تاریخ انتشار : ۲۷ آبان ۱۳۸۷ - ۰۹:۱۲  ، 
کد خبر : ۴۰۶۷۴
سیره عملی و نظری امام(ره) در گفت‌وگو با رسول منتخب‌نیا

امام یک تفکر و اندیشه است نه یک شخص


*با تشکر از فرصتی که در اختیار ما نهادید. به عنوان اولین سئوال می خواستم بدانم رمز زنده بودن نام و یاد امام بعد از گذشت 19 سال از رحلت ایشان چیست؟
**در پاسخ به این سوال به نظرم می رسد که باید در ابتدا یک مقدمه ای را بیان کنم. مقصود ما از امام(ره) این است که امروز ، امام (ره) در جهان معاصر به عنوان یک تفکر ،اندیشه و جهان بینی مطرح هستند، نه به عنوان یک شخص، بلکه به عنوان یک نوع نگاه به زندگی و جهان ، نگاه به حکومت ، نگاه به مردم . امام را باید از این زاویه ببینیم ، چرا اگر نگاه به عنوان شخص باشد، چه بسیار افرادی که در زمینه عرفان ، علم و سیاست آمدند و رفتند ، چه بسیار افرادی که منشاء خیر شدند و کارهای بزرگی انجام داده اند، امّا امروز از آنها فقط یک نام مطرح است . امّا امام یک فرد نیست، هنر بزرگ امام این بود که توانسته بود از متن اسلام ، قرآن و روایات، با تکیه بر قدرت بسیار بالای فکری و علمی و بر اساس شناخت عمیقی که نسبت به ضرورت های جامعه بشری داشتند، یک اندیشه و نظام فکری تولید کنند.
در این نظام فرهنگی جدید، شاهد یک نوع دید وزین و جدید به جامعه بشری هستیم. این نگاه کهنه نمی شود و در انحصار یک فرد قرار نمی گیرد.
روشی کاملاً منطقی و عاقلانه و منطبق با ضرورت ها و خواسته های بشری و کاملاً مبتنی بر مبانی کلامی و اعتقادی و فقهی و اصول و موازین اخلاق است. مسلم است که این نگاه جاودانه می ماند و کهنه نخواهد شد. ما امام را این گونه می بینیم بر خلاف بعضی ها که امام را به صورت شخصی ممتاز و نابغه و یک مصلح بشری در زمان خاص می دانند.
ما معتقدیم این اندیشه علاوه بر اصلاحات و اقدامات ماندگار ایشان تا ابد منجر به تولید آثار و برکات زیادی خواهد شد.
*جایگاه مردم و نقش آنان در سرنوشت کشور در دیدگاه نظری و عملی امام چگونه بود؟
**با توجه به این نکته که امروز خیلی ها به نام امام و پیروی از آن بزرگوار رای مردم را تزئینی می دانند. در حالیکه در مواضع و سخنان گذشته آنان چیز دیگری می گوید.
در زمان امام جماعتی بودند که نگاه ما را داشتند و خود من به عنوان یک مهره کوچک در این جریان گسترده بودیم و تمام وجومان عشق به امام بود و هست و با عشق به امام زنده هستیم و با ارادت به او زندگی می کنیم.
در این جریان خواص بودند ، کسانی بودند که ارتباط نزدیکی با امام داشتند و هر لحظه ارادتشان افزایش می یافت.
از طرفی خیل عظیم مردم و به عبارتی اکثریت قریب به اتفاق آنان هر چند که نزدیکی ظاهری را با امام نداشتند ولی مجذوب و شیفته امام بودند. حالا این جاذبه چه بود و از چه مقوله ای بود بحث دیگری است. نقطه مقابل جماعتی بودند از خواص و سیاستمداران که نگاه دیگری داشتند. انقلاب را قبول داشتند اما امام را قبول داشتند به این عنوان که کشور را اداره کند و رهبری نماید . اما همان زمان به امام نگاه نقادانه داشتند و به خودشان اجازه دادند که فراتر از امام نگاه کنند و ایشان را نقد کنند و اگر قدرت داشتند مخالفت کنند و اگر نداشتند با اکراه می پذیرفتند.
حتی در مواردی این افراد اعتقاد خودشان را به مرحله بروز رساندند. فرض کنید امام تصمیمی می گرفتند در ارتباط با مسائل مختلف، بطور مثال در یک مقطعی امام مصلحت دیدند که در روابط با ابرقدرت ها تغییراتی شود ، این گروه در آن زمان سیاست امام را زیر سوال بردند. امام بعد از کشتار مکه فرمودند، اگر از صدام بگذریم از آل سعود نمی گذریم ، خواص انتقاد کردند.  در رابطه با دولت مهندس موسوی که مورد علاقه و حمایت امام بود و امام ایشان را فردی متدین و نیرومند می دانستند، جمعی از سیاسیون تفکر او را قبول نداشتند و با تمام قوا کارشکنی می کردند و مقابله داشتند . وقتی امام از او حمایت کردند، ترتیب اثر نمی دادند ، بلکه بر امام هم دهن شکنی می کردند . جملات آنها در تاریخ ثبت و ضبط شده است. در مجلس ، یکی از این افراد بلند شد و فریاد زد از جماران برای ما پوز بند بیاورید و یا آن هایی که در برابر امام نوشتند تغییر دولت به صلاح نیست و 99 نفر به دولت رأی منفی دادند.
و یا در مورد جنگ برخی از آقایون با طرح سئوال از ولایتی قصد داشتند سیاست های امام را زیر سئوال ببرند که خاطرم هست امام در نامه ای به آن ها نوشت ، لحن شما از اسرائیل بدتر است.
البته گاهی جرأت حمله به امام را نداشتند و به احمد آقا حمله می کردند و می گفتند این اقدامات ناشی از احمد آقا است . یادم می آید در آن زمان امام در یک سخنرانی که نوارش هم پخش شد با اشاره به محافلی که این سخنان مطرح شده بودند فرمودند ، که نظر اینها احمد نیست، من هستم، نگذارید بگویم چه کار هستید.
یکی از محور هایی که امام به شدت روی آن تکیه می کرد و در همان زمان عده ای مخالف بودند ، نگاه و نقش مردم بود . امام معتقد بود بعد از خدا باید به مردم نگاه کرد تا رضایت مردم نباشد رضایت خدا حاصل نمی شود. اگر در مورد مسئولان شهر یا منطقه ای می خواستند تصمیم بگیرند ، بر مبنای نظر مردم عمل می کردند ، ایشان به شدت به معیار مردم توجه می کردند ، انتخابات را فوق العاده اهمیت می دادند و این اهمیت ظاهری نبود ، عینی و حقیقی بود. مشروعیت نظام و مسئولان را متوقف به رأی مردم می دانستند در رابطه با شخص خودشان هم تأکید داشتند اگر اقدامی کنم بواسطه این است که مردم مرا قبول دارند، نه اینکه مرجع تقلید هستند یا ولی فقیه.
امام می توانستند بعد از پیروزی انقلاب، با حمایت مردمی که داشتند نظام جمهوری اسلامی را اعلام کنند ولی فرمودند مردم باید رأی دهند.
در خصوص قانون اساسی هم در مورد تدوین کنندگان و هم در مورد تصویب نهایی آن مردم باید رأی دهند و بعد ایشان رأی مردم را تنفیذ می کردند و یک آمیزه ای از رأی مردم و ولایت و نظر کارشناسان را پیاده می کردند. در مواردی در برخی انتخابات ها، فردی که امام قبول نداشتند پیروز می شدند و امام علی رغم میل باطنی خود به رأی و نظر مردم توجه می کردند.
نهضت آزادی ها و ملی مذهبی ها در دور اول مجلس بودند و بسیاری از چهره های شاخص آنان منتخب مردم در مجلس اول بودند . صباغیان ، بازرگان ، معین فر و ... در مجلس اول بودند ، امام اجازه نمی دادن حق اینها ضایع شود .
در انتخابات دور سوم ، شورای نگهبان در صدد ابطال انتخابات تهران بود امام فرمودند ، بررسی شود و بررسی کردند وقتی دیدند مشکل ندارد دستور دادند تأیید شود.
در همان زمان عده ای درصدد کمرنگ کردن حضور مردم بودند در آن موقع یکی از بزرگان اعلام کرد دانشجویان و دانشگاهیان نباید دخالت کنند و فقط روحانیون باید اعلام نظر کنند امام وقتی این را شنیدند فرمودند ، این چه حرف هایی است که زده می شود، همه یکسان هستند . حتی در مورد جنسیت عده ای دنبال حذف زنان از مجلس بودند و باز امام مخالفت کردند . این جریان از همان زمان به نگاه مردمی امام انتقاد داشتند ولی جرأت بیان نداشتند . و چون قدرت نداشتند نتوانستند انتخابات را تا این حد به شکل دیگری در بیاورند ، البته اگر می توانستند انجام می دادند. خاطرم هست در شیراز که من رأی مطلق آورده بودم و بیش از دو سوم شرکت کنندگان به من رأی داده بودند ، قصد ابطال داشتند ، نامه ای به حضرت امام نوشتم و توضیح دادم ، ایشان ذیل نامه من دستور دادند بررسی شود و نگذارند حق کسی ضایع شود.
جملات متعددی از امام مبنی بر اینکه مردم صاحب انقلابند ، میزان رأی ملت است و... در تاریخ موجود است.
امروز اگر گروهی قدرت گرفته که مردم را تزئینی می خواهد ، در غیاب امام است . متاسفانه این جریان خطرناک ، امروز قدرت گرفته است و در بین سیاسیون و بخشی از نظریه پردازان وجود دارد . اینان نقشی برای مردم قائل نیستند و انتخابات را تزئینی می خواهند ؛ و این برخلاف نگاه امام است. بر خلاف خواست مردم و انقلاب است ، مخالف روح قانون اساسی و جمهوریت و اسلامیت است و متأسفانه امروز در برخی ارکان نظام رخنه کرده اند.
این ریشه و طیف فکری در آن زمان بوده و تفاوتش با حال حاضر آن است که در آن زمان متهم به مخالفین خط امام بودند و امروز خودشان را پرچمدار خط امام معرفی می کنند . و با همان اندیشه و پرچم امام دارند بر خلاف مسیر امام حرکت می کنند و به تعبیر دکتر شریعتی مذهب علیه مذهب است . در همان چند ماه بعد از رحلت امام تعدادی از همین طیف فکری ، عجله کردند و تصور کردند به سرعت می توانند ، نامه امام را پاک کنند . در مجلس برخی از این افراد تند بلند شدند و فریاد زدند ، امام از بین رفته و دیگر نام او را نبرید و بگوئید رهبر فقید.
*اصلاح‌طلبان حدود 10 سال صاحب قدرت بودند.یک ضلع آن یاران دیرین حضرت امام بودند و ضلع دیگر کسانی بودند که شاید کمترین نسبت را با امام داشتند. تا جاییکه فردی آمد و موضوع به تاریخ سپرده شدن اندیشه های امام را مطرح کرد. به نظر شما نسبت جریان اصلاحات با امام چیست؟ و چگونه می توان این مرز ها را تبیین کرد؟
**البته باید در خود جریان اصلاحات این مسئله حل شود . فصل ممیز ما و رقبای ما ، چه درونی و چه بیرونی ، چه اصولگرا و اپوزیسیون خارج از کشور، امام و تفکر امام است . هویت ما ، مشروعیت ما و تابلو ما در داخل و خارج خط امام است . این را همه باید یادمان باشد . همه سر سفره امام نشسته ایم و وام دار امام هستیم . حتی آنهایی که امام را نمی پذیرند وام دار امام هستند.
ما با همان مقدمه که گفتیم بر مبنای اندیشه امام کار می کنیم ، البته مغالطه نشود امام غیر معصوم بود و ممکن است جایی دستور داده باشند و بعد نظرشان عوض شود، ما کار به جزئیات نداریم ، دنبال اندیشه و سیره عملی امام هستیم نه حکم شخصی . ممکن است در جایی در انتخاب افراد نظری داشته باشند و بعد آن فرد اشتباه کند و یا فتوا بدهند و بعد نظرشان عوض شود ، منظور از تفکر و خط امام آن نیست .
جریان های اصلاح طلب باید امام را در سمت گیری و انتخاب مسیر خود در نظر داشته باشد . ابتدا با همان قرائت امام باید تعریف کنیم ، که اصلاحات چه می خواهد و دنبال چیست . اصلاحات واقعی در جامعه ما عبارت دیگر خط امام است ، یعنی اصلاح آنچه از خط امام عدول کرده است . و از اجرای دستور امام عدول شده است . اصلاحات یعنی بازگشت به همان روش و شیوه و سیره عملی امام (ره) .
اگر اصلاحات این گونه تعریف شود ، وضع ما روشن است با این دید هیچ اصلاحی طلبی نگاه به خارج ندارد . در این نگاه تئوریسین اصلاحات، امام است و نه کس دیگر . و همه باید در راستای تئوری امام عمل کنیم . من باز هم تأکید می کنم این به معنای شخصی محوری نیست ، مغالطه نشود این موضوع اندیشه محوری است .
در این شرایط مرز ما با رقبا مشخص می شود و هم مرز ما با کسانی که دم از اصلاحات می زنند و اعتنا ندارند روشن می شود.
اگر مردم اصلاحات را با این دید ببینند ، به اصلاحات عشق می ورزند. بعد از گذشت 19 سال از رحلت امام هنوز محبوب ترین چهره میان مردم امام است ، هنوز عشق به امام در میان توده ها موج می زند که این سرمایه بزرگی است که ما داریم .
ملت دنبال این است که ببینند چه کسی دنبال روی واقعی امام است.
اصلاح طلبانی که دم از امام می زنند باید بدانند که خط امام را برای نان خوردن و مقام مطرح نکنند. واقعاً اگر امام را قبول داریم، اگر مردم این صداقت را در ما مشاهده کنند ، بخاطر عشق و ارادت به امام مجدداً به این سو حرکت می کنند. اگر ببینند بعضی دارند برخورد ابزاری می کنند همه ما را محکوم می کنند. لذا اصلاح طلبان باید وضع خود را روشن کنند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات