تاریخ انتشار : ۲۹ مرداد ۱۳۸۸ - ۰۸:۱۶  ، 
کد خبر : ۴۰۹۸۱

رویاى خام تئوریسینها


حنیف غفاری
شوراى دوازده نفره نومحافظه‌کاران ایالات متحده آمریکا سخت بهت زده و حیران هستند. آنها در ماورا و فراسوى شکست اخیر اسرائیل از حزب‌الله لبنان غرق شدن کشتى یونیورسالیسم در آبهاى نظام بین‌الملل را مشاهده مى‌کنند. ویلیام کریستول، ایروینگ کریستول و ریچارد پرل هم اکنون به شدت هراسان و نگران هستند. تمام پازلها و چینشهاى این افراد و تئوریسینهاى دیگر جریان نو محافظه‌کار هم اکنون نابود شده‌اند و از سوى دیگر با وجود دو سال باقى مانده از دوران ریاست جمهورى جرج واکر بوش و احتمال قریب به یقین پیروزى دموکراتها در انتخابات سال 2008 میلادى قدرت ترسیم و اجراى فرمولى دیگر براى افراطیون حزب جمهورى‌خواه وجود ندارد. آنها در سطح تئوریک شاهد شکست و از بین رفتن فرضیاتى بودند که در ذهن آنها بسیار مستحکم و قابل اجرا جلوه پیدا کرده بودند.
جهت بررسى کلى شکست تئوریسینهاى نو محافظه‌کار در جریان شکست اخیر اسرائیل و آگاهى نسبت به اهمیت اقدام حزب‌الله لبنان در به خاک افکندن صهیونیسم لازم است تا در قالب چند نکته نسبت به این مسئله بنگریم:
نکته اول اینکه جنگ اخیر در لبنان و تهاجم همه جانبه رژیم اشغالگر قدس به خاک این کشور عربى برنامه‌اى کاملا از پیش تعیین شده توسط تئوریسینهاى نو محافظه کار و استراتژیستهاى صهیونیست بود. آنها در نظر داشتند پس از ایجاد انقلاب سرو در لبنان و انزواى حزب‌الله از معادلات سیاسى بیروت و خاورمیانه و خلع سلاح فرزندان مقاومت اسلامی، دموکراسى زهرآگین و کسل کننده خود را بر پیکره ملتهاى اسلامى تزریق نمایند. از این رو ترور رفیق حریرى از سوى واشنگتن و تل‌آویو طراحى شد و در نهایت با همکارى سیا و موساد به مرحله اجرا درآمد. ذکاوت سید حسن نصرالله و سخنرانى معروف وى در جمع میلیونها لبنانى موجب توقف پروژه تعریف شده توسط تئوریسینهاى نو محافظه‌کار آمریکا شد. آنها پس از مشاهده ناکامى عملى خود در بروز انقلاب سرو در لبنان تصمیم به خلع سلاح مقاومت اسلامى لبنان از طریق جنگ گرفتند. در این صورت صهیونیسم با سیطره بر معادلات اقتصادى و سیاسى بیروت، لبنان را در جهت اهداف و مقاصد شوم آمریکا و اسرائیل جهت مى‌داد... رویاى دستیابى به لبنان و تحت کنترل درآوردن بیروت لحظه‌اى از ذهن شوراى دوازده نفره حزب حاکم بر واشنگتن دور نمى‌شد.
جنگ با لبنان در حالى آغاز شد که کاخ سفید از همان ابتداى کار با همراهى مستقیم انگلستان و همراهى غیرمستقیم فرانسه و آلمان طرح خلع سلاح حزب‌الله در عرض یک هفته را مد نظر قرار داده بود. اما پاسخهاى کوبنده حزب‌الله لبنان همه چیز را به ضرر صهیونیستها و به سود اسلام‌گرایان مبدل ساخت.
سیدحسن نصرالله با مقاومت در برابر پیشرفته‌ترین تجهیزات اسرائیل و آمریکا باعث شد تا افرادى مانند ولفویتس و جان بولتون با واقعیاتى به دور از تصور ذهن ناقص خود روبه‌رو شوند. واقعیاتى که ریشه در حس مقاومت و روح بزرگ فرزندان اسلام داشت. اینها مواردى بودند که قبل از 11 سپتامبر 2001 در برگه‌هاى تئوریسینهاى آمریکایى لحاظ شده بودند...
در هر صورت با ورود نخستین شکست بر دولت تل‌آویو در هزاره سوم، نو محافظه کاران کاخ سفید با اوضاعى کاملا درهم ریخته مواجه شدند. در شرایط کنونى خاورمیانه بر خلاف محاسبات به ظاهر دقیق شوراى دوازده نفره حزب جمهورى خواه ایالات متحده آمریکا، اسلام‌گرایان همچنان به عنوان محبوب‌ترین افراد و اسلام‌گرایى به عنوان جریان غالب و رو به رشد تعریف شده‌اند.
نکته دوم اینکه انتقال تئورى به عرصه عمل همواره سخت و دشوار است. این قاعده در مورد تمامى تئوریهاى موجود در عالم سیاست صدق مى‌کند. البته در تئورى‌هایى که نو محافظه‌کاران در خصوص خاورمیانه بزرگ طراحى کرده بودند این قاعده بیشتر صدق مى‌کند. زیرا مهیا ساختن هزینه‌هاى به عینیت رسیدن چنین تئورى‌هایى دشوار و در مواردى غیر ممکن است. در هر حال بوش پسر بدون در نظر گرفتن چنین واقعیتى به صورت مسخ شده در خدمت تصورات ذهنى پوچ افرادى مانند ویلیام کریستول و کاندولیزارایس قرار گرفت. کاخ سفید در راستاى دستیابى به خاورمیانه‌اى عارى از اسلام‌گرایى از هیچ‌گونه تلاشى دریغ نکرد. تقویت جریانهاى ساکن در منطقه، اشغال عراق، ایجاد پایگاه‌هاى نظامى و موشکى در برخى کشورهاى عربی، فشار بر ایران و سوریه، همراه ساختن کشورهاى اروپایى بر ضد تهران و دمشق و تقویت نظامى اسرائیل از جمله اقداماتى بودند که در زمان ریاست جمهورى جرج بوش از سوى کاخ سفید شدت بیشترى یافت.
بر این اساس هزینه هنگفتى صرف نیل به خاورمیانه بزرگ و جدید شد. این هزینه‌ها به اندازه‌اى زیاد هستند که محاسبه آنها در طول چند سال اخیر بسیار دشوار است. در حقیقت نو محافظه‌کاران پس از 11 سپتامبر 2001 تاکنون اقدام به طراحى سیکل و چرخه‌اى نمودند که از اشغال عراق آغاز شده و با به عینیت رسیدن طرح “نیل تا فرات” در اسرائیل خاتمه مى‌یافت. پیروزى حزب‌الله بر رژیم اشغالگر قدس در نگاهى کلى و عوام‌گرایانه پیروزى یک جریان بر جریانى دیگر بود اما در بعد ساختارى و واقعى باید اذعان کرد که پیروزى حزب‌الله لبنان بر صهیونیستها در حقیقت شکست سیکل و چرخه شیطانى نو محافظه‌کاران بود که پس از 11 سپتامبر 2001 و با هدف استیلاى واشنگتن و تل‌آویو بر معادلات خاورمیانه طراحى شده بود...
نکته سوم اینکه هم اکنون نو محافظه‌کاران کاخ سفید به شدت مورد انتقاد بسیارى از افراد برجسته (در سطح تئوریک) قرار گرفته‌اند و بر اساس آنچه در عالم واقع مى‌گذرد دست آنها در پاسخگویى به حملات تند لفظى تئوریسینهاى مخالف بسیار بسته است. با پیروزى حزب‌الله لبنان فضاى جدیدى براى انتقاد مستقیم از نو محافظه‌کاران کاخ سفید ایجاد شده است. در این فضا افرادى مانند رایس و بوش توان فرار از واقعیات را ندارند و ابزارهاى رسانه‌اى و تبلیغاتى نیز دیگر در خدمت نو محافظه‌کاران نیستند. بنابراین پیروزى حزب‌الله لبنان علاوه بر اینکه موجبات توقف و شکست تئوریهاى پوچ نو محافظه‌کاران در نظام بین‌الملل را فراهم ساخت در سطحى دیگر باعث در هم شکستن قالب تزیین شده و زیبا اما بى‌بنیان و کریهى شد که نو محافظه کاران در چارچوب آن از انتقادات تئوریک دیگران مصون بودند.
پس از شکستن این قالب فضایى در ایالات متحده آمریکا و نظام بین‌الملل به وجود آمده است که در آن نفرت نسبت به کاخ سفید از یک سو و رغبت نسبت به اسلام‌گرایان از سویى دیگر تقویت شده است.
