* به لحاظ تحلیلی، سیاست کشورهای عربی منطقه در خصوص کشور عراق را چگونه ارزیابی میکنید؟
** اصولاً به دلیل ماهیت و بافت کشورهای عربی که نظام سیاسی غیردموکراتیک داشته و از نظر ایدئولوژیکی و مذهبی نیز با شیعیان افتراق دارند، دولتهای عربی بویژه دولتهایی نظیر مصر، اردن و تا حدودی عربستان سعودی نسبت به حضور یک دولت شیعی در عراق که به تعبیری نخستین و تنها دولت در دست شیعیان است، کاملاً واگرایی داشته و در سیاستگذاریهای کلان مبتنی بر منافع راهبردی ـ امنیتی خود معتقدند که استقرار یک دولت عربی اهل تسنن بهتر میتواند از لحاظ هویتی و منافع سیاسی، مطلوب نظر آنان باشد.
* به نظر میرسد برخی کشورهای عربی تمایل چندانی به حضور موثر و استفاده از توان خود برای کاهش خشونتها در عراق ندارند. دلیل اتخاذ این سیاست چیست؟
** دولتهای عربی کلاً با مستقر شدن دولت آقای نوری مالکی که دولتی شیعی و نزدیک به برخی گروههای مقاومت در عراق نظیر جنبش صدر بوده و رویکردی نسبتاً مستقل دارد کاملاً غیرهمگرا هستند و ناامنی در کشور عراق را برای تضعیف دولت این کشور و همچنین برآوردن پارهای فشارهای سیاسی ـ امنیتی در دولت عراق مناسب میبینند. از این جهت رویکرد برقراری ثبات در درون عراق به نفع کشورهای محافظهکار منطقه محسوب نمیشود.
* اخیراً خانم رایس در جریان سفر به خاورمیانه ضمن رایزنی با مقامات برخی کشورهای عربی، ایران را به عنوان تهدید منطقهای معرفی کرده است. به نظر جنابعالی این مواضع دولت آمریکا تا چه اندازه بر رویکرد این کشورها موثر است؟
** در کنفرانس مشورتی وزرای امور خارجه 6 کشور عضو شورای همکاری خلیج فارس به علاوه کشورهای اردن و مصر به عنوان مهمان ـ همانطور که در پرسش قبلی به آن اشاره شده، کشورهای دارای اختلاف سیاسی عمیق با دولت نوری مالکی هستند ـ وزیر خارجه آمریکا بهشدت بر چارچوب امنیت منطقهای که مبتنی بر حفظ منافع کشورهای عربی محافظهکار همسو با آمریکا میباشد، تاکید داشت و به اعتقاد بنده این مساله در کنار بحث خطر هلال شیعی که اخیراً از سوی مقامات عربی و غربی مطرح شده است، میتواند در کنار تلاشهای روانی ائتلاف غرب برای منزوی کردن جمهوری اسلامی ایران در منطقه و همچنین تضعیف دولت نوری مالکی در داخل عراق باشد که با بسیاری از طرحهای امنیتی آمریکا ازجمله طرح جدید بوش برای اعزام 20 هزار نفر نیروی تازهنفس مخالفت دارد.
البته این راهبرد خانم رایس در منطقه به نوعی ادامهدهنده راه برژینسکی، مشاور امنیتی کاخ سفید در اوایل شکلگیری دولت ایران در سال 1979 بوده است که در آنجا نیز از پیروزی انقلاب اسلامی به مثابه شکلگیری قوس بحران یاد شده بود.
* با عنایت به برخی گزارشها مبنی بر احتمال اعزام نیرو از سوی عربستان به عراق، آیا امکان همراهی کشورهای عربی با آمریکا در عراق پس از صدام در قالب اعزام نیرو تبلور خواهد یافت؟
** با توجه به موضعگیری ثابت دولت عربستان در مواجهه با الگوی دولت شیعی در عراق و قدرت گرفتن شیعیان نزدیک به دولت جمهوری اسلامی ایران در منطقه و همچنین عدم تاثیرگذاری مثبت عربستان و اردن در مسالهای نظیر اعدام صدام که به اصرار دولت آقای نوری مالکی در انجام این کار و مقاومت برابر خواست آمریکا مبنی بر به تعویق انداختن آن و امتیاز گرفتن آمریکا از اردن و عربستان صورت گرفت، کشورهایی نظیر عربستان از بازی جدیدی که در عراق شکل گرفته و در آن قومیتهای شیعی و کرد تقریباً سهم صددرصدی قدرت را احراز کردهاند و سنیها هیچ بهرهای از این میان نبردهاند، ناراحت و نگرانند.
به همین منظور ریاض به شدت در تلاش است تا سطح نفوذ خود در درون عراق و همکاری با نیروهای آمریکایی بویژه فرماندهان جدید آمریکایی مستقر در عراق به جای ژنرال کیسی و ژنرال جان ابیزید که تا حدی بنابر مقتضیات آن موقع عراق همسوتر با شیعیان عمل کرده بودند را افزایش دهد.
بر این اساس، اعزام نیرو توسط کشورهای عربی به درخواست آمریکا در یک پروسه زمانی به عنوان نمونه از آوریل 2007 به بعد با توجه به شرایط سیاسی ـ روانی منطقه به صورت گزینشی و خاص امکانپذیر است.