تاریخ انتشار : ۲۶ شهريور ۱۳۸۸ - ۰۸:۲۸  ، 
کد خبر : ۴۰۹۲۴

عمامه و گل سرخ


احسان نراقی
عمامه و گل سرخ عنوان کتابی است که فرانسوا نیکولو سفیر پیشین فرانسه در ایران پس از پایان مأموریت چهار ساله‌اش در کشور ما در همین روزها در پاریس منتشر کرده است. عنوان دوم کتاب، این است: «خاطرات غیرقابل انتظار یک سفیری در تهران که در پی شناخت یک ایران دیگری بوده است.» منظور او از ایرانی دیگر یعنی ایرانی بدون پرده‌پوشی و به دور از برداشت‌های رسمی و دیپلماتیک. نیکولو نه خواسته است به ایرانی‌ها باجی بدهد و نه اینکه نظیر خیلی از دیپلمات ها در صدد عیب‌جویی‌های خصوصی از مردمان ایران باشد. در فصل اول کتاب، که زندگی روزانه سفیر را شرح می‌دهد، از لطافت رفتار ایرانی‌ها که توأم با مهربانی و محبت است مفصلاً سخن می‌گوید. او مسافرت‌هائی که به اتفاق همسرش به نقاط مختلف ایران داشته و همه جا شاهد این لطف و محبت و بخصوص مهمان‌نوازی ایرانی‌ها بوده و در عین حال این خصوصیات را میراث خصلت‌های دیرینه مردمان کشور ما دانسته است. در عین حال برای اینکه نگاه بیطرفانه خود را حفظ کرده باشد، میگوید در کنار صفات حسنه‌ای که ایرانی‌ها دارند، در آنها دو خصلت ناپسند را هم من دیده‌ام، یکی حسادت و دیگری تملق‌گوئی به دیگران.
در فصل سوم ساختار حکومت را تشریح می‌کند و این ساختار را در سه دایره بیان می‌کند. دایره اولی که در مرکز همه دایره‌ها قرار دارد و در درجه اول، مقام رهبری است؛ در درجه دوم، ائمه جمعه و شورای نگهبان و فرماندهان سپاه پاسداران و مسئولان رادیو و تلویزیون هستند که کلاً همه آنها زیر نظر مستقیم رهبر قرار دارند. همچنین در ظاهر به شیوه غربی یعنی رئیس جمهور و وزرا و دستگاه‌های مختلف وجود دارند و سفیر این گروه را گروه دوم می‌نامد.
دایره سوم نیز مدیران بخش خصوصی و دولتی و روزنامه‌نگاران و هنرمندان و استادان هستند. ولی در هر صورت ظاهر و باطن با هم فرق دارند، انگیزه انتصاب و ترفیعات تقریباً نامرئی است. در یکی از فصل‌های کتاب مؤلف درباره رابطه ایران و آمریکا سخن می‌گوید. او از حمایت آمریکا از مشروطیت سخن می‌گوید و یک نمود این حمایت را فداکاری جوان بیست و چهار ساله آمریکائی «بسکرویل» که معلم کالج آمریکائی در تبریز بوده است می‌شمرد که در دفاع از محاصره تبریز بدست مستبدین جان خود را از دست داد. او شاهد این است که همچنان مزار بسکرویل را مردم تبریز پس از صد سال مرتباً گلباران می‌کنند.
ضمناً میدانیم که بسکرویل با تأیید سفارت آمریکا در تهران به این اقدامات نظامی دست زده است. از شوستر آمریکائی میگوید که به عنوان مشاور بمنظور تنظیم امور مالی در دولت مشروطه خدمت می‌کرد ولی با فشار روسیه تزاری مجبور شد ایران را ترک کند. همچنین از حمایت بیدریغ ترومن در جنگ جهانی دوم از ایران در مقابل اشغال نظامی آذربایجان بوسیله ارتش سرخ دفاع می‌کند و همچنین از کمک دولت آمریکا در دو سال اول ملی شدن نفت به دولت دکتر مصدق سخن می‌گوید؛ در عین حال این را هم اضافه می‌کند که انگلستان پس از دو سال با فشار به آمریکا و به بهانه اینکه جهان آزاد از نفت مورد احتیاج خود محروم می‌گردد و دکتر مصدق را باعث این توقف پالایشگاه معرفی می‌کند، آمریکا را به همدستی خود در سقوط دولت ملی دکتر مصدق وامی‌دارد.
مطلب مهمی را که فرانسوا نیکولو در این کتاب به تفصیل و با دقت هر چه بیشتر مطرح می‌کند مسئله هسته‌ای در ایران است. مؤلف از آغاز وضعیت انرژی هسته‌ای از زمان شاه تا به امروز را با دقت مورد بررسی قرار می‌دهد و تحلیل جامعی را در این باره بعمل می‌آورد. اول اینکه نشان می‌دهد در هر دو رژیم مسئولان میان استفاده نظامی و غیرنظامی از انرژی هسته‌ای تقریباً همیشه در تردید بوده‌اند.
معهذا شاه از همان اول برای حفظ دوستی‌اش با آمریکا و تا حدی با شوروی، تصمیم می‌گیرد یکسره دنبال انرژی اتمی غیرنظامی باشد. با تغییر رژیم و با کنار گذاشتن اکثر برنامه‌های شاه، فعالیت‌های اتمی هم در ایران متوقف می‌شود. جنگ با عراق، ایرانی‌ها را به فکر می‌اندازد که مرکز اتمی را دو مرتبه احیا کنند. آلمان‌ها که از زمان شاه با دولت قرارداد داشتند، فعالیت در ایران را رها می‌کنند و ایرانی‌ها با شوروی قرارداد جدیدی برای اتمام نیروگاه بوشهر منعقد می‌کنند. در سال 2002 سازمان مجاهدین در دو نوبت اقدام به افشار برنامه‌های نظامی ایران در نطنز می‌کند.
آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در وین متوجه این برنامه محرمانه می‌گردد هر چند این برنامه از اهمیت چندانی برخوردار نبود و اقدام به چند بازرسی متوالی می‌کند و عاقبت مسئولان ایرانی به این اقدام خود اعتراف می‌کنند. همین عمل مجاهدین سوء ظن شورای حکام را در وین برمی‌انگیزد بطوری که یک اعلامیه شورای حکام ادعا می‌کند که مدت هیجده سال ایران قسمت عمده فعالیت‌های خود را مخفی نگاه داشته است. پس از مطالعه این کتاب، من طی ملاقاتی که با فرانسوا نیکولو که از دوستان بیست ساله من است داشتم، از ایشان سوال کردم به باور شما علت این بحران و پایان نیافتن مذاکرات چیست؟ ایشان پاسخ داد و گفت: دو طرف، یعنی اروپائیها و آمریکائی‌ها از یک طرف و ایرانی‌ها از طرف دیگر، نسبت به هم سوء ظن داشتند.گفتگوهای سیاسی اگر با حداقل حسن نیت و اعتماد به طرف مقابل همراه نباشد، هرگز به نتیجه نمی‌رسد، باید گفت آقای خاتمی پس از افشاگری مجاهدین، از شورای حکام وین دعوت کرد که بازرسان خود را برای تحقیق در این باره به ایران اعزام دارند و تا حد زیادی این سوء ظن برطرف شد.
من از آقای نیکولو سئوال کردم، علت این سوء ظن دو جانبه چه بوده است؟ ایشان گفت، غربی‌ها ایرانی‌ها را خیلی جدی نگرفتند. من که در این چهار سال در جریان مذاکرات در تهران بودم، مثلاً متوجه می‌شدم که در پایان هر جلسه‌ای وقتی ایرانی‌ها برای جلسه بعد اصرار داشتند که در ظرف دو تا سه هفته دیگر جلسه مجدد تشکیل گردد، بازرس‌های شورای حکام می‌گفتند زودتر از دو ماه مقدور نیست. از طرف دیگر ایرانی‌ها از اطلاعات وسیع جهانی برخوردار نبودند و در عین حال عدم اعتماد اولیه خودشان را نسبت به شورای حکام صدر درصد نگذاشته بودند.
ایرانی‌ها بیش از حد به کشورهای غیرمتعهد اعتماد داشتند و بهمین جهت سال گذشته که شورای حکام با اکثریت معتنا به رأی به انتقال پرونده به شورای امنیت داد، ایرانی‌ها متعجب و وحشت‌زده شدند. و همچنین ایرانی‌ها بیش از حد روی چین و روسیه حساب می‌کردند. دیگر اینکه ایرانی‌ها روی اختلاف میان آمریکا و اروپا هم بیش از حد تصوراتی داشتند. این بود نتیجه آنکه من در پایان فصل مربوط به انرژی اتمی در کتاب خودم گفته‌ام بحران انرژی با ایران ما را به یاد این ضرب‌المثل فارسی می‌اندازد که: گره‌ای را که با دست می‌توان باز کرد نباید با دندان باز کرد. در دیگر فصول کتاب، نیکولو نظیر یک محقق اجتماعی و فرهنگی به درون جامعه ایرانی توجه کرده و مسائلی را که کمتر خارجی‌ها به آن توجه دارند مورد تحقیق قرار داده است. ضمناً این را باید من بگویم که با سابقه بیست ساله‌ای که من در دوستی با او دارم، همیشه شاهد آن بودم که این مرد با چه عشق و علاقه‌ای نسبت به ایران در صدد پیدا کردن مأموریتی در ایران بود و قرائت این کتاب بخوبی نشان می‌دهد که وی تحت تأثیر هیچ ملاحظه و غرض سیاسی نبوده و با اعتقاد به عظمت فرهنگ ایران زمین به این کشور توجه داشته است.
شاهد آنکه وقتی او به تهران وارد شد به هیچ وجه به زبان فارسی آشنائی نداشت، ولی با گرفتن معلم خصوصی زبان فارسی خود او و همسرش شبانه روز به آموختن زبان فارسی پرداختند. به طوری که سال گذشته در شب چهارده ژوئیه که سفارت معمولاً ضیافت بزرگی را به مناسبت جشن ملی فرانسه برپا می‌کند، فرانسوا نیکولو بدون هیچ یادداشت و مطلب قبلی از خارج، مدت یک ربع ساعت خطابه بسیار جالب و شیرینی درباره ایران و علاقه خودش به این کشور بیان کرد که موجب تعجب همه حضار شد. به نظر می‌رسد این کتاب هم نتیجه همان علاقه و عشق وی به سرزمین ایران است. امیدوارم هر چه زودتر این کتاب به فارسی ترجمه شود تا علاقمندان به مطالب آن آگاهی یابند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات