تاریخ انتشار : ۲۷ آبان ۱۳۸۷ - ۰۹:۳۱  ، 
کد خبر : ۴۰۶۹۴
اندیشه‌های امام خمینی در حوزه فرهنگ، هنر و مطبوعات درگفت‌وگو با عبدالمجید معادیخواه

برای امام اصل برآزادی بود


 صدیقه داورزنی
*با توجه به اینکه شما در زمان امام سمت های مختلف فرهنگی از جمله وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی را عهده دار بوده اید دیدگاه امام درباره آزادی بیان و قلم در رسانه ها و محدوده این آزادی چه بود؟

**جمع بندی دیدگاه های حضرت امام در مورد آزادی بیان و قلم در مطبوعات دشوار است، به خاطر اینکه امام در شرایط متفاوتی در این زمینه صحبت کردند. یکی نگاهی بود که ایشان در پاریس و قبل از تاسیس جمهوری اسلامی داشتند. در آن دوره، مبارزه مردم به رهبری امام برای آرمان هایی بود که یکی از برجسته ترین آن آزادی بود.
یکی از شاه بیت های انتقادی ای که امام به رژیم گذشته داشتند، اختناق و سلب آزادی از مردم بود که به دفعات در موضع گیری های امام مشاهده می شود. در مقطع بعد از انقلاب اسلامی و بعد از تاسیس جمهوری اسلامی یک سری از فتنه ها شکل گرفت که نمونه بارز آن سوءاستفاده از آزادی بود؛ یعنی آزادی را علیه آزادی به کار گرفتن. طبعا این مساله زمینه ساز یک سری مسائلی شد که در مقطعی امام واکنش نشان دادند و فرمودند که دیگر روزنامه آیندگان را نمی خوانند.
*آیا این جمله امام محدودکردن آزادی بیان و قلم نبود؟
**نه، معلوم بود وقتی امام در آن شرایط اعلام کنند که روزنامه آیندگان را نمی خوانند، با محبوبیتی که امام داشتند دیگر برای روزنامه آیندگان امکان ادامه حیات وجود نداشت؛ کسی که بخواهد این دیدگاه ها را با هم جمع بندی کند من فکر می کنم برای امام اصل برآزادی بود. امام معتقد بودند که باید آزادی و امکان انتقاد از قوای حکومتی وجود داشته باشد. بارها و بارها ایشان برضرورت انتقاد و انتقادپذیری تاکید کردند ولی مشکل اساسی این است که متاسفانه آزادی از مقوله هایی است که حفظ و حراست و نگهبانی از آن نیاز به یک فرهنگ دارد که متاسفانه ما با این فرهنگ فاصله زیادی داریم و شاید بتواند گفت در مرز بیگانگی با این فرهنگ هستیم و مشکل اساسی در حقیقت این است. مطبوعات از زمان ناصرالدین شاه پیدا شد. از وقتی که مطبوعات به صورت آزادتر پا به عرصه حضور گذاشت و به مردم فرصت داده شد که در صحنه باشند متاسفانه مطبوعات ما در طول تاریخ یا در اختناق زندگی کرده یا در هیاهو بوده است. اگر کسی تاریخ مطبوعات را بررسی کند موارد کمی را پیدا می کند که قلم آزاد باشد و از قلم سوءاستفاده نشود.
هر وقت فرصتی فراهم شده که ما آزادی را تجربه کنیم هیاهویی شکل گرفته که خودش ناگزیر به فضای بسته منتهی شده است. مواضع امام در واقع ناظر برهمین مساله است، عمدتا انتقادهایی که امام به مطبوعات آن زمان داشتند، بخشی از اهل قلم با تهاجم بیگانه با جمهوری اسلامی بود. بالاخره زمانی که انقلاب به پیروزی رسید بر این نظام نوپا و تازه تاسیس، مشکلات فراوانی آوار شد و از هر سو بهانه هایی شکل می گرفت. در چنین شرایطی منصفانه نیست که عده ای از این فضا سوءاستفاده کنند، بلکه مردم باید خودشان تصمیم بگیرند و انتخاب کنند. من فکر می کنم بررسی این مساله یکی از اساسی ترین وظایفی است که مطبوعات بر عهده دارد و شاید در این زمینه مطبوعات نمره خوبی نداشته باشد. در بحث آسیب شناسی، نخبگان جامعه در رابطه با بحث آزادی بیان و قلم و بالاخره مطبوعات یک انتظار اساسی علاوه بر خبررسانی و بالابردن سطح آگاهی های اجتماعی مردم، بحث انتقاد است. انتقاد از نهادهایی که به شکلی در سرنوشت مردم نقش دارند، البته کم وبیش این کار را انجام می دهند اما کمتر دیده شده که مطبوعات به خودشان انتقاد کنند، یک نفر نمونه ای بیاورد که چقدر به صورت جدی بحث انتقاد جدی از مطبوعات را داریم؟ به عنوان مثال در حال حاضر هیاهوی فوق العاده پرسش انگیزی در یکی دو ماه اخیر درخصوص بت سازی از فریدون آدمیت در مطبوعات انجام شد، نمی خواهم وارد بحث فریدون آدمیت شوم بلکه می خواهم مساله را روشن کنم که بحث انتقاد از خود در مطبوعات کمتر دیده می شود. اگر به آثار فریدون آدمیت نگاه کنیم (جدا از کاری که در تاریخ انجام داد) آقای آدمیت خیلی منطقی موضع اسلام ستیزی داشت، اینقدر موضع ایشان شفاف و روشن در آثارش وجود دارد که نیازی به پرس وجو و بحث و بررسی ندارد. کتاب آخوندزاده نمونه بارز آن است. این کتاب ستایش و تجلیل از فردی است که پیشگام در اسلام ستیزی بود و در این زمینه هیچ حدومرزی نداشت. اگر کسی به اندیشه های ایشان نگاه کند متوجه می شود که آقای فریدون آدمیت هرگز پایبند به بی طرفی نبود. در این خصوص نمونه های خیلی روشنی داریم. البته من بی طرفی مطلق را مطرح نمی کنم. در تاریخ نگاری بی طرفی به معنای واقعی کلمه امکان پذیر نیست. هر کس قلم دست می گیرد دارای مواضعی است و مواضع آن تا حدی در نوشته هایش دخالت دارد. این نظر متفاوت از این است که فردی غیرمحدود و بی حساب یک موضع گیری خصمانه با یکی از جریان های اثرگذار در تاریخ کشورمان داشته باشد. جمهوری اسلامی که بالاخره یک نظام پایبند به اسلام است آیا درست است که مطبوعات جمهوری اسلامی چنین شخصی را بت سازی کنند؟ آیا این منطقی است؟ مطبوعات خیلی کم به انتقاد از خود می پردازند که خود دارند چه می کنند؟ به کجا می روند؟ فعل و انفعالاتی که در بحث آزادی در جامعه می بینیم، ریشه آن کجاست؟ آیا از همان واکنش های امام در خصوص بعضی از مطبوعات، آزادی سرچشمه نمی گیرد؟ یعنی آزادی بیان یک ضرورت است و در این مساله هیچ تردیدی نیست. امام هم بر این نکته تاکید داشتند و نظر و پایه فکری امام بر آزادی مطبوعات بود. اگر مواضع امام را در آزادی بیان و قلم بررسی کنیم، اصل بر آزادی بیان و قلم است و در این اندیشه امام شکی نیست. ولی نبودن فرهنگ آزادی امام را وادار می کرد موضع گیری کنند و این موضع گیری ها تاثیرگذار بود و منشا فعل و انفعالاتی شد که ما وارث همان فعل و انفعالات و موضع گیری ها هستیم. واقعا فرهنگ آزادی در ما ضعیف است تا اگر فرصتی در آزادی پیدا کردیم اصل را در استفاده از گفت وگو قرار بدهیم نه هیاهو.
*اما برخی مطالبی را به نقل از امام بیان می کنند و می گویند امام معتقد بودند باید قلم هایی که باعث انحراف در جامعه می شود را شکست. نظر شما در این رابطه چیست؟
**وارد بحث فرعی نشویم. اگر مواضع برخی روزنامه ها در این زمینه بخواهد بررسی شود، نمونه خوبی نیستند.اساسی ترین مساله این است که آزادی بیان و قلم ضرورت دارد و این یک اصل است. فراتر از مواضع امام راحل در نهج البلاغه سخنی از امام علی(ع) به یادگار مانده است که امروز هم می توان به آن افتخار کرد: هرگز جامعه ای از ستم پاکسازی نمی شود مگر آنکه در آن حق ضعیف از زورمداران بی لکنت بیان گرفته شود. اینکه امام علی(ع) عنوان می کنند بی لکنت زبان حق ضعیف از قوی گرفته شود، جزو آزادی قلم و بیان در روزگاری که ما در آن هستیم معنی می دهد. امام علی(ع) به مالک اشتر که فرمانروایی کشوری مانند مصر را داده بود اعلام می کنند در سرزمینی که تو فرمانروایی می کنی اگر به یک شهروند ستم روا شود او باید از حق خود بدون لکنت بیان دفاع کند. این یعنی اوج آزادی بیان و قلم. اگر گروهی به یک فرد و جمعی ستم کرد، باید دست کسی که قلم در دستش است نلرزد. بنابراین در اینکه اصل بر آزادی بیان است جای تردید نیست. اما بحثی که مطرح می شود این است که آیا ما فرهنگ این آزادی را بعد از این هم تجربه کرده ایم یا نکرده ایم که این مساله را پیچیده می کند.
*غیر از سخنانی که امام خمینی درباره روزنامه آیندگان داشتند آیا نمونه دیگری در این باره در مواضع امام خمینی وجود دارد یا نه؟
**در حدی که روشن است امام اجازه نمی دادند از آزادی بیان و قلم علیه منافع ملی استفاده شود. تعریف منافع برای امام با تعریفی که بعضی ها در حوزه منافع ملی دارند متفاوت بود. از نظر امام تضعیف اسلام و تهاجم به اسلام با منافع ملی صددرصد ناسازگاری داشت. جامعه ای مثل جامعه ایران که همه توان و قدرتش به مردم است و مردم باید در صحنه حضور داشته باشند تا این جامعه روی پای خود بایستد در چنین جامعه ای تضعیف کردن اسلام و تهاجم به اسلام صددرصد از نظر امام با منافع ملی ناسازگار است. آزادی ای که زمینه ساز نفی آزادی شود و ضربه زدن به منافع ملی با بهانه آزادی بیان و قلم آن چیزی بود که امام اجازه نمی دادند.
غیر از نمونه آیندگان مورد دیگری سراغ ندارم یکی، دو مورد امام نارضایتی هایی را از دو، سه رسانه اعلام کردند که آن رسانه ها رعایت کردند اما به طور کلی آنچه اتفاق افتاد به صورتی که ما در شرایط فعلی می بینیم نبود. در آن شرایط آنچه اتفاق افتاد این بود که آن آزادی ای که ابتدا بعد از انقلاب داشتیم محدود شد. بعد از پیروزی انقلاب به صورت مطلق هم قلم آزاد بود؛ این تجربه اول بود. بعد از مدتی سوءاستفاده از این فضا به شکلی شد که منجر به حالتی متفاوت گردید یعنی به اصطلاح برای اهل قلم خط مشی گذاشته شد و فضا متفاوت شد. جالب اینجا است زمانی که من وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی را به عهده گرفتم روزنامه های مجاهد و انقلاب اسلامی عملاتعطیل بودند، بدون اینکه از نظر قانونی مراحلی را طی کرده باشند. نماینده قوه قضاییه حاضر نبود تعطیلی روزنامه مجاهد را امضا کند نه به خاطر شهامت و نه به خاطر موانع آزادی فکری، بلکه می ترسد که با این امضا باعث ترور شود. شرایط غیر از آن چیزی است که در ذهن جامعه و حتی نخبگان است. وضع فعلی را با آن روز مقایسه نکنید آنچه امروز می توان گفت این است که آن فضای آزادی که بعد از پیروزی انقلاب به دست آمد، آن فضا، بسته شد و تغییر کرد و علت این تغییر هم متاسفانه سوءاستفاده ای بود که بعضی افراد کردند در نتیجه منشا بدی شد که آثار آن را در حال حاضر در چگونگی برخورد با مطبوعات رسانه ها و فرهنگ و... می بینیم.
*دیدگاه‌های امام در مورد فرهنگ و هنر چگونه بود؟
**در حوزه فرهنگ و هنر نیز امام همین مواضع را داشتند. اصولااین نگاه که درحال حاضر در جامعه وجود دارد مواضع امام نیست. ما به گونه ای با مواضع و دیدگاه های امام برخورد می کنیم که همه باید بنشینید امام به آنها بگوید این کار را بکنید، این کار را نکنید. بنده یک سال ونیمی که وزارت ارشاد را مدیریت کردم بدون اینکه یک بار از امام کسب تکلیف کنم و صددرصد آن مقطعی که به کارنامه ما مربوط می شد نظر امام مثبت بود. اساسا فرهنگی که اکنون ما در تعامل با امام در پیش گرفته ایم، فرهنگ غلطی است. در اصول از مواضع امام باید استفاده کرد اما در جزئیات آن باید عقلانیت و تکیه بر تجارب روز حاکم باشد و سعی شود در خط مشی کلی با اسلام و امام همسو باشد.
امام دستور برخورد هیچ روزنامه ای را نداد، چون امام با آن محبوبیتش عنوان کرد که دیگر این روزنامه را نمی خوانند بنابراین خودبه خود باعث می شد که این روزنامه از طرف جامعه و نهادها طرد شود.
*کلام آخر؟
**نبودن رسانه های مکتوب یعنی نابودی قلم که تاکید بر نقش و ارزش آن حرف اول قرآن کریم است. اگر به هر دلیل در وضع موجود شرایط مطبوعات چنان است که در آن شاهد شور و نشاطی نیستیم باید به رازورمزهای آن بیندیشیم نه اینکه این برجسته ترین نعمت های خداوند را نابود کنیم در این زمینه که امروز باید مطبوعات ما تلاش شان را به سمت و سوی خودانتقادی آغاز کنند نکته ای را در پایان یادآور می شوم. امام در همه کارها دخالت نمی کردند و چنین روشی هم نداشتند. این مساله که امام در هر مساله ای خود را دخالت دهند، خودش مخالف نظر امام است. تاکید ایشان بر این مساله بود که اصل آزادی بیان و قلم در جهت منافع ملی باشد. آنچه می توان گفت انحرافی است که در بهره برداری از رهنمودهای امام راحل رایج شده است، به دلایلی که باید در جای خود به آن پرداخت. مواضع امام دستخوش کشمکش های سیاسی شد و هر گروه و جناح کوشید تا شیوه و روش خود را با استناد به سخن یا نوشته ای از امام مشروعیت بدهد. با نیم نگاهی به آرشیو مطبوعات می توان این واقعیت را به روشنی دید که هر گروه و جناح از نام امام بهره کشی ابزاری می کرده است، این به گونه ای بود که چندین بار واکنش امام را در روزگار حیاتش برانگیختند. امروز هم می بینیم یکی از سخنی بهره می گیرد که امام مدافع آزادی و انتقاد بودند همزمان دیگری با استناد به مواضع امام می گوید باید قلم های انحرافی را شکست؟
طرفه آنکه در نهج البلاغه نیز همین واقعیت چشمگیر است با تعبیری با این مضمون که من سخنی می گویم و شما در محفل های شبانه تلاش می کنید تا از آن به سود خود موج آفرینی کنید. آنچه اینک با استفاده از این فرصت یادآور می شوم ضرورت کاری است برای پاسخ این پرسش که چگونه می توان برای چنین بهره کشی ها و تصحیح این ناهنجاری ها اقدام سودمندی داشت؟
یک پیشنهاد مشخص به روزنامه اعتماد ملی، برگزاری میزگردهایی با این هدف است؛ میزگردهایی که با حضور نمایندگان این یا آن جریان به بررسی چنین ناهنجاری های فرهنگی بپردازیم. اگر این موضع گیری با نگاه معطوف به رسانه های مکتوبی باشد که بودجه دولتی دارد می توان از آن دفاع کرد، اما در واقع این از گرفتاری های کنونی است که به مرزها پایبند نیستیم.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات