خود را با نیروهای مسلح خود از دست صدام آزاد کرد.
ایران از نظر نظامی توانمندی عظیمی داشت
علایی با تاکید بر اینکه ایران توانمندی عظیمی از نظر نظامی داشت تصریح کرد: هیچیک از کشورهایی که سرزمین خود را در یک جنگ از دست دادند نتوانستند آن را بازپس گیرند بنابراین میتوان گفت که ایران از نظر قدرت نظامی به پیروزی قاطع دست پیدا کرد و آن، این بود که هم دشمن به اهداف خود نرسید و هم دشمن را به طور کامل از خاک خود بیرون کرد.
وی ادامه داد: این قدرت نظامی توانست در شرایطی که تمام قدرتهای بزرگ در کنار صدام بودند منجر به صدور قطعنامه 598 از روی ناچاری شود و آنها پذیرفتند که صدام را به عنوان متجاوز اعلام کنند و اینکه دشمن به مرزهای بینالمللی بازگردد و صدام هم بعدها در نامهای قرارداد 1975 را پذیرفت.
قدرت اقتصادی میتواند قدرت نظامی را در جبههها فعال نگه دارد
اگر قدرت اقتصادی قویتری داشتیم ممکن بود شرایط بهتری در جبههها فراهم شود
علایی با اشاره به اینکه ما در طول جنگ پی بردیم که قدرت اقتصادی میتواند قدرت نظامی را در جبههها فعال نگه دارد گفت: اگر قدرت اقتصادی کشور کشش تامین و توسعهی قدرت نظامی را نداشته باشد چنانکه قدرت نظامی برتری هم موجود باشد، این قدرت رو به کاهش خواهد رفت. هم امام(ره) و هم کسانی که در صحنه اداره کشور بودند به این نتیجه رسیدند که باید به توسعهی قدرت اقتصادی کشور پرداخت. ناتوانی اقتصادی کشور در آن شرایط موجب شد ما به حداقل خواستهها اکتفا کنیم و در آن شرایط قطعنامه را بپذیریم یعنی اگر قدرت اقتصادی قویتری داشتیم ممکن بود شرایط بهتری در جبههها فراهم میکردیم.
وی افزود: البته آمریکا و صدام تمام تلاش خود را برای از بین بردن توانمندیهای اقتصادی ایران به کار برده بودند؛ به طوری که آمریکا در کنار صدام جبهه جنگ خلیج فارس را به راه انداخت و جنگ نفتکشها به عنوان یکی از محورهای اساسی جنگ در سالهای آخر جنگ مطرح بود و آمریکاییها با ناوهای جنگی خود در خلیج فارس به صدام کمک کردند تا به پایانههای نفتی ایران و نفتکشهای ایرانی و قدرت اقتصادی ایران حمله کند.
علایی با تاکید بر اینکه در مدیریت کشور و جنگ به اهمیت قدرت اقتصادی بهطور کامل پی بردیم خاطرنشان کرد: برای اینکه کشور اسلامی بتواند در برابر حوادث آینده بیمه شود و بتواند یک دولت مستقل باشد و بدون نیاز به کشورهای استعمارگر به حکومت خود ادامه دهد نیاز به قدرت اقتصادی داشت لذا امام(ره) پس از جنگ تمام تلاش خود را بر روی بازسازی، پیشرفت و ایجاد یک قدرت اقتصادی قرار دادند تا ایران به یک کشور قوی تبدیل شود تا در برابر ناملایمات بتواند ایستادگی کند.
ایران با تجربه جنگ عراق توانسته قدرت بازدارندگی ایجاد کند
وی، مهمترین تفاوت ایران امروز و آن زمان را کسب تجربه از کشورداری در آن سالها دانست و تصریح کرد: مسوولان امروز به این نتیجه رسیدهاند که باید مراقبت شدیدی کرد که جنگی بر کشور تحمیل نشود و برای جلوگیری از اینکار به دنبال بالابردن توانمندیهای داخلی در حوزهی صنعتی و نظامی و در حوزهی سیاسی و دیپلماسی هستند. ایران از کنار این تجربه توانسته یک قدرت بازدارندگی ایجاد کند و نگذارد جنگی که آمریکاییها بسیار علاقهمند به ایجاد آن هستند به ایران تحمیل شود.
وی با بیان اینکه ایران در این زمان متوجه شده قدرت اقتصادی و پیشرفت در حوزهی صنعت و اقتصاد بسیار اهمیت دارد اظهار کرد: تدوین سند چشمانداز بیست ساله و سیاستهای اصل 44 به این معنی است که مسوولان کشور تصمیم گرفتهاند، خود را از نظر اقتصادی توانا کنند بهطوری که جایگاه اول را در منطقه به دست بیاورد. ایران جنگیدن با دشمن را در دوران جنگ یاد گرفته و از آن زمان تاکنون مراقب دشمنان بوده است و از نظر نظامی برای جنگ احتمالی خود را آماده کرده که در صورت وقوع چنین اتفاقی، بتواند واکنش مناسب را بدهد تا دشمن در همان مرحلهی اول پشیمان شود و به اقدام خود ادامه ندهد.
ایران امروز دشمن منطقهای ندارد
علایی در پایان خاطرنشان کرد: ما امروز دشمن منطقهای نداریم و با سیاستهای ایران تمامی دشمنانی که در اطراف ایران بودهاند، از بین رفتهاند و تنها مساله، دشمنان فرامنطقهای هستند که روزی از طریق صدام اقدام کردند و امروز مجبورند خودشان به صحنه بیایند؛ البته امروز آنها هم در شرایطی نیستند که بتوانند اقدام نظامی علیه ایران انجام دهند.