بهروز جاودانی
زمانی که رئیسجمهور در تقدیم لایحه بودجه سال 86 در مجلس به مبحث تکنولوژی هستهای کشورمان رسیدند، مثل بسیاری از کارشناسان کشور، منتظر بودیم تا ایشان به بخشی از ابهامات موجود در خصوص سیاست هستهای ایران پاسخ گویند و مبنایی تئوریک، دقیق و فنی برای حدود دو سال سیاست هستهای ایران که همان دوران ریاست ایشان است، ارائه دهند؛ اما با کمال تعجب آقای احمدینژاد بسیار گذرا و سریع و با این جمله که یکی از دوستان نزدیک ایشان مدعی شده است که بابت پرونده هستهای هزینههای گزافی را میپردازیم، از مسئله گذشتند و از حجم بالای انتقادات در این خصوص، در قالب یک گفت و شنود دوستانه که خیلی سریع هم قانع شدهاند، عبور کردند و مدعی شدند که ایران هیچگونه هزینهای پرداخت نکرده و هیچ تعهدی را نیز حتی در مذاکرات با غربیها متقبل نشدهاند. شبیه همین مواضع نیز در مصاحبه شب سهشنبه احمدینژاد با سیما تکرار شد. پیش از آنکه به این مقوله بپردازم، لازم میدانم به چند اصل مهم اشاره کنم تا معلوم شود خط فاصل ما با آقای احمدینژاد و مرز ما با ایشان که خود را یک اصولگرا میدانند فقط در مرز کارشناسی امور است و نه چیز دیگر.
1 – در بحثهای تصمیمگیری مربوط به نظام اسلامی کشورمان و از جمله امنیت ملی و حفظ اساس کشور، دو سطح وجود دارد: الف) تصمیمگیری مولوی: و این زمانی است که مقام ولایت در کشور حکم وجوب اتخاذ امری را صادر فرمایند که اطاعت آن بر همه لازم است و جز با اطاعت از آن، هیچ راهی برای بری الذمه شدن و خروج از معاقبه شرعی وجود ندارد. موضوعی که در قالب مطالعات و تصمیمات خبرگان قانون اساسی ایران که پس از پیروزی انقلاب اسلامی تحت عنوان قانون اساسی شکل گرفت نیز تجلی یافته است. البته ناگفته پیداست که این امور در چهارچوب موضوعات عرفی فقهی است که ولی فقیه پیش از صدور رای نهایی از نظر کارشناسان امر سود میبرند و در درون حکم خود از یک بدنه کارشناسی محکمی برخوردار میباشد. ب) تصمیمگیری ارشادی: و این زمانی است که اهل حل و عقد درخصوص موضوعی گرد هم میآیند تا بهترین، ایمنترین و کارشناسانهترین راه را برای حل معضلی در جامعه و از جمله در زمینه موضوعات امنیت ملی ایران و حفظ نظام اسلامی پیدا کنند.
این سقف مرز نمیشناسد و میتواند تا مرز بازخواست از مسئولان اجرایی کشور برای حفظ تمامیت ارضی کشور پیش رود و طبیعی است که هدف و انگیزه حاکم بر آن، درد دینداری و وطندوستی است تا معنی و مفهوم زندگی در یک کشور با مفاهیم ملی و ایدئولوژیک شکل گیرد. در این سقف باید به همه شهروندان شجاع، عاقل و فهیم نظام اسلامی که در پی حفظ و حراست از کشورشان هستند، میدان عرض اندام داد.
2- مبنای تصمیمگیریهای استراتژیک در زمینههای امنیتی و نظامی کشور باید منوط به اطلاعات دقیق و بسیار تفصیلی باشد. هرگونه خللی در این امر موجب تحمیل خسارات سنگینی به امنیت ملی کشورمان خواهد شد. به نظر میرسد موضوع پرونده هستهای کشورمان اکنون به شدت دارای ابعاد امنیتی است و تصمیمگیری درباره آن باید بر اساس اطلاع دقیق از گامهای آتی دشمنان برای برخورد با ایران، استوار باشد. از همین رو وزارت اطلاعات و امنیت، دستگاههای امنیتی و اطلاعاتی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و ارتش جمهوری اسلامی کشورمان باید نقشی انکارناپذیر در آن ایفا کنند و هر تصمیمگیریای بر اساس تحلیلهای ضعیف و ناپخته که اخبار دقیق اطلاعاتی در آن وجود نداشته باشد، منجر به تحمیل خسارات جبرانناپذیری بر کشور خواهد شد.
3- شکی وجود ندارد که به نام تکنولوژی هستهای و به نام هر موضوعی دیگر، آمریکا و دشمنان انقلاب اسلامی در صدد ضربه وارد کردن به ایران هستند و بر همین اساس اصل حفظ آمادگی نیروهای نظامی و امنیتی کشور در هر شرایطی نصبالعین استراتژی دفاعی و امنیتی کشورمان باشد.
4- برنامه هستهای کشور اکنون نه تنها یک موضوع ملی است که حمایت همه اقشار کشور را دارد. این برنامه اکنون به مهمترین موضوع امنیت ملی کشور، که پیامدهای بسیاری را برای ایران به همراه دارد، تبدیل شده است.
سیاستهای دولت پیشین و دولت شما در زمینه برنامه هستهای کشور منتقدانی دارد که از نظر کارشناسی به مراتب از آن دوست نزدیک شما که به شما انتقاد کرده اند، قویترند و برای خود نظراتی دارند و چه بسا این نظرات نه در دوران شما و نه در دوران آقای سیدمحمد خاتمی، جای در تصمیمات اجرایی تیم هستهای دو دولت نداشته اند.
برخی از این نظرات از این قرارند:
1- تفویض مذاکرات هستهای از آژانس بینالمللی انرژی هستهای به سه کشور اروپایی یک اشتباه فاحش بوده است.
2- اعطای امتیازات غیر حقوقی در زمینه تعلیق برخی فعالیتهای هستهای به طرفهای اروپایی کاملا اشتباه بوده است.
3- نگاه به اروپا با این تصور که آنها از آمریکا جدایند و مرزی روشن بین اروپا و آمریکا در مذاکرات هستهای ایران با سه کشور اروپایی وجود دارد، یک نگاه غیر دقیق بوده است.
4- نگاه به شرق در قالب رویآوری به کشورهای غیر متعهد در چهارچوب حل و فصل مناقشات هستهای ایران با اروپاییها و شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی هستهای، موفق نبوده است. این اقدام به مثابه سیاستی نوین در قالب رویکرد از اروپا به سوی شرق شکل گرفت.
5- دستگاه دیپلماسی دولت شما، از شوک قوی ای که پس از پیروزی شما در انتخابات ریاست جمهوری نهم بر غرب وارد شده بود، آنچنان نتوانست استفاده کند و در دو _ سه ماهه اولیه آغاز به کار دولت شما، به راحتی از این توان عبور کرد و چندان در لابیها بینالمللی نتوانست از آن سود جوید و نیز نتوانست به شما راهکارهای راهبردی و استراتژیک برای استفاده از این شوک بینالمللی، ارائه کند و این یکی از نقاط ضعف تیم سیاست خارجی شما بود. این درحالی است که از این توان بالقوه، تیم هستهای شما نیز در مذاکرات نتوانست بهره گیرد و قدر زمان و مکان گفت و گوها را نتواستند تشخیص دهند.
6- از نطق شما در مجلس شورای اسلامی در خلال ارائه بودجه سال آینده، چنین برآمد که مراحل تصویب قطعنامه در شورای امنیت سازمان ملل را این چنین تقسیم بندی کرده اید:
- اول آنکه تلاش کردید تا اساسا این قطعنامه تصویب نشود
- سپس تلاش کردید تا بین آنان اختلاف بیاندازید – تلاش کردید تا زمان آن به تاخیر افتد
- آنگاه تلاش کردید که از شدت و قوت بیافتد
- و آنگاه انگار که به صدور آن رضایت داده و قانع شدید که بالاخره قطعنامه صادر شده است و در امر واقعی قرار گرفتهاید، از یک سو آن را فاقد اهمیت میدانید و سوی دیگر آنقدر آنرا مهم میدانید که چند مرحله برای بیاثر شدنش برنامه ریزی میکنید؟
7 – سیاست گرایش تیم هستهای کشورمان به چین و روسیه، آثارش را در کجا ظاهر نمود؟ چرا روسیه و چین که براحتی، قطعنامه غیر استراتژیک حقوق بشری میانمار را وتو میکنند، از وتوی قطعنامه 1737 شورای امنیت علیه برنامه صلح آمیز هستهای ایران سرباز زدند؟ مگر روسیه که یکی از طرفهای اصلی صاحب منافع در برنامههای هستهای کشورمان و حتی به قول غربیها طرف اصلی تامین سلاحهای ارتش ایران است، نمیتوانست براحتی این قطعنامه را وتو و ختم قائله کند؟ چرا روسیه از این اقدام سر باز زد و چه تفسیری برآن میتوان نمود؟ آیا این نتیجه، در پایان قصه صدور قطعنامه را باید به پای طمع کاری و سوداگری روسیه بگذاریم یا ضعف سیاست مداران سیاست خارجی کشورمان؟
8 – شما تاکید دارید که صدور این قطعنامه تاثیری بر اراده ملت مان ندارد و به درستی هم میگویید اما جناب آقای رئیس جمهور، چرا از امکان تاثیر صدور این قطعنامه بر روند اقتصادی و امنیتی کشورمان میکاهید؟ آیا نمی دانید که در پایان مهلت شورای امنیت، قطعنامه شدید اللحن تری علیه ایران صادر خواهد شد؟ آیا صدور قطعنامه دو شب گذشته اتحادیه اروپا و منع سفر دست اندرکاران برنامه هستهای کشورمان به اروپا و مسدود ساختن حسابهای بانکی مربوطه و منع تحصیل دانش جویان ایرانی در رشتههای حساس در اروپا، بازتابیساده از قطعنامه 1737 نیست؟ البته شکی نیست که این قطعنامهها به خودی خود و فی نفسه فاقد اثر بر ملت ایران است؛ اما باز جای تردید نیست که صدور این قطعنامهها در حقیقت به منزله شکلگیری جبههای متعهد در سطح قدرت مداران جامعه بین الملل است که آمریکا به راحتی از آن برای اقدامات شدید و تهدیدهای نظامی علیه ایران سود، خواهند برد.
9 – جنابعالی در دفاع از حق طلبیملت ایران در حقوق مشروعش و در پرونده هسته اش، در مجلس شورای اسلامی به فریاد ایران ایران مردم نیکاراگوئه اشاره کردید و همین امر مستندی بر حقوق حقه ایران در پرونده هستهای قرار دادید و البته باز هم حق دارید اما باز هم به خوبیمی دانید که این فریادهای حق طلبانه، هیچ تاثیر عملی بر سیاست جاری بینالمللی علیه ایران در پرونده هستهای نخواهد گذارد و اگر قرار باشد که دستگاه دیپلماسی خارجی کشورمان و وزیر خارجه مان آقای متکی که در شادی وصف ناپذیر مردم آمریکای لاتین نیز سهیم بودند، آنرا مبنای تصمیمات در پرونده هستهای کشورمان قرار دهند، مطمئن باشید که ره به جایی در این مسیر نخواهیم برد. اگر فرض بر این باشد که آمریکا به دنبال بهانهای برای حمله به تاسیسات اتمی، اقتصادی و صنعتی ایران است و برای آن قصه هزار و یک شب را طراحی میکند، و به سادگی و همچون مهره چینی صفحات شطرنج روشن است که آمریکا به سوی برخورد با ایران پیش میرود، ما باید با اتخاذ یک سیاست هوشیارانه از وقوع چنین حادثهای جلوگیری کنیم چرا که باز هم فرض بر این است که خنثی سازی طراحیهای دشمن، برای ما یک پیروزی است، دقیقا به همان شکلی که در میدان جنگ قابل تصور است. ما تکنولوژی هستهای کشورمان را به راحتی و به قیمتی ارزان بدست نیاوردهایم که آن را به سادگی از دست دهیم. در همین همسایگی ما اکنون آمریکا از تلاش کشورهای عربیعضو شورای همکاری خلیج فارس برای دست یابیبه تکنولوژی هستهای حمایت میکند، در کنار اسرائیل برنامه دسترسی اردن به تکنولوژی اتمی را تایید میکند و راه مصر را که از سال 1986 به سوی تکنولوژی هستهای بسته بود را دوباره باز میکند و برنامه اتمی کشور مغرب را نیز پشتیبانی میکند اما در صدد است به بهانههای واهی، برنامه هستهای ایران را نابود کند. همین سیاست آمریکا اکنون باید ما را بیش از پیش وادار سازد تا طراحیهای چند ساله اش برای هرگونه تهدید نظامی علیه ایران را خنثی سازیم. وقتی ما از بروز این تهدیدها سخن میگوییم معنایش آن نیست که قدرت پاسخ گویی به آن را نداریم و از پس دفاع از کشور بر نمی آییم و یا از آمریکا واهمه داریم، بلکه به این معنی است که باید از مرحله و زمان حاکمیت دیوانهای که در کاخ سفید سودای جنگ پروری و خانمانسوزی را در ذهن میپروراند، عبور کنیم تا یکی از بزرگترین دستاوردهای تاریخ تمدن کشورمان را حفظ کنیم و البته نه فقط این دستاورد که همه دستاوردهای صنعتی، اقتصادی و علمی کشور را از گزند سیاستهای تجاوز کارانه دولت جنگ طلب آمریکا، حفظ کنیم. شما وارث دولت هشتم بودید و دولت دهم ایران وارث دولت شما خواهد بود، بنابراین انگشت اتهام در خصوص پرونده هستهای را به این و آن نشانه رویم نه مشکل کشور را حل میکند نه کارنامه آتی شما را تغییر میدهد پس پیش از آنکه فرصتها از دست رود، در فکر و اندیشه سیاستی برآیید تا نقشههای دشمنان و بدخواهان این کشور را نقشه برآب کند. آنچه تاکنون در خصوص پرونده هستهای رخ داده است را در جمله ذیل میتوان خلاصه نمود: راهی که از ابتدای تلاش دولت هشتم با اروپاییها آغاز تا موضوع پرونده هستهای ایران به شورای امنیت، تحریمها و سپس تهدیدها کشیده نشود، در ادامه سیاستهای دولت نهم نیز به بار ننشست و اکنون به رقم اسرار بر گفتگوها، به سوی تهدیدهای نظامی پیش میرود. اما راه خروج واقع بینانه از این بحران چیست؟ شما بارها ادعا کردهاید که میتوانیم؛ و همگان را در داخل کشور دعوت نمودهاید که با اندیشه و پشت کار راه استقلال کشور و خود اتکایی را در پیش گیرند. اما به نظر میرسد در موضوع امنیت ملی ایران و پرونده هستهای کشورمان در کنجی گرفتار شدهاید و فقط با حمله دیگران قصد پاسخ دارید و این همان انفعالی عمل کردن و ابتکار عمل به غیر دادن است. بدون شک مهمترین عنصر دیپلماسی، توسعه روابط و استفاده فرصتها برای حفظ امنیت ملی کشورمان در درون و سپس گسترش اقتدار ملی در خارج از مرزهای ایران است. آنچه مسلم است، آمریکا همان سیاستی که شما برای ایجاد تفرقه در بین جامعه بینالملل برای جلوگیری از اتحاد در صدور قطعنامه علیه ایران در پیش گرفته بودید، اکنون علیه ایران در پیش گرفته است و علاوه بر جداسازی کامل اروپا از ایران، تلاش میکند کشورهای منطقه را نیز به لطایف الحیل، جدا سازد. این در حالی است هم زمان با این اقدامات، قدرت نظامیاش را در منطقه به شدت افزایش داده است.
شما اکنون باید با همان شعار ما میتوانیم این فضای تحمیلی را بشکنید و بار دیگر در سطح بینالملل و منطقه تعادل برقرار کنید. به طور حتم این کار شدنی است و باید به ابتکاراتی ناگهانی، شکننده و با انعکاسات جهانی اقدام کنید تا به سرعت همه نقشههای آمریکا را برای آغاز جنگ در منطقه، نقش برآب کنید. اکنون بخش مهمی از افکار عمومی و جامعه آمریکا از شما برای اجتناب از نقشههای روسای پنتاگون حمایت میکنند و البته این امر حمایت از عدم وقوع جنگ است، بخشی که براساس آخرین نظرسنجیها بیش از 70 درصد مردم آمریکا را تشکیل میدهد. به نظر میرسد از میزان مخالفت دموکراتها با دولت بوش که خود را برای ریاست جمهوری آینده آماده میکنند، میتوان در اینجاد رایزنی و لابیبا بخش مهمی از نیروهای سیاسی آمریکا با هدف جلوگیری از جنگ افروزی فرماندهان نظامی پنتاگون به خوبیاستفاده کرد. البته همان طور که قبلا اشاره کردیم، جوانب سنجی و تعیین مصالح ملی در این امر به بسیاری از مولفههای امنیتی بر میگردد که نظر تشکیلات امنیتی کشور در این امر بسیار موثر خواهد بود. نباید از نظر دور داشت که در مناسبات بینالملل و چارچوب روابط با دیگر کشورها هم باید امتیاز داد و هم امتیاز گرفت و ما در شرایط کنونی با حفظ مصالح ملی باید از هم اکنون به این موضوع بپردازیم که در این رایزنی چه چیزهایی میتوانیم به دست آوریم تا در یک سیاست رو در رو موجبات اخلال در سیاستهای جدید دولت بوش را فراهم کنیم. از سویی دیگر بخش وسیعی از مردم و دولتهای اروپا نیز مخالف سیاستهای بوش در خاورمیانه و عراق هستند و همچنان راه گفتگو با اروپا به رغم بیانیه اخیر این اتحادیه، حتی از مسیرهایی غیر از سه کشور فرانسه، آلمان و انگلیس باز میباشد. در این مسیر و با توجه به انتخابات آتی فرانسه و پایان عهد تونی بلر در انگلیس میتوان با ایجاد ارتباط دقیق و حساب شده با احزاب انگلیسی و فرانسوی راهکارهای جدیدی برای ایجاد ارتباط با اروپا یافت و از گرایش عدم حمایت کشورهایی همچون ایتالیا و پرتغال در حمایت از سیاستهای آمریکا در خاورمیانه، برای ایجاد تعادل در ایفای نقش اروپا در خاورمیانه استفاده کنیم و از هرگونه مسائل حاشیهای که در شرایط کنونی به اصل سیاست جمهوری اسلامی ایران خدشه وارد میکند، اجتناب کنیم. چین و روسیه با آنکه برخلاف انتظار در قطعنامه 1737 از ایران جدا شدند اما همچنان از پتانسیل لازم برای خنثی سازی نقشههای آمریکا برخوردار هستند. ما در این بخش از پتانسیل روسیه در منطقه بیش از چین میتوانیم استفاده کنیم و با ایجاد حالتی از یک برابری در تامین منافع مشترک، بیش از گذشته روسیه را در منطقه خاورمیانه فعال کنیم. بدون شک حداقل این اقدامات این خواهد بود که ضمن ایجاد نوعی توازن قوا در منطقه؛ در صورت هرگونه اقدام نظامی آمریکا علیه ایران، کاری کنیم که آمریکا مجبور شود در صورت هرگونه اقدامات خصمانه، بیشترین هزینه را در منطقه پرداخت کند. شما مطمئن باشید که موضوع از سطح مذاکره با آژانس بینالمللی انرژی هستهای هم عبور کرده است و اگر نتوانید در سه بخش به صورت سریع و استراتژیک تاثیر گذار باشید، بسیاری از فرصتها از دست خواهد رفت و آمریکا بار دیگر منطقه را در کام خود خواهد سوزاند و نیز بدانید با آنکه کشورهایی تحت عنوان غیرمتعهد و یا مستقل وجود دارند اما فاقد هرگون اثر گذاری بر این روند خواهند بود. اگر با وجود هزاران بمب اتم و با وجود حاکمیت چند دهه جنگ سرد در اروپا، دو قطب ناتو و ورشو از هرگونه جنگ در اروپا خودداری نمودند ما نیز برای حفظ پتانسیل بالای ملی و کسب اقتدار در پایان چشم انداز بیست ساله کشوری، میتوانیم راههایی برای جلوگیری از عملی شدن طرحهای آمریکا پیدا کنیم. کنون میتوانید انتقادهای ما را نادیده بگیرید و به جای هر جوابیدر فکر بازخوانی نیروها و برنامههای سیاست خارجی و عمدتا سیاست هستهای برای حفظ این دستاورد بزرگ باشید. ما از جنگ با آمریکا هیچ هراسی نداریم و مطمئنیم که اگر او آغازگر جنگ باشد، بیش از هرکسی او آسیب خواهد دید؛ اما منافع و مصالح ملی ایران حکم میکند که بیش از هر چیزی باید از تحقق سیاست آمریکا برای بروز جنگ دیگری در منطقه جلوگیری کنیم. شک نکنید که اگر در این عرصه موفق شوید، کمتر از قهرمانان دوران جنگ نیستید.