نگاهی به گذشتهی افغانستان
تاریخ افغانستان، توسعهی سیاسی، روابط خارجی و حتی استقلال این کشور همواره تحت تاثیر موقعیت جغرافیایی و شرایط منطقهیی آن بوده است.
افغانستان با جمعیتی بالغ بر 26 میلیون نفر در غرب قارهی آسیا واقع شده است و از آغاز پیدایش همواره تحت تسلط کشورهای متعدد بوده است که در این زمینه مغولان پیشتاز سایر قدرتهای خارجی حاکم بر این سرزمین بودهاند و در واقع ابتدا این مغولها بودند که در سال 1504 این سرزمین را تحت اشغال خود درآورند.
در دههی اول 1700 میلادی، ایرانیها با گسترش قلمرو خود به هند، این سرزمین را تحت تسلط خود درآوردند که پس از آن افغانستان به عنوان بخشی از خاک ایران محسوب میشد. در اوایل دههی اول 1800 میلادی افغانستان به شدت مورد توجه دو ابر قدرت آن زمان یعنی انگلیس و روسیه قرار گرفت. انگلیس که هند را از مستعمرات خود میدید، قصد داشت با اشغال این کشور، مرزهای شمال غربیاش را امن سازد و از سوی دیگر روسها برای برقراری امنیت در جنوب به فکر اشغال این کشور بودند. در نتیجه این دو ابرقدرت از سال 1837 تا 1880 در دو مرحله در افغانستان به جنگ با یکدیگر پرداختند، اما این انگلیس بود که سرانجام توانست افغانستان را به مستعمراتش اضافه کند.(1)
استقلال افغانستان
تسلط انگلیس بر افغانستان مدت زیادی به طول نینجامید. ”امانالله خان“ در سال 1919 توانست با قیامی که علیه انگلیس سازماندهی کرد، پس از گذشت چند ماه و درگیری با نیروهای انگلیسی رسما استقلال افغانستان را بدست آورد. وی پس از کسب استقلال ابتدا اصلاحات اقتصادی، سیاسی و اجتماعی گستردهیی را در افغانستان انجام داد و سپس برقراری رابطه با قدرتهای خارجی را خواستار شد. وی به علت اعلام آزادی تعیین نوع پوشش برای مردان و زنان مورد غضب مقامات مذهبی قرار گرفت و سرانجام در سال 1929 از قدرت بر کنار شد.(2)
افغانستان پس از جنگ جهانی دوم
تقریبا از سال 1929 تا دو دهه پس از آن، افغانستان از سوی جهانیان فراموش شده بود؛ اما پس از جنگ جهانی دوم این کشور بار دیگر اهمیت پیدا کرد. اتحاد جماهیر شوروی پس از جنگ جهانی دوم تبدیل به یکی از دو ابر قدرت جهان شد و کمونیستها که در شوروی به قدرت رسیده بودند، تصمیم داشتند، قدرتشان را در کشورهای همسایه نیز حاکم کنند. در نتیجه در سال 1953 ”محمد داوود“ با کمک شوروی و با ادعای کمک به پیشرفت افغانستان به نخستوزیری رسید. وی ارتش نیرومندی ایجاد کرد، اما با در نظر گرفتن سرنوشتی که برای “امانالله خان” پیش آمده بود، سعی در اجرای اصلاحات گسترده نکرد.
افغانستان 10 سال را به همین منوال ادامه داد، تا اینکه در سال 1964 ”داوود خان“ از قدرت بر کنار شد. چند سال پس از آن و با وقوع قحطی مواد غذایی، ”داوودخان “ از نارضایتی مردم علیه پادشاه وقت استفاده کرد و در سال 1973، کودتایی را انجام داد. این در حالی بود که ”داوود خان“ دیگر نزد مردم محبوبیت گذشته را نداشت که به همین دلیل نیز در آوریل سال 1978 توسط گروههای چپگرا (PDPA) سرنگون شد.(3)
نقش کمونیستها در افغانستان (1992 - 1978)
حزب دموکرات مردمی افغانستان به دو گروه ”خلق“ و ”پرچم“ تقسیم میشد که هر کدام از آنها برای به دست گرفتن قدرت رقابت سرسختانهای با یکدیگر داشتند. این رقابتها و درگیریهای داخلی میان این دو گروه باعث شد تا اتحاد جماهیر شوروی در تاریخ 25 دسامبر 1979 به بهانهی حفظ نظم نیروهای نظامی خود را وارد افغانستان کند.
اتحاد جماهیر شوروی پس از وارد کردن نیروی نظامی به افغانستان و در دست گرفتن کنترل این کشور ”ببرک کارمل“ را به عنوان رییس جمهور این کشور منصوب کرد. در پی این اقدام یک جنگ داخلی فرسایشی میان مجاهدین افغانی و نیروهای اشغالگر شوروی پدید آمد که 10 سال به طول انجامید.
سرانجام این جنگ در فوریه 1989 به طور کامل با عقب نشینی نیروهای شوروی به پایان رسید، اما جنگ داخلی میان گروههای مختلف هم چنان ادامه پیداکرد. با کمکهای مالی که از سوی شوروی در اختیار دولت نجیبالله، رییس جمهور وقت افغانستان قرار میگرفت، وی سعی میکرد که در مقابل مبارزات مجاهدین مقاومت کند، اما با فروپاشی شوروی در سال 1990،و نیز ضعفی که حکومت نجیب درمقابل مبارزان پیدا کرد؛ قبول کرد تا از حکومت کنارهگیری کند که به این ترتیب با توافق قبلی قرار شد یک انتقال قدرتی از نجیبالله به مجاهدین صورت گیرد و بر همین اساس بود که نیروهای “احمد شاه مسعود” و “عبدالرشید دوستم” توانستند کنترل کابل را به دست بگیرند و در 18 آوریل 1992، ”کشور اسلامی افغانستان“ بنیان گذارده شد. (4)
افغانستان از سال 1992 تاکنون
زمانی که مجاهدین پیروزمندانه برای کنترل شهر و در اختیار گرفتن دولت وارد کابل شدند، جنگ خونینی میان آنها آغاز شد و این امر دورانی را در تاریخ افغانستان بنا نهاد که میتوان از آن به عنوان یکی از تاریکترین دوران این کشور یاد کرد.
با توجه به هرج و مرجی که پدید آمده بود و نیز فقدان نمایندگان پشتون در دولت افغانستان، جنبشی از مجاهدین پیشین شکل گرفت که “طالبان” نامیده شدند.
در نتیجهی آن، گروه طالبان در سال 98 کنترل 90 درصد کشور را در اختیار گرفتند و با گذشت زمان گروههای مخالف را به سوی مرزهای تاجیکستان و درهی پنج شیر راندند. پس از آن گروههای مخالف طالبان “اتحاد شمال” را تشکیل دادند. این اتحاد از سوی سازمان ملل به عنوان دولت افغانستان به رسمیت شناخته میشد.
پس از حملات 11 سپتامبر، آمریکا و متحدانش با حمله به افغانستان موفق به سرنگون کردن حکومت طالبان شدند. در نتیجهی آن، احزاب مختلف افغانستان با حمایت سازمان ملل و طی نشستی در بن، 30 عضو دولت موقت را انتخاب کردند و حامد کرزای به عنوان رهبر دولت انتقالی معرفی شد.
با گذشت شش ماه و تشکیل “لویه جرگه” یا مجلس شیوخ به عنوان تعیین کنندهی عامل قانونگذاری در افغانستان، کرزای برای دو سال به عنوان رییس دولت انتقالی معرفی شد.(5) که ریاست جمهوری وی تاکنون ادامه دارد.