*اصلاحطلبان در انتخابات خبرگان با موانع بزرگی مواجه هستند و ظاهرا این موانع برای طیف آقای هاشمی هم ایجاد خواهد شد. پیش بینی شما از نتیجه انتخابات خبرگان چیست؟
**من معتقدم جریانی که وابسته به اصولگرایان است و مجلس هفتم را از آن خودش کرد و در انتخابات ریاست جمهوری سوم تیر 84 نیز پیروز شد و اکنون سه قوه را در دست دارد، همچنان با آقای هاشمی به شدت مخالف است و تلاش زیادی خواهد کرد تا جلوی ورود ایشان را به عرصه انتخابات خبرگان بگیرد. آنها به هیچ وجه نمیخواهند آقای هاشمی در مجلس خبرگان حاضر باشد...
*آیا میتوانند جلوی ورود او را هم بگیرند؟
**اینکه حالا چقدر موفق خواهند شد را نمی دانم، اما بعید است که بتوانند خیلی موفق شوند. گمان میکنم علیرغم تبلیغات گستردهای که علیه آقای هاشمی رفسنجانی در یکی دو ماه آینده به راه خواهند انداخت، در عین حال خیلی هم فشار وارد میکنند تا وی را از نامزدی برای مجلس خبرگان منصرف کنند. اما به گمان من آقای هاشمی مصمم است که کنار نکشد و در رقابت بماند. پیش بینی من این است که برخلاف آقای هاشمی که نامزد میشوند و قطعا رای قابل توجهی هم کسب خواهند کرد، اصلاحطلبان و کارگزاران و جناح چپ شانس زیادی در انتخابات خبرگان نخواهند داشت. دلیلش هم واضح است. چون بخشی از نامزدهایشان یا ردصلاحیت خواهند شد و یا خیلی محترمانه به آنها توصیه می شود وارد نشوند.
بنابراین عرصه انتخابات عرصه ای است که در اختیار اصولگرایان است و فکر نمی کنم ما رقابتی جدی و حساس را در آن شاهد باشیم. ضمن آنکه به نظر من تعداد افرادی که در خبرگان شرکت میکنند خیلی کم خواهد بود. شاید چیزی حدود یک سوم واجدین شرایط در انتخابات. پیش بینی دیگر من این است که پیروزی قطعی در این انتخابات از آن اصولگرایان است. البته مساله مهم همزمانی انتخابات خبرگان و شوراها است و می دانیم که به دلیل رقابتهای محلی و قومی در انتخابات شوراها قطعا میزان مشارکت در شوراها خیلی زیادتر خواهد بود...
*این همزمانی می تواند در بالا رفتن میزان مشارکت در انتخابات خبرگان هم موثر باشد؟
**همزمانی در حقیقت به نفع مشارکت در مجلس خبرگان خواهد بود. خیلی از مردم که به خاطر انتخابات شوراها پای صندوق میروند میگویند خب ما که رفتیم پای صندوق حالا بیاییم به فلان آیتالله هم که نماینده استان ما هست یک رایی بدهیم. با این اوصاف شاید یکی از انگیزههای همزمانی این دو انتخابات همین امر بوده تا از حضور مردم در پای صندوقهای رای برای خبرگان هم استفاده شود.
اما آنچه که مسلم است این است که مجلس خبرگان قطعا از آن محافظهکاران و علیالخصوص جناح تندرویش که اصولگرایان باشند، خواهد بود و منحنی موفقیت اصولگرایان که از یکی دو سال قبل شروع شده هنوز از نفس نیفتاده و در انتخابات خبرگان هم همچنان سیر صعودی اش را می پیماید.
*انتخابات خبرگان با انتخابات دیگر یک تفاوت اساسی دارد. اگر در این انتخابات کاندیداها ردصلاحیت شوند در واقع شورای نگهبان در مقابل بخشی از حوزه می ایستد و این هزینه بردار است. آیا ردصلاحیت گسترده روحانیون اصلاحطلب و یا طرفدار هاشمی در انتخابات خبرگان، نظام و شورای نگهبان را رودرروی حوزه قرار نمیدهد؟
**چرا. قطعا اینگونه است. ردصلاحیت کاندیداهای مجلس و ردصلاحیت نامزدهای ریاست جمهوری با ردصلاحیت کاندیداهای مجلس خبرگان تفاوت خیلی مهمی دارد. ناگفته پیداست که نمیتوانند یک مجتهد و فقیه را به آسانی ردصلاحیت کند، چون این ردصلاحیت برایش گران تمام خواهد شد.
*آیا اصلاحطلبان با تکیه روی این مورد میتوانند از فرصت استفاده کنند؟
**با تمام این ها باز هم من فکر میکنم شانس و اقبالشان در انتخابات شوراها یک مقداری زیادتر باشد. البته در اینجا هم اصولگرایان تلاش خواهند کرد شوراها را از آن خودشان بکنند. در عین حال که خیلی هم مهم نیست چند شهر دست اصلاح طلبان بیفتد. با توجه به اینکه قدرت کلی در سه قوه از آن اصولگرایان است حالا مثلا شورای شهر رشت و کرمان هم دست اصلاحطلبان یا طرفداران آقای هاشمی بیفتد خیلی قدرتی نخواهد داشت و کار زیادی نمیتوانند بکنند.
بنابراین اصولگرایان مراقبت کلی و تمرکز کلی شان روی مجلس خبرگان خواهد بود. البته ممکن است برای گرم شدن بازار انتخابات اجازه دهند تعدادی از نامزدهای اصلاحطلب هم در انتخابات شرکت کنند.
*مجلس خبرگان ارتباط مستقیمی با رهبری دارد. در صورت پیروزی احتمالی اصلاحطلبان در این اختیارات، آیا اصولگرایان احساس خطر نخواهند کرد؟ به همین خاطر نیست که برخی نهادها تا این اندازه درخصوص عدم ورود اصلاحطلبان به این نهاد سختگیر است؟
**دقیقا به خاطر همین مساله ای که شما می گویید و درست هم هست، اصولگرایان و محافظهکاران تلاش زیادی خواهند کرد تا حتی الامکان نگذارند نامزدهای اصلاحطلب وارد رقابت مجلس خبرگان شوند.
*شما آیا این قدرت را در اصلاحطلبان و یا طرفداران آقای هاشمی میبینید که این بار حداقل کوتاه نیایند؟
**وضعیت آقای هاشمی با وضعیت اصلاحطلبان در نوع ایستادگی شان مقداری تفاوت دارد. آقای هاشمی تا این جا نشان داده که چندان تمایلی ندارد که وحدت و انسجام کلی نظام مورد چالش قرار بگیرد. به همین دلیل در بسیاری از موارد شاهد بودیم که وی علیرغم جفاهایی که به او شده به خاطر نظام و آینده و چهره نظام کوتاه آمده است. اما اصلاحطلبان اینجوری نیستند. ممکن است آقای کروبی و دیگران خیلی قرص و محکم تلاش کنند در مقابل اصولگرایان بایستند.
*آقای خاتمی ظاهرا تیمی برای ایجاد ائتلاف بین اصلاحطلبان درست کرده است. این ائتلاف ها را چگونه ارزیابی میکنید؟
**من تصور میکنم از منظر اصولگرایان، آقایان خاتمی و کروبی و هاشمی با یک مختصر تفاوتی از یک نوع هستند، پس با یک چوب رانده خواهند شد. بنابراین اصولگرایان به هیچ کدام از این گروهها اجازه نخواهند داد که خیلی جدی وارد رقابت مجلس خبرگان شوند.
*و در انتخابات شوراها چی؟
**انتخابات شوراها فرق میکند. در این انتخابات اگر بحث صلاحیتها خیلی سفت و سخت گرفته شود و بسیاری از نامزدهای مستقل و اصلاح طلب حذف شوند آن وقت اصولگرایان با این مشکل مواجه میشوند که شاید اصلا خیلی ها در انتخابات شرکت نکنند و به طریق اولی آرایی که در مجلس خبرگان به صندوق ها ریخته خواهد شد هم خیلی خیلی کم شود.
*اصولگرایان در انتخابات دوره دوم شوراها به پیروزی رسیدند و بعد از 5، 6 سال دوباره به صحنه قدرت برگشتند. به عبارتی آن انتخابات گام اول تصاحب تمامی کرسی های قدرت توسط اصولگرایان بود. آیا امکان دارد چنین حالتی برای اصلاح طلبان هم پیش بیاید؟
**بعید به نظر می رسد. در یک صورت ممکن است این اتفاق بیافتد که کسانی که به اصولگرایان رای دادند از حمایت و رای مجدد به اصولگرایان صرف نظر بکنند. اینکه چنین چیزی در آذر ماه اتفاق بیفتد به نظر من بعید است. چون بخش قابل توجهی از آن 17 میلیونی که به آقای احمدینژاد رای دادند هنوز امید دارند که آقای احمدینژاد و اصولگرایان بتوانند اقداماتی در زمینه حل مشکلات اقتصادی و اجتماعی و غیره بکنند.
هنوز زود است که به این نتیجهگیری برسیم که آن بی تفاوتی که نسبت به اصلاحطلبان شاهدش بودیم نسبت اصولگرایان به وجود آمده باشد. ممکن است این اتفاق بیفتد اما در آینده خواهد بود. من گمان میکنم هنوز ناباوری جامعه نسبت به اصلاحطلبان و دوم خردادیها پررنگ است. ضمن اینکه اصولگرایان به نامزدهای رادیکال اصلاح طلب اجازه نخواهند داد وارد انتخابات شوند. در عین حال اصولگرایان واقف هستند که مردم هنوز تمایل چندانی به اینکه به اصلاح طلبان رای دهند ندارند.
*دوباره 18 گروه دوم خردادی دور هم جمع شده اند. آیا این ائتلاف می تواند موثر باشد و آیا نیازی به گسترش این ائتلاف نیست؟
**اولا من فکر نمی کنم ائتلاف 18 گروه اصلاحطلبان پایدار بماند و ثانیا چنانچه پایدار بماند و چنانچه که به ملی مذهبیها و دیگر گروه ها نیز بسط پیدا کند باز هم بعید به نظر می رسد که آن ها بتوانند موفقیت زیادی در انتخابات شوراها بدست بیاورند. همانطور که گفتم مردم دیگر آن احساس را نسبت به اصلاحطلبان ندارند که مثل سال های ابتدایی اصلاحات فوج فوج به آنها رای بدهند. آنها به درست یا غلط احساس میکنند اصلاحطلبان نتوانستند کاری بکنند و اگر باز هم به آنها رای دهند نمی توانند کاری بکنند.