نویسنده: جان باسیل یوتلی
در حالی که بوش و نو محافظه کاران ظاهرا طرحی برای حمله به ایران آغاز کردهاند ما باید درباره پیامدهای احتمالی آن بیندیشیم.
اکثر آمریکاییها معتقدند که جرج بوش متاثر از حقایق نیست بلکه به جای آن متاثر از ایدئولوژی خود است. ظاهرا وی در خصوص ماترک و میراث خود میاندیشد و تصور میکند که تاریخ ثابت خواهد کرد که وی درست میگفت.
آنچه بیش از همه نگران کننده است اعتقادات مذهبی بوش به خصوص قرائت روزانه مبلغ اسکاتلندی وی «اسوالد چامبرز» است که استدلال میکند اگر طرحها و حوادثی دچار اشتباه و خطا شدهاند به این معناست که خداوند معتقدان خود را میآزماید نه این که استراتژی باید تغییر کند. این امر همچنین ممکن است نفرت بوش نسبت به دیپلماسی را تبیین کند. ظاهرا هر وقت که آمریکا انتظار داشته دشمنان آن بر اساس قوانین آمریکا عمل کنند شکست خورده است.
آنچه در ذیل میآید پیامدهایی است که ما باید انتظار داشته باشیم از حمله آمریکایی ناشی شود:
1 – ایران تنگه هرمز را خواهد بست. ایران دارای تجهیزات ضد هوایی بسیار پیشرفته روسی و همچنین موشکهای ضد کشتی است که از اوکراین و چین خریداری کرده و همچنین خود نیز موشکهای دیگری را تولید کرده است. مینهای ضد کشتی ممکن است به خوبی در آبها مستقر شده باشند، به گونهای که از ساحل آماده انفجار باشند. راهبرد آمریکا انهدام همه مواضع موشکهای ضد کشتی و موشکهای کوچک و قایقهای مین گذاری شده که در طول سواحل ایران مستقر هستند است. روشن است که یک حمله ناگهانی آمریکا ممکن است نتواند جنگافزارهای ایران را هدف گیری کند یا این که سیستم ضد موشک نیروی دریایی آمریکا ممکن است نتواند جنگ افزارهای ایران را هدف گیری کند یا این که سیستم ضد موشک نیروی دریایی آمریکا ممکن است برای دفاع از همه کشتیها در خلیج فارس درست عمل نکند.
احتمالا ایران تلاش خواهد کرد به منظور ایجاد وحشت و دلهره گسترده در خصوص نفت، به جای هدف گرفتن کشتیهای نیروی دریایی آمریکا کشتیها را غرق کند. حتی چنین تهدیدی میتواند منجر به افزایش قیمتها گردد. اگر چنین خطری به وقوع بپیوندد نگرانیهای بزرگی برای آمریکا و تمام جهان ایجاد خواهد کرد.
2 – جنگ به سرعت از کنترل خارج خواهد شد. طرحهای آمریکا برای انهدام زیربنای نظامی و ضد هوایی به آسانی میتواند به انهدام تاسیسات و امکانات مربوط به ارسال کالا و نفت گسترش یابد. این امر میتواند منجر به قطع طولانی مدت ارسال میلیونها بشکه نفت گردد.
واشنگتن اعلام کرد که موشکهای پاتریوت را برای دفاع از متحدان خود خواهد فرستاد اما هیچ تضمینی وجود ندارد که همه اینها درست باشد. جدا از همه اینها، تنها یک موشک ایرانی ( یا یک حمله زمینی از سوی شیعیانی که با ایران احساس همدردی میکنند ) برای تکمیل این روند نیاز است.
3 – اگر نفت به سرعت جریان نیابد، رفاه و رونق همه جهان در معرض خطر قرار خواهد گرفت. چنان شوک جدیدی به اقتصاد جهان سبب کسری تامین منابع مالی آمریکا افزایش سریع و آشکار نرخ منافع آن کشور خواهد شد. این امر پیامدها و عواقب شدیدی برای کل اقتصاد آمریکا و هزینههای دولت خواهد داشت. هرگونه فشار و محدودیت واقعی اقتصاد چین منجر به سقوط قیمتهای اجناس و کالاها در سراسر جهان خواهد شد که اثرات آنی در قدرت خرید کشورهای جهان سوم میگذارد.
4 – مقامات دولت آمریکا استدلال کردهاند که بوسیله نبرد در خاورمیانه ما از حملات تروریستی در امریکا اجتناب و دوری خواهیم کرد. این شیوه معمول جنگ آمریکاست. برآوردهای منطقی بیان میدارند که شمار تروریست ها به گونهای محدود شده است، اما اگر ما دشمنان بیشتری را ایجاد نماییم در اینصورت ما خطر تلافی و انتقام را در امریکا افزایش خواهیم داد.
5 – این حمله امریکا را در مظان تردید بیشتر و تنفر در جهان اسلام قرار خواهد داد.
زبیگنیو برژینسکی یکی از مشاوران سابق امنیت ملی امریکا به کنگره گفت که جنگ عراق یک فاجعه بود و احتمالا منجر به هدایت و درگیری با ایران و جهان اسلام در مقیاس وسیع شده است.
6 – این جنگ منجر به افزایش قدرت روسیه در برابر اروپا خواهد شد و سبب میگردد که به تامین نفت از سوی روسیه بیشتر وابسته گردند.
7 – ما از اثرات سلاحهایی که روسیه و چین به ایران فروخته اند مطلع نیستیم. این خطر بزرگی است که آنها ممکن است اثرات قوی و شدیدی داشته باشند.
8 – ما ممکن است یک ناو هواپیما بر را از دست بدهیم. طرح بوش ممکن است ایران را تحریک کند که با قراردادن کشتیهای خود در تنگه خلیج فارس، اول حمله کند. بوش ممکن است فکر کند که بعد از چنین حملهای حمایت همه آمریکاییها را برای مقابله به مثل علیه ایران خواهد داشت. درک این مساله دشوار است که آیا چنین تفکری در سر بوش یا چنی هست یا خیر؟اما ما میدانیم که آنها ناآگاه و نادان هستند.
9 – نیروهای آمریکایی در عراق در برابر جنگ مدرن که از جانب ایران عرضه میشود، به عنوان مثال، تاثیر جنگ افزارهای ضد تانک نظیر آنچه که به وسیله حزب اله برای منهدم کردن دهها تانک اسرائیلی به کار میرفت، بسیار آسیب پذیرند.
10 – این جنگ نفوذ عظیم مذهبی را در واشنگتن کاهش میدهد. اصول گرایان مسیحی محور اصلی حمایت برای تداوم و ناآرامیها در خاورمیانه هستند. قدرت آنها سرانجام نتیجه معکوس خواهد داد و آن هم هنگامی که آمریکاییها از رهبرانی که ادعا میکنند با خدا رابطه مستقیم دارند بیاعتماد گردند. هیجان اصولگرایان مسیحی برای جنگ، بیرحمی و سنگدلی نسبت به مرگ خارجیان، نگرانی و نادانی از جهان خارج و حمایت بیدریغ از اقدامات پلیس دولتی خارج از واشنگتن، آنها را در میان بسیاری از آمریکاییها بیاعتبار کرده است.
11 – این مصیبتها و فجایع برای آمریکا قدرت لابی اسرائیل به ویژهایپک را تحلیل برده و به چالش میکشاند. دست کم این مساله نگرانی عمده نویسندگان روزنامههای مهم یهود میباشد.
12 – در نهایت، برپایی جنگی دیگر، ممکن است آخرین میخ در تابوت جمهوریخواهان برای یک نسل باشد. این حزب ترک خورده و شکسته است.