نکته چهارم اینکه هم اکنون نو محافظه‌کاران با چند پدیده کلى روبه‌رو هستند که به هیچ عنوان در محاسبات تئوریک خود جایى براى آنها پیش‌بینى نکرده بودند:
حزب‌الله تقویت شده: تقویت حزب‌الله و افزایش اعتبار نیروى مقاومت اسلامى لبنان و به طور کلى اسلام‌گرایان خاورمیانه با آنچه نو محافظه‌کاران در سال 2006 پیش‌بینى کرده بودند بسیار متفاوت است. آنها پیش‌بینى کرده بودند که در فاصله 2 سال باقى مانده تا پایان دوران ریاست جمهورى جرج واکر بوش باید شاهد خاورمیانه‌اى ساکن و نیز متحرک و در راستاى اهداف تل‌آویو شدند. اما هم اکنون خاورمیانه‌اى پویا با محوریت اسلام‌گرایى در حال شکل‌گیرى است.
نو محافظه‌کاران که سعى داشتند در فاصله زمانى میان انقلاب سرو در لبنان و پایان قدرت سیاسى بوش پسر نوزاد دموکراسى آمریکایی- صهیونیستى را در خاورمیانه متولد کنند هم اکنون با طفلى ناقص الخلقه مواجه هستند که صداى ناله او گوشخراش و طاقت‌فرساست...
از سوى دیگر و در مقابل بیدارى ملتهاى مسلمان و افزایش میل به اسلام‌گرایى در خاورمیانه شاهد اسرائیلى در هم ریخته و مضمحل هستیم. رژیم اشغالگر قدس با شکست خود از نیروهاى مقاومت اسلامى در فضا و محیطى کاملا بسته دست و پا مى‌زند. به عبارت دیگر از سال 1948 تاکنون تل‌آویو با چنین فضایى روبه‌رو شده و بنابراین توان درک واقعیت شکست از حزب‌الله لبنان براى افرادى مانند اولمرت و شیمون پرز سخت و دشوار است.
کاخ سفید هم اکنون در حالى که در به فعلیت رساندن طرحهاى مضحکانه نو محافظه‌کاران در خاورمیانه باشکستى سخت مواجه شده است مجبور است هزینه‌هاى شکست اسرائیل و بازگرداندن تل‌آویو به نقطه صفر را نیز بر عهده بگیرد. در هر حال بسیارى از صهیونیستها این شکست را محصول خوش خیالى افرادى مانند رایس و در نظر نگرفتن توان واقعى مقاومت اسلامى توسط این افراد مى‌دانند. از سوى دیگر تئوریسینهاى نو محافظه‌کار ایالات متحده آمریکا با مخالفان خود مواجه هستند. هنرى کیسینجر، زبگنیو برژینسکی، جیمى کارتر و مادلین آلبرایت در تئورى‌هاى خود از اول با آنچه نو محافظه‌کاران مد نظر داشتند مخالف بودند. البته لازم به ذکر است که رویاى استیلا بر خاورمیانه و ایجاد خاورمیانه‌اى بدون وجود اسلام‌گرایان و تحت تاثیر و دخالت مستقیم واشنگتن و تل‌آویو آرزوى دیرینه دموکراتها و جمهورى خواهان آمریکاست.
در این راستا ریگان، کارتر، بوش پدر، بوش پسر و... تلاشهاى زیادى را انجام داده‌اند.
اما در راه رسیدن به چنین خوش خیالى و هدف دست‌ نیافتنى ذکر شده، روش دموکراتها و جمهورى‌خواهان متفاوت است. افراط گرایان نو محافظه‌کار از سوى مخالفان دموکرات خود و نیز برخى هم حزبى‌هاى سنتى جمهورى‌خواه نسبت به اتکا به فرمولهاى غلط و حرکت بر مبناى محاسبات نادرست متهم هستند.
در نهایت اینکه نخستین شکست تئوریک و عملى نو محافظه‌کاران آمریکا در خاورمیانه به دنبال پیروزى حزب‌الله لبنان بر تل‌آویو به وقوع پیوست. هم اکنون نو محافظه‌کاران مغرورى که تا قبل از حادثه 11 سپتامبر 2001 طرح استیلاى کامل بر خاورمیانه را ریخته بودند با چهره‌هایى در هم و شکست خورده سعى در پنهان‌سازى خود از افکار عمومى جهان دارند. آنها هم اکنون به خوبى‌ مى‌دانند که خاورمیانه جدید رویایى بیش نبوده و نیست.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات