شریف خسروی
“اقتصاد” مقولهاى پیچیده و سیستماتیک است، از آن جهت به اقتصاد مىتوان واژه سیستم را اطلاق نمود که اجزاء بهم پیوستهاى دارد و روان نبودن هر بخشى از آن حرکت سایر بخشهاى این سیستم را دچار اخلال مىکند بحران بزرگ اقتصادى ناشى از کمبود تقاضا براى کالاهاى تولیدى طى سالهاى 1929 تا 1931 بخش بزرگى از آمریکا و اروپا را دچار مشکل نمود، کارخانههاى زیادى ورشکسته و تعطیل شدند بیکار شدن حداقل 10 میلیون نفر نیروى کار در اروپا کمترین زیان این بحران بود، تولد تئورى کینز ناشى از بروز بحران بزرگ بود.
“بحران بزرگ” سیستمى بودن اقتصاد را به روشنى بیان مىنماید، در سادهترین تحلیل اقتصاد یک طرف عرضه و یک طرف تقاضا دارد و به وسیله هر دو آنها مىتوان انحصار ایجاد نمود و بازار را تحت تاثیر قرار داد. اکنون که جهان به سمت صنعتى شدن پیش مىرود و کشورهاى صنعتى زیادى در دنیا وجود دارند که براى جذب “تقاضا” با هم رقابت مىنمایند، قدرت “تقاضا” بیشتر از “عرضه” است، به دیگر سخن اکنون سمت عرضه مىتواند به راحتى تولید کننده را تحت فشار قرار دهد.
در بخش “تقاضا” براى محصولات صنعتى و غیر صنعتى کشورهاى اروپایى و آمریکاى شمالى که بخش عمدهاى از آنان اکنون حامى اسرائیلاند، دهها کشور اسلامى با جمعیتى بیش از یک میلیارد نفر یعنى حدود یک پنجم کل جمعیت دنیا مى تواند براى به زانو درآوردن کشورهاى متحد اسرائیل بسیار موثر عمل نماید. به دیگر سخن اگر حکومتهاى مستقر در کشورهاى اسلامى مبادلات تجارى خود را با حامیان اسرائیل به حداقل ممکن کاهش دهند، طى مدتى نه چندان طولانى کشورهاى مذکور به خاطر از دست دادن “بازار فروش” و یا عدم تقاضا براى کالاهایشان دچار بحرانى به مراتب بزرگتر از بحران 1929 شوند. این پتانسیل در کشورهاى اسلامى وجود دارد و باید از آن بهره گیرند.
مهاتما گاندى رهبر استقلال هندوستان با بهرهگیرى از همین ابزار ساده توانست انگلیس را با آن همه تجهیزات وادار به عقبنشینى و در نهایت پذیرش شکست نماید. مگر رسول گرامى اسلام نفرمود که “مومن باید زیرک باشد” سران برخى از کشورهاى اسلامى را چه شده است که قدرت خود را دستکم گرفتهاند و با بىتفاوتى هر روز نظارهگر کشتار هم کیشان خود مىباشند. نگارنده هرچند اهل سیاست و سیاسى نویسى نیست اما این را مىداند که اگر ملتى از قدرت ذاتى خود غفلت نماید به راحتى تحت سلطه در مىآید و این تجربه تکرار شده تاریخ است.
اکنون که حدود 2 هفته از تهاجم نابرابر اسرائیل به لبنان و کرانه باخترى رود اردن مىگذرد واکنش رهبران خیلى از کشورهاى مسلمان همسایه لبنان و منطقه در خور توجه نبوده است، شاید ترس از دست دادن حمایت آمریکا عامل این بىتفاوتى و سکوت آنان باشد اما حکومتگران این کشورها باید بدانند که آمریکا جز منافع خود چیزى نمىشناسد و اگر تاریخ مصرف حکومتگران مذکور به پایان برسد آمریکا در به زیر کشیدن آنها از قدرت هیچ تردیدى به خود راه نمىدهد، به دیگر سخن مسئولان مورد اشاره در کشورهاى اسلامى از تکیهگاه قابل اطمینانى برخوردار نیستند و در واقع بر باد تکیه زدهاند.