تاریخ انتشار : ۲۲ مرداد ۱۳۸۸ - ۰۸:۵۶  ، 
کد خبر : ۴۰۹۶۱

سالار حماسه و حریت


سیدمسعود علوی
اسلام، براى تعامل و همزیستى با ادیان دیگر ازجمله مسیحیت و یهودیت، مشکلى ندارد و تاریخ اسلام از صدر تا ذیل آن گواه است که اقلیتهاى دینى‌اى که تحت حاکمیت اسلام به سر مى‌برند از حقوق حقه‌ خویش برخوردارند و ادیان کشورهاى دیگر نیز در همه جوانب سیاسی، فرهنگى و اقتصادى در سطح بالایى از تعامل و ارتباط مسالمت‌آمیز بوده‌اند مگر اینکه آنان در صدد توطئه چینى و محاربه با مسلمانان برآمده باشند. آنگاه است که حکومت اسلامى و مسلمین به دفاع و مقابله با توطئه‌گران مى پردازد و در این راه با تمام توان وارد صحنه شده و حتى از بذل مال و جان نیز مضایقه نداشته و ندارند.
درحال حاضر نیز مسئله ما مسئله یهودیت نیست بلکه این صهیونیسم جهانى است که در ابعاد مختلف به طرح نقشه، دسیسه چینى و عملیات علیه مسلمانان مشغولند تا امت اسلام را به انزوا و انفعال بکشانند و براى آنان در این میان، تفاوتى بین شیعه و سنى وجود ندارد و از فلسطین و لبنان گرفته تا عراق و افغانستان و ایران را آماج حملات سیاسى یا نظامى خود قرار داده و محاربین با این کشورها را حمایت و تقویت مى‌نمایند.
رسول‌اعظم(ص) و مولاى موحدان حضرت على‌بن ابیطالب(ع) نیز در زمینه تعامل با پیروان ادیان دیگر، اسوه ممثل و تمام و کمالى هستند که مطابق با تعالیم الهى همواره احیاگر حقوق اقلیتهاى دینى و ارتباط سالم و صحیح با پیروان ادیان در سرزمینهاى دیگر بود‌ه‌اند اما این دو بزرگوار هرگز توطئه و دسیسه و عملیات براندازانه‌ هیچ قوم و حکومتى را بر نمى‌تافتند ومصالح دنیاى اسلام را فداى مماشات انفعالى با اغیار معاند نمى‌کردند.
با استقرار حکومت اسلامى در مدینه، برخى از یهودیان (همانند صهیونیستهاى امروزین) دشمنى و معاندت خود را با اسلام، پیامبر و مسلمانان به شکلهاى گوناگون نشان مى‌دادند. برخى از آنها در منطقه‌اى به نام «خیبر» و «وادى القری» که جلگه وسیع و حاصل‌خیزى در 32 فرسخى شمال مدینه بود، سکنى گزیدند. بعضى از اقدامات آنان که منجر به حوادثى همچون جنگ احزاب شد و نیز نقشه همدستى آنان با کسرى و قیصر، رسول خدا را بر آن داشت که هرچه زودتر آتش فتنه آنها را براى همیشه خاموش کند. پیامبر به یقین رسیده بود که آنان بر پیمان عدم تعرض خویش پایدار نمانده‌اند حتى برخى از آنان نقشه قتل رسول خدا را کشیده و قصد عملى کردن آن را داشتند که خداوند به وسیله وحی، پیامبر را از این توطئه آگاه نموده و نقشه آنان را نقش بر آب ساخت. «عبدالله بن ابی» سرکرده منافقین مدینه نیز قول همکارى و حمایت به یهودیان بنى‌النضیر (بخوانید صهیونیستهاى صدر اسلام)! داده و آنان نیز به دلگرمى منافقین، در قلعه‌هاى هفتگانه خود ماندند و به محکم کردن مواضع خویش پرداختند. بعد از اتمام مهلت ده روزه پیامبر، حضرت علی(ع) به فرمان رسول خدا پرچم سپاه ایمانیان را به دست گرفت و با سربازان اسلام به سوى قلعه‌هاى بنى النضیر حرکت کرد و با جهاد و تلاش بى‌نظیر خود و با پذیرش جراحات جنگ، نصرالهى را به سوى سپاهیان اسلام جلب نمود و فتح و ظفر را از آن مسلمین ساخت و یهودیان توطئه‌گر را سر جاى خود نشاند و قلاع آنان را که لانه دسیسه علیه اسلام بود گشود و دسیسه چینان را منهزم نمود. پس از این پیروزى چشمگیر، پیامبر اعظم(ص) تمام یهودیان معاند و توطئه‌گر را تبعید کرد تا براى همیشه از قلمرو مسلمانان خارج شوند.
در این نبرد، امیرمومنان، کارزار نمایانى نمود که ابهت و شکوه آن براى همیشه صفحات تاریخ اسلام را مزین ساخته است. او «مرحب» و «حارث» (برادر مرحب) را که از جنگجویان برجسته یهودیان بنى‌النضیر بودند و نیز بسیارى دیگر از آنان را به هلاکت رساند. در این کشمکشها ضربت شمشیرى به فرق مبارک مولا علی(ع) اصابت کرد و سپر از دستش افتاد. علی(ع) فورا به سوى درب قلعه رفت و آن را از جا کند و تا پایان کارزار از آن به عنوان سپر استفاده کرد. پس از آن که درب را به زمین انداخت، هشت نفر از نیرومندترین سربازان اسلام سعى کردند آن را از این رو به آن رو کنند اما نتوانستند. خود حضرت مى‌فرماید؛ «درب خیبر را از جا کندم و آن را به جاى سپر به کار بردم، پس از پایان نبرد آن را به عنوان پل روى خندقى که یهودیان کنده بودند قرار دادم، سپس آن را میان خندق پرتاب کردم.» مردى پرسید چگونه این کار را کردی؟ مولا پاسخ داد؛ «من در پرتو نیروى الهى و با ایمانى راسخ به روز بازپسین چنین کردم.»
فراموش نکنیم این برترین قهرمان اسلام و این بزرگ بسیجى حزب‌الله، همان کسى است که با یک یهودى در محکمه قاضى مى‌ایستد و وقتى قاضى او را به عنوان اباالحسن خطاب مى‌کند به او پرخاش مى‌کند که چرا مرا با کنیه و شخص یهودى را با اسم خطاب نموده و عدالت را رعایت نمى‌کنی! یا اینکه وقتى خلخال از پاى زن یهودى مى‌‌ربایند، مى‌فرماید؛ من کسى را که در این قضیه از غصه دق کند، ملامت نمى‌کنم.
ما شیعیان مولا على نیز این آموزه علوی، آویزه گوشمان است که حساب همزیستى و تعامل با توطئه و تقابل، جداست. از این رو حامى نبرد کنندگان با صهیونیسم غاصب هستیم و آرزومند غلبه حزب‌الله بر توطئه‌گران در همه اعصار مى‌باشیم چرا که آنان همانند مولایشان در پرتو نیروى الهى با ایمانى راسخ به روز بازپسین، درب دژهاى دسیسه را از جا کنده و خواهند کند.
میلاد سالار حماسه و حریت و امیر عدل و عطوفت بر تمامى عدالتجویان مبارک باد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات