به گزارش فارس، همه به دنبال این هستند تا ببینند رمز بقاء و پیروزی حزبالله لبنان چیست؟ چطور یک چنین جنبشی توانست سه بار متوالی ارتش رژیم صهیونیستی را که ادعای شکست ناپذیری داشت، شکست دهد؟ و اکنون بدون امضاء موافقتنامهای و صرفا در قالب مذاکراتی غیر مستقیم و بدون قبول پیش شرطی تمامی اسراء و اجساد شهدای لبنانی را در قبال دو جسد نظامی صهیونیستی باز پس گیرد؟
چهارشنبه گذشته تبادل اسراء و اجساد شهدای لبنانی در قبال دو جسد نظامی رژیم صهیونیستی برای بار سوم پیروزی فوقالعادهای را برای حزبالله و لبنانیها رقم زد.
لبنانیها پیشتر نیز طعم دو پیروزی دیگر را نیز چشیده بودند. اولین پیروزی زمانی رقم خورد که نیروهای مقاومت با مقاومت دلیرانه خود موفق شدند در سال 2000 نیروهای اشغالگر اسرائیلی را مجبور به ترک جنوب لبنان (به استثنای مزارع شبعا) کنند.
دومین پیروزی نیز جنگ 33 روزه لبنان بود. حزبالله در طول 33 روز و در شراطی که تمام دنیا به غیر از ایران و سوریه 24 ساعت علیه آن بودند، در مقابل چشمان حیرتزده جهانیان رژیم صهیونیستی را که دارای چهارمین ارتش دنیا است، شکست داد.
رمز بقای حزبالله و پیروزیهای پی در پی آن را عناصر متعددی تشکیل میدهد اما در این میان عاملی خود نمایی میکند که در کمتر ارتشی در دنیا وجود دارد.
یکی از رموز اصلی بقای حزبالله را باید در این جمله جستجو کرد: "ایمان به خدا". همین عبارت سه واژهای باعث شده است که نیروهای حزبالله بتوانند 20 سال در مقابل ارتش چهارم دنیا بایستند و اسطوره شکست ناپذیری آنها را به هیچ تبدیل کنند.
این تجربه همواره وجود داشته است که هرگاه گروههای مقاومت مختلفی که در طول تاریخ میخواستند عملیاتی را علیه دشمن انجام دهند به مرور زمان یا از مقابل دشمن فرار میکردند و یا خسته شده، دست از این کار برداشته و به خانههای خود باز میگشتند.
عامل "ایمان و اتکای به خدا" باعث شده است که حزبالله از همان سالهای 1981 و 1982 میلادی که شکل گرفت تا همین لحظه با همان روحیه پیش برود. این شرط لازم برای جنگ با این دشمن (رژیم صهیونیستی) بود.
یکی از منابع موثق حزبالله در این باره میگوید: «حزبالله آنقدر فضای معنوی و روحی عالی دارد که اگر صد بار هم این جنگ رخ دهد باز هم میتواند تحمل کند. واقعا این را لمس میکنیم و میبینیم. در جنگ 33 روزه که مصادف با ماه رجب و شعبان بود 90 درصد نیروهای مقاومت حاضر در جنگ روزه بودند. اکنون مجدد حاضرند آن مقاومت 33 روزه را تکرار کنند و از لبنان دفاع کنند.»
وی اظهار داشت: «ایمان به خدا و و شجاعت نیروهای حزبالله را میتوان در آن جنگ به عینه ملاحظه کرد. در "بنت جبیل" که به تنهایی بیشترین حملات را در جنگ 33 روزه به خود دیده است تنها بین 10 تا 25 تن از نیروهای حزبالله مستقر بودند. این تعداد نیروها هنگام تجاوز نیروهای اسرائیلی به این منطقه اقدام به جمع کردن آنها در یک جا مانند گله گوسفند میکرد و سپس آنها را می کشت و زیر پاهایشان قرار میداد.»
بسیاری از نظامیان صهیونیستی هنگام شنیدن صدای نیروهای مقاومت از رو در رویی با آنها میگریختند و خیلی از نظامیان اسرائیلی از پشت گلوله میخوردند و بعد از جنگ نیز صهیونیستها خود به این مسئله اذعان داشتند.
نیروهای حزبالله با همان ایمان به خدا و تدبیر و مدیریت در طول جنگ توانستند ارتباطات لب مرز تا داخل (بیروت و بقاع) را حفظ کرده و مهمات را منتقل کنند. خود اسرائیلیها از این اقدام آنها شگفتزده شده بوده بودند.
این جمله را که "اسرائیل شکست ناپذیر است" سالها تزریق کرده بودند. به لبنانیها اعلام کرده بودند که آنها ضعیف هستند و گفته بودند که به غیر تسلیم شدن راهی برای آزادی اسراء آنها وجود ندارد. اما حزبالله این مقوله را شکست داد و توانست با گرفتن دو اسیر این اسراء را بدون قید و شرط آزاد کند.
هدف جنگ 33 روزهای که اسرائیل آغازگر آن بود پس گرفتن دو اسیر نظامی خود بود اما این شرط نه تنها محقق نشد بلکه به تحقق هدف سید حسن نصرالله که آزادی اسراء لبنانی بود و اعلام کرده بود که این دو اسیر را نمیدهد مگر به مذاکرات غیر مستقیم و آزادی و اسراء لبنانی، تن داد.
در این مبادله دیگر هیچ اسیر و جسد شهید لبنانی در اسرائیل باقی نماند. لبنان به عنوان اولین کشور عربی است که بدون امضاء توافقنامهای و تن دادن به قید و شرطی اسراء و اجساد شهید خود را از رژیم صهیونیستی باز پس گرفت.
آمریکا، اسرائیل و برخی کشورهای عربی بعد از سال 2004 و آزاد سازی لبنان به دنبال برنامهریزی برای از میان برداشتن حزبالله بودند. بر اساس برنامهریزی آنها جنگ علیه حزبالله قرار بود در اوت 2006 انجام شود. قرار بود زمانی که سیدحسن نصرالله سخنرانی میکند در ملاء عام رژیم صهیونیستی محل سخنرانی را بمباران و سپس به لبنان حمله کند.
آنها به دنبال بهانه بودند، این بهانه گرفتن دو اسیر توسط حزبالله بود.آنها جنگ را شروع کردند. 75 درصد از روستاهای مرزی لبنان با خاک یکسان شده است. ضاحیه با خاک یکسان شده است. در طول 33 روز، 24 ساعته دنیا (به غیر از سوریه و ایران) علیه حزبالله بود. همه امکانات نظامی علیه حزبالله بود.
یک میلیون و 200 هزار شیعی آواره شدند. مزدوران بسیاری از کشورهای مختلف و حتی لبنانیها در لبنان سرازیر شدند تا علیه حزبالله اطلاعات جمعآوری کنند اما با این شرایط حزب الله باز هم پیروز شد و تا آخرین روز همان تعداد موشک به سمت رژیم صهیونیستی شلیک شد که در روز اول شلیک میشد.
حزبالله در کنار "ایمان به خدا" و روحیه فوقالعاده معنوی خود دارای مدیریت و برنامهریزی بسیار خوبی است. در زمینه نظامی حزبالله نگفت که ما میخواهیم با چوب و شمشیر با اسرائیل بجنگیم بلکه گفت ما باید حتی المقدور فنون نظامی را یاد بگیریم و از آن استفاده کنیم.
حزبالله اکنون به جایی رسیده که توانست در جنگ 33 روزه علیه اسرائیلیها استراق سمع کند و بداند که در طی 33 روز جنگ در میان اسرائیلیها چه میگذرد و آنها چه برنامهای دارند.اما این رژیم نه تنها نتوانست از حزبالله استراق سمع کند بلکه با لحظه تبادل اسراء نمیدانست که دو اسیرش در همان روز نخستین کشته شدهاند.
حزبالله نه تنها از رژیم صهیونیستی شکست نخورد بلکه یک قدم جلوتر رفت و اسلحه دست دشمن را ساقط کرد. این پیروزی فوقالعاده نیز از همین بابت است.
در جنگ اعراب با اسرائیل که 6 روز طول کشید، در سه روز اول چهار کشور عربی شکست خوردند و در سه روز دوم رفتند و با اسرائیل مذاکره کردند اما در جنگ 33 روزه اسرائیل حتی نتوانست یک کیلومتر از خاک لبنان را اشغال کند.