ترجمه: سارا معصومی
در اوت ۱۵۱۷ میلادی یک کشیش آلمانی به نام «مارتین لوتر» (Martin Luther) وقتی در شهر روم بود از شکوه و جلال دربار پاپ و سوءاخلاق روحانیون ایتالیا سخت برآشفت. مدت کوتاهی بعد از این پاپ لئون دهم که برای تعمیر و اتمام بنای کلیسای سنپیر پول کافی نداشت بر آن شد که به وسیله عفو گناههای افراد مختلف پولی به دست آورد تا به مصرف تعمیر کلیسای سنپیر برساند. او ناگهان اعلامیهای دید که از جانب پاپ بر در و دیوارها نصب کردهاند و در آن نوشته شده است که افراد میتوانند با دادن پول به دفتر پاپ جهت تعمیر کلیسا، علاوه بر آنکه گناهانشان بخشوده میشود در عالم برزخ به غضب الهی دچار نخواهند شد و در آن وادی شاد و خشنود خواهند شد و در نتیجه به بهشت خواهند رفت.
لوتر با دیدن این اعلامیه در کوچهها و بازارهای شهر روم برای مردم سخنرانی کرد و اعلام کرد که پاپ حق بخشش گناهان را ندارد، فقط خداوند است که میتواند گناهان انسانها را عفو کند و او میگفت که فقط انجیل را باید معتبر شمرد و برای نجات یافتن همان بس که انسان به مسیح ایمان داشته باشد. ابتدا پاپ به این اعمال لوتر اعتنایی نکرد و به خیال ایجاد اختلاف بین کشیشها موضوع را جدی نگرفت ولی وقتی لوتر روی عقاید خود پافشاری کرد پاپ تکفیر نامهای را علیه او منتشر کرد.
اما مارتین لوتر در کلیسای «وی تم برگ» تکفیر نامه را پاره کرد و سپس در آتش انداخت (۲۰ دسامبر ۱۵۲۰) و به این طریق رشته رابطه پاپ با لوتر از هم گسست.
او مدعی بود که میتوان انجیل را به هر زبانی ترجمه کرد و لازم نیست که حتما انجیل به زبان لاتین نوشته شود و کشیشان بایستی برای جلوگیری از بروز فساد در دستگاه کلیسا ازدواج کنند. به علت اینکه مارتین لوتر به پاپ که رئیس کاتولیکها بود در مورد اجرای مقررات دینی اعتراض یا پروتست داد به مذهبی که او آورد، پروتستان protestant (اعتراضیون) میگویند البته پروتست (اعتراض) در زمینه دیگری هم بود.
در آن زمان شارلکن امپراتوری که بر اسپانیا و آلمان حکومت میکرد قصد داشت که لوتر را که به وسیله یکی از شاهزادگان ساکسونی آلمان در قلعه «وارتبورگ» (Wart burg) واقع در آلمان پنهان کرده بود، دستگیر و تسلیم پاپ نماید تا پاپ او را بسوزاند ولی عده زیادی از شاهزادگان آلمانی و مردم که طرفدار «رفرماسیون» (Reformation) یا اصلاحات مذهبی بودند نسبت به دستگیری لوتر اعتراض کرده و عصیان بر ضد کلیسای کاتولیک روم را آغاز کردند که در واقع یک پیام و شورش عمومی بر ضد فساد کلیسا به شمار میرفت.
لوتر در مدتی که در آلمان پنهان بود انجیل را به زبان آلمانی ترجمه کرد. با توجه به این مقدمه میخواهیم بدانیم که آیا این عکسالعمل لوتر اولین جرقهای بود که بشکه باروت کلیسای کاتولیک را منفجر کرد و یا اینکه قبل از او نیز کسانی بودهاند که در واقع الهامبخش لوتر و در واقع پروتستهای اولیه و اعتراضات نخستین علیه پاپ بودهاند.
ریشههای جنبش پروتستانی
ریشههای جنبش اصلاحطلبی و اعتراض در رفرم دینی را میتوان در اقدامات «جان ویکلیف» مصلح دینی انگلیس (1384 ـ 1320) و «ژان هوس» (Jonh Huss) اهل بوهم در چک واقع در مرکز اروپا دانست. جان ویکلیف یک کشیش انقلابی بود که کتاب مقدس را به انگلیسی ترجمه کرد تا مردم خود بخوانند و دریابند و آنچه را کلیسا میگوید کورکورانه نپذیرند. او ضمنا رسالاتی در باب فساد در کلیسا نوشت که بعد از مرگش سوزاندند و از میان بردند. چون دست کلیسای روم به او نمیرسید نتوانستند او را به دادگاه کلیسا بکشانند.
در ۱۴۱۱ یعنی ۳۱ سال بعد از مرگش زمانی که ژان هوس اهل چک را به سبب مخالفت با کلیسا مجازات میکردند طبق تصمیم شورای کلیسای روم استخوانهای ویکلیف را از گور درآورده و سوزاندند. در ۱۹۳۶ یک دانشمند چک به نام «ژان هوس» یک رشته سخنرانی در دانشگاه پراگ ایراد کرد که پایه اش همانند سخنان ویکلیف بود. هوس رئیس دانشگاه بود و سخنان او کلیسا را سخت برانگیخت و برآن شد که او را در ۱۴۱۲ تکفیر کند. در شهر کنستانس سوئیس شورایی از اسقفهایی تشکیل شد که از روم آمده بودند. پادشاه آلمان به شرط تضمین جان ژان هوس او را به کنستانس فرستاد.
در شورای مذهبی کنستانس از او خواسته شد که توبه کند ولی او از عقاید خود دست نکشید.لذا در ۱۴۱۵ زمانی که استخوانهای ویکلیف را میسوزاندند ژان هوس را هم زنده سوزاندند با آنکه ژان هوس زنده سوزانده شد ولی افکارش زنده بود و منجر به شورشهایی شد که شورای تفتیش عقاید انکیزیسیون، همه مخالفان دستگاه کلیسا را مجازات کرد. فردی مثل لوتر با توجه به مبارزاتی که قبلاً در این زمینه شده بود دست به اقدام زد.
لوتر و شخصیت او
لوتر در سال ۱۴۸۳ در «ایس لبن» (Eislebebn) یکی از نواحی ایالت ساکس آلمان به دنیا آمد. پدرش کارگر معدن بود. لوتر در آغاز تحصیل ناچار شد مانند اکثر طالبان علم که بیبضاعت بودند به کارهای سخت تن در دهد. اما اندکی بعد مردی خیرخواه مخارج او را در دارالفنون «ارفورت» (Erfurth) به گردن گرفت و لوتر در آن مدرسه به تحصیل فلسفه و حقوق و ادبیات و موسیقی پرداخت. در ۲۲ سالگی یک روز هنگامی که گردش میکرد ناگهان هوا توفانی گشت و رعد و برق شد. لوتر در آن حالت وحشت و اضطرابی که داشت نذر کرد که اگر از خطر نجات یابد صومعهنشین شود و برای کلیسا خدمت کند.
پس از مدتی در ۱۷ ژوئیه ۱۵۰۵ به صومعه فرقه آگوستین در «وی تم برگ» (Wite Mberg) رفت و به کسب معلومات دینی پرداخت تا آنکه به رتبه کشیشی نال شد. علم و فصاحت او به حدی رسید که مقام استادی حکمت الهی در دارالفنون «ارفورت» را کسب کرد. لوتر مردی حساس و بلند فکر بود. اما همیشه اضطرابی درونی داشت و پیوسته از گناه و شیطان و از عدل خداوندی میترسید و بیم داشت کشیشی که به رسم کاتولیکها اعترافات او را میشنید میکوشید که خاطر مشوش او را آرام سازد و او را به عنایات الهی امیدوار سازد.
او به این نتیجه رسید که باید به عیسی(ع) امیدوار بود که تسلی بخش است و هراس را از دلها میزداید و به این گفته «سن پل» (Saint paul) حواری امیدوار شد که میگفت: «انسان عادل و با انصاف نجات یافته ایمان خویش است.» و چون به این گفته سن پل بسیار تاکید میکرد اتکای او به حضرت مسیح بیشتر میشد. از این جهت بود که گفت انسانها فقط باید به مسیح و اعمال او اعتقاد داشته باشند. او در آلمان پیروان زیادی پیدا کرد. لوتر برای آنکه عقاید خویش را مدرن سازد یکی از شاگردانش را به نام «ملانش تون» (Melanchton) مامور ساخت تا عقایدش را منتشر کند.
ایجاد وضعیت جدید در اروپا
بر اثر انتشار عقاید لوتر اختلافات مذهبی در اروپا به قدری رشد یافت و زیاد شد که عاقبت اروپای غربی را از لحاظ مذهبی مانند جهات سیاسی به دو قسمت و دو اردوگاه تقسیم شد. کلیسای قدیم یونانی و ارتدوکس روسیه و شرق اروپا خود را از این اختلافات دور نگهداشت. از نظر پیروان آن کلیسا، خود کلیسای روم هم از جاده اعتقاد حقیقی نسبت به مسیح به کلی دور و منحرف شده بود. اندکی نگذشت که یک فرد مذهبی سوئیسی به نام «اولریش تسوینگلی» طرفدار لوتر گردید و سپس در فرانسه «ژان کالون» (1564 ـ 1509) به صورت موثرترین اصلاحگر پروتستان درآمد. عقاید لوتر و کالون با آنکه پروتستانتیسم بود با یکدیگر تفاوت داشت.
کالون عقیده داشت که کلیسا باید از اعمال کاتولیکی خود پیراسته گردد. پیروان کالون از اسقفها نفرت داشتند و خواستار برکناری آنها بودند. به همین سبب به پیروان کالون «پیوریتان» (purintan) یا صاحب مذهب خالص میگویند که از هرگونه پیرایهای به دور است. کالون مرکز فعالیت مذهبی خود را در سوئیس قرار داد. لوتر در ۱۵۲۶ وفات نمود اما جنگ مذهبی بین طرفداران پروتستان و کاتولیک در اروپا در چندین مرحله آغاز شد. ولی در انگلستان نه تنها جنگی رخ نداد بلکههانری هشتم از اوضاع آشفته کلیسای کاتولیک استفاده کرد و مذهبی آورد که رئیس آن را خودش تعیین میکرد.
در انگلستان پادشاه چندزنه یعنیهانری هشتم از فرصت استفاده کرد و با پاپ مخالفت کرد و جانب پروتستانها را گرفت. به قول نهرو در نگاهی به تاریخ جهان هانری هشتم از این جهت حامیپروتستانها شد که میخواست جانب خودش را بگیرد. او به املاک وسیع کلیسا در انگلستان چشم داشت و پس از آنکه روابط خود را با کلیسای روم قطع کرد تمام دارایی و املاک گرانبهای کلیساها و صومعهها و سازمانهای مذهبی را توقیف و مصادره کرد.دلیل خصوصی و شخصی قطع رابطههانری هشتم با پاپ روم این بود که او میخواست همسرش کاترین را طلاق دهد و با زن تازهای ازدواج کند و پاپ بر طبق مقررات کلیسای روم با این امر موافقت نمیکرد.
هانری هشتم در ۱۵۳۴ استقلال مذهبی انگلیس را اعلام کرد و دستور داد که سراسقف کلیسای کانتربوری انگلیس را به دستور او تعیین کنند. او به رغم نظر پاپ زوجه خود کاترین را طلاق داد و با «آن بولین» (Anne Boleyn) ازدواج کرد و مذهب مستقلی به نام «انگلیکان» (Anglican) ایجاد کرد که مقررات آن آمیزهای بود از آئین کاتولیک، پروتستانهای لوتری و عقاید مذهبی کالون. پروتستانهای فرانسه را که عقایدشان مخلوطی از عقاید لوتر و کالون بود به نام «هوگو نت»(Hugue Notes) میگفتند.
جنگهای مذهبی در اروپا
از ۱۵۶۴ تا ۱۶۴۸ یعنی در مدت ۸۵ سال هر یک از ممالک فرانسه و آلمان و به فاصله ۲۵ سال یک رشته جنگهای مذهبی واقع شده که مدت دوام هر یک از آنها ۳۰ سال بوده است. جنگهای ۳۰ساله فرانسه از ۱۵۶۲ تا ۱۵۹۲ و جنگهای ۳۰ساله آلمان از ۱۶۱۸تا ۱۶۴۸ طول کشید و فقط بین این دو رشته جنگهای مذهبی ۵۲ سال فاصله بوده است.در نتیجه رویارویی عقاید لوتریها وکالونیها با کاتولیکها در فرانسه منجر به جنگهای خونینی شد که در نتیجه در ۱۵۶۲ یعنی در زمان سلطنت شارل نهم به تحریک ملکه مادر یعنی «کاترین دومدیسی» در ۲۴ اوت ۱۵۷۲ در روز «عید بارتلمی» (Saint Barthelmy) عده زیادی پروتستان و هوگونت قتلعام شدند تا آنکه در زمان سلطنتهانری چهارم در ۱۳ آوریل ۱۵۹۸ به وسیله فرمان نانت آزادی مذهب پروتستان اعلام شد.