تاریخ انتشار : ۲۶ شهريور ۱۳۸۸ - ۰۹:۴۷  ، 
کد خبر : ۴۰۹۳۲
بررسی جنبه‌های مثبت و منفی یک پدیده

جهانی شدن راه بی‌‌بازگشت

شهروز رضایی مقدمه: فرآیند جهانی شدن از وجوه مشخصه قرن حاضر است و تاثیر عمیقی بر حیطه‌های زندگی دنیای معاصر گذاشته است. اصطلاح جهانی شدن امروز درباره بازار جهانی کاملا آزاد به کار می‌رود و این به مقررات‌زدایی کامل در درون کشورها و مابین کشورها منجر می‌شود. در مسیر پرپیچ و خم «جهانی شدن» سرنوشت اقتصاد و فرهنگ و حقوق ملت‌ها نیز مطرح می‌شود که صاحبنظران را به تفکر و تفحص واداشته است. به منظور بررسی جنبه‌های مثبت و منفی «جهانی شدن» این نوشته سعی دارد از یک سو چالش‌هایی را که جهانی شدن ما را با آن مواجه می‌سازد و از سوی دیگر فرصت‌هایی که این پدیده فراروی ما می‌نهد، بررسی کند.

جهانی شدن فراتر از مخالفت و موافقت انسان‌ها واقعیتی انکارناپذیر است؛ واقعیتی فراگیر که تمام کشورها و فرهنگ‌های مختلف دنیا باید با آن دست و پنجه نرم کنند. چالشی که هیچ کشوری را یارای ممانعت از آن نیست، اما در عوض قادریم به بهترین شیوه ممکن از فرصت‌هایی که این پدیده در اختیار ما می‌نهد بهره ببریم.
جهانی شدن عبارت از برد جهانی یافتن عرصه‌های مختلف زندگی و یا به تعبیر دیگر، گسترش فزاینده و به هم مرتبط موضوع‌ها، فرصت‌های انتخاب، الگوهای رقیب و اقدامات مختلف در مقیاس جهانی است.
امروزه موضوعاتی از قبیل تروریسم، توسعه، حقوق بشر، بحران‌های اقتصادی، جریان آزاد اخبار و اطلاعات، مخاطرات زیست محیطی و... بردی جهانی پیدا کرده است.
همینطور الگوهای متعدد مانند همگرایی، وابستگی متقابل، چند جانبه‌گرایی و واگرایی، ناسیونالیسم جهانی و... در سطح جهان مطرح‌اند.
دولت‌ها و ملت‌ها باید یکی از این الگوها را برای نظم دادن به خانه جهانی خود برگزینند. در صحنه سازماندهی ساختارهای ملی نیز، الگوهایی چون دموکراسی، اقتصاد دولتی یا آزاد، پلورالیسم یا وحدت فرهنگی پیش پای آنها قرار دارد.
در دنیای جهانی شده، اقدامات مختلفی از قبیل تاسیس سازمان‌های بین‌المللی،‌ شرکت‌های چند ملیتی، احزاب بین‌المللی، گروه‌های جهانی، راهبردهای خاص توسعه و نوسازی را می‌توان انجام داد.
پدیده جهانی شدن
جهانی شدن پدیده ذاتاً جهانی یا به عبارت دیگر فراگیر است. گرچه این پدیده بیش از هر چیز ماهیتی مادی و اقتصادی دارد اما مانند تمام پیشرفت‌های مهم تمدن بشری، از اهمیت فرهنگی و غیرمادی والایی برخوردار است که در این مقاله به برخی از ابعاد فرهنگی و سیاسی آن خواهیم پرداخت گرچه به نظر می‌رسد باید بیشتر جنبه‌های اقتصادی آن را مورد توجه قرار داد.
جهانی شدن بسیاری از ویژگی‌های اساسی واقعیت نوین اقتصادی را شکل داده است. در حقیقت جهانی شدن تحولی بنیادین در نخستین عرصه فعالیت اقتصادی انسانی یعنی «بازار» است.
در گذشته، اقتصاد ملی کانون توجه بسیاری از اقتصاددانان قرار گرفته بود اما اکنون دیگر این گونه نیست امروزه بازارها از قالب ملی اولیه خود خارج شده و بسرعت در حال غیرملی شدن هستند. بازارهای ملی به گونه‌یی روز افزون در حال پیوستن به بازارهای بین‌المللی‌اند. آنها در واقع زیر مجموعه‌یی از یک بازار فراملی به شمار می‌روند. در بازار فراملی تنها کالا و خدمات نیست که مورد مبادله قرار می‌گیرد بلکه پول، سرمایه و حتی کار نیز دایماً در حال گردش است.
در این چارچوب سرمایه صرفاً به پروژه‌های دلخواه محدود نمی‌شود. یعنی به محض اینکه این پروژه‌ها بازدهی لازم را نداشته باشند به سمت هر پروژه خارجی دیگری که بازدهی بیشتری دارد جریان پیدا می‌کند.
امروزه فناوری با افزایش فزاینده قدرت، دامنه و سهولت ارتباطات در سطح جهان و از سوی دیگر کاهش چشمگیر هزینه‌های ارتباطی باعث از بین رفتن موانع ملی موجود بر سر راه بازارهای جهانی شده است، به بیان ساده، جهانی شدن ارتباطات نه تنها پیامدهای اقتصادی برای ما به ارمغان آورده بلکه عرصه‌های سیاسی و فرهنگی را نیز تحت تاثیر قرار داده است.
به هر حال باید گفت که کاروان جهانی شدن هیچ شماره تماسی ندارد. وقتی کاروان تصمیم می‌گیرد تا سرمایه را از کشوری بیرون بکشد کسی نیست که علیه او اقامه دعوی و شکایت کرده و از او غرامت طلب کند. تصمیمات کاروان، جمعی است، تصمیمات اتخاذ نمی‌شوند، بلکه اتفاق می‌افتند، چرا که تعداد زیادی از سرمایه‌گذاران بطور انفرادی و در عین حال همزمان تصمیماتی اتخاذ می‌کنند تا در نقاط یکسان و مشابهی سرمایه‌گذرای کنند یا سرمایه‌های خود را از برخی نقاط بیرون بکشند. جهانی شدن توسط بازارها و نه حکومت‌ها، شکل می‌گیرد.
پیامدهای اجتماعی پدیده جهانی شدن
اقتصاد جهانی به اقتضای مکانیسم خاص خود، شیوه زندگی و عادات کاری بسیاری از مردم جهان را عمیقا دستخوش تحول قرار داده است. از این منظر، اقتصادهای ملی به منظور مواجهه به چالش‌های اقتصاد جهانی و برای عقب‌نماندن از عرصه رقابت جهانی، ناگزیر از بازسازی خود هستند. چنین مقصودی تنها به واسطه وقوع تحولاتی گسترده در حوزه اجتماعی امکان‌پذیر خواهد بود.
از آنجا که این تحولات ذاتا از هم گسیختگی‌ها و بی‌نظمی‌هایی را به همراه دارد، لذا دولت‌های ملی و شهروندان آن همواره نگرشی منفی را نسبت به آن اتخاذ می‌کنند. مردم همواره اشتیاقی دیرینه به ثبات داشته‌اند و از این رو به هیچ‌وجه بی‌نظمی و از هم گسیختگی را بر نمی‌تابند.
جهانی شدن بین بخش‌های مختلف اجتماعی، اقتصاد، سیاست و فرهنگ ارتباط وثیقی به وجود آورده و نمی‌توان فرهنگ سرمایه‌داری را از اقتصاد سرمایه‌داری جدا کرد.
پیامدهای سیاسی پدیده جهانی شدن
جهانی شدن از منظر سیاسی چالشی بسیار جدی علیه تلقی سنتی از حاکمیت ملی است. منطق درونی اقتصاد جهانی همواره مستلزم آزاد شدن فزاینده تجارت و سرمایه‌گذاری و همچنین مبادلات تجاری است. از این رو هنگامی که دولت های ملی در این چارچوب وارد مبادلات تجاری می‌شوند اقتصاد جهانی همواره از یکجانبه عمل کردن این کشورها، ممانعت به عمل می‌آورد. به عبارت ساده می‌توان گفت اقتصاد جهانی بطور مسلم اثراتی منفی را برای حاکمیت مستقل کشورها به ارمغان خواهد آورد.
ارزیابی جهانی شدن
1- نخست باید از خود سوال کنیم که جهانی شدن تا کجا بیش رفته است؟ همانطور که همگان می‌دانند قسمت اعظم جهان از موج جهانی شدن کنار گذاشته شده است.
قسمت اعظم آفریقا و امریکای لاتین، روسیه، تمامی خاورمیانه به جز اسراییل و بخش قابل توجهی از آسیا. به علاوه برای بسیاری از کشورها درجه مشارکت در اقتصاد جهانی بر حسب منطقه، متغیر و متنوع است.
به عنوان مثال شمال ایتالیا در عرصه اقتصاد جهانی دخیل و شریک است ولی جنوب ایتالیا از این عرصه خارج است. در واقع جهانی شدن حالت جهانی ندارد و بیشتر شامل حال شمالی‌ها (کشورهای غنی) است.
2- دومین نکته‌یی که در ارزیابی پدیده جهانی شدن باید مورد توجه قرار داد، منطق حاکم بر بحران در جهانی است که اقتصادهای ملی در آن به گونه‌یی فزاینده در حال پیوستن به یکدیگر و یکی شدن هستند و از سویی سرمایه در آن از جریانی آزاد برخوردار است، چنین خواهد بود که وقوع یک بحران در یک کشور، بسرعت به سایر کشورها تسری پیدا می‌کند. هرگز نمی‌توان وقوع چنین روندی را در پروسه اقتصاد جهانی انکار کرد.
3- تاثیر جهانی شدن بر روابط بین‌المللی: با توجه به لزوم همسوسازی و هماهنگ کردن منافع ملی متعارض دولت‌ها در جهت احتراز از جنگ و درگیری روز به روز بر تعداد قراردادها، قواعد و عرف‌های رفتار بین‌المللی افزوده خواهد شد.
4- در عصر جهانی شدن، شرط حیات در روابط بین‌الملل «باز تولید موفق» و «داشتن قدرت» است چرا که ارتباطات فزاینده، قدرت انتخاب آدمیان را بالا برده است و در صورت عدم جاذبه کافی در الگوهای موجود، در مقایسه با الگوهای دیگر که در زمینه‌های سیاسی، اقتصادی و فرهنگی از سراسر جهان ارایه می‌شود، ادامه حیات با دشواری مواجه خواهد شد.
5- جهانی شدن سهم بسزایی در پیشبرد و توسعه «جامعه مدنی» در دنیا دارد یعنی هنگامی که اقتصادی جهانی کشورها را ناگزیر به اتخاذ خط مشی‌های بازار آزاد در اقتصادشان می‌کند نتیجه آن شکل‌گیری جوامعی پلورال در دنیا می‌شود حکومتی که در قبال شهروندانش پاسخگو نباشد استعداد شکل‌گیری بازارهای آزاد و یا بازارهایی که برای غلبه بر بحران‌های مالی ضروری است را نخواهد داشت.
نتیجه‌گیری
می‌توان گفت که جهانی شدن به منزله یک قدرت، به دنبال آن است که سایه خود را بر روی همه بگستراند عصر جهانی شدن تنها به نظام‌هایی که دارای توانایی‌های فوق‌العاده سیاسی، ابتکار و خلاقیت، مشروعیت مردمی، قدرت مادی، فرهنگ پویا و متضمن پیام‌های جذاب در سطح جهانی باشند، قدرت مانور و حتی حق زندگی می‌دهد.
طرفداران جهانی شدن قایل به کامل بودن روند جهانی شدن نیستند. تنها تاکید دارند که این روند در حال حرکت به سوی جهانی شدن بوده و خود این روند نیز چونان راه بی‌بازگشت است.
 

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